خلیجفارس در جنوب ایران درطول هزارهها همواره بهعنوان یک گذرگاه آبی راهبردی ایفای نقش کرده است. براساس مدارک باستانشناسی دستکم از هزارۀ پنجم پیشازمیلاد به اینسو، ساکنان فلات ایران، جنوب خلیجفارس، بینالنهرین و جنوب آسیا از این راه آبی برای تعاملات فرهنگی، اقتصادی و سیاسی استفاده کردهاند. اوج شکوه منظرگاه فرهنگی خلیجفارس در هزارۀ سوم پیشازمیلاد بوده است که حوزههای تمدنی نوپایی در جنوب خلیجفارس و دریای عمان شکل میگیرد و بهگواه یافتههای باستانشناسی و متون میخی بینالنهرینی این مناطق در چرخۀ تعاملی میان تمدنهای آن زمان از بینالنهرین تا درۀ سند نقش فعالی داشتهاند. منظرگاههای فرهنگی سواحل و جزایر بخش جنوبی خلیجفارس در مقایسه با بخش شمالی (ایران) بسیار بیشتر و هدفمندتر مورد پژوهشهای باستانشناسی قرار گرفتهاند. یکی از جزایر مهم در بخش جنوبی خلیجفارس، جزیرۀ تاروت عربستان است. یافتههای بهدستآمده از این جزیره نشان میدهند این محل درطول هزارۀ سوم پیشازمیلاد بهعنوان یک بندر تجاری مهم در خلیجفارس به ایفای نقش پرداخته است و در نیمۀ نخست این هزاره تحت کنترل بینالنهرینیها قرار داشته است. تمرکز این پژوهش پرداختن به ارتباط جزیرۀ تاروت و فلات ایران، بهویژه سرزمین مارهاشی در نیمۀ دوم هزارۀ سوم پیشازمیلاد است؛ زمانیکه این جزیرۀ تحتنفوذ مردمان جنوبشرق ایران قرار داشته است و گروه قابلتوجهی از اهالی مارهاشی در تاروت سکونت داشتند تا فعالیتهای تجاری دریایی را تحتکنترل داشته باشند؛ همچنین در این پژوهش، فرضیۀ مرکز تولید اشیاء کلریتی جزیرۀ تاروت مورد پرسش قرار میگیرد؛ درنهایت، بخشی از ساکنان جزیرۀ تاروت عربستان بهعنوان اجتماعات دور از وطن (دایاسپورا) تجاری-سیاسی تمدن جیرفت معرفی میشود.