در ادوار اسلامی، مسجد بهعنوان شاخص معماری شناخته شده و دارای جایگاه ویژهای است. معماری مساجد با تزییناتی همراه بود، و به مرور مملو از مفاهیمی شد که سرشار از عناصر معنایی و تزیینی در معماری اسلامی است. این تزیینات کتیبهای با مضامین گوناگون قرآنی، دعایی، تاریخی و اسماءالهی و اسماء ائمه با تکنیکهایی نظیر کاشیکاری، آجرکاری و گچبری اجرا شدهاند. تحلیل مضامین و همچنین بررسی تفاوتها و شباهتهای مضمونی کتیبههای دو مسجد از اهداف این مقاله است. پرسشهای پژوهش عبارتنداز: چه مفاهیمی در کتیبههای قرآنی مساجد گوهرشاد مشهد و حکیم اصفهان به لحاظ بسترهای سیاسی و مذهبی دو دوره مطرح میباشد؟ افتراق و اشتراکات کتیبهها در چه زمینههایی است؟ نتایج پژوهش نشان میدهد بهدلیل اختلاف مذهب در این دو دوره (تیموریان و صفویان) بیشتر کتیبههایی که در گوهرشاد مشهد (تیموریان) نگارش یافته به مسائلی کلی و اصولی دین اسلام از جمله مسئله توحید و یگانگی خداوند، معاد یا مسائل کلی از ایندست پرداخته شده است؛ ولی در کتیبههای مسجد حکیم ضمن پرداختن به آیاتی در اینخصوص، آیات، سوّر و احادیثی درمورد اهل بیت؟عها؟ نیز دیده میشود. در کتیبههای مسجد گوهرشاد، خط ثلث بیشترین کاربرد را از میان خطوط دیگر داشته و نقوش ختایی، اسلیمی همزمان در تزیینات این بنا، نقش مهمی ایفا کردهاند. در مسجد حکیم اصفهان، خط شاخص در کتیبهنگاری، کوفی (بنایی، معقلی) است و اکثر کتیبهها بههمین خط نگارش شدهاند. سورههای توبه، اسراء، جمعه، دهر، اخلاص و آیۀالکرسی، از جمله سورههای مشترک میان این دو مجموعه است. با اینکه دو مسجد گوهرشاد مشهد و حکیم اصفهان در ساختار ساختمانی و محتوای کتیبهها، دارای اشتراکاتی هستند، اما غنای تزیینی و کتیبههای قرآنی مسجد گوهرشاد بیشتر از مسجد حکیم میباشد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی محتوا بوده و گردآوری اطلاعات ازطریق مطالعات کتابخانهای، مشاهدهی آثار جمعآوری و میدانی میباشد.
دکتر آزیتا بلالی اسکویی، دکتر عاطفه صداقتی، خانم پریسا حسنخوشبخت، صنم کفشدوز سلیمی، سال 5، شماره 18 - ( 12-1400 )
چکیده
فخرومدین به شبکههای درون حصار و اماکن مذهبی گفته میشود که بهصورت مشبکهایی تکرار شوند. اینگونه دیوارها را با قطعات گلپخته به اشکال هندسی و غیرهندسی ساختهاند و چون در فواصل آنها حفرههایی پدید آمده، کوشیدهاند که فرم آنها نیز زیبا باشد. در دوران اسلامی ایران، بناهای آرامگاهی و مقابر پس از مساجد، در شمار مهمترین آثار معماری و شهرسازی، جای میگیرند. ساخت این بناها از سدۀ چهارم هجریقمری، آغاز و با فراز و فرودهایی تا عهد صفویه، ادامه مییابد. بهگواهی آثار بازمانده، دورۀ ایلخانان در ایران را میتوان دوران اوج رواج و رونق ساخت «فخرومدین» در بناهای آرامگاهی دانست. در این نوشتار، تعدادی از بناهای آرامگاهی بهجامانده از دورۀ ایلخانی، تیموری و صفوی موردبررسی تطبیقی قرار گرفته است. جستار این پرسش اصلی را که فخرومدین چه سیر تحولی را در دوران اسلامی با تأکید بر سه دورۀ مذکور، طی نموده است و کاربرد آن، در تطبیق با هم چگونه قابل تشریح و ردگیری است؟ دنبال مینماید. این پژوهش، ترکیبی از دو نوع روش پژوهش کیفی و کمّی و به روش توصیفی- تحلیلی بر پایۀ استدلال منطقی، انجام شده است. جمعآوری دادهها، ازطریق مطالعۀ کتابخانهای و اسناد معتبر تاریخی و بررسی تصاویر و مراکز اسناد صورت گرفته است. در اینراستا ابتدا پیشینۀ تاریخی و مبانی نظری مبحث مورد بررسی قرار گرفته است. سپس تمامی گونههای فخرومدین در مقابر سه دورۀ ایلخانی، تیموری و صفوی (درمجموع 25 نمونۀ موردی) با توجه به الگوهای هندسی، محل قرارگیری و مصالح بهکار بردهشده در ساخت آنها تحلیل شده است. نتیجۀ مطالعۀ تطبیقی نشان میدهد که «فخرومدین» در قالب هفت شاخصۀ کالبدی-معنایی تدوین شده است. این شاخصهها شامل: معنویت، شفافیت، آسایش محیطی، امنیت، تعامل بصری، محرمیت و زیبایی هستند و مشخص شد که در دورۀ ایلخانی، شاخصههای «معنویت» و «تعامل بصری»، در دورۀ تیموری، شاخصههای «آسایش محیطی» و «تعامل بصری» و در دورۀ صفوی، شاخصههای «معنویت» و «آسایش محیطی» مورد تأکید بوده است.
یزد بهواسطۀ اینکه در دوران اسلامی کمتر دچار فراز و نشیبهای اجتماعی شده و بهواسطۀ جایگاه آموزش در قرون میانی اسلام، سنت مدرسهسازی که از دورۀ سلجوقی شروع شده بود، در یک بستر آرام به تداوم خود ادامه داد. به دور بودن از دغدغههای امنیتی و ایجاد آرامش نسبی در طی قرون میانی و مقبولیت زیاد ساخت مدرسه، زمینه را برای ظهور مدرسه در شهر یزد فراهم نموده است؛ بنابراین با توجه به اشارات متعدد متون تاریخی یزد به مدارس این دوران و عدم انجام پژوهشی دربارۀ معماری مدرسههای تاریخی یزد، در این پژوهش بهشرح ویژگیهای ساختمانی این مدارس پرداخته شده است. هدف این پژوهش پاسخگویی به این پرسش است که، مدارس مذکور در متون تاریخی دارای چه ویژگیهایی هستند و اجزاء فضاساز و آرایههای این مدارس چه بوده است؟ روش پژوهش این جستار برمبنای اسناد و مدارک تاریخی و همچنین مطالعات کتابخانهای است. روش این پژوهش تحلیلی-تاریخی و منبع اصلی آن، منابع تاریخی مانند کتاب تاریخ یزد و تاریخ جدید یزد و جامع مفیدی است. این پژوهش، مدارس تاریخی را از جنبههای معماری، تزئینات، عملکرد، پدیدآورندگان مورد کنکاش قرار داده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان میدهند که مدارس یزد دارای ویژگیهای محلی و بومی هستند که قبل از دورۀ ایلخانی در این ناحیه رواج داشته است و ریزش شیوههای معماری و تزئین محلی به داخل ساختمان مدرسه با توجه به منابع تاریخی، انکارناپذیر است. مدارس اشتراکات زیادی با معماری مساجد و خانه و خانقاه این دوران دارند. با توجه به اینکه معمولاً از مدارس بهعنوان مدفن استفاده میشود؛ بنابراین میتوان این بناها را در گروه مدارس تدفینی دستهبندی کرد و درنهایت طیفهای متنوعی از افراد بهعنوان بانی نقش اصلی در شکلگیری این مدارس تاریخی داشتهاند.
ساخت انواع گنبدها در دوران اسلامی، بهویژه در دورههای تیموری و صفوی بهنهایتِ کمال رسید. گنبدهای شلجمیشکل، از نمونههای قابلتأمل در فرهنگ معماری آسیایمرکزی و ایران است که در اوایل قرن 9ه.ق./ 15م. و همزمان با دورۀ تیموری رواج یافت. در این شکل جدید، در محل پیوستن پوستۀ بیرونی گنبد به ساقه، بیرونزدگی مختصری ایجاد شده که سبب تغییر در شکل ظاهری و جزئیات سازهای شده است. پرسش مطرح این است که، دلایل ایجاد این تغییرات در نمای ظاهری و نیز عناصر سازهای دخیل بین دو پوسته، پس از شکلگیری اولیۀ این گنبدها در آسیایمرکزی و سپس سیر تکامل آنها در ایران چگونه است؟ پژوهش حاضر با هدف دستیابی به جنبههای پنهان در سیر تحول گنبدهای شلجمیشکل و با تکیهبر مستندات تاریخی و باستانشناسی و پاسخ به چرایی و علل تحولات ایجادشده در آنها طی 4 قرن در حوزۀ ایران فرهنگی به نگارش درآمده است. افزونبر این، بازنمایی اندیشهها و باورهای حامیان و معماران پدیدآورندۀ این گنبدها با مطالعۀ تحولات انجامگرفته در این آثار موردتوجه است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی انجامشده و مطالعۀ گنبدهای منتخب نیز مبتنیبر فعالیت های میدانی، تحقیق در منابع و اسناد کتابخانهای است. فرآیند تغییر شکل ظاهری گنبدها، شامل حذف خیارۀ بیرونی، تعدیل در ارتفاع ساقه و ایجاد انحنای بیشتر در محل پیوستن پوستۀ بیرونی به گریو است. این پژوهش، در پیوند با تغییرات سازهای ایجادشده برای بهبود مقاومت و استحکام گنبدها، از ساخت باریکهطاقها برروی پوستۀ درونی و انتقال وزن دیوارهای خشخاشی به قسمتهای زیرین و پایههای گنبدخانه، تغییر در تعداد و تناسبات خشخاشیها برای جلوگیری از خرابی گنبد، بهویژه در بخش آوگون بههنگام زلزله و نیز شکل و ترتیب قرارگیری کلافهای چوبی برای افزایش انعطافپذیری آن در برابر تکانهای لرزشی، سخن گفته است.
دکتر شاهین گرکانیدشته، محمد مرتضایی، سال 7، شماره 24 - ( 5-1402 )
چکیده
کلاهخود دستاری، گونهای از کلاهخودهای جنگی دوران اسلامی است که بهدلیل تزئینات ویژهای که آن را شبیه به دستار میکرده و همچنین نمایان بودن کلاهخود از زیر عمامۀ جنگجویان به این نام معروف شده است. براساس مستندات متعددی که تاکنون باقیمانده میتوان گفت که استفاده از کلاهخودهای دستاری بهصورت تقریبی از اوایل قرن چهاردهم تا اواخر قرن شانزدهم میلادی در گسترۀ وسیعی از سرزمینهای اسلامی رواج داشته که از اینمیان میتوان به دولتهای ایلخانی، آلجلایر، آلاینجو، آلمظفر، تیموریان، ترکمانان و صفویان نیز اشاره کرد که در طول قرون فوق در ایران حکومت میکردند. باوجود این گسترۀ وسیع و مدت طولانی که این سبک از کلاهخود موردتوجه و استفاده قرار داشته، تاکنون تنها دو سبک ترکمانی و عثمانی، بهدلیل وجود نمونههای متعدد باقیمانده، بهصورت کامل مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته و سایر نمونهها و مستندات برجای مانده از سدههای فوق، یا موردتوجه نبوده و یا بهطورکلی فارغ از دایرۀ کلاهخودهای دستاری مورد ارزیابی و دستهبندی قرار گرفتهاند. این پژوهش قصد دارد تا با اتکاء به مستندات باقیمانده، ازجمله مجموعۀ کلاهخودها و همچنین نگارههای مصور شده در طول قرون فوق به مطالعه و بررسی کلاهخودهای دستاری بپردازد. هدف از انجام این پژوهش مطالعۀ ساختار هندسی کلاهخودهای دستاری در طول سدههای ذکر شده است تا به کمک آن بتوان به شناسایی ساختار شکلی و تفاوتهای سبکی در طراحی و ساخت این کلاهخودها پیبرد. نتایج این پژوهش گویای آن است که تحولات در ساخت کلاهخودهای دستاری در طول سدههای چهارده تا شانزده میلادی در ایران منجر به ارائه چهار سبک مختلف در طراحی و ساخت کلاهخودهای دستاری شده که بهترتیب عبارتند از: سبک مغولی، سبک تیموری، سبک ترکمانی و سبک قزلباشی.
چکیده
نگارههای «جنگ شتر» در هنر صخرهای بازتابی از مراسم آئینی بوده است که میتوان آن را به اواخر دورۀ پارینهسنگی تاریخگذاری کرد؛ اعتقاد بر این است که سرچشمۀ آن به شمالغربی قزاقستان امروزی بازمیگردد. با وجود این و به گمانی، نگارههای رایج جنگ شتر در آثار هنری منقول میتواند ریشه از نواحی «کاراتائو و بایکونور» قزاقستان از دوران مفرغ سرچشمه گرفته باشد.بهدلیل نزدیکی و موقعیت جغرافیایی، آئین جنگ شتر در اوایل به «سرماتیها» در استپهای اورال معرفی شد؛ سپس از طریق سرماتیها به «شیونگنو» در شمال و قوم «شی ایمو» در «سینکیانگ» چین و سپس به «کانگجو» گسترش یافت. جنگ شتر که در سنگنگارههای «سولائک» در حوضۀ «مینوسینسک» نگاریده شده، باید ملهم از سبک هنری قرقیزها و سرچشمۀ آن نیز میتواند شیونگنو باشد. نگارههای جنگ شتران در گورگاههای «لولان» به گمانی از شی ایمو یا از شیونگنو سرچشمه گرفته باشند. با وجود این، نگارههای جنگ شتر در مینیاتورهای ایرانی از زمان تیموریان آغاز شد و نوعی سرگرمی برای درباریان سلطنتی بود. با آمدن تیمور، به اوایل دودمان «یوان»، با پیدایی نوعی جنگ شتر، بهعنوان سرگرمی درباری، روبهرو میشویم. این موضوع نشان میدهد که نهتنها آئین جنگ شتر با آمدن مغولان گسترش یافت که نگارههای جنگ شتر در مینیاتور ایرانی نیز با آمدن مغولان به ایران درهمتنیده است. کلیدواژگان: نبرد شترها، سَرماتها، هونها، قرقیزها، دودمان تیموری، نگارگری.
مقدمه
هرچند شترها عموماً چهارپایانی رام هستند، اما هر سال و در طول فصل جفتگیری، شترهای نر برای جفتگیری با شترهای ماده، با رقبای نر خود بهشدت میجنگند؛ در این رقابت، کار آنها با گاز گرفتن همدیگر و درگیری به جنگهای شدیدی کشیده میشود تا زمانیکه یکی بر دیگری پیروز شود. این جنگ فصلی اشتران که ازسوی انسانها به مفهومی خاص تفسیر شد در سراسر آسیایمیانه به روزگار باستان، تا به سیبری، سین-کیانگ در چین، ایران، هند و سایر مناطق گسترش یافت و هماکنون نیز در ترکیه، عربستان، افغانستان، پاکستان و جاهای دیگر رایج است.
شترها را میتوان به دو دستۀ تککوهانه یا دوکوهانه طبقهبندی کرد. جنگ اشتران در صورت اولیه بیشتر به شترهای دو کوهانه محدود بود که بهعبارتی گواه آغازین این آئین از اینگونه از اشتران بوده است. بهعنوان یک رفتار غریزی فحلشدگی، انسان با جنگ شتر به اواخر دورۀ پارینه سنگی آشنا شد. در سال 1988م.، یک استخوان ماموت دربردارندۀ نگارۀ انسان و حیوان در سواحل رودخانۀ تام در «سورسک»، استان تومسک، روسیه کشف شد. «یوری» و همکارانش با استفاده از فناوری جدید به شناسایی نگاره همت گماردند؛ آنها بدیننتیجه رسیدند که حیوانات نگاریدهشده دربردارندۀ نقش چهار شتر دوکوهانه هستند که دو تای آنها در حالت آغاز جنگ اشتران است. بررسی انجامشده دربارۀ این نگاره گواه گمانمند جنگ اشتران دو کوهانۀ وحشی است؛ آنها برپایۀ آزمایش کربن 14 و سبک نگارش نقشها، این حکاکی را مربوط به اواخر دورۀ پارینه سنگی تشخیص دادند. آن پژوهشگران، با توجه به فصلی بودن این نوع جنگ، انجام آن را بر پایۀ این سند به مراسمی آئینی ارزیابی کردند. دقت بالا در حکاکی این نگاره، یکی دیگر از دلایلی بود که این دانشمندان آنرا در شمار نخستین سند برای چنین موضوعی بر رسیدند.
نگارۀ گاز گرفتن دو شتر به عصر مفرغ در سنگنگارهها به ما رسیده است. «موخاروا» با بررسی این سنگنگارها دریافت که نگارههای «سولائک» در کران «مینوسینسک» به هزارۀ اول پسازمیلاد مربوط است؛ همین نگارهها (همانند) در «کاراتا» در جنوب قزاقستان نیز دیده میشود. «سرمتیان»، بهعنوان یکی از گروههای نیرومند اوراسیایی، بهخوبی با شترهای (مرغوب) بلخی آشنا بودند. سرمتیان نیز به جنگ شتر بسیار علاقمند بودند. از گورگاههای این دوره میراث جنگ شتر بهدست آمده است؛ صحنههای جنگ شتر برروی 29 پلاک زرین بهدست آمده از یکی از گورگاهها، بهخوبی قابلفهم است. نگارههای جنگ شتر بهدستآمده از کرانههای دریای سیاه نیز میتواند ناشی از جابهجایی سرمتیان و مهاجرت بدینکران جغرافیایی بوده باشد.
این سنت، یعنی جنگ شتر، در دوران پیشتاریخی از «راه ابریشم» به کرانههای شیونگنو و شینجیان چین نیز کشیده شد. شیونگنو به دورۀ دودمانی شین و هان، قدرت برتر در کران مراتع شمالی چین بود. از میراث شناختهشده باستانشناختی آنان باید به کمربند مستطیلیشکل با پلاکهای دارای آرایههای جانوری اشاره کرد. از شمار این آرایه باید به نگارۀ شتر بلخی ارجاع داد؛ از آنجمله به نگارۀ دو شتر که در حالت درازکش، روبهروی هم قرار گرفته و درحال گاز گرفتن همدیگر هستند. در موضوع جنگ شتر، برخی منابع چینی به نثار این رخداد به «معبد سه اژدها» در شیونگنو برای سرگرمی اشاره کردهاند. اینچنین، سنت جنگ شتر از این مسیر (شیونگنو) به شینجیانگ نیز گسترش یافت.
از پس این دوره، و به گورگاههای دورۀ «هان» شاهد میراث سنتی جنگ شتر هستیم. اندکاندک در دوران سپسینتر بر تابوتهای مقابر نیز این نگاره، یعنی جنگ شتر پدیدار شد؛ این نگاره به سدۀ چهارم میلادی در لولان دیده میشود؛ همچنین، در منابعی چون منابع ترکی، از نوشتاری و تا به نقاشی، با صحنه جنگ شتر روبهرو میشویم؛ این منابع به سدههای هفتم تا نهم میلادی وابستهاند.
مینیاتورهای ایرانی و نگارۀ جنگ شتر
نگارۀ جنگ شتر به فراوانی در مینیاتورهای ایرانی و البته به دورۀ مغولان به یک دورۀ زمانی 400سال روایی داشته است. در این مینیاتورها، شترها بیشتر از نوع شتر تککوهانهاند و درحال گاز گرفتن و هُل دادن همدیگر به یاری گردن بلند خود هستند؛ این نگارهها هم به جنگ شتران در مفهوم أخص و هم بهنوعی جنگ شتران در مسابقۀ شتران که در آن صاحبان افسار بهدست نیز دیده میشود، میپردازد.
در مسابقات امروزی جنگ شتر در کشور ترکیه، دهان شتران را میبندند تاز از گاز گرفتن همدیگر جلوگیری کنند؛ افزونتر، افسار شتران در دست صاحبان برای مراقبت و کنترل قرار دارد؛ در چنین صحنههایی، شتران با هُل دادن یکدیگر در مبارزه از گردن و دیگر اعضای بدن خود استفاده میکنند. بدین صحنهها نیز جنگ شتران گفته میشود. به گمانی این سنت جنگ شتران در ترکیه از آن سنت ایرانی (مینیاتور) برگرفته شده است.
با وجود این، از نبود پیشینۀ تاریخی جنگ شتر در غرب آسیا (ایران)، این تصور پیش میآید که نگارههای جنگ شتر در مینیاتورهای ایرانی، عنصری وارداتی است. بر پایۀ پژوهشهای «ریچارد دبیلو بولیت» باور دارد که رخداد جنگ شتران در ترکیه و نیز نگارههای آن در مینیاتورها پس از سلجوقیان در ترکیه رخ داده است؛ اکنون این پرسش کلیدی پیش میآید که آیا ترکان سلجوقی در وارد شدن نگارۀ جنگ شتران در مینیاتورها اثرگذارترین بودهاند؟
سلجوقیان به نیمۀ دوم سدۀ 11م. بهسوی خراسان و ایران آمدند و دودمان سلجوقی را برپا کردند. سلجوقیان بهعنوان آشناترین قوم به بهرهگیری از شتر، نباید با جنگ شتران به هنگام فصل جفتگیری ناآشنا بوده باشند. افزونتر، آنان در پرورش شتر بسیار فعال بودند و در پرورش شتران «دو گونهای» (جفتگیری بر پایۀ دو ژن/نوع متفاوت) بهمنظور تربیت شتران قویتر شهره هستند. نگارۀ شتر دو گونهای (ترکیب دو نوع متفاوت) از مینیاتورها (تصویر 11) آنجا که دو شتر دوکوهانۀ کوچک و دیگری کمرنگ شده، بهخوبی قابلفهم است.
با به قدرت رسیدن «تیمور»، احترام به بازماندگان «چنگیز» یکی از سیاستها بود. مغولان در دستگاه سیاسی به مناصب مهمی دستیافتند. مغولان سبک نقاشی چینی را با خود به ایران بردند؛ این سبک پردازش بر مینیاتورهای ایرانی اثرگذارترین افتاد. یکی از این نفوذها، باید به گسترش و ارتقا نگارۀ جنگ شتران در مینیاتورهای ایرانی بیاری سبک چینی اشاره کرد.
نتیجهگیری
نخستین نگارۀ معروف به جنگ شتر، که از آن بهعنوان صحنهای آئینی نام رفته است، به دورۀ پارینهسنگی و برروی استخوان یک ماموت برمیگردد. این اثر از کران تومسک روسیه کشف شد. از اینروی، پژوهشگران باور دارند که موضوع جنگ شتر از این کران جغرافیایی و شمالغرب قزاقستان برای نخستینبار ریشه گرفته است. سرمتیان نخستین گروه در گسترش صحنههای جنگ شتر برروی نوعی فلز بودند؛ این آثار، یعنی پلاکهای فلزی بیشتر از معابدی از بیابانهای جنوب اورال کشف شدهاند. سرمتیان در گسترش این هنر نقشی کلیدی داشتند و این هنر از راه سرمتیان به چین رسید. چنین بهنظر میرسد که بهدلیل نبود مدارک کافی، ترکان سلجوقی این هنر به غرب آسیا منتقل کردند. با ورود مغولان، هنر جنگ شتر بهویژه با دورۀ تیموری در مینیاتورهای ایرانی پدیدار شد. از مسیر مغولان، برخی ویژگی هنری «یوآن» چین نیز به مینیاتورهای ایرانی راه یافت.
بناهای آرامگاهی با گنبد مضرسی از شاخصههای معماری مذهبی مناطق جنوبی ایران از دورۀ ایلخانی تا صفوی است. فرم اصلی گنبد مضرس، مخروطی است که چیدمان اجزای مکعبی آن با اشکال هندسی متفاوت و متنوع، حالت دندانه و یا پلهای دارند. پژوهشهایی که تاکنون انجام شده بیشتر توصیفی و کلینگرانه است؛ از اینرو،مهمترین هدف پژوهش حاضر مطالعۀ تفاوتها و مشابهتهای معمارانۀ چهار آرامگاه در مناطق جنوبی ایران از عصر ایلخانی-تیموری و تأثیرپذیریشان از سبکهای گوناگون معماری دورههای یاد شده با عنوان سبک حکومتی (شامل حوزۀ مرکزی حاکمیت ایلخانان) و محلی (شامل: ویژگیهای معماری و هنری خاص مناطق جنوبی ایران است. پژوهش حاضر بر آن است تا به این پرسش پاسخ دهد که، چه رابطۀ شکلی و تزئینات معناداری در بناهای آرامگاهی با گنبد مضرس مردم نهاد/بومی و سازههای حکومتی وجود دارد؟ نتیجۀ پژوهش حاکی است که آرایههای معماری بهکار رفته در آرامگاه «میرمحمد حنفی»، بهویژه طاقنماهای بلند و عمیق در گنبدخانه و استفاده از آجر در تارک نار خیارهدار گنبد آن از تأثیرات سبک حکومتی است. سادهتر بودن فرم آرامگاه و کاربرد مصالح محلی، ساخت تارک نار مخروطی در بناهای بابامنیر و دوگنبدان و بنا نهادن گنبدهای مضرسی متقارن در آرامگاههای مطالعه شده، متأثر از معماری بومی مناطق مذکور است. در برخی از آرامگاههای مطالعه شده، نوعی همزیستی بین سبک معماری بومی و حکومتی نیز دیده میشود. رویکرد نظری پژوهش حاضر مطالعات تاریخ فرهنگی با ابزار گردآوری اطلاعات به شیوۀ میدانی و اسنادی (مطالعات کتابخانهای) و بهروش توصیفی-تحلیلی است.
سکههای تیموری، آینهای از وقایع اقتصادی و سیاسی مهم تیموریان هستند و مطالعۀ آنها میتواند به فهم عمیقتر وضعیت اقتصادی و اجتماعی این دوره کمک کند. این پژوهش با استفاده از طیفسنجی فلورسانس اشعۀ ایکس به بررسی سکههای تیموری موزۀ آرامگاه بوعلیسینا پرداخته است. بازبینی تخصصی نتایج اولیۀ دستگاه طیفسنجی فلورسانس اشعۀ ایکس (PXRF) بهویژه در مطالعات سکهشناسی، از اهمیت بالایی برخوردار است و میتواند بهعنوان یک گام اساسی در راستای کاهش خطا و افزایش دقت در تحلیلهای میانرشتهای موردتوجه قرار گیرد. فناوری PXRF بهعنوان یک روش غیرمخرب، قابلیت بررسی دقیق ترکیب شیمیایی و تعیین عنصرهای موجود در سکهها را فراهم میآورد؛ اما بدون پایش دقیق و بازبینی جامع نتایج بهدستآمده، ممکن است به تفسیر نادرست و عدم قطعیت در تحلیلهای تاریخی منجر شود. پرسشهای پژوهش دربارۀ ارزش بازخوانی و تفسیر دادههای طیفسنجی فلورسانس اشعۀ ایکس و نقش آنها در شناسایی سکههای جعلی و درک ویژگیهای اقتصادی و فرهنگی در مطالعات سکهشناسی است. فرضیۀ کلیدی پژوهش میگوید که دادههای خام طیفسنجی فلورسانس اشعۀ ایکس نتایج دقیقی ارائه نمیدهد و برای مطالعۀ دقیق سکهها نیاز به واکاوی تخصصی توسط افراد متخصص وجود دارد. این پژوهش همچنین به اهمیت بررسی دقیق طیفها و چالشهای فنی در بازخوانی دادهها پرداخته و شیوههای میانرشتهای را برای افزایش دقت نتایج بهکار میبندد. یافتهها نشاندادند که بازخوانی ژرفتر دادههای طیفسنجی فلورسانس اشعۀ ایکس، در شناخت بهتر ترکیب شیمیایی سکهها و نگهداری از گنجینههای فرهنگی کارساز است و میتواند به درک عمیقتری از سیاستها و کنشهای اقتصادی دورۀ تیموری بینجامد.