مُهرها بهعنوان یکی از مهمترین دادههای باستانشناسی، همواره در مطالعات این علم و هنر باستان موردتوجه بودهاند. شهر شوش بهعنوان یکی از مهمترین محوطههای باستانی ایران در دورههای مختلف تاریخی-فرهنگی، بهویژه دورۀ ایلام، دادههای فرهنگی-هنری بسیاری ازجمله مهرها را در اختیار باستانشناسان و متخصصین تاریخهنر قرار داده است. یافتههای بهدستآمده از این شهر باستانی، گویای سبکهای گوناگون هنری در دورههای پشتسر گذاشتهشده در آن بوده و سبکهای گوناگون حکاکی مهر و شمایلنگاری آنها که میتواند بیانکنندۀ اطلاعاتی در زمینههای مختلفی چون نمادها، اسطورهها و یا داستانهای روایی باشند، در میان این دادهها جایگاه ویژهای دارند. در دورۀ ایلام و بهطور خاص ایلام قدیم که مورد بحث این پژوهش است، سبکهای هنری مختلفی در حکاکیهای مهرها دیده میشود؛ سبکهایی که هم میتواند گویای هنر ویژۀ ایلامی باشد و هم در برخی موارد از تأثیر سبکهای حکاکی سرزمین همسایه، یعنی بینالنهرین بیبهره نبودهاند. در همینراستا، در اینجا گزیدهای از مهرهای دورۀ ایلام قدیم شوش (تعداد 11 عدد) که متعلق به موزۀ ملی ایران هستند، با هدف مطالعۀ تصاویر آنها بهلحاظ داشتن سبک فرهنگی-هنری خاص بررسی میشوند، و پژوهش در جهت پاسخگویی به این پرسش که آیا حکاکیهای این مهرهای ایلام قدیم میتواند بیانکنندۀ سبک روایی ویژهای باشند؟ صورت گرفته است. مطالعۀ انجامگرفته که بهروش کتابخانهای-موزهای و با تحلیل تطبیقی تصاویر همراه بوده است، میتواند راوی قدرت ارباب حیوانات / یا شاید فرد برتر جامعۀ آن روز، در حفاظت از حیوانات تحت حمایتش در مقابل حیوانات وحشی باشد و بهنوعی با این تصویرپردازیها، قدرت او را روایت کرده است.
صبا غلامی، یعقوب محمدیفر، علی هژبری، سال 10، شماره 35 - ( 3-1405 )
چکیده
منظرباستانشناسی با مطالعۀ دادههای مادی و فرهنگی چگونگی شکلگیری و سامانیافتن اقتصاد، جامعه، مذهب و فرآیندهای فرهنگی انسان را بررسی میکند. بهصورت کلی میتوان گفت تحول فرهنگها، در رابطۀ ارگانیک با تکنولوژی و محیطزیست است. منطقۀ قصرشیرین بر سر شاهراه تجاری خراسان قرارگرفته است؛ دارای استقرارهای مبتنیبر رندگی کوچنشینی و ثابت در دوران ساسانی و اوایل اسلام است. نحوۀ قرارگیری محوطهها، پراکندگی آنها در دشت قصرشیرین، بهگونهای است؛ که نشان میدهد این منطقه مجموعهای از استقرارهای کوچنشینی را در دل خود در کنار یک مجموعۀ حاکمیتی، در دورۀ ساسانی، جا داده است. این پژوهش تلاش میکند که بامطالعۀ منظرباستانشناسی منطقۀ قصرشیرین و بررسی محوطههای ساسانی با استفاده از تصاویر ماهوارهای و تکنیک GIS نسبت به توپوگرافی دشت، راههای ارتباطی، بررسی منابع تأمینکنندۀ آب، کاربری اراضی، پراکندگی و قرارگیری محوطههای باستانی به چگونگی شکلگیری استقرار در این منطقه در دورۀ ساسانی و کاربری و ارتباط محوطهها با یکدیگر پیببرد. قصرشیرین منطقهای بسیار مستعد برای شکلگیری و توسعۀ جوامع انسانی با معیشت دامداری و کوچنشینی است. در این منظرباستانشناسی دو الگوی زیستی مبتنیبر زندگی کوچنشینی و دامداری و زندگی یکجانشین مبتنیبر کشاورزی وجود دارد. اطلاعات لازم برای این تحقیق براساس تحلیل بر مدل GIS و تصاویر ماهوارهای بهدستآمده است. براساس مطالعات انجامشده بر روی اقلیم و عوامل جغرافیای منطقۀ مذکور، موقعیت جغرافیایی و پراکندگی محوطههای ساسانی در این منطقه چنین نتیجه گرفتهشده است که در دوران ساسانی و اوایل اسلام منطقۀ قصرشیرین بهجز آثار شاخص مجموعۀ ساسانی که مربوط به کشاورزی و یکجانشینی است و استقرارهای کوچنشینی که محوریت پژوهش را تشکیل میدهد، در اطراف آثار شاخص این منطقه بهعنوان یک اقامتگاه فصلی و موقت استفاده میشده است.