شهرستان الیگودرز ازجمله مناطق سردسیری واقعدر شرق استان لرستان است. وجود مراتع سرسبز، ارتفاع زیاد، منابع آبی فراوان در الیگودرز و همجواری این منطقه با دشت خوزستان، بستری مناسب برای شکلگیری زندگی کوچنشینی در این منطقه را فراهم کرده است. از دوران پیشازتاریخ تاکنون این منطقه بهوسیلۀ تعدادی ایلراه به مناطق پست شمال خوزستان متصل میشده است. یکی از این ایلراهها، ایلراه موسوم به «خلیلآباد/ نومکول» است که از یک مسیر سختگذر در حاشیۀ رودخانههای خروشان «بختیاری» و «سرخاو» عبور میکند. این ایلراه در دوران متأخر اسلامی عمدتاً مورداستفاده طوایفی از شاخۀ چهارلنگ ایل بختیاری بوده است که ییلاق را در بخش شمالشرق لرستان، یعنی در الیگودرز و ازنا و در دامنههای اشترانکوه و قالیکوه، و قشلاق را در سردشت، لالی و اطراف دزفول میگذراندند. باتوجه به اینکه این جاده و آثار مسیر آن تاکنون مطالعه و معرفی نشده است، انجام پژوهشی مستقل برای شناسایی و معرفی آنها لازم و ضروری بود. هدف پژوهش حاضر آن است که با اتکاء بر شواهد باستانشناسی حاصل از بازدیدهای میدانی، ضمن معرفی این ایلراه و آثار موجود در مسیر آن، تاریخ شکلگیری این ایلراه و تأسیسات مرتبط با آن را مورد ارزیابی و تحلیل قرار دهد. پرسش اصلی پژوهش این است که، چه شواهد باستانشناختی از این ایلراه باقیمانده است و کیفیت آثار باقیمانده چگونه است؟ یافتههای پژوهش ازطریق بازدید میدانی فراهم آمده است. در نتیجۀ این بررسی چهار پل، بخش زیادی از جادۀ سنگفرش، یک گورستان و یک کتیبه شناسایی شد که مطالعۀ آنها نشان میدهند این جادۀ سنگفرش و مجموعۀ آثار مسیر آن در دورۀ صفویه با حمایت سران طوایف چهارلنگ ایل بختیاری درراستای تسهیل کوچ فصلی عشایر ساخته شده است.
پاشا پاشازاده، رضا رضالو، دکتر حسین علیزاده، سال 7، شماره 23 - ( 3-1402 )
چکیده
از حدود اواخر عصرمفرغ جدید و شروع عصرآهن، نواحی شرقی شمالغرب ایران درگیر یکسری مهاجرتهای قومی گستردهای میشود که پیشتر از آن، دامنۀ این مهاجرتها به نواحی قفقاز رسیده بود. گذرگاههای موجود در رشتهکوههای قفقاز، این مهاجرتها را بهسمت دشت مشگینشهر و اردبیل و نواحی مرتفع و سرسبز ساوالان هدایت نمودند. بدونشک، مهاجران کوچرو در طول چندین سده مهاجرت در طول مسیرها، یکسری ایلراههای کمخطر و سهلالوصولی را پیدا کرده بودند که دائم در طول آنها به تردد میپرداختند. این مسیرها علاوهبر اینکه از منابع آبی همیشگی گذر میکردند، امکان استفاده از اتراقگاههای موقتی در طول مسیر را نیز مهیا مینمودند. تردد دائمی در طول این مسیر باعث شده تا محوطههای گورستانی بیشماری در طول آن برجای بماند. امروزه، ایلات شاهسون استان اردبیل، بخشی از این ایلراههای باستانی را به ارث برده و دائم از آن استفاده میکنند. انطباق مسیر ایلات شاهسون با پراکنش خطی محوطههای عصرآهن بر روی آنها، چنین فرضیهای را به اثبات میرساند. در پژوهش حاضر که بهواسطۀ بررسیهای میدانی با رویکرد قومباستانشناسی در نواحی غربی دشت مشگینشهر و دامنههای غربی و شمالغربی ساوالان انجام گرفتهاست، چرایی و چگونگی انطباق مسیرهای باستانی اقوام کوچروی عصرآهن با ایلراههای کنونی ایلات شاهسون، بحث و بررسی شدهاست. وسعت محوطههای عصرآهن قرارگرفته در مسیر ایلراههای ایلات شاهسون، چگونگی پراکنش محوطهها در محل ییلاقهای دامنههای غربی ساوالان و تعیین مهمترین و اصلیترین ایلراههای باستانی براساس پراکنش محوطهها و وسعت آنها از دیگر موضوعاتی است که در این پژوهش بدان پرداخته شدهاست. نتایج بررسی و تحلیل دادههای موجود، نشانگر انطباق کامل نحوۀ پراکنش محوطههای عصرآهن با خط طولی مسیر ایلهای عشایر شاهسون است. اکثر محوطههای شناساییشده در طول ایلراهها از نوع گورستان است که وسعت آنها در محل ییلاقها نسبت به نقاط دیگر بسیار بیشتر است.