logo

جستجو در مقالات منتشر شده


11 نتیجه برای ایلخانی

آرش لشکری،
سال 1، شماره 2 - ( 12-1396 )
چکیده

هنر گچ‌بری در دورۀ اسلامی، هم از نظر فن و هم از نظر نقش‌مایه‌های تزئینیِ به‌کار‌رفته در آن، برگرفته از هنر تزئیناتی دورۀ ساسانی است. نقوش گچ‌بری‌های دورۀ ساسانی با الهام از محیط طبیعی اطراف خود، ارتباطی نه صدرصد ولی نزدیک به آن، برقرار می‌کند و به‌راحتی می‌توان نمونه‌های مشابه آن‌ها را شناسایی کرد. این امر نشان می‌دهد که مباحث انتزاعی کم‌تر در این نقوش به‌کار‌رفته و هنرمند گرایش کم‌تری به این سمت نشان داده است. امّا این عناصر در پرتو حکمت و اندیشه‌های اسلامی، تغییر شکل و معنا یافته‌اند. یکی از یافته‌های بااهمیت و شاخص در محوطۀ آوه1 که در جریان نجات‌بخشی امام‌زاده فضل‌بن‌سلیمان در فصل سوم کاوش‌های این محوطۀ تاریخی در سال 1388 ش. به‌ دست آمد، تزئینات گچ‌بری بود. باتوجه به تاریخ قیدشده برروی یکی از کاشی‌های زرین‌فامِ یافت‌شده از این بنا، یعنی 684 هـ.ق.، این تزئینات متعلق به دورۀ ایلخانیان است. نگارنده در‌پی اثبات هرچه بیشتر چنین تاریخ‌گذاری، به مطالعۀ فنی و شکلی این نقوش و مقایسۀ آن‌ها با تزئینات گچ‌بری سایر اماکن تاریخیِ برجای‌مانده از دورۀ ایلخانیان پرداخته است. پژوهش حاضر به‌دنبال اثبات این فرضیات است که در اجرای نقوش تزئینی گچ‌بری‌های بنای مورد پژوهش، دو شیوۀ تزیینات گچی با برجستگی زیاد و تزئینات گچی مُجوّف و نقوش تزئینی عبارت‌اند از نقوش گیاهی، هندسی و کتیبه‌نگاری؛ و این نقوش و شیوه‌های اجرایی آن‌ها، از الگو و سبک‌های مشخص تزئیناتی دورۀ ایلخانی تبعیّت کرده‌اند. این پژوهش به‌روش توصیفی تحلیلی و تطبیقی، و مطالعات آن به‌صورت کتابخانه‌ای و میدانی به‌ سرانجام رسیده است. فعالیت‌های میدانی این پژوهش شامل کاوش‌های گسترده باستان‌شناسی در دشت آوه و در مکان امام‌زاده فضل‌بن‌سلیمان و نیز طراحی داده‌های به‌دست‌آمده از کاوش، هستند.

حمیدرضا صفا‌کیش، همایون حاتمیان،
سال 1، شماره 2 - ( 12-1396 )
چکیده

تاکنون پژوهش‌های دامنه‌داری در زمینۀ چگونگی رویارویی ایلخانان مغول و پایان‌دادن به کار عباسیان و اسماعیلیان صورت‌گرفته است اما هنوز زوایای ناگفتۀ بسیاری نزد مورخان و محققان وجود دارد. آنچه مقرر است در این نوشتار بررسی شود زاویه‌ای متفاوت برگرفته از این پرسش است که آیا بخشی از رویارویی نظامی ایلخانان با عباسیان و اسماعیلیان در نقاطی رخ‌داده که به دور از برد پژوهشی مورخان و در پس پردۀ تاریک مانده باشد؟ نخستین فرضیه‌ای که به ذهن متبادر می‌شود آن ‌است ‌که سیاست تسخیر یا خرید قلعه‌های متعدد و نفوذ در کوهستان‌های مختلف توسط اسماعیلیان و همچنین یا‌فتن راه‌های نزدیک برای نفوذ به بغداد توسط ایلخانان، جدال ایلخانان با اسماعیلیان و عباسیان را به کوهستان زاگرس جنوب‌غرب نیز کشانده باشد. براساس شواهدی که در دست داریم حکومت‌های محلی قرون 5 و 6 هـ.ق. به‌شدت از آدمکشی‌های کوهستانیان اسماعیلی ترس داشتند. یکی از مناطقی که موقعیت مناسبی برای اسماعیلیان بود، کوهستان‌های شمال شهر لور1 بود که از طریق گذرگاه مهمی می‌توانست به بغداد وصل شود. این گذرگاه استراتژیک توانسته است مرکز ثقل سه دشمن دیرین باشد. ایلخانان بنا‌بر اسناد مغولی این‌بار هدف‌شان تنها نابود‌ کردن مناطق و تاراج نبود، بلکه آمده بودند تا در آسیای‌غربی پیروزی‌های درخشانی به‌دست آورند، زیرا ده سال بود که قلمرو آنان در این سمت توسعه نیافته بود. وضع مغولان چنان متزلزل بود که پیوسته از دربار قاآن استمداد می‌جستند و درخواست برچیدن حکومت خلفای بغداد و اسماعیلیه را داشتند. بر این اساس این‌بار با برنامه و نقشه‌های از قبل طراحی‌شده وارد ایران شده بودند. از طریق گذرگاه جنوب‌غرب شهر لور، هلاکو در دسامبر 1257م./655هـ.ق. نبرد علیه خلفای بغداد را آغاز کرد و در دهم فوریه سال 1258م./656 هـ.ق. وارد بغداد شد. براساس اسناد و نقشه‌های ارائه‌شده در این مقاله، شهر لور به‌عنوان یک مرکز استراتژیک نقش مؤثری در غلبۀ ایلخانان بر دو دشمن دیرینه آن‌ها داشته است. مقالۀ حاضر پس از بررسی و اثبات شهر لور، به اهمیت سیاسی نظامی این شهر در رویارویی ایلخانان با عباسیان و اسماعیلیان می‌پردازد. شیوۀ کار بر‌اساس جمع‌آوری شواهد از اسناد باستان‌شناسی و کتاب‌های معتبر تاریخی و تحلیل و نتیجه‌گیری از آن‌هاست.

رحیم ولایتی، حمید کرمی‌پور، فرزانه سعادتی‌راد،
سال 3، شماره 7 - ( 3-1398 )
چکیده

اوجان، یکی از شهرهای معرف دورۀ اسلامی در منطقۀ آذربایجان با مساحت حدود 90 هکتار در فاصلۀ پنج کیلومتری شهر کنونی بستان‌آباد واقع است. ساختار اولیۀ این شهر متعلق به سده‌های4 تا 6 ه‍.ق. و مصادف با دورۀ حکومت سلجوقیان در ایران بوده و گسترش اولیۀ این شهر در سده‌های7 و 8  ه‍.ق. و اوج شکوفایی آن متعلق به اواسط دورۀ ایلخانی به بعد تا دورۀ صفوی بوده است.  نابودی و انحطاط کامل این شهر در دورۀ قاجار روی داده است. در این مقاله با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش تحقیق تاریخی و با تکیه برمنظر باستان-زیست‌بوم‌شناسی به مطالعۀ مؤلفه‌های مؤثر در شکل‌گیری شهر اسلامی اوجان و به‌دنبال آن پی‌بردن به عملکرد شهر و علت تشکیل آن و در نهایت به علل فروپاشی این شهر پرداخته شده است. پژوهش مورد نظرکه برپایۀ مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی انجام شده است، مشخص می‌سازد، ساختمان شهر به‌واسطۀ موقعیت بین راهی آن به وجود آمده است و از این گذر عملکرد شهر نیز مشخص می‌شود. این شهر درمسیر شبکه‌های اصلی ارتباطی با سایر شهرهای عمده از جمله تبریز و زنجان ساخته شده و با توجه به موقعیت جغرافیایی از منابع طبیعی خوبی برخوردار بوده است و تا اواخر دورۀ صفوی پر رونق بود، اما با شروع دورۀ قاجار از اهمیت این شهر کاسته و درنهایت متروک شد. این مطالعۀ تاریخ سیاسی و اجتماعی شهر اوجان، آثار برجای مانده از شهر، شامل آثار: معماری، شهر سازی، آثار  فرهنگی به‌جاماندۀ بخش‌های مختلف شهر شامل قبرستان، کهن‌دژ آشکار می‌سازد.

عباسعلی احمدی،
سال 4، شماره 12 - ( 6-1399 )
چکیده

بنای امام‌زاده شاهزاده عبدالمؤمن در حبیب‌آباد، واقع در 18 کیلومتری شمال‌شرقی اصفهان قرار گرفته است. این بنا از ‌ مقابر ناشناخته‌ای است که به‌واسطۀ دورۀ زمانی ساخت، ویژگی‌های معماری و هنرهای تزئینی، از شایستگی توجه و تحقیق برخوردار است. در این بین آرایه‌های تزئینی بنا به‌ویژه تزئینات نقاشی دیواری باتوجه به مواردی همچون دورۀ زمانی، وجود کتیبۀ ساخت، چگونگی مضامین به‌کار‌رفته و شیوۀ ترسیم و خالقان هنری، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. برهمین‌اساس در این مقاله ضمن گاهنگاری و مطالعۀ نقشه و ساختار شکلی بنا، تزئینات وابسته به بنا معرفی و تا حد امکان تحلیل محتوایی و تطبیقی شده است. جهت نیل بدین‌مقصود، پژوهش حاضر به‌شیوۀ توصیفی-تحلیلی برپایۀ رویکرد تطبیقی و برداشت‌‌ میدانی نگارنده از بنا صورت گرفته است. چنان‌چه نتایج این پژوهش نشان می‌دهد، ساختمان امام‌زاده احتمالاً در دورۀ ایلخانی ایجاد شده و در دورۀ شاه‌عباس دوم صفوی و ناصرالدین‌شاه قاجار تعمیرات، ساختمان‌سازی‌ها و تزئیناتی در آن، صورت گرفته است. عمدۀ فعالیت صورت‌گرفته در دوره‌های صفوی و قاجار، ایجاد تزئیناتی همچون نقاشی دیواری، مقرنس‌کاری و کاربندی بوده که در میان آن، نقوش دیواری اهمیت و نمود بیشتری داشته است. این نقوش به شیوه‌های رنگ‌وروغن و آبرنگ ایجاد شده‌ و از انواع گره‌های هندسی، نقوش قهوه‌خانه‌ای، گل‌و‌مرغ، گل‌و‌بوته و منظره‌سازی فرنگی تشکیل شده‌اند. مضامین نقوش و کتیبه‌های بنا در ارتباط مستقیم با اندیشۀ تشیّع و مفهوم نمادین تعالی روح متوفی بوده است.

دکتر آزیتا بلالی اسکویی، دکتر عاطفه صداقتی، خانم پریسا حسن‌خوشبخت، صنم کفشدوز سلیمی،
سال 5، شماره 18 - ( 12-1400 )
چکیده

فخرومدین به شبکه‌های درون حصار و اماکن مذهبی گفته می‌شود که به‌صورت مشبک‌هایی تکرار شوند. این‌گونه دیوارها را با قطعات گل‌پخته به اشکال هندسی و غیر‌هندسی ساخته‌اند و چون در فواصل آن‌ها حفره‌هایی پدید آمده، کوشیده‌اند که فرم آن‌ها نیز زیبا باشد. در دوران اسلامی ایران، بناهای آرامگاهی و مقابر پس از مساجد، در شمار مهم‌ترین آثار معماری و شهرسازی، جای می‌گیرند. ساخت این بناها از سدۀ چهارم هجری‌قمری، آغاز و با فراز و فرودهایی تا عهد صفویه، ادامه می‌یابد. به‌گواهی آثار بازمانده، دورۀ ایلخانان در ایران را می‌توان دوران اوج رواج و رونق ساخت «فخرومدین» در بناهای آرامگاهی دانست. در این نوشتار، تعدادی از بناهای آرامگاهی به‌جامانده از دورۀ ایلخانی، تیموری و صفوی موردبررسی تطبیقی قرار گرفته ‌است. جستار این پرسش اصلی را که فخرومدین چه سیر تحولی را در دوران اسلامی با تأکید بر سه دورۀ مذکور، طی نموده است و کاربرد آن، در تطبیق با هم چگونه قابل تشریح و ردگیری است؟ دنبال می‌نماید. این پژوهش، ترکیبی از دو نوع روش‌ پژوهش کیفی و کمّی و به روش توصیفی- تحلیلی بر پایۀ استدلال منطقی، انجام ‌شده ‌است. جمع‌آوری داده‌ها، ازطریق مطالعۀ کتابخانه‌ای و اسناد معتبر تاریخی و بررسی تصاویر و مراکز اسناد صورت‌ گرفته ‌است. در‌ این‌راستا ابتدا پیشینۀ تاریخی و مبانی ‌نظری مبحث مورد بررسی قرار‌ گرفته ‌است. سپس تمامی گونه‌های فخرومدین در مقابر سه دورۀ ایلخانی، تیموری و صفوی (درمجموع 25 نمونۀ موردی) با توجه به الگو‌های هندسی، محل قرارگیری و مصالح به‌کار برده‌‌شده در ساخت آن‌ها تحلیل شده‌ است. نتیجۀ مطالعۀ تطبیقی نشان می‌دهد که «فخرومدین» در قالب هفت شاخصۀ کالبدی-معنایی تدوین ‌شده است. این شاخصه‌ها شامل: معنویت، شفافیت، آسایش محیطی، امنیت، تعامل بصری، محرمیت و زیبایی هستند و مشخص شد که در دورۀ ایلخانی، شاخصه‌های «معنویت» و «تعامل بصری»، در دورۀ تیموری، شاخصه‌های «آسایش محیطی» و «تعامل بصری» و در دورۀ صفوی، شاخصه‌های «معنویت» و «آسایش محیطی» مورد تأکید بوده ‌است.

محمدرضا نعمتی،
سال 5، شماره 18 - ( 12-1400 )
چکیده

سکه‌ها یکی از یافته‌های بسیار مهم در کاوش‌های باستان‌شناختی محسوب می‌شوند که بعد از منابع و متون جغرافیایی و تاریخی بهترین نمونه‌های تاریخ‌نگاری هستند. با تدوین و تحلیل اطلاعات موجود در آن‌ها می‌توان به اطلاعات مربوط به هر منطقه را در زمینه‌های مختلفی همچون: تاریخ، فرهنگ، اقتصادی، سیاسی، مذاهب و اوضاع اجتماعی تکمیل و به قضاوت‌های دقیق‌تری دربارۀ هویت آن جامعه دست‌یافت. در کاوش‌ باستان‌شناسی سال 1388 ه‍.ش.، در محوطۀ تاریخی زلف‌آباد فراهان استان مرکزی تعداد 20 سکۀ کامل و پنج سکۀ قیچی‌شده به‌‌دست آمد که در این پژوهش به بررسی و مطالعۀ آن‌ها می‌پردازیم. هدف از پژوهش حاضر، خوانش خط، محل ضرب، نقوش و عناصر بصری به‌کار‌رفته در تزئینات آن‌ها به‌منظور دستیابی به ارتباط با دین، زبان، خط و کاربردشان در تبادلات تجاری و فرهنگی است. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات تاریخی و براساس ماهیت و روش، از نوع تحقیقات توصیفی-تحلیلی و مبتنی‌بر مطالعات میدانی باستان‌شناختی و کتابخانه‌ای استوار است. مهم‌ترین پرسش‌های مطرح‌شده در این پژوهش عبارتنداز: سکه‌های مکشوف از کاوش‌های باستان‌شناسی زلف‌آباد متعلق ‌به چه دوره‌ای و کدام‌یک از حاکمان است؟ این سکه‌ها ازنظر کیفی و کمی دارای چه ویژگی‌هایی است و عناصر بصری حاکم‌بر نقوش تزئینی ضرب‌شده برروی آن‌ها چه هستند؟ و وجود این سکه‌ها در این محوطه نشانگر چیست؟ نتایج این پژوهش نشان می‌دهند که سکه‌های به‌دست‌آمده از زلف‌آباد متعلق ‌به سه حاکم اوایل دورۀ ایلخانی، یعنی «هولاکو»، «آباقاخان» و «احمدتکودار» هستند. این سکه‌ها دارای نوشته‌هایی به خط اویغوری و کوفی است، نوشته‌های مذهبی در قاب‌های تزئینی هندسی متشکل از دایره و مربع، نقوش گیاهی و تمغا، بیشترین نمودهای بصری به‌کار‌رفته در این سکه‌ها هستند. این سکه‌ها به‌عنوان اسنادی در رابطه با رونق و اعتبار و جغرافیای تاریخی، فرهنگی، اقتصادی زلف‌آباد قابل بررسی است.

فرزاد فیضی، حبیب شهبازی‌شیران، کریم حاجی‌زاده،
سال 7، شماره 25 - ( 9-1402 )
چکیده

مطالعۀ آثار معماری به‌صورت انفرادی و بدون درنظر گرفتن لایه‌های متنی و دگرگونی‌های بافتاری مؤثر بر آن، یکی از کمبودهای این حوزه است. در این پژوهش تلاش می‌شود تا با تحلیلی گفتمانی و با استفاده از داده‌های تاریخی و باستان‌شناسی به روابط بینامتنی مجموعه‌های معماری و شهرسازی تبریز دورۀ ایلخانی در دو سطح خُرد (شهر تبریز) و کلان (منطقه‌ای و بین‌المللی) پرداخته شود تا از این‌طریق تحولات و معناهای ضمنی لایه‌های متنی (مجموعه‌های معماری و شهرسازی) آشکار گردد. مسأله پژوهش این است که روابط بینامتنی آثار مذکور ازمنظر نشانه‌شناسی لایه‌ای به چه صورتی بوده و نظام‌های نشانه‌ای چگونه در لایه‌ها متجلی شده‌اند؟ این پژوهش از گونۀ پژوهش‌های کیفی است و با رویکرد توصیفی-تحلیلی به مطالعۀ داده‌ها پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهد به‌کارگیری خوانش بینامتنی نشانه‌شناسی لایه‌ای منجر به درک لایه‌های پنهان معنا در آثار معماری می‌شود و در مطالعۀ اثر پارادایم‌های گسترده‌تری را درگیر می‌نماید. در روابط بینامتنیِ لایه‌های مختلف معماری و شهرسازی تبریز عهد ایلخانی در سطوح خُرد و کلان، رمزگان‌هایی مانند عناصر اصلی ارکان حکومت، ازجمله: قدرت سیاسی، قدرت فرهنگی-مذهبی و قدرت اقتصادی، با زیررمزگان‌هایی چون: رویکردهای ایرانشهری، مذاهب مختلف و تجارت داخلی و خارجی که متناسب با تغییرات بافتی لایه‌ها (زمانی، مکانی، و فرهنگی-اجتماعی) هستند، وارد رابطۀ هم‌نشینی و جانشینی شده‌ و به نشانگی بدل گشته‌اند

رحیم ولایتی، پرستو نعیمی، حسن وحدانی‌چرزه‌خون، حمید کرمی‌پور،
سال 7، شماره 26 - ( 12-1402 )
چکیده

شهر تاریخی اوجان یکی از شهرهای مهم دورۀ تاریخی و ایلخانی در شمال‌غرب ایران و در آذربایجان‌شرقی قرار دارد. از بررسی و کاوش شهر تاریخی اوجان توسط هیأت باستان‌شناسی دانشگاه تهران تعدادی سکه یافت و یا اهداء شده است که در این پژوهش، 14 عدد سکه را که تا حد امکان پاک‌سازی و مطالعه شده و درنهایت کتیبه‌ها و نقوش آن‌ها مورد بررسی و خوانش قرار گرفته در این پژوهش ارائه شده است. هدف این پژوهش خوانش و مکان‌یابی محل ضرب سکه‌هاست. دو پرسش اساسی این پژوهش: 1- شناسایی آلیاژ سکه‌ها (؟)، 2- آگاهی از نوشته‌ها و کتیبۀ سکه‌هاست(؟). ضمن معرفی سکه‌ها به ویژگی‌های آن‌ها پرداخته شده است. همۀ این سکه‌ها به‌جز یک مورد، به سبک سکه‌های «ابوسعید» آخرین ایلخان قدرتمند مغول که در شهر اوجان زاده شده، ضرب شده‌اند. براساس تجزیۀ عنصری انجام‌شده بیشتر سکه‌ها از مس ساخته شده‌اند. دو نمونه از سکه‌ها از آلیاژ مفرغ (مس - قلع) و یک سکه از آلیاژ برنج (مس - روی) ساخته شده است. در ترکیب آلیاژی تمامی سکه‌ها سرب گزارش شده است. چون شهر اوجان پایتخت تابستانی ایلخانان مغول بوده، تقریباً همۀ سکه‌ها ضرب ضربخانۀ تبریز هستند. این موضوع شاید به‌دلیل اهمیت تجاری و اقتصادی تبریز در دورۀ ایلخانان است و سکه‌ای که در شهر اوجان ضرب شده باشد تاکنون از این محوطه یافت نشده است.   
 

مهدی رازانی، رحیم ولایتی، پرستو حقی،
سال 8، شماره 30 - ( 11-1403 )
چکیده

این پژوهش به بررسی ساختارشناسی ملاط‌های باستانی قلعۀ اوجان متعلق به دوران سلجوقی-ایلخانی در شهرستان بستان‌آباد استانِ آذربایجان شرقی می‌پردازد. مهم‌ترین پرسش‌هایی که این پژوهش به‌دنبال پاسخ‌گویی به آن‌هاست عبارتنداز این‌که، ملاط‌های قلعۀ اوجان چه گونه‌های را شامل می‌شود؟ و ویژگی‌ها ملاط قلعۀ اوجان ازنظر مشخصات ساختارشناسی چیست؟ در همین‌راستا از روش‌های مختلف مطالعات میدانی برای بررسی وضعیت موجود و مستندسازی، نمونه‌برداری و هم‌چنین مطالعات آزمایشگاهی با استفاده از آنالیزهای پراش پرتو ایکس و فلورسانس پرتو ایکس جهت بررسی ساختارشناسی و خصوصیات فیزیکی-شیمیایی ملاط‌های باستانی قلعه گردید، آزمایش‌ها برروی 10 عدد ملاط نمونه‌برداری شده از بخش‌های مختلف دیوار بیرونی قلعه که در طی کاوش‌های باستان‌شناسی پنج فصل گذشته از زیر خاک بیرون آمده بود، انجام گرفت و با استفاده از روش‌های XRF و XRD نسبت به شناسایی فاز غالب و ترکیبات موجود در هر نمونه، اقدام گردید. نتایج به‌دست‌آمده از این پژوهش نشان می‌دهد ترکیب ملاط‌های مورداستفاده به‌طور قابل‌توجهی مشابه است و برخلاف مفروضات قبلی مبتنی‌بر استفاده از ملاط‌های پایۀ آهکی در مناطق سردسیر و به‌خصوص بناهای سنگی، نتایج نشان‌داد ملاط به‌کار رفته در معماری سنگی قلعۀ اوجان با توجه به حضور کانی ژیپس و کانی کوارتز، ملاطی پایۀ گچی با خلوص بالا است که از ماسه و خرده‌سنگ برای تقویت ساختاری و به‌خصوص ارتقاء مقاومت فشاری آن استفاده شده است. 


ثریا افشاری، لیلی نیاکان، بهروز عمرانی،
سال 9، شماره 32 - ( 6-1404 )
چکیده

در سال 1398، به‌منظور شناسایی و مطالعۀ محوطه‌های دورۀ ایلخانی در حاشیۀ رود ارس، در محدودۀ استان‌های آذربایجان‌شرقی و آذربایجان‌غربی، یک فصل بررسی و شناسایی با تمرکز بر منطقۀ دره‌شام در شهرستان جلفا انجام شد. نتایج این بررسی به شناسایی و ثبت 53 سایت باستانی منجر شد که شامل: محوطه،‌ روستا، پل، کاروانسرا، گورستان و کلیسا از دوران پیش‌ازتاریخ تا دوران اسلامی بود. در این‌میان، 35 محوطه متعلق به دورۀ ایلخانی بود که محوطه‌هایی مانند گورستان ننه‌مریم و محوطۀ کلیسای چوپان از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. در این محوطه‌ها تعداد بسیاری سفالینه‌های ساده و لعاب‌دار از سده‌‌های میانۀ اسلامی کشف شد. شناخت اجزای سازندۀ این سفال‌ها، بررسی تفاوت‌های ترکیبی میان نمونه‌ها، تعیین درصد هریک از اجزا، تخمین دمای پخت سفال براساس کانی‌های موجود و درنهایت، بررسی منشأ اولیۀ آن‌ها به‌لحاظ باستان‌شناسی (محل تولید) و شناخت ساختار اجتماعی منطقه از اهمیت زیادی برخوردار است. شناخت اجزای سازندۀ سفال‌ها می‌تواند اطلاعات مفیدی دربارۀ منشأ جغرافیایی و مصرف‌کنندگان آن‌ها ارائه دهد. بر این‌اساس، مطالعات پتروگرافی روی 12 قطعه سفال از دو محوطۀ گورستان ننه‌مریم و کلیسای چوپان انجام گرفت. نتایج نشان‌داد که تمامی نمونه‌های سفال، تولید محلی بوده و از این‌رو، ازنظر ساختار‌شناسی شباهت‌های بسیاری به یک‌دیگر دارند. براساس آنالیزهای انجام‌گرفته، ترکیب همۀ سفال‌های مطالعه‌شده مربوط به منطقۀ جلفا است. باتوجه‌به رسوبات رودخانۀ ارس و رودخانه‌های فصلی و محلی، بیشتر سفال‌های بررسی‌شده دارای ترکیب رسوبی و کربناته هستند و تحت‌تأثیر آبرفت‌های منطقه قرار گرفته‌اند؛ هم‌چنین، پتروفابریک نمونه‌های مطالعه‌شده نشان می‌دهد ‌که این سفال‌ها ازنظر ترکیب و منشأ تقریباً یکسان و مشابه هستند. 

مریم حقیری، جواد نیستانی، حسن‌علی پورمند،
سال 9، شماره 32 - ( 6-1404 )
چکیده

 بناهای آرامگاهی با گنبد مضرسی از شاخصه‌های معماری مذهبی مناطق جنوبی ایران از دورۀ ایلخانی تا صفوی است. فرم اصلی گنبد مضرس، مخروطی است که چیدمان اجزای مکعبی آن با اشکال هندسی متفاوت و متنوع، حالت دندانه و یا پله‌ای دارند. پژوهش‌هایی که تاکنون انجام شده بیشتر توصیفی و کلی‌نگرانه است؛ از این‌رو،مهم‌ترین هدف پژوهش حاضر مطالعۀ تفاوت‌ها و مشابهت‌های معمارانۀ چهار آرامگاه در مناطق جنوبی ایران از عصر ایلخانی-تیموری و تأثیرپذیری‌شان از سبک‌های گوناگون معماری دوره‌های یاد شده با عنوان سبک حکومتی (شامل حوزۀ مرکزی حاکمیت ایلخانان) و محلی (شامل: ویژگی‌های معماری و هنری خاص مناطق جنوبی ایران است. پژوهش حاضر بر آن است تا به این پرسش پاسخ دهد که، چه رابطۀ شکلی و تزئینات معناداری در بناهای آرامگاهی با گنبد مضرس مردم نهاد/بومی و سازه‌های حکومتی وجود دارد؟ نتیجۀ پژوهش حاکی است که آرایه‌های معماری به‌کار رفته در آرامگاه «میرمحمد حنفی»، به‌ویژه طاق‌نماهای بلند و عمیق در گنبدخانه و استفاده از آجر در تارک نار خیاره‌دار گنبد آن از تأثیرات سبک حکومتی است. ساده‌تر بودن فرم آرامگاه و کاربرد مصالح محلی، ساخت تارک نار مخروطی در بناهای بابامنیر و دوگنبدان و بنا نهادن گنبدهای مضرسی متقارن در آرامگاه‌های مطالعه شده، متأثر از معماری بومی مناطق مذکور است. در برخی از آرامگاه‌های مطالعه شده، نوعی هم‌زیستی بین سبک معماری بومی و حکومتی نیز دیده می‌شود. رویکرد نظری پژوهش حاضر مطالعات تاریخ فرهنگی با ابزار گردآوری اطلاعات به شیوۀ میدانی و اسنادی (مطالعات کتابخانه‌ای) و به‌روش توصیفی-تحلیلی است. 


صفحه 1 از 1