logo

جستجو در مقالات منتشر شده


17 نتیجه برای ایلام

مصطفی باقرزاده‌چالشتری،
سال 2، شماره 5 - ( 9-1397 )
چکیده

اولین جرقه‌های موسیقی در ذهن انسان با شنیدن اصوات طبیعت آغاز شد و احتمالاً با جست‌وخیزها، پایکوبی و دست‌افشانی‌ها آغاز و تبدیل به آواز و سرود شده است. این اعمال در مراسمات، نیایش و شاید جشن جمع‌آوری محصول انجام شده و به‌تدریج آن‌را یکنواخت کرده و حرکات موزون، ضرب و ریتم را به‌وجود آورده است. آن‌ها با نواختن دست‌ها به‌هم و بدن، کوبیدن دو چوب به یکدیگر و با زدن دو کندۀ توخالی برهم و هر شئ که می‌توانست صوتی از خود خارج کند، آرام‌آرام‌ به توازن رسیدند و معتقد بودند که این اصوات و الحان دارای تأثیرات جادویی است. در این میان افسانه‌هایی نیز در اقوام مختلف بر سر زبان‌ها بوده مبنی‌بر پیدایش موسیقی، که سال‌ها سینه‌به‌سینه نقل شده است؛ از جمله ساخته‌شدن ساز لیر که با رودۀ آپولون انجام شده و یا تراش کاسۀ لاک‌پشت که توسط هرمس انجام شده است و یا قهر الهۀ خورشید و حتی دستور امپراطور چین، هاکونگ‌تی مبنی‌بر ابداع موسیقی و تقلید کردن صدای پرندگان با آلات موسیقی. محور این پژوهش عودهای گردنی است که آثار آن را در هنر ایلام باستان و بین‌النهرین می‌توانیم جست‌وجو کنیم. هدف اصلی این پژوهش نیز بر بررسی و تحلیل این‌گونه ساز، انواع این ساز و شیوۀ ساخت آن تمرکز دارد و بر این اساس در این پژوهش سعی شده است با شیوۀ میدانی و کتابخانه‌ای در مورد عودهای گردنی توضیح داده و همچنین دربارۀ لاکِ لاک‌پشت که در کاوش‌های باستان‌شناسی مخصوصاً در قبور به‌دست می‌آیند و تنۀ اصلی این سازها هستند.  در این پژوهش دو نوع ساز عود گردنی که شامل عودهای گردنی ملودیک و عودهای گردنی هارمونیک می‌باشند، از نظر ساختار مورد بررسی قرار گرفته است. از نظر نگارنده، تکامل یافتۀ این سازها در عصر حاضر، سازهای تار، سه‌تار، تنبور و دیگر سازهای مضرابی است.

روح‌الله یوسفی‌زُشک، سحر یزدانی،
سال 2، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده

در خاور نزدیک، قدیمی‌ترین سیستم‌های نگارشی شناخته شده تا به امروز (سیستم نگارشی آغازمیخی در بین‌النهرین و سیستم نگارشی آغازایلامی در فلات ایران) در پایان هزارۀ چهارم قبل‌ازمیلاد ظهور کردند. این سیستم‌ها، به‌منظور اهداف مدیریتی و حسابداری بودند و با وجود تشابهاتی در سیستم‌های شمارشی و نشانه‌های عددی و عدم تشابه در نشانه‌های معنانگارانه در کنار یکدیگر به‌صورت مجزا تکامل یافته‌اند. برخلاف سیستم نگارشی آغازمیخی و وارث آن (خط میخی)، به‌دلیل ناپدید شدن این سیستم نگارشی (آغازایلامی)در فلات ایران در حدود 2800 ق.م.، خط آغازایلامی هیچ هم‌خانواده‌ای از خود برجای نگذاشته تا بتواند در رمزگشایی این سیستم به ما کمک نماید. به‌همین دلیل در طی صد سالی که از کشف این سیستم می‌گذرد، تنها عناصری که در آن با خط آغازمیخی مشترک است، مانند  تعدادی از سیستم‌های شمارشی و تعداد انگشت‌شماری از نشانه‌ها، برای ما قابل فهم و رمزگشایی بوده‌اند. گِل‌نبشته‌های آغازایلامی MDP 31, 33 و MDP 31, 27، مانند بیشتر گل‌نبشته‌های آغازایلامی از شوش یافت‌شده و در اوایل قرن بیستم میلادی برای نخستین‌بار منتشر شدند، زمانی‌که هنوز اطلاعات اندکی راجع‌به سیستم نگارشی و اقتصاد و ساختار جوامع آغازایلامی وجود داشت. مطالعات پیشرفتۀ امروزی در مورد ساختار جوامع در نیمۀ دوم هزارۀ چهارم قبل‌ازمیلاد و همچنین سیستم‌های نگارشی باعث توجه روزافزون به ارزیابی و بازخوانی مجدد این متون شده است. در این مقاله نیز به بازخوانی مجدد این دو گل‌نبشته و پیشنهادی برای درک بهتر از این متون خواهیم پرداخت.

علی اعراب، محمد بنیادی‌نژاد، سید ایرج بهشتی، وحید آزادی،
سال 3، شماره 7 - ( 3-1398 )
چکیده

گونه‌ای از سفال دورۀ ایلام به‌رنگ نارنجی و مغز خاکستری‌ با مواد پُرکنندۀ گیاهی در بسیاری از استقرارهای ایلامی یافت شده؛ اما تاکنون کمتر برروی این گونۀ سفالی مطالعه شده است. شاید یکی از دلایل آن درصد کمتر این‌گونۀ سفالی نسبت به سایر گونه‌های شناخته‌شده در مراکز ایلامی فارس و خوزستان است. با این‌وجود، این‌گونۀ سفالی درحدود شمال مراکز ایلامی (مناطق شمالی استان‌های فارس و خوزستان) فراوانی قابل‌توجهی دارد، ازجمله در استان‌های امروزی چهارمحال و بختیاری و اصفهان این موضوع کاملاً مشهود است. در این پژوهش سعی بر آن است تا با مطالعۀ کانی‌شناسی انجام‌شده برروی سفال‌های فوق، مشخص گردد که سفال‌های یافت‌شده از استقرارهای هم‌زمان با ادوار ایلام قدیم و میانه در استان‌های چهارمحال و بختیاری و اصفهان با سفال‌های مشابه در خوزستان (به‌عنوان یکی از مراکز ایلامی) تنها ازنظر ظاهری و فرم شباهت دارند یا این شباهت در بافت، کانی‌های تشکیل‌دهنده، منشاء و میزان پخت نیز قابل‌بررسی است؟ بدین‌منظور برروی 12 نمونه سفال از مناطق موردمطالعه، آزمایش‌های XRD, FT-IR و مطالعۀ پتروگرافی انجام شد و درنهایت مشخص گردید که سفال‌های فوق ازنظر ‌کانی‌شناسی نیز به یکدیگر شبیه‌ هستند و احتمالاً منشاء آن‌ها درحدود شمال مراکز ایلامی و در کوه‌های زاگرس قابل‌شناسایی است که این موضوع خود نشان از ارتباط وسیع بین مناطق پیرامون مراکز ایلامی با شوش و انشان به‌عنوان مراکز ایلامی است. این مطالعه می‌تواند سرآغاز مطالعات بعدی برروی دورۀ ایلام به‌خصوص به‌منظور شناسایی محدودۀ گسترش حکومت ایلام به‌وسیلۀ سایر یافته‌های باستان‌شناختی و کتیبه‌های بین‌النهرینی باشد.

کمال‌الدین نیکنامی، مرتضی حصاری، طاهره شکری،
سال 3، شماره 8 - ( 6-1398 )
چکیده

دورۀ فرهنگی آغازایلامی به‌دلیل ورود فلات ایران به مرحله‌ای دیگر از دورۀ شهرنشینی و داشتن گل‌نوشته‌هایی که معرف شروع نوشتار در این سرزمین است، یک مرحلۀ مهم در آغاز‌تاریخی ایران محسوب می‌شود. پس از آن، دورۀ ایلام به‌دلیل ایجاد اولین حکومت‌های سلسله‌ای سرزمین ایران بسیار موردتوجه است. توالی آغازایلامی تا شروع دورۀ ایلام قدیم برمبنای نوشتار آغازایلامی و ایلامی، خطی دارای شبهاتی است و برمبنای برخی اطلاعات و داده‌ها ازجمله نوشتار آغازایلامی، توقف یک‌بارۀ دورۀ آغازایلامی مدنظر قرار گرفته و سیر تحول آن تا دورۀ ایلام قدیم با علامت سؤال مطرح می‌شود، اما توالی یادشده در متون بین‌النهرین (شبه‌میخی و میخی دوره‌های اوروک، جمدت‌نصر، سلسله‌های اولیه تا دورۀ اکد و حتی بعد از آن) قابل پی‌گیری و بررسی است. پژوهش انجام‌گرفته با هدف بررسی نام ایلام، سرزمین و ایالات آن در بازۀ زمانی پس از آغازایلامی تا ایلام قدیم در متون بین‌النهرینی انجام گرفت و مهم‎ترین پرسش این پژوهش پاسخ به شناخت چگونگی توالی دورۀ آغازایلامی تا ایلام قدیم برمبنای متون بین‌النهرینی در این فاصلۀ زمانی است. پی‌جویی‌های انجام‌گرفته درکنار یافته‌های باستان‌شناسی، وجود نام ایلام و ایالات ایلامی را در هزارۀ سوم قبل‌ازمیلاد در متون زبان‌شناسی بین‌النهرینی به‌دست‌آمده از این برهۀ زمانی، تأیید می‌نماید. پژوهش حاضر دارای نظام کیفی و راهبردی است و براساس هدف‌های بنیادی صورت گرفته و ازنظر روش، توصیفی است. روش یافته‌اندوزی به‌شیوۀ کتابخانه‌ای انجام شده و تمامی آن‌ها از منابع معتبر استخراج شده‌اند. اساس تحلیل بیشتر متکی‌بر اطلاعات و یافته‌های کتابخانه‌ای است.

حسن افشاری، روح اله یوسفی‌زشک،
سال 4، شماره 11 - ( 3-1399 )
چکیده

پیدایش نگارش، انسان را از دورۀ پیش‌از‌تاریخ به دورۀ تاریخی می‌رساند، به‌همین دلیل نقطۀ عطفی در تکامل انسان است. این پیدایش یک‌باره صورت نگرفته، بلکه روند تدریجی از دوران نوسنگی تا پایان هزارۀ چهارم قبل‌ازمیلاد داشته است. مراحل آغازین آن در میان فرهنگ‌های خاورمیانه مشابه بوده، اما در انتهای هزارۀ چهارم قبل‌ازمیلاد و تشکیل حکومت‌ها در اوروک، خوزستان و فارس، مرزهای سیاسی بین این نواحی کشیده می‌شود و در نتیجه دو خط نوشتاری (آغازایلامی و شبه‌میخی) در یک برهۀ زمانی شکل می‌گیرند. این دو خط هردو از یک نظام ارتباطی مشترک ریشه گرفته‌اند. برخی شکل‌واژه‌ها با شمایل‌نگاری کاملاً یکسان در خطوط دو سرزمین به‌دست ‌آمده که باتوجه به پیشرفت خوانش، با کاربرد معنایی متفاوتی ترجمه شده است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی ساختار آوایی میان خطوط آغازین رایج در نیمۀ دوم هزارۀ چهارم قبل‌ازمیلاد در غرب آسیا است که زمینه‌ساز پیدایش ادبیات در سده‌های آتی می‌شود. نگارندگان با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به‌روش پژوهشی و کتابخانه‌ای می‌کوشند با ریشه‌یابی نگارش در دو سرزمین و بررسی علل شکل‌گیری اولین اختلاف‌های به‌وجود آمده ازطریق درک محیط و داده‌های باستان‌شناسی چنین استنباط کنند که دلیل این شباهت‌ها در زمینۀ نگارش دو سرزمین، به ریشه‌های یکسان آن‌ها برمی‌گردد و دلیل اختلاف‌های معنایی شکل‌واژه‌ها با شمایل‌نگاری یکسان، به تنوع تغییرات اجتماعی و معیشتی میان فلات ایران و جنوب بین‌النهرین و همچنین تفاوت زبانی دو منطقه بازمی‌گردد؛ در نتیجه به‌دلیل تراکم جمعیتی و بافت شهری کاملاً منسجم بین‌النهرین، به‌خصوص اوروک و همچنین باتوجه به میزان مساحت، به خان‌سالار و کوچ‌رو تقسیم می‌شوند و ویژگی‌های فرهنگی مانند قومیت و چندزبانی بودن فلات ایران، در برخی شکل‌واژه‌ها با شمایل‌نگاری یکسان، کاربرد معنایی متفاوتی می‌گیرد.


حبیب عمادی، کمال‌الدین نیکنامی،
سال 4، شماره 13 - ( 9-1399 )
چکیده

درک هم‌زمانی بین فرهنگ شغاتیموران و دورۀ ایلام در استان فارس نیاز به نگاهی دقیق به فرهنگ ذکرشده دارد. در متون ایلامی به «انشان» به‌عنوان جای‌نامی که بخش اصلی ایلام است، اشاره ‌شده است. انشان در شمال‌غرب حوضۀ رود کر در استان فارس واقع شده است. ازطرفی در تدوین گاهنگاری پیش‌ازتاریخ فارس مبنای اصلی تغییرات فناوری است، فرهنگ‌های قبل از برآمدن هخامنشیان در فارس باتوجه به تغییر و تحولات سفالی دسته‌بندی ‌شده است. همچنین موضوع انضمامی که در اینجا مطرح خواهد شد، ارتباط فرهنگ شغاتیموران با بحث ورود اقوامی که با عنوان مهاجر وارد فارس شده و قرن‌ها بعد پایه‌گذار حکومت هخامنشی شده است؛ برهمین‌اساس، پرسش اصلی پژوهش عبارتست‌از: فرهنگ‌های پیش‌ازتاریخ فارس در قرون موازی با ایلام چه نقشی داشته و این فرهنگ‌ها با کدام‌یک از دوره‌بندی‌های ایلام در دشت‌های پست هم‌پوشانی داشته است؟ موارد مطرح‌شده ضرورت تاریخ‌گذاری دقیق فرهنگ شغاتیموران را ایجاب می‌کند. تل تیموران از محوطه‌های اصلی فرهنگ‌های هزارۀ دوم پیش‌ازمیلاد در فارس و کانونی در شرق حوضۀ رود کر در فاصلۀ 80 کیلومتری جنوب‌شرق انشان است. در این مقاله سعی بر آن است تا در ابتدا به گاهنگاری نسبی و مطلق این محوطه پرداخته و سپس باتوجه به گاهنگاری مطلق این محوطه و دیگر محوطه‌های هزارۀ دوم پیش‌ازمیلاد فارس، مقایسۀ مواد فرهنگی و شناخت شاخصه‌های فرهنگی، به ارزیابی توالی فرهنگی هزارۀ دوم پیش‌ازمیلاد در این محوطه و دیگر محوطه‌های هزارۀ دوم پیش‌ازمیلاد در این منطقه پرداخته شود. جهت تاریخ‌گذاری تل‌تیموران، 3 نمونه ذغال به آزمایشگاه دانشگاه کامپانیا ارسال شد که نتایج بازۀ زمانی بین 1100 تا 1550 پ.م. را نشان می‌دهد. تاریخ ذکرشده بیانگر این موضوع است که فرهنگ شغاتیموران با دورۀ  «سوکل‌ماح»، انتقالی و ایلام میانه در دشت‌های پست شوشان هم‌عصر است و با مقایسۀ مواد فرهنگی شغاتیموران با دورۀ ایلام این فرض منتج می‌شود که فرهنگ شغاتیموران فارغ از تغییرات سیاسی ایلام و مهاجرت پارسیان، در تداوم روند فرهنگ‌های پیش‌ازتاریخی فارس است.

لیلا خسروی،
سال 5، شماره 17 - ( 9-1400 )
چکیده

بنای جهانگیر به‌دنبال مسألۀ قرارگیری در تراز سیلابی سد کنگیر ایوان در استان ایلام، در خلال سال‌های 1395 تا 1398ه‍.ش.، کاوش و تعیین عرصه و حریم شد. تاکنون سه مرحلۀ معماری و نقشۀ بخش‌هایی از یک بنای بزرگ شامل 11 فضا مشخص گردیده که فضای 11 (XI) در چهارمین فصل کاوش پدیدار شد. این فصل از کاوش به‌دنبال این پرسش که نحوۀ دستیابی و ارتباط بین ساختارها و فضاهای به‌دست‌آمده از کاوش‌های فصول پیشین در پشتۀ مرکزی با تالار اصلی بنا چگونه بوده است؟ و نیز با هدف پی‌گردی مسیر دسترسی و تشخیص ورودی تالار اصلی انجام شد. نمایان شدن سازۀ مدور معماری در این فضا و آثار منقول ارزشمند، ابعاد جدیدی از این بنا را پیشِ‌روی ما قرار داد و بر ما روشن گشت که آثار هنری گوناگون آن، متأثر از هنر رایج دورۀ ساسانی با هویت مستقل محلی خود هستند. آغاز استقرار در محوطه به دوران پیش‌ازتاریخ در بخش شمالی آن بازمی‌گردد. سپس مجدد در دورۀ اشکانی موردتوجه قرارگرفته و پس از آن در دورۀ ساسانی مجموعه بناهایی، به‌ویژه در بخش مرکزی آن احداث می‌شود. نتایج آزمایشات سالیابی همگی تاریخ اواخر ساسانی را برای جهانگیر تأیید می‌کرد، اما پیدا شدن درهم نقرۀ شاپور دوم در این فصل از کاوش، نشان ‌می‌دهد که احتمالاً حیات در بنا از دورۀ میانۀ ساسانی شروع و تا قرون نخستین اسلامی مورد استقرار متناوب قرار گرفته است. گردآوری اطلاعات این پژوهش به‌ شیوۀ میدانی، کتابخانه‌ای و آزمایشگاهی صورت گرفته و این نوشتار توصیفی-تحلیلی و به‌‌روش مقایسه‌ای انجام شده است. با کاوش در این بنا، نتایج مهمی درمورد درک فرآیند فرهنگی جوامع مرفه دورۀ ساسانی در این حوزۀ فرهنگی از ایرانشهر ساسانی و شیوه‌های معماری محلی اعیانی در این دوره حاصل شد.

دنیل تی. پاتس،
سال 6، شماره 19 - ( 3-1401 )
چکیده

در سال‌های اخیر محوطه‌های هخامنشی ناحیه برازجان توجه زیادی را به خود جلب کرده‌ است و شناسایی آن‌ها با تموکان ایلامی/تائوسی یونانی مورد اقبال قرار گرفته است. با این‌حال جدای از جذابیت معماری این محوطه‌ها، موقعیت آن‌ها در امتداد مسیری که بعدها به گذرگاه مهمی برای پیوند خلیج‌فارس به فلات ایران تبدیل شد، قابل‌توجه است. اگر بین سواحل خلیج‌فارس به شیراز و یا پایتخت‌های پیشین هخامنشی (پاسارگاد و تخت‌جمشید) سفر کنید، برازجان اولین مرحله برای مسافرانی است که در این مسیر حرکت می‌کنند. این پژوهش برخی از جنبه‌های ترابری سفر بین برازجان و ارتفاعات و همچنین تغییرات اقلیمی را که مسافران در بیشتر ایام سال تجربه می‌کنند بررسی می‌کند. دشواری‌های پیمایش مسیر با گزیده‌هایی از روایت‌های مسافران قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم م، نشان داده شده است. مزایای شروع یا پایان سفر در شیف، برخلاف بوشهر با ذکر نمونه‌های متعدد موردبحث قرار گرفته است. همچنین اهمیت قاطرها به‌عنوان حیوانات بارکش درطول مسیر موردتأکید قرار گرفته و درنهایت، پیامدهای شواهد ارائه‌شده برای زمینه روبه‌رشد مطالعات عینی موردتأکید قرار می‌گیرد.

فریدا فروزان، روح الله یوسفی زشک، محمود طاووسی،
سال 6، شماره 20 - ( 6-1401 )
چکیده

یکی از مهم‌ترین و موردبحث‌ترین دوره‌های فرهنگی در پیش‌ازتاریخ، دورۀ آغاز‌ایلامی است که می‌توان از آن به‌عنوان انقلابی در توسعه، رشد و پیشرفت ارتباطات و تعاملات مردمان آن دوره، در بازۀ زمانی 3300 تا 3000 پ.م.، یاد کرد. در این دوره، جوامع دامپرور به‌وجود آمدند؛ که از یک نظام نگارش یکسان با دیگر نقاط فلات ایران، استفاده می‌کردند. اقتصاد معیشتی جوامع مزبور برپایۀ دامپروری بوده و زندگی آن‌ها به‌نوعی وابسته به جوامع یکجانشین و کشاورز می‌گردید؛ از‌ این‌رو، کشاورزان و دامداران، وابستگی اقتصادی مستقیم به یکدیگر داشته‌اند. کشاورزان بخشی از غلات دامپروران را تأمین می‌کردند، ولی کماکان دامداران به کشاورزی نیز می‌پرداختند. آن‌ها معمولاً کشاورزی دیم داشتند؛ اما در کل مهم‌ترین اقتصاد دامپروران، گله‌داری است و دامداران برای یافتن علوفه، نیازمند ترک محل اولیه و حرکت به مکان جدید بودند و ازطرفی تحمل هوای بسیار گرم در محوطۀ شوش برای دام‌ها قابل‌تحمل نبوده و نیست و دامداران ناچار به رفتن به مناطق سردتر بوده‌اند. گل‌نبشته‌ها در این دورۀ فرهنگی دارای اهمیت به‌سزایی هستند. گل‌نبشته‌ها از نظام شمارشی به گل‌نبشته‌هایی جهت مدیریت اسناد اداری و دامی که به‌صورت اندیشه‌نگار بودند، تغییر وضعیت دادند که عمدتاً از شوش به‌دست آمده است. در این پژوهش نگارندگان سعی دارند با تحلیل نوع و تعداد گل‌نبشته‌های دامی، به‌وجود جوامع دامپرور و متعاقباً به دوقطبی بودن جامعۀ شوش در دورۀ آغاز‌ایلامی بپردازند. پرسش‌های این پژوهش عبارتنداز: ویژگی‌های جوامع دامپرور دورۀ آغاز ایلامی چیست؟ آیا شوش در دورۀ آغاز‌ایلامی یک جامعۀ‌ کشاورز و دامپرور بوده است؟ چه پیوستگی‌های فرهنگی میان جوامع دامپرور و یکجانشین برقرار بوده است؟ با توجه به ساختار یکسان نگارشی متون آغاز‌ایلامی در گسترۀ فلات ایران، می‌توان دریافت که ارتباطی میان این نواحی بر‌قرار بوده و از آنجایی‌که متون دامی در اکثر محوطه‌های آغاز ایلامی مانند: شوش، تپه‌یحیی، سیلک، ملیان و ازبکی اهمیت ویژه‌ای دارد و ازطرفی بیشترین شباهت و یکسانی در نشانه‌های نگارشی مربوط به متون دامی است، و می‌توان دریافت که احتمالاً در این نواحی جوامع دامدار ساکن بودند.

محمدحسین عزیزی‌خرانقی،
سال 7، شماره 24 - ( 5-1402 )
چکیده

 جایگاه نقش تعیین‌کنندآ فرهنگ‌های هزارۀ دوم و اول پیش‌ازمیلاد در فارس (دشت مرودشت) که آن را با عنوان «فرهنگ شغا/ تیموران» می‌شناسیم و اهمیت این فرهنگ در گذار از دوران پیش‌از‌تاریخ به دوران تاریخی (هخامنشی) به‌خوبی شناخته شده نیست. در این دوران تاریخی تحولات عظیمی در خوزستان و فارس در حال انجام بود؛ تغییراتی که قاعدتاً تعارض‌های زیادی را میان فرهنگ‌های بومی و ساکن با فرهنگ‌هایی با خاستگاه جنوب‌غربی (ایلامی) ایجاد می‌کرد. برخی از یافته‌های باستان‌شناسی، همچون سلاح‌های جنگی، نشانه‌هایی از اوج‌گیری چنین کشمکش‌های در دوران گذشته هستند. در این پژوهش به مطالعه و معرفی مجموعه ابزارهای جنگی تل شغا که از کاوش‌های «محمود راد» در سال 1320ه‍.ش. و «واندنبرگ» در سال 1950م. در تل شغا به‌دست آمده و اکنون در موزه ملی ایران نگه‌داری می‌شود و در پروژۀ ساماندهی مخازن این موزه مورد بازبینی قرار گرفته بود، پرداخته خواهد شد. در پروژۀ ساماندهی موزه ملی ایران در سال 1398 تعداد 363 قطعه سلاح‌هایی از جنس مفرغ شامل سرپیکان و سرنیزه شناسایی گردید به توصیف و تحلیل این بقایای فرهنگی از تل شغا خواهیم پرداخت

طاهره شکری،
سال 7، شماره 26 - ( 12-1402 )
چکیده

مُهرها به‌عنوان یکی از مهم‌ترین داده‌های باستان‌شناسی، همواره در مطالعات این علم و هنر باستان موردتوجه بوده‌اند. شهر شوش به‌عنوان یکی از مهم‌ترین محوطه‌های باستانی ایران در دوره‌های مختلف تاریخی-فرهنگی، به‌ویژه دورۀ ایلام، داده‌های فرهنگی-هنری بسیاری ازجمله مهرها را در اختیار باستان‌شناسان و متخصصین تاریخ‌هنر قرار داده است. یافته‌های به‌دست‌آمده از این شهر باستانی، گویای سبک‌های گوناگون هنری در دوره‌های پشت‌سر گذاشته‌شده در آن بوده و سبک‌های گوناگون حکاکی مهر و شمایل‌نگاری آن‌ها که می‌تواند بیان‌کنندۀ اطلاعاتی در زمینه‌های مختلفی چون نمادها، اسطوره‌ها و یا داستان‌های روایی باشند، در میان این داده‌ها جایگاه ویژه‌ای دارند. در دورۀ ایلام و به‌طور خاص ایلام قدیم که مورد بحث این پژوهش  است، سبک‌های هنری مختلفی در حکاکی‌های مهرها دیده می‌شود؛ سبک‌هایی که هم می‌تواند گویای هنر ویژۀ ایلامی باشد و هم در برخی موارد از تأثیر سبک‌های حکاکی سرزمین همسایه، یعنی بین‌النهرین بی‌بهره نبوده‌اند. در همین‌راستا، در اینجا گزیده‌ای از مهرهای دورۀ ایلام قدیم شوش (تعداد 11 عدد) که متعلق به موزۀ ملی ایران هستند، با هدف مطالعۀ تصاویر آن‌ها به‌لحاظ داشتن سبک فرهنگی-هنری خاص بررسی می‌شوند، و پژوهش در جهت پاسخ‌گویی به این پرسش که آیا حکاکی‌های این مهرهای ایلام قدیم می‌تواند بیان‌کنندۀ سبک روایی ویژه‌ای باشند؟ صورت گرفته  است. مطالعۀ انجام‌گرفته که به‌روش کتابخانه‌ای-موزه‌ای و با تحلیل تطبیقی تصاویر همراه بوده است، می‌تواند راوی قدرت ارباب حیوانات / یا شاید فرد برتر جامعۀ آن روز، در حفاظت از حیوانات تحت حمایتش در مقابل حیوانات وحشی باشد و به‌نوعی با این تصویرپردازی‌ها، قدرت او را روایت کرده است. 

خلیل‌الله بیک‌محمدی،
سال 8، شماره 28 - ( 6-1403 )
چکیده

مجسمه‌های یادمانی، ازجمله آثار هنری به‌شمار می‌روند که عمدتاً مرتبط با موضوعات آئینی و مذهبی بوده و دارای پیشینۀ بسیار طولانی هستند؛ هدف از ساخت این‌گونه مجسمه‌های یادمانی، نمادین و گاهی نشان از جایگاه فرازمینی و جایگاه خداگونۀ صاحبان آن بوده است. در گسترۀ تاریخ ایران فرهنگی، پیشینۀ ساخت مجسمه‌ها با چنین رویکردی، (مانند: الهۀ ونوس سراب) از دورۀ نوسنگی است که به یک‌باره از هزارۀ سوم، رشد فزآینده‌ای داشته و در دورۀ تمدن ایلام با ظهور حاکمان و خدایان متعدد، به اوج و اعتلای خود می‌رسد. از این مجسمه‌ها، گاهی به‌عنوان هدایای نذری در معابد و گاهی به‌عنوان گورنهادها در تدفین اشخاص با رتبۀ اجتماعی بالا استفاده شده است. مجسمۀ سنگی یادمانی موزۀ نهاوند، نمونه‌ای از این‌گونه آثار به‌شمار می‌آید که چگونگی پیدایش و ماهیت آن چندان روشن نیست. از آنجایی‌که این یافتۀ فرهنگی از کاوش باستان‌شناسی به‌دست نیامده است، ابهامات زیادی درخصوص آن وجود دارد؛ بنابراین هدف اصلی پژوهش حاضر، آن است تا ضمن بررسی ماهیت این مجسمۀ سنگی، با نگاهی شمایل‌نگارانه به نقش و جایگاه آن از منظر زمانی بپردازد. بر این‌اساس، در این‌جستار با طرح پرسش‌، در چگونگی ماهیت، جانگاری، سبک هنری و کاربری آن با فرض متعلق بودن این اثر فرهنگی به دورۀ ایلامی در گسترۀ حوزۀ فرهنگی سیماشکی، واکاوی می‌گردد. این پژوهش برای درک بهتر و گاهنگاری درست، می‌کوشد در قیاس با دیگر نمونه‌های مشابه و هم‌عصر آن ارائه گردد تا به شناخت بهتری از آثار فرهنگ ایلام، به‌ویژه دورۀ سوکل‌مخ‌ها در زاگرس‌مرکزی به‌دست آید. روش پژوهش در این‌نوشتار، از نوع کیفی و مبتنی‌بر روش تاریخی-تحلیلی با بهره‌مندی از رویکرد کتابخانه‌ای خواهد بود. جهت بررسی گزاره‌های پژوهش، به شیوه‌های هنری پیکره‌سازی تمدن ایلام و نمونه‌های مشابه آن در بین‌النهرین رجوع شده است. برآیند پژوهش نشانگر آن است که مجسمۀ سنگی نهاوند براساس ویژگی‌های بصری و ظاهری، در زمرۀ مجسمه‌های یادمانی به جامانده از دورۀ سوکل‌مخ‌ها (هزارۀ دوم پیش‌ازمیلاد) ازمنظر زمانی، و با رعایت جوانب احتمال متعلق به سرزمین بزرگ سیماشکی از منظر جغرافیایی بوده است.

میلاد باغ‌شیخی، محمداسماعیل اسمعیلی‌جلودار، لیلا خسروی، علیرضا خسروزاده،
سال 8، شماره 29 - ( 10-1403 )
چکیده

محوطۀ گوریۀ واقع‌در بخش زرنۀ شهرستان ایوان‌غرب، ازجمله محوطه‌های مهم ساسانی و اوایل اسلامی در مطالعات باستان‌شناسی غرب کشور محسوب می‌شود که در سال 1394ه‍.ش. مورد کاوش قرار گرفته است. طی یک فصل کاوش در این محوطۀ باستانی، آثار فرهنگی متنوعی ازجمله سفال به‌دست آمد و اهمیت سفال و نقش آن در مطالعات باستان‌شناختی سبب شد تا این مادۀ فرهنگی در این مقاله مورد مطالعه قرار گیرد؛ از همین‌ رو، برای این پژوهش تعداد 127 قطعه سفال شاخص از دورۀ ساسانی، از میان 1500 قطعه سفال به‌دست‌آمده از کاوش برای مطالعه انتخاب گردید. در ابتدا این سفال‌ها برمبنای مشخصات فنی و شکل یا فرمشان مورد طبقه‌بندی و گونه‌شناسی قرار گرفتند. این پژوهش دارای ماهیت بنیادی با رویکردی توصیفی-تحلیلی است و روش اجرای این پژوهش دارای دو بخش مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی (سفال) است. هدف اصلی این پژوهش، مطالعۀ کمی و کیفی سفال‌های ساسانی در محوطۀ گوریه، سپس گونه‌شناسی، طبقه‌بندی و گاهنگاری نسبی آن‌هاست و گاهنگاری به‌صورت تطبیقی و تبیین ارتباطات فرهنگی با نواحی مجاور براساس مطالعات تطبیقی سفال صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان‌دادند که ازجمله اشکال شناسایی‌شده درمیان سفال‌های محوطۀ گوریه شامل: کوزه، خمره، کاسه، پیاله و بشقاب و متداول‌ترین نقوش تزئینی سفالینه‌ها نقوش کنده هستند. سفالینه‌ها اکثراً پخت مناسب دارند که نشان از کنترل حرارت کوره برای پخت سفال است و کیفیت ساختشان عموماً متوسط است؛ هم‌چنین مقایسۀ تطبیقی انجام‌شده نشان‌داد که به‌لحاظ گاهنگاری نسبی سفالینه‌های ساسانی گوریه با محوطه‌های اواخر این دوره همسانی نسبی دارند؛ بنابراین ضمن دارا بودن برخی ویژگی‌های بومی-محلی سفالینه‌های این محوطه با محوطه‌هایی هم‌چون قصرابونصر، حاجی‌آباد، سیرم‌شاه، محوطه‌های ساسانی شناسایی‌شده در بررسی‌های ماه‌نشان زنجان، شمال‌خوزستان، میاناب شوشتر، بوشهر و محوطه‌های تل‌ماهوز و ابوشریفه در عراق قابل‌مقایسه، و علاوه‌بر ویژگی‌های منطقه‌ای، بیشترین شباهت را با حوزۀ فرهنگی جنوب‌غربی ایران داراست. 

قادر شیروانی،
سال 9، شماره 33 - ( 10-1404 )
چکیده

محوطۀ باستانی تل گسر در شمال‌غربی دشت رامهرمز، استقرارگاهی چنددوره‌ای و یکی از محوطه‌های کلیدی، به‌ویژه برای مطالعات باستان‌شناختی دورۀ ایلام به‌شمار می‌رود. این محوطه طی سال‌های ۱۹۴۸-۱۹۴۹م. کاوش شد؛ با این‌حال، انتشار نیافتنِ به‌موقع گزارش و پراکندگی اسناد میدانی سبب ایجاد ابهام در داده‌های باستان‌شناختی آن گردید. از مهم‌ترین این ابهامات، اطلاعات مربوط به شش تدفینِ کشف‌شده در «تپه‌دژ» و منسوب به دورۀ ایلام نو است که در گزارش‌های «کارتر» و «علیزاده» به‌صورت ناقص و ناهمخوان ارائه شده‌اند. گزارش علیزاده، به‌ویژه با جانمایی نادرست و انتساب پراکندۀ گورنهاده‌های یک تدفین به لایه‌های متعدد و دوره‌هایی میان سوکل‌مَخ تا اسلامی، بر پیچیدگی‌های موجود افزوده است. تلاش «یاسمینا ویکس» نیز به‌رغم هدف‌گذاری درست، نتوانسته این ناهمخوانی‌ها را برطرف کند و خود موجب طرح مسائل تازه‌ای شده است. با توجه به اهمیت تل گسر و ضرورت بازنگری داده‌های پیشین، این پژوهش با اتّکا بر روش‌های مرسوم در مطالعات تاریخی و تحلیل تطبیقی اسناد موجود، به واکاوی این تدفین‌ها پرداخته است. هدف اصلی پژوهش، جانمایی دقیق و ارائۀ گاهنگاری منسجم برای هر تدفین است. نتایج نشان می‌دهد که در گزارش‌های پیشین، خطاهای اساسی در ثبت جزئیات، موقعیت کشف و گاهنگاری تدفین‌ها وجود داشته است. افزون‌بر جانمایی صحیح تدفین‌ها در گمانۀ کاوش، مهم‌ترین دستاورد این مطالعه تفکیک تدفین E به دو تدفین مستقل (E1 و E2) و بازسازی توالی زمانی منظمِ شش تدفین از اواخر دورۀ ایلام میانه تا اواخر ایلام نو II است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که آشفتگی ظاهری داده‌ها نتیجۀ خطاهای گزارش‌دهی بوده و نَه بازتابی از ویژگی‌های واقعی لایه‌نگاری محوطه؛ و از این‌رو، برای درک توالی استقراری و تفسیرهای لایه‌نگارانۀ تپه‌دژ و مجموعۀ تل گسر اهمیت بنیادی دارد. 

روح‌اله یوسفی‌زشک، خلیل‌الله بیک‌محمدی، سعید باقی‌زاده، حسن افشاری‌سالکی،
سال 9، شماره 33 - ( 10-1404 )
چکیده

قدیمی‌ترین شواهد مربوط به بهره‌‌برداری انسان از میوه‌‌های درخت خرمای وحشی در خاورمیانه به هزاره‌‌های ششم و پنجم پیش‌ازمیلاد بازمی‌گردد. باوجود کمبود داده‌‌های باستان‌شناختی، معمولاً چنین پنداشته می‌شود که در پایان دورۀ اوروک متأخر، سومریان نخستین باغ‌های خرما را بنیان نهادند و این فرضیه تاکنون به اثبات نرسیده و مسئله را به موضوعی بحث‌‌برانگیز تبدیل کرده است. همچنین، به‌دلیل آن‌که خط آغازایلامی به‌‌طور کامل رمزگشایی نشده، اطلاعات فعالیت‌‌های کشاورزی در جامعۀ آن بسیار محدود است. آن‌چه تاکنون از ساختار نظام اقتصادی این جامعه دریافته‌ایم، برمبنای مقایسۀ نشانه‌‌های گِل‌نبشته‌‌های آغازایلامی با نمونه‌‌های مشابه در گِل‌نوشته‌های آغازمیخیِ بین‌النهرینی است؛ نشانه‌‌هایی که بیشتر به فعالیت‌‌های کارگری، دامداری و محصولات دامی اختصاص یافته‌اند. فرضیۀ اصلی پژوهش، درخصوص برخی نشانه‌هایِ تاکنون ناشناخته یا به‌‌درستی تفسیر نشدۀ متون آغازایلامی است که درحقیقت بازنمایی‌هایی از درخت نخل خرما و میوۀ آن هستند؛ درنتیجه، خرما و باغداریِ نخل، برخلاف تصور پیشین، بخش قابل‌‌توجهی از اقتصاد معیشتی شوش در اواخر هزارۀ چهارم پیش‌ازمیلاد را تشکیل می‌داده‌اند. در همین‌راستا، پرسش‌های پژوهش عبارتنداز: ۱) آیا در گِل‌نبشته‌‌های آغازایلامی می‌توان نشانه‌‌هایی قابل‌‌اتکا از نخل خرما شناسایی کرد؟ ۲) این نشانه‌ها در مقایسه با نمونه‌‌های تصویری هم‌‌زمان یا متأخرتر چه جایگاهی دارند؟ ۳) شناسایی این نشانه‌‌ها چه تأثیری بر بازسازی نظام اقتصادی و سطح دانش باغداری جامعۀ آغازایلامی دارد؟ این پژوهش با رویکرد تطبیقی و نشانه‌‌شناختی، نخست ویژگی‌‌های فنوتیپی قابل‌تشخیص نخل خرما را استخراج و سپس آن‌‌ها را با نشانه‌‌های موجود در گِل‌نبشته‌های آغازایلامی مقایسه می‌کند و در ادامه، با نمونه‌‌های تصویری هم‌زمان و متأخرتر ایرانی و بین‌‌النهرینی تطبیق داده شده و ازطریق تحلیل مقایسه‌ای، امکان همسان‌‌سازی آن‌ها، سنجیده می‌شود. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که چند نشانۀ شاخص در متون آغازایلامی با ویژگی‌‌های فنوتیپی نخل خرما هم‌‌خوانی دارد و می‌توان آن‌‌را به‌‌عنوان کهن‌‌ترین بازنمایی‌های شناخته‌‌شده از نخل خرما در جنوب‌‌غرب ایران معرفی کرد. این گزاره، افق تازه‌ای برای بازشناسی اقتصاد معیشتی و دانش باغداری در شوشِ آغازایلامی می‌گشاید و نشان می‌دهد که خرما و فرآورده‌هایِ آن، احتمالاً نقشی بنیادین در اقتصاد این دوره داشته‌اند. 

یعقوب محمدی‌فر، سعید بروشان،
سال 9، شماره 33 - ( 10-1404 )
چکیده

 شهر صحنه، واقع‌در ۵۴ کیلومتری شمال-شرق کرمانشاه، در گذرگاه زاگرس‌مرکزی قرار دارد. این موقعیت جغرافیایی، آن‌را به چهارراهی حیاتی تبدیل کرده که پیونددهندۀ فلات‌مرکزی ایران به بین‌النهرین و دشت‌های داخلی کرمانشاه به‌سمت همدان است. بررسی‌های باستان‌شناسی سال 1382 در شهرستان صحنه که براساس روش بررسی مکان‌نگاری انجام شده است، محوطه‌های مهم و کلیدی کشف گردید. در این روش بررسی، تمام مکان‌های باستانی از نظر موقعیت و دوره‌هایی که مشمول آن‌ها است، مدنظر است. این روش نیازهای اطلاعاتی را که برای تفسیر تاریخی زیستگاه لازم است، برآورده می سازد. درنتیجه این پژوهش‌های میدانی، برای نخستین‌بار، دو محوطۀ باستانی حاوی مواد فرهنگی مربوط به دورۀ ایلام میانه در این منطقه شناسایی شد. این کشف، قلمرو فرهنگی دورۀ ایلام میانه در زاگرس را به‌سمت شرق و شمال‌شرق به‌طور قابل‌توجهی گسترش می‌دهد و نشان می‌دهد که نفوذ این تمدن فراتر از کانون‌های شناخته‌شدۀ آن در استان‌های جنوب‌غربی ایران (مانند: خوزستان، کهگیلویه‌وبویراحمد، فارس و بوشهر) تا استان کرمانشاه امتداد داشته است. با توجه به اهمیت این یافته‌ها، بررسی‌های بیشتری در سال‌های 1403 و 1404ه‍.ش. برای شناسایی محوطه‌های ایلام میانه در شهر صحنه انجام شد. در پی این تحقیقات، دو محوطۀ دیگر با مواد فرهنگی ایلام میانه شناسایی شد. این یافته‌ها نه‌تنها وجود یک کریدور فعال فرهنگی-تجاری در این منطقه را تأیید می‌کند، بلکه بر لزوم بازنگری در نقشه‌های فرهنگی- جغرافیایی و تحولات تاریخی دورۀ ایلام میانه در زاگرس‌مرکزی تأکید دارد. ادامۀ مطالعات و کاوش‌های هدفمند در این محوطه‌ها می‌تواند نقش این منطقه در شبکۀ تعاملات فرهنگی بین فلات ایران و بین‌النهرین را روشن ساخته و انتظار می‌رود منجر به بازاندیشی اساسی در دیدگاه‌های کنونی نسبت به تاریخ این دوران شود. 

هانی زارعی، شهریار ناسخیان، محمدحسن طالبیان،
سال 9، شماره 34 - ( 12-1404 )
چکیده

استان خوزستان، یکی از خاستگاه‌های اصلی معماری خشتی-آجری در ایران باستان، از دورۀ ایلام تا پایان ساسانی شاهد تکوین و تحول شیوه‌های متنوع طاق‌زنی بوده است. در این‌میان، طاق‌های آهنگ به‌مثابه ساختاری بنیادین، نه‌تنها عملکردی سازه‌ای، بلکه معرف نظامی مهندسی‌شده از تمهیدات پایداری در بستر اقلیم گرم و نیمه‌مرطوب منطقه‌اند. باوجود غنای آثار موجود، تاکنون پژوهشی جامع برای تحلیل فنی و ساختاری این طاق‌ها و استخراج منطق پایداری آن‌ها انجام نشده است. هدف از پژوهش حاضر تحلیل سازه‌ای و خوانش الگوهای پایدار و تکرارشونده در ساخت طاق‌های آهنگ از دورۀ ایلام تا ساسانی در خوزستان است؛ بدین‌منظور، به بررسی ویژگی‌های مصالح، فناوری ساخت و تناسبات هندسی مرتبط با پایداری این سازه‌ها توسط معماران آن دوران پرداخته شده است. پرسش اصلی این است که، چه تدابیر فنی و اجرایی در پایداری این طاق‌ها نقش داشته‌اند و چه روابطی میان فرم، مصالح و اقلیم در این روند دیده می‌شود؟ روش پژوهش مبتنی‌بر ترکیب مطالعات میدانی، مستندسازی سازه‌های قابل دسترس، تحلیل نمونه‌های شاخص، بررسی منابع باستان‌شناسی و گونه‌شناسی ساختاری است. انتخاب ۱۱۱ بنای طاق‌دار دارای اطلاعات و تصاویر ثبت شده در مرحلۀ اول و انتخاب 21نمونۀ منتخب دارای داده‌های عددی و اسناد ترسیمی مناسب روش دستیابی به داده‌ها را شامل می‌شود. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که پایداری طاق‌های آهنگ در این منطقه، نتیجۀ تعامل چندلایه میان: 1) مصالح (نوع و شکل هندسی مصالح، توجه به ضخامت ثابت ملات و نحوۀ اتصال مصالح مربع و ذوزنقه‌ای‌شکل برای دستیابی به شل بهینۀ اجرای طاق)، 2) دقت در فناوری ساخت شامل تنوع شیوۀ رج‌چینی و ترکیب چینش ضربی و رومی در دوران پیش از اسلام، 3) تناسبات هندسی (ثبات در نسبت‌های دهانه، افراز و ضخامت طاق به اجزای سازه در هر دوره و تغییر نسبت به دوران دیگر)، و 4) شرایط اقلیمی و 5) مهارت نیروی انسانی بوده است. یافته‌های این پژوهش، نظامی مهندسی‌شده و قابل بازخوانی در فن طاق‌سازی پیش از اسلام را آشکار می‌سازد و می‌تواند چارچوبی تحلیلی برای بازشناسی، مرمت و تداوم اصول فنی طاق‌سازی تاریخی ایران فراهم می‌آورد. 


صفحه 1 از 1