بیش از صد سال است که محققان با قرائت متون آشوری، به مکانیابی جاینامهای ذکرشده در این کتیبهها پرداختهاند. برخی از این جاینامها در مرزهای شرقی قلمرو امپراتوری آشورنو و در غرب ایران قرار داشته که یکی از آنها پادشاهی الیپی بوده است. اکثر باستانشناسان پادشاهی الیپی را در شمال پیشکوه لرستان و جنوب کرمانشاه مکانیابی کردهاند، اما طی دهههای اخیر، بعد از انتساب «سفال نوع لرستان» به اقوام الیپی توسط «لوئیس لوین» و بعد از آن بهوسیلۀ «یانا مدودسکایا»، محققان به تحلیل یافتههای فرهنگی، ازجمله این نوع سفال در قالب پادشاهی مورد بحث پرداختهاند. دلیل انتساب سفال نوع لرستان به اقوام الیپی توسط باستانشناسان، همزمانی و پراکنش این نوع سفال در محدوده و قلمرو درنظر گرفته شده برای پادشاهی الیپی است. پژوهش حاضر درپی این است که با استفاده از رویکرد نظری «باستانشناسی تاریخی» که به تفسیر اطلاعات متون تاریخی در بستر دادههای باستانشناختی اتکا دارد، تحلیلی دقیق و همهجانبه از این موضوع ارائه دهد. اما پرسش اینجاست که میتوان با بهرهگیری از متون آشوری و مکانیابی احتمالی یک پادشاهی، یک گونۀ سفالی را به آن فرهنگ نسبت داد؟ پژوهش حاضر درپی این است که با تحلیل همهجانبۀ مدارک تاریخی و یافتههای باستانشناسی، نتیجهگیری منطقی در باب فرضیۀ مطرحشده ارائه دهد. نتایج این مطالعه نشاندادند که با توجه به دادههای کنونی، انتساب یافتههای باستانشناسی نیمۀ نخست هزارۀ اول پیشازمیلاد پیشکوه لرستان، همانند سفال نوع لرستان به پادشاهی الیپی، قابلقبول نیست؛ درواقع، این انتساب باید در حد یک فرضیه مطرح شود، و مبنا قراردادن آن برای تحلیل یافتههای محوطهها سبب گمراهی و نتایج نادرست خواهد بود، چراکه از یکسو مدارک قطعی تاریخی برای مکانگزینی دقیق پادشاهی الیپی در پیشکوه لرستان وجود ندارد؛ و ازسوی دیگر، الگوی زیست مبنیبر کوچنشینی در این منطقه، امکان تطبیق محدودۀ پراکنش دادههای باستانشناسی همانند سفال نوع لرستان را با اطلاعات تاریخی موجود در متون آشوری نمیدهد.
مهرها اگرچه بیشتر با رویکرد تاریخِ هنری موردمطالعه قرار میگیرند، اما میتوانند منبع مهمی برای مطالعۀ وضعیت اجتماعی-اقتصادی جوامع باستانی باشند. مُهر موردمطالعه در پژهش حاضر توسط یک راهنمای محلی بههنگام بازدید نگارندگان از تپۀ گوهرگوش واقعدر روستای فتاحآباد از توابع شهرستان دلفان استان لرستان از داخل خاکهای حفاری غیرمجاز در بخش جنوبی تپه یافت شده است. پیشتر از محوطههای مختلفی در میانرودان نیمۀ غربی و حتی مناطق مرکزی ایران مهرهایی قابل مقایسه با نقش مُهر گوهرگوش از نظر سبکشناسی معرفی و مورد مطالعه قرار گرفتهاند. در پژوهش پیشرو تلاش میشود با مطالعه و مقایسۀ سبکشناسی و شمایلنگاری مهر تپۀ گوهرگوش که از این پس با این عنوان آمده است، با نمونههای مشابه به پرسشهایی در ارتباط با سبکشناسی و تاریخگذاری آَن پاسخ داده شود. اصلیترین پرسشهای این پژوهش این است که مُهر تپۀ گوهرگوش به چه دورۀ زمانی تعلق دارد؟ سبک آن بومی است یا متأثر از مناطق دیگر است؟ بافت و بستر تاریخی-سیاسی همزمان با دورۀ زمانی احتمالی آن چه نقشی در نفوذ این مهر با این سبک در پیشکوه داشته است؟ در پاسخ با این پرسشها فرضیههای مختلفی را میتوان مطرح کرد؛ از جمله: به احتمال خاستگاه و سبک مهر مورد مطالعه آشوری است، و فرض دوم اینکه، خاستگاه آن بومی ولی متأثر از سبک آشوری است؛ همچنین به احتمال تاریخ آن نیمۀ اول هزارۀ اول پیشازمیلاد است. فرض بعدی در پاسخ به پرسش دوم است که به احتمال ظهور حکومت الیپی در سدههای اولیۀ هزارۀ اول پیشازمیلاد (به احتمال در پیشکوه)، نقش مهمی در نفوذ و گسترش سبکهای هنری و سنتهای سفالی منطقهای و فرامنطقهای در این حوزه داشته است. در ادامۀ این پژوهش، تمام این پرسشها و فرضیات مورد بحث و بررسی قرار خواهند گرفت. با مطالعۀ مهر گوهرگوش از جنبههای مختلف، به احتمال این مهر به سبک آشورنو و بین سدههای نهم تا هفتم پیشازمیلاد است. کشف آن در تپۀ گوهرگوش میتواند سرنخی از روابط زاگرسمرکزی با آشور در این بازۀ زمانی باشد.