علی منادی، حمیدرضا ولیپور، امیرصادق نقشینه، سال 5، شماره 15 - ( 3-1400 )
چکیده
عصر مسوسنگ ازجمله ادوار دارای اهمیت پیشازتاریخ ایران است. تحولات این دوره در زاگرسمرکزی در ادامۀ دورۀ نوسنگی ظهور نموده است. از مناطق مهم زاگرسمرکزی که دارای استقرارگاههای زیادی در رابطه با عصر مسوسنگ بوده، دشت سیلاخور در شمال لرستان است. با وجود غنای فرهنگی دشت سیلاخور در عصر مسوسنگ، تاکنون مطالعۀ هدفمندی بهمنظور روشن نمودن وضعیت مسوسنگ این ناحیه صورت نگرفته است. در این راستا، بهمنظور روشن شدن الگوهای استقراری عصر مسوسنگ دشت سیلاخور، این مطالعه که چکیدهای از بررسیهای باستانشناسی احمد پرویز و مطالعات هدفمند نگارندگان است، ارائه میگردد. نگارندگان در این پژوهش سعی در یافتن پاسخ پرسشهای ذیل داشتهاند: الگوهای استقراری دشت سیلاخور در عصر مسوسنگ به چه صورت بوده است؟ تغییرات الگوهای استقراری در ادوار قدیم، میانی و جدید عصر مسوسنگ دشت سیلاخور را چگونه میتوان تحلیل نمود؟ بهنظر میرسد چند عامل منابع آبی، ارتفاع از سطح دشت سیلاخور و راههای ایلات در شکلگیری استقرارگاههای این ناحیه در عصر مسوسنگ مؤثر بودهاند. بررسیها و مطالعات انجامشده در این دشت تاکنون 80 محوطۀ باستانی را در رابطه با عصر مسوسنگ نشان داده است. برخی از این محوطهها دارای هر سه دورۀ قدیم، میانی و جدید عصر مسوسنگ هستند. اطلاعات مکانی گردآوریشده در این پژوهش، از روش مطالعات علم GIS و با اجرا شدن در نرمافزار ArcGIS 10.3 مورد مطالعه قرار گرفتهاند. مبنای این مطالعات، فاصلۀ هر محوطۀ استقراری با نزدیکترین رودخانه و سطح ارتفاع آن نسبت به دشت سیلاخور است. این نقشهها در هر سه دورۀ قدیم، میانی و جدید عصر مسوسنگ دشت سیلاخور اجرا شدهاند.
پروانه احمدطجری، عباس مترجم، مهدی زارع، سال 8، شماره 29 - ( 10-1403 )
چکیده
زمینلرزههای باستانی همواره تهدیدی بالقوه برای سکونتگاههای نهچندان مقاوم در مناطق لرزهخیز محسوب شدهاند؛ طبق نتایج مطالعات باستانشناسی یکی از الگوهای رفتاری بشر در مقابل این پدیده غیرقابل پیشبینی، تغییر دائمی محل سکونت خود بوده است. نظر به واقعشدن بخش عمدۀ فلات ایران در یکی از پهنههای لرزهخیز کرهزمین موجب میشود تا تحقیق و بررسی راجعبه تأثیر این رخدادهای طبیعی بر شیوۀ زیست انسان خصوصاً در دوران پیشازتاریخ مورد مطالعۀ بیشتر قرار گیرد. در اینراستا و با هدف میزان تأثیر این پدیدۀ طبیعی در زاگرسمرکزی و بهمنظور آگاهی از نحوۀ واکنش انسانها به این پدیده پرداخته شده است؛ پرسش اصلی در این پژوهش حول این محور است که، اساساً زمینلرزههای کهن در بافتارهای باستانشناسی چگونه و براساس چه شواهدی قابل شناسایی است ؟ و تأثیرات این پدیدۀ مخرب بر تغییر الگوهای زیستی مردم در دوران پس از رخداد چگونه بوده است؟ برای گردآوری اطلاعات در اینزمینه به یافتههای مستند باستانشناسی حاصله از دو کاوش گودینتپه، کنگاور و تپۀ باباکمال تویسرکان از دوران مفرغ و تا پایان عصر آهن III پ.م. استناد شده است. در ادامه برمبنای شواهد ناشی از شدت تخریب ناشی از زمینلرزه سعیشده است تا نسبت به بازسازی مقیاس شدت زمینلرزهها براساس مقیاس مرکالی اقدام گردد و در نتیجۀ نهایی مشخص گردید که وقوع زمینلرزههای مخرب با شدت بیش از 6 درجه در مقیاس ریشتر در منطقۀ مورد بررسی خصوصاً در عصر مفرغ و آهن بیارتباط با تأثیر تغییرات اقلیمی ناشی از شدت ذوب یخچالها و تغییر شرایط هیدرولوژی کرهزمین نبوده است، ولی نهایتاً پس از دورۀ مفرغ متأخر عملا حوداث ناشی از این رخداد موجب فروپاشی نسبی بسیاری از استقرارها تا دورۀ آهن III گردیده است و عملاً در این برهۀ زمانی میزان جمعیت منطقه به حداقل ممکن کاهش یافته بود.