ارگهای راین و بم، با قدمت و تمدنی کهن از زمان ساسانیان، بهواسطۀ قرارگرفتن در تقاطع مسیر شمال به جنوب خراسان و گواشیر کرمان تا بندرعباس و بزرگراه غرب به شرق فارس به بلوچستان، موقعیت تجاری مناسبی داشته و بهلحاظ موقعیت جغرافیایی و قرارگرفتن در مسیر شاهراه ارتباطی مذکور، همواره مورد تهدید و هجوم اقوام و دولتهای مختلف قرار میگرفتند؛ استان کرمان درطول دورۀ اسلامی، از پایگاههای درگیری راهزنان با قوای حکومتی بوده و ساخت بسیاری از ارگها و قلاع کرمان کارکرد امنیتی و دفاعی داشته است. دو ارگ راین و بم، از دورۀ ساسانی تا قاجار نقش مهمی در حیات جوامع و حفظ امنیت در ناحیۀ کرمان داشتهاند. پرسش اصلی این است که وجوه اشتراک و افتراق ساختارهای دفاعی این دو ارگ از منظر امنیتی چگونه بوده است؟ پژوهش حاضر در پی شناخت عناصر دفاعی امنیتی دو ارگ راین و بم در استان کرمان و دستیابی به الگوهای ساختاری دفاعی و نحوۀ ارتباط، اشتراک و افتراق آنها با یکدیگر است. اطلاعات این مقاله با روشهای کتابخانهای (اسنادی)، مشاهدۀ بصری و مقایسۀ یافتههای حاصله، گردآوری شده و پژوهش با روش تطبیقی-تحلیلی صورت گرفته است. داشتن حصار، حاکمنشین، برج دیدهبانی و همچنین روزنههای صلیبیشکل دیدهبانی و تیرکشها نشانگر کارکرد نظامی و امنیتی این دو ارگ است. میتوان این فرضیه را طرح کرد که ساختار استحکامات دفاعی ارگ راین متأثر از ارگ بم است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که بهدلیل قرارگیری این دو ارگ در مسیرهای ارتباطی خراسان، سیستان، مرکز ایران، موجب شکلگیری این دو ارگ و استحکامات دفاعی در این دو منطقه شده است.
استان کرمان باوجود برخورداری از آثار فراوان تاریخی، آنطورکه شایسته است مورد پژوهش قرار نگرفته است. یکی از بخشهای دورافتادۀ این منطقه، حاشیه بیابان لوت است که بهرغم وجود تعداد زیادی قلعۀ بهجای مانده، تاکنون مطالعهای جامع درمورد آن صورت نپذیرفته است. در این پژوهش سعیشده با هدف روشن ساختن ویژگیهای معماری و علت تعدد قلاع به مطالعه و بررسی آنها با روش توصی-تحلیلی و استدلال منطقی پرداخته شود. ابزار این پژوهش مطالعات کتابخانهای و میدانی از 140 قلعۀ موجود در منطقه بوده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد تعدد قلاع به دوعامل اقلیمی و امنیتی برمیگردد. آب فراوان و قرارگیری برسر راههای بازرگانی موجب ثروت منطقه شده بود. ازطرفی منابع آب نقطهای و محدودیت آنها موجب پراکندگی و ایجاد فاصلۀ بین ساختارهای زیستی و افزایش ناامنی شده بود. براساس منابع تاریخی راهزنان بیابانگرد نیز در منطقه حضور گستردهای داشتهاند. تمامی این عوامل بهعلاوه فنهای مقابله با طوفانهای سهمگین شن موجبشده بود تا شهرها و روستاهارا در میانۀ حصارهای مرتفع بسازند و یا اینکه در درون و یا پیرامون آن قلعهای برای استفاده در مواقع ضرورت ایجاد نمایند که این عوامل باعث تعدد قلاع در منطقه مورد بررسی شده است. این امر همچنین موجبشده اکثریت قلاع منطقه کارکرد مسکونی داشته باشند و در داخل یا پیرامون شهرها و روستاها ساخته شوند و دیگر کارکردها و استقرارها از فراوانی کمتری برخوردار باشند. معماری قلاع و استحکامات دفاعی منطقه نیز، از معماری متداول قلاع فلاتمرکزی، بهجز در موارد استثنایی، پیروی میکند؛ بدینصورت که اکثر قلاع از هندسۀ مربع و مستطیل پیروی کرده و در مواردی برگرفته از شرایط اقلیمی و زمینهای هندسه نامنتظم، ذوزنقه و متوازیالاضلاع شده است. مصالح مورداستفادۀ بومآورد و بهدلایل سهولت ساخت، سرعت تولید انبوه، هزینۀ کمتر و استتار، در قلاع دشتی، خشت و چینه و در قلاع کوهستانی، سنگ بوده است. اغلب برجها در گوشهها و میانۀ اضلاع با کارکرد دیدبانی، دفاعی و سازهای ساخته شده و درمواردی برجهایی در میانۀ قلعه با کارکرد صرفاً دیدبانی دیده میشود. ساختار دفاعی اغلب قلاع نیز مبتنیبر حصار و برج است و هرچه بر ثروت و جمعیت قلاع مسکونی افزوده میشده تعداد لایههای دفاعی بیشتری ایجاد شده است.