بیگمان تختجمشید یکی از مهمترین محوطههای باستانشناسی جهان است. از سدۀ پیش تاکنون، کارهای علمی فراوانی دربارۀ این محوطه به چاپ رسیده است. با وجود این، مقالۀ حاضر به موضوعی کوچک و نو، آنهم دربارۀ ابزار روی شانههای یکی از هندیان از گروه فرستادگان هند در کاخ آپادانا داریوش بزرگ میپردازد. این تصویر برروی پلکان شرقی (نیز پلکان شمالی با آسیبدیدگی) بهخوبی دیده میشود. نگارنده برخلاف تمام پژوهشهای پیشین که این ابزار را «ترازو» نامیدهاند، باور دارد که این ابزار صرفاً یک «چوب بامبوی هندی» است. واقعیت این است که در موضوع عنوان این مقاله، نمیتوان به پژوهشی نقادی در یکصد سال گذشته تاکنون ارجاعی داد. دانشی پیشینیان چون «شاپورشهبازی (ایران)» به پیروی از «اشمیت»، ابزار موجود برروی شانۀ آن هندی در نقش خراجگزاران را «ترازو» تصور کردهاند. افزونتر، مهمترین پرسش این است که، آیا ابزار موجود بر روی شانۀ هندی نگاریدهشده در تختجمشید، بهشکل ترازوهای شناخته شدۀ جهان باستان همانند است؟ آیا دو سر انتهایی چوب (روی شانه) در اتصال به سبدهای آویزان (دو سوی)، نیازمند نوعی چفتوبست نیست؟ با وجود این، «بامبو» یکی از پرکاربردترین ابزارها در جابهجایی وسایل و اسباب شخصی در زندگی روزمرۀ هندیان بوده است و افزونبر آن، این چوب در آئینهای هندوییسم چون حمل «آب مقدس گنگ» نیز جایگاهی خاص دارد. از اینروی و در این مقاله، نگارنده با توجه به جایگاه خاص چوب منعطف بامبو در پیشینۀ فرهنگی هند از کاربردهای روزانه تا باورهای دینی، دیدگاه ترازو بودن این ابزار را به چالش میکشد. برای این بررسی، با دریافت عکسی از مدیریت مجموعۀ تختجمشید از یکسو، بررسی کارهای ارزشمند پیشین ازسوی دیگر، با تمرکز بر رسوم کهنسال و منابع نوشتاری هندی تلاش شده است تا نتیجهگیری روشنی، پیشِروی خوانندگان قرار گیرد.