در خاور نزدیک، قدیمیترین سیستمهای نگارشی شناخته شده تا به امروز (سیستم نگارشی آغازمیخی در بینالنهرین و سیستم نگارشی آغازایلامی در فلات ایران) در پایان هزارۀ چهارم قبلازمیلاد ظهور کردند. این سیستمها، بهمنظور اهداف مدیریتی و حسابداری بودند و با وجود تشابهاتی در سیستمهای شمارشی و نشانههای عددی و عدم تشابه در نشانههای معنانگارانه در کنار یکدیگر بهصورت مجزا تکامل یافتهاند. برخلاف سیستم نگارشی آغازمیخی و وارث آن (خط میخی)، بهدلیل ناپدید شدن این سیستم نگارشی (آغازایلامی)در فلات ایران در حدود 2800 ق.م.، خط آغازایلامی هیچ همخانوادهای از خود برجای نگذاشته تا بتواند در رمزگشایی این سیستم به ما کمک نماید. بههمین دلیل در طی صد سالی که از کشف این سیستم میگذرد، تنها عناصری که در آن با خط آغازمیخی مشترک است، مانند تعدادی از سیستمهای شمارشی و تعداد انگشتشماری از نشانهها، برای ما قابل فهم و رمزگشایی بودهاند. گِلنبشتههای آغازایلامی MDP 31, 33 و MDP 31, 27، مانند بیشتر گلنبشتههای آغازایلامی از شوش یافتشده و در اوایل قرن بیستم میلادی برای نخستینبار منتشر شدند، زمانیکه هنوز اطلاعات اندکی راجعبه سیستم نگارشی و اقتصاد و ساختار جوامع آغازایلامی وجود داشت. مطالعات پیشرفتۀ امروزی در مورد ساختار جوامع در نیمۀ دوم هزارۀ چهارم قبلازمیلاد و همچنین سیستمهای نگارشی باعث توجه روزافزون به ارزیابی و بازخوانی مجدد این متون شده است. در این مقاله نیز به بازخوانی مجدد این دو گلنبشته و پیشنهادی برای درک بهتر از این متون خواهیم پرداخت.
دورۀ فرهنگی آغازایلامی بهدلیل ورود فلات ایران به مرحلهای دیگر از دورۀ شهرنشینی و داشتن گلنوشتههایی که معرف شروع نوشتار در این سرزمین است، یک مرحلۀ مهم در آغازتاریخی ایران محسوب میشود. پس از آن، دورۀ ایلام بهدلیل ایجاد اولین حکومتهای سلسلهای سرزمین ایران بسیار موردتوجه است. توالی آغازایلامی تا شروع دورۀ ایلام قدیم برمبنای نوشتار آغازایلامی و ایلامی، خطی دارای شبهاتی است و برمبنای برخی اطلاعات و دادهها ازجمله نوشتار آغازایلامی، توقف یکبارۀ دورۀ آغازایلامی مدنظر قرار گرفته و سیر تحول آن تا دورۀ ایلام قدیم با علامت سؤال مطرح میشود، اما توالی یادشده در متون بینالنهرین (شبهمیخی و میخی دورههای اوروک، جمدتنصر، سلسلههای اولیه تا دورۀ اکد و حتی بعد از آن) قابل پیگیری و بررسی است. پژوهش انجامگرفته با هدف بررسی نام ایلام، سرزمین و ایالات آن در بازۀ زمانی پس از آغازایلامی تا ایلام قدیم در متون بینالنهرینی انجام گرفت و مهمترین پرسش این پژوهش پاسخ به شناخت چگونگی توالی دورۀ آغازایلامی تا ایلام قدیم برمبنای متون بینالنهرینی در این فاصلۀ زمانی است. پیجوییهای انجامگرفته درکنار یافتههای باستانشناسی، وجود نام ایلام و ایالات ایلامی را در هزارۀ سوم قبلازمیلاد در متون زبانشناسی بینالنهرینی بهدستآمده از این برهۀ زمانی، تأیید مینماید. پژوهش حاضر دارای نظام کیفی و راهبردی است و براساس هدفهای بنیادی صورت گرفته و ازنظر روش، توصیفی است. روش یافتهاندوزی بهشیوۀ کتابخانهای انجام شده و تمامی آنها از منابع معتبر استخراج شدهاند. اساس تحلیل بیشتر متکیبر اطلاعات و یافتههای کتابخانهای است.
حسن افشاری، روح اله یوسفیزشک، سال 4، شماره 11 - ( 3-1399 )
چکیده
پیدایش نگارش، انسان را از دورۀ پیشازتاریخ به دورۀ تاریخی میرساند، بههمین دلیل نقطۀ عطفی در تکامل انسان است. این پیدایش یکباره صورت نگرفته، بلکه روند تدریجی از دوران نوسنگی تا پایان هزارۀ چهارم قبلازمیلاد داشته است. مراحل آغازین آن در میان فرهنگهای خاورمیانه مشابه بوده، اما در انتهای هزارۀ چهارم قبلازمیلاد و تشکیل حکومتها در اوروک، خوزستان و فارس، مرزهای سیاسی بین این نواحی کشیده میشود و در نتیجه دو خط نوشتاری (آغازایلامی و شبهمیخی) در یک برهۀ زمانی شکل میگیرند. این دو خط هردو از یک نظام ارتباطی مشترک ریشه گرفتهاند. برخی شکلواژهها با شمایلنگاری کاملاً یکسان در خطوط دو سرزمین بهدست آمده که باتوجه به پیشرفت خوانش، با کاربرد معنایی متفاوتی ترجمه شده است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی ساختار آوایی میان خطوط آغازین رایج در نیمۀ دوم هزارۀ چهارم قبلازمیلاد در غرب آسیا است که زمینهساز پیدایش ادبیات در سدههای آتی میشود. نگارندگان با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات بهروش پژوهشی و کتابخانهای میکوشند با ریشهیابی نگارش در دو سرزمین و بررسی علل شکلگیری اولین اختلافهای بهوجود آمده ازطریق درک محیط و دادههای باستانشناسی چنین استنباط کنند که دلیل این شباهتها در زمینۀ نگارش دو سرزمین، به ریشههای یکسان آنها برمیگردد و دلیل اختلافهای معنایی شکلواژهها با شمایلنگاری یکسان، به تنوع تغییرات اجتماعی و معیشتی میان فلات ایران و جنوب بینالنهرین و همچنین تفاوت زبانی دو منطقه بازمیگردد؛ در نتیجه بهدلیل تراکم جمعیتی و بافت شهری کاملاً منسجم بینالنهرین، بهخصوص اوروک و همچنین باتوجه به میزان مساحت، به خانسالار و کوچرو تقسیم میشوند و ویژگیهای فرهنگی مانند قومیت و چندزبانی بودن فلات ایران، در برخی شکلواژهها با شمایلنگاری یکسان، کاربرد معنایی متفاوتی میگیرد.
روحاله یوسفیزشک، خلیلالله بیکمحمدی، سعید باقیزاده، حسن افشاریسالکی، سال 9، شماره 33 - ( 10-1404 )
چکیده
قدیمیترین شواهد مربوط به بهرهبرداری انسان از میوههای درخت خرمای وحشی در خاورمیانه به هزارههای ششم و پنجم پیشازمیلاد بازمیگردد. باوجود کمبود دادههای باستانشناختی، معمولاً چنین پنداشته میشود که در پایان دورۀ اوروک متأخر، سومریان نخستین باغهای خرما را بنیان نهادند و این فرضیه تاکنون به اثبات نرسیده و مسئله را به موضوعی بحثبرانگیز تبدیل کرده است. همچنین، بهدلیل آنکه خط آغازایلامی بهطور کامل رمزگشایی نشده، اطلاعات فعالیتهای کشاورزی در جامعۀ آن بسیار محدود است. آنچه تاکنون از ساختار نظام اقتصادی این جامعه دریافتهایم، برمبنای مقایسۀ نشانههای گِلنبشتههای آغازایلامی با نمونههای مشابه در گِلنوشتههای آغازمیخیِ بینالنهرینی است؛ نشانههایی که بیشتر به فعالیتهای کارگری، دامداری و محصولات دامی اختصاص یافتهاند. فرضیۀ اصلی پژوهش، درخصوص برخی نشانههایِ تاکنون ناشناخته یا بهدرستی تفسیر نشدۀ متون آغازایلامی است که درحقیقت بازنماییهایی از درخت نخل خرما و میوۀ آن هستند؛ درنتیجه، خرما و باغداریِ نخل، برخلاف تصور پیشین، بخش قابلتوجهی از اقتصاد معیشتی شوش در اواخر هزارۀ چهارم پیشازمیلاد را تشکیل میدادهاند. در همینراستا، پرسشهای پژوهش عبارتنداز: ۱) آیا در گِلنبشتههای آغازایلامی میتوان نشانههایی قابلاتکا از نخل خرما شناسایی کرد؟ ۲) این نشانهها در مقایسه با نمونههای تصویری همزمان یا متأخرتر چه جایگاهی دارند؟ ۳) شناسایی این نشانهها چه تأثیری بر بازسازی نظام اقتصادی و سطح دانش باغداری جامعۀ آغازایلامی دارد؟ این پژوهش با رویکرد تطبیقی و نشانهشناختی، نخست ویژگیهای فنوتیپی قابلتشخیص نخل خرما را استخراج و سپس آنها را با نشانههای موجود در گِلنبشتههای آغازایلامی مقایسه میکند و در ادامه، با نمونههای تصویری همزمان و متأخرتر ایرانی و بینالنهرینی تطبیق داده شده و ازطریق تحلیل مقایسهای، امکان همسانسازی آنها، سنجیده میشود. نتایج پژوهش نشان میدهد که چند نشانۀ شاخص در متون آغازایلامی با ویژگیهای فنوتیپی نخل خرما همخوانی دارد و میتوان آنرا بهعنوان کهنترین بازنماییهای شناختهشده از نخل خرما در جنوبغرب ایران معرفی کرد. این گزاره، افق تازهای برای بازشناسی اقتصاد معیشتی و دانش باغداری در شوشِ آغازایلامی میگشاید و نشان میدهد که خرما و فرآوردههایِ آن، احتمالاً نقشی بنیادین در اقتصاد این دوره داشتهاند.
این پژوهش به بررسی یک گلنبشتۀ استثنایی آغازایلامی از شوش (MDP 17, 043) میپردازد که از الگوی متعارف متون حسابداری اقتصادی فاصله میگیرد؛ زیرا بهجای ثبت کالاها یا پرداخت جیره، نام 17فرد را فهرست کرده است. مسئله محوری این پژوهش، ناسازگاری ظاهری میان نشانههای دارای بار جنسیتی در درون زنجیرههای اسمی و طبقهبندیهای یکنواخت یا متقابلی است که در پایان این زنجیرهها و نیز در شمارش نهاییِ پشت لوح مشاهده میشود. این مطالعه با تکیهبر تحلیل دقیق ساختاری و زمینهای لوح نشان میدهد که متن برپایۀ یک نظام معنایی دوسطحی عمل میکند. نشانههایی مانند (M388) و (M124) که در درون زنجیرههای اسمی ظاهر میشوند، در سطحی توصیفی عمل کرده و نقشها یا جایگاههایی را نشان میدهند که لزوماً به جنسیت زیستی فروکاستنی نیستند. در مقابل، ترکیبهای پایانی |M217+M388| و |M217+M124| افراد را در قالب مقولههای نهادی طبقهبندی میکنند که براساس آنها هر فرد به عنوان یک واحد اداری قابلشمارش ثبت میشود؛ از اینرو، شمارش نهایی در پشت لوح نَه بیانگر جنسیت یا نقشهای کارکردی افراد، بلکه نشاندهندۀ تعداد کل افراد ثبتشده برپایۀ جایگاه نهادی نهایی آنان است. این ساختار معنایی لایهمند از وجود منطقی اداری پیچیده در نظام ثبت و نگارش آغازایلامی حکایت دارد و نشان میدهد که ثبت افراد در این نظام صرفاً به حسابداری اقتصادی محدود نبوده، بلکه ابعاد اجتماعی و نهادی هویت افراد را نیز در بر میگرفته است.