سیستان که در دورۀ ساسانی از آن با نام «سَکستان» یاد میشد، ایالت پهناوری را تشکیل میداد که تورستان و هند تا کرانههای دریا را در بر میگرفت. این منطقه در دورۀ ساسانیان از نظر مردان دلیر جنگی که از مرزهای شرقی ایران حراست میکردند، کشاورزی خوب، موقعیت ژئوپولیتیکی و تجاری مناسب و مهمتر از همه، بنیانهای استوار و اصیل دین زرتشتی، اهمیّت فراوان داشت. بههمین دلایل معمولاً حکومت سکستان بهدست ولیعهد اداره میشد که بر این اساس ملقب به سکانشاه میگردید. اردشیر بابکان که از خانوادهای مذهبی برخاسته بود، دین زرتشت را دین رسمی کشور اعلام نمود و خود و جانشینانش مبادرت به ساخت بناهای مذهبی فراوانی از جمله معبد آب و آتش در سرتاسر ایرانشهر نمودند. یکی از معتبرترین آتشکدههای ساسانی در شرق ایران، آتش کرکوی در سیستان بود که متون مقدسی چون خرده اوستا و بندهشن و مورخینی چون قزوینی، مسعودی و متونی مانند تاریخسیستان و کتیبۀ کعبه زرتشت به آن اشاره کردهاند. آتشکدۀ کرکوی که از نوع آتش بهرام بود، براساس مطالعات باستانشناختی و رهیافت تاریخی از سدۀ سوم قبل از میلاد تا سدۀ هفتم هجریقمری پیوسته فروزان بوده است؛ تا اینکه سرانجام به دست مغولان برای همیشه خاموش گردید.
شهر گور، نخستین تختگاه ساسانیان، توسط مؤسس این سلسله «اردشیربابکان» بنیان نهاده شد. تاکنون مطالعات باستانشناسی و تاریخی گستردهای پیرامون این شهر صورت گرفته است که منجر به شناسایی شواهد باستانشناسی ارزشمندی شده است. از مهمترین شواهد باستانشناسی که طی کاوشهای این شهر تاریخی بهدست آمده، آرامگاهی با مقابر وانیشکلی است که در بخش غربی ارگ شهر شناسایی گردید. کشف این آرامگاه در این بخش از شهر در نزدیکی آتشکده، تعجب پژوهشگران را برانگیخت. هدف از پژوهش حاضر، تحلیل ماهیت و چیستی آرامگاههای شناسایی شده است. گردآوری اطلاعات به شیوههای اسنادی و میدانی صورت گرفته و روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است. بنابر مطالعات و باور محققان و باستانشناسان، همجواری تدفین که حاوی بقایایی ناپاک بدن انسان (نسو) است با آتشکده که محل نگهداری آتش مقدس بود، سازگاری نداشته و ازطرفی با آموزههای رایج دین زرتشتی همخوانی ندارد. طرح این مسألۀ بنیادین اعتقادی دربارۀ این شیوۀ جدید تدفین در باورمندی مذهبی ساسانیان و همجواری نامتجانس این مؤلفههای دینی، چالشی است بزرگ که نیازمند بازخوانی متون تاریخی، دینی و ارزیابی شواهد باستانشناختی شناساییشده دربارۀ این موضوع در دههای اخیر است. پرسش اصلی پژوهش عبارتنداز: ساخت آرامگاه شهر گور الگوی تدفینی جدید در روزگار ساسانیان است یا اقتباس از الگوی کهنتر محسوب میگردد؟ قبور یا تابوتهای آرامگاه جهت نگهداری اجساد متوفیان بوده است؟ یا استودان و محل نگهداری بقایای استخوانی افراد بعد از اجرای سنت زرتشتی «خورشید نگرشی» بودهاند؟ مطالعۀ متون تاریخی و دینی دربارۀ ساسانیان و دوران قبل از آنها و یافتههای باستانشناسی مرتبط حاکی از آن است که همجواری مقابر بهعنوان جایگاه عناصری ناپاک با آتشکده بهعنوان کانون نگهداری آتش مقدس، الگویی تدفین جدیدی است که احتمالاً در اوایل روزگار ساسانیان در شهر گور به تأسی از رسم کهن هخامنشیان بروز یافته است. این الگوی تدفین در اواسط دورۀ ساسانیان بهشیوۀ دیگر بهشکل استودان درکنار برخی آتشکدهها تداوم یافته است.
سید مهدی موسویکوهپر، علیرضا زبانآور، سولماز احمدزاده خسروشاهی، سال 6، شماره 21 - ( 9-1401 )
چکیده
مِهرنَرسه بهعنوان یکی از مهمترین شخصیتهای دورۀ میانی ساسانی بهشمار میرود. در منابع مکتوب تاریخی، ساخت برخی از بناهای دورۀ ساسانی به وی منتسب گشته که مهمترین آنها پنج آتشکدهای است که در جنوبغربی فارس بنا شده است؛ باوجود آنکه تابهحال نظریات گوناگونی در رابطه با مکانیابی این آتشکدهها ارائهشده، اما هیچ پژوهشی درمورد ماهیت و ارزش کیفی این بناها صورت نگرفته است. در این پژوهش سعیشده تا در ابتدا شخصیت سیاسی-مذهبی این وزیر ساسانی از جهات گوناگون مورد کنکاش قرارگرفته و سپس با تحلیل منابع مرتبط با آتشکدههای مهرنرسه، ضمن شناخت ماهیت و ارزش مذهبی آنها، چهارطاقیهای منتسب به وی براساس نظریات ارائهشده، موردمطالعه قرارگرفته تا برخی از ویژگیهای معماری مذهبی ساسانی آشکار گردد. مهمترین پرسش این پژوهش، ردۀ مذهبی آتشکدههای منتسب به مهرنرسه است و اینکه چه ردهای از آتشهای مقدس در آتشکدههای منتسب به وی نگهداری میشده است؟ این پژوهش براساس هدف از نوع تحقیقات بنیادی و ازمنظر ماهیت و روش تحقیق بهصورت تاریخی و توصیفی-تحلیلی است. همچنین روش گردآوری دادهها در آن بهصورت کتابخانهای-میدانی است. براساس نتایج حاصل از این تحقیق بهنظر میرسد که آتشکدههای برپاشده توسط مهرنرسه از دو گونۀ مجزا و چهار آتشکدۀ منتسب به وی در ناحیۀ ابروان با آتش خانوادگی، یعنی «دادگاه» در ارتباط بوده است. بر طبق مطالعات میدانی و شباهتسنجی میتوان نظریات ارائهشده را نقد نموده و گروه جدیدی از چهارطاقیهای مذهبی ساسانی در فراشبند فارس را بهعنوان دربرگیرندۀ یک یا چند آتشکدۀ منتسب به مهرنرسه معرفی نمود. بهنظر میرسد که این نوع از آتشکدهها دارای نقشۀ پیچیده و فضاهای معماری الحاقی بوده است؛ همچنین احتمالاً این نوع از بناها دارای تعدادی خدمه جهت انجام امورات مربوط به آتشکده بودهاند.
محوطۀ تاریخی ویگل و هراسکان در شهرستان آران و بیدگل در شمال استان اصفهان واقعشده است. مطالعات باستانشناسی فصل اول این محوطه منجر به شناسایی بخش چهارطاقی یک آتشکده و قسمتی از راهروی طواف آن گردید. فصل دوم کاوش آتشکده در جهت شناسایی سایر فضاها در اطراف بخش مرکزی آتشکده بود. مطالعات باستانشناسی مشخص ساخت از آنجا که این آتشکده در بافت شهری ساخته شده است، نسبت به آتشکدههایی که دور از محوطههای استقراری ساخته شدهاند، اهمیت بیشتری دارد. بهجز شواهد معماری، عناصر مذهبی و تزئینی گچی یافتشده در این آتشکده، شناسایی چند کتیبۀ پهلوی ساسانی برروی دیوارهای راهروی طواف شرقی آتشکده و کشف سفالنوشتههای پهلوی (استروکا) بر اهمیت آن افزود. کتیبههای پهلوی برروی ازارههای گچی و دیوارهای با پوشش گل اُخری به خطی خوش نگاشته شدهاند و متأسفانه بهجز چند کتیبه بیشتر آنها قابلخوانش نیست و نیازمند پژوهش گستردهای است. گردآوری اطلاعات دربارۀ آتشکدۀ ویگل و کتیبههای پهلوی آن بهشیوۀ میدانی صورتگرفته و روش پژوهش براساس مطالعات زبانشناسی و توصیفی-تحلیلی است. پرسشهای اصلی پژوهش عبارتنداز: محتوای کتیبههای پهلوی چیست و چه مضامینی را شامل میشود؟ تاریخ تخمینی نگارش این کتیبهها چه بازۀ زمانی را شامل میشود؟ با توجه به مطالعات زبانشناسی و باستانشناختی صورتپذیرفته، قرارگیری این کتیبهها در داخل فضای آتشکده، مضامین کتیبهها سویۀ مذهبی دارند و با توجه به نظر پژوهشگران حوزۀ زبانهای باستانی این کتیبهها احتمالاً در قرون اول و دوم هجریقمری نگاشته شدهاند. با توجه به تاریخگذاری کتیبهها بهنظر میرسد آتشکدۀ ویگل که از روزگار ساسانی حیات داشته، تا قرون اولیۀ هجریقمری فروزان و دارای اعتبار بوده و پس از آن با اشاعۀ دین اسلام بهمرور این آتشکده دستخوش تغییرات ساختاری و هویتی شده و احتمالاً در قرن شش هجریقمری بر اثر رخدادهای تاریخی برای همیشه متروک گردیده است.
پریا دواچی، دکتر کمالالدین نیکنامی، سجاد علیبیگی، سال 8، شماره 27 - ( 3-1403 )
چکیده
بررسی بناهای مرتبط با آتش در دورۀ ساسانی مانند آتشکدهها و چهارتاقیها نشان میدهد که عوامل متعددی برای ساخت این بناها بهعنوان مکان مهم انجام مراسم دینی و آئینی درنظر گرفته میشده است و یکی از این عوامل توجه به انحراف از جهت شمال جغرافیایی بوده است؛ در اوستا و متون پهلوی مانند: وندیداد، خردهاوستا، گزیدههای زادسپرم، بندهشن، ارداویرافنامه و دیگر متون، جهت شمال دروازۀ جهنم و جایگاه اهریمن و دیوان دانسته شده است. بر ایناساس هدف از پژوهش پیشِرو با توجه به سکوت اوستا در رابطه با آتشکدهها، روشنساختن میزان توجه به مسائل دینی، آئینی و اساطیری در هنگام برپا ساختن آتشکدهها است. از اینرو، با هدف پاسخگویی به این پرسش که، آیا میتوان انحراف از شمال و ساختهشدن نیایشگاههای مرتبط با آتش در جهات فرعی و قرارگیری عناصر داخلی نیایشگاهها در جهتی که هنگام انجام مراسم رو به شمال نداشته باشند، را با دلایل دینی و آئینی مرتبط دانست؟ تلاششده است تا با رویکرد تاریخی-تحلیلی و با استناد به شواهد باستانشناختی و انطباق آن با متون پهلوی و رسوم امروزی زرتشتیان دلایل توجه به انحراف از شمال بررسی گردد. دستاورد مطالعۀ بناهای مذهبی دورۀ ساسانی گویای این امر است که با توجه به جایگاه اهریمن و دیوان دانستن جهت شمال در آئین زرتشتی و اساطیر ایرانی، نهتنها در هنگام اجرای مراسم آئینی زرتشتی جایگاه موبدان دارای اهمیت بوده و از رو به شمال داشتن اجتناب میشده است، بلکه در بیشتر موارد بناهای مهم دورۀ ساسانی نظیر آتشکدهها و کاخها نیز در جهات فرعی ساخته میشدند و یا ورودی اصلی به ساختمان در جهتی بهغیر از جهت شمال ایجاد میشده است؛ از اینرو، میتوان اینگونه پنداشت که برخی از دلایل آئینی و اساطیری علت توجه به انحراف از شمال درمیان بناهای مذهبی دورۀ ساسانی بوده است.