logo

جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
25 نتیجه برای موضوع مقاله:

مهدی رازانی، شاهرخ شهرسبزی، مسعود باقرزاده کثیری، سید محمدامین امامی،
سال 4، شماره 13 - ( 9-1399 )
چکیده

آثار پایه‌ستون‌های سنگی هخامنشیان به‌واسطۀ وسعت قلمرو فرمانروایی، در مناطق مختلف ایران به ثبت رسیده است. بقایای این سبک معماری را در مجموعه آثار: پاسارگاد، تخت‌جمشید، نقش‌رستم، لیدوما و تُمب‌بت در فارس، آثار شوش در خوزستان، آثار سنگی هگمتانه در همدان، کاخ ریوی در استان خراسان شمالی و مجموعه کاخ‌های هخامنشی منطقۀ برازجان در استان بوشهر، می‌توان ملاحظه کرد. معادن استخراج سنگ‌های این بناها عمدتاً محلی تشخیص داده ‌شده‌اند؛ با این‌حال، در استان بوشهر از دو معدن باستانی «پوزه‌پلنگی راهدار» و «تنگ‌گیر برازجان» می‌توان نام‌برد که از معدن پوزه‌پلنگی بیشترین استخراج و به‌کارگیری سنگ‌های سفید کرم‌رنگ برای کاخ‌های منطقۀ برازجان به ثبت رسیده است. مهم‌ترین پرسش‌های پژوهش پیشِ‌رو عبارتنداز این‌که، ساختارشناسی و ارتباط میان سنگ‌های سیاه-خاکستری به‌کار رفته در معماری هخانشی کاخ‌های برازجان چیست؟ اما جهت ساختارشناسی سنگ‌ خاکستری-سیاه کاخ هخامنشی چرخاب برازجان، نمونه‌های این نوع سنگ از کاخ‌ چرخاب برداشت گردید که این نمونه‌ها با نمونه‌های سنگ خاکستری-سیاه کاخ‌های بردک‌سیاه و سنگ‌سیاه برازجان مورد مقایسه قرار گرفتند. با بررسی‌های پتروگرافی مقاطع نازک به‌دست‌آمده از کاخ‌ها و آنالیز شیمیاییXRD و XRF روند ساختارشناسی نمونه سنگ‌های خاکستری-سیاه کاخ‌های هخامنشی منطقۀ برازجان وارد مرحلۀ تازه‌ای گردید. نتایج مطالعات پتروگرافی حاکی از آن است که نمونه‌ سنگ‌های خاکستری-سیاه کاخ‌ چرخاب با نمونۀ کاخ سنگ‌سیاه و بردک‌سیاه با توجه به زمینۀ میکرواسپارایتی تا اسپارایتی و مقدار کم میکرایت، همچنین ساختار لایه‌لایه‌ای، با یکدیگر مطابقت دارند. همچنین ارزیابی نمونه‌های آنالیزی XRD و XRF این سنگ‌ها حاکی از آن است که نمونه‌های کاخ چرخاب و سنگ‌سیاه یکسان هستند. باتوجه به این‌که رد معدن‌کاری برای سنگ‌های خاکستری-سیاه در استان بوشهر تاکنون یافت نشده؛ بنابراین می‌توان ادعا کرد که این سنگ‌ها از یک معدن غیرمحلی ناشناخته، استحصال و استخراج‌ شده‌اند.

افروز طهماسبی، شهریار ناسخیان،
سال 4، شماره 13 - ( 9-1399 )
چکیده

مداخلات مرتبط با کارکرد در بناهای تاریخی تحت‌عناوین مختلفی ازجمله: احیاء، توان‌بخشی، توانمندسازی، استفادۀ مجدد سازگار و... مطرح بوده‌اند، اما تاکنون درخصوص تبیین این مفاهیم در ادبیات داخلی پژوهشی صورت نگرفته است و این تعدد عناوین مداخلات و در عین‌حال روشن ‌نبودن مفاهیم، مختصات و نیز تمایزات آن‌ها با هم و همچنین نسبت آن‌ها با معادل‌های خارجی خود، موجب سردرگمی پژوهشگران شده است که بیش از هرچیز ضرورت چنین مطالعه‌ای را خاطرنشان می‌کند. هدف این مقاله، واکاوی این مفاهیم و اصطلاحات و مشخص‌ کردن جایگاه آن‌ها نسبت به‌هم است که در این‌راستا، ضمن بررسی پیش‌زمینه‌ها و الزامات مداخلات کاربردی، رویکردهای مختلف به موضوع در سطح بین‌المللی و ردپای آن‌ها در ادبیات داخلی موردنظر قرار گرفته و انواع مداخلات کارکردی در بناهای تاریخی مورد تحلیل و مقایسه قرار گرفته است. درواقع مقالۀ حاضر مشخصاً در پی پاسخ به این پرسش‌هاست که، انواع مداخله‌های مرتبط با کارکرد چه مفهومی داشته، چه نسبتی با هم دارند و ‌کاربرد آن‌ها چیست؟ همچنین چه نسبتی بین اصطلاحات مداخلات مرمتی داخلی و معادل‌های بین‌المللی آن‌ها وجود دارد؟ در بخش اول مقاله از روش تحلیلی-توصیفی، و در بخش بعدی جهت بررسی نسبت مداخلات کارکردی با هم، از روش مقایسۀ تطبیقی برپایۀ استدلال منطقی استفاده شده است.  بررسی ادبیات انواع مداخلات کارکردی مشخص می‌کند که عمدۀ تفاوت‌های بین اصطلاحات مختلف در این حوزه ناشی از دو مسألۀ تفاوت‌های زمانی و مکانی و تفاوت واژه‌گزینی در ترجمه بوده است؛ در حالی‌که این عناوین در مفاهیم اصلی مشترک بوده و ضمن تأکید بر نقش حیات کارکردی بنا در حفاظت پایدار از آن، همگی بر ویژگی‌های مشترکی مانند: لزوم سازگاری کاربری جدید با اعتبار فرهنگی، ارزش‌ها و اصالت ابنیۀ تاریخی و لزوم پاسخگویی مناسب آن به نیازهای زندگی معاصر تأکید دارند.

اسماعیل سلیمی، جمیله صلح‌جو، حسن کریمیان،
سال 4، شماره 13 - ( 9-1399 )
چکیده

«مهاباد» یا سابقاً «ساوجبلاغ مُکری» یکی از مهم‌ترین شهرهای شمال‌غرب ایران در حوضۀ جنوبی دریاچۀ ارومیه است که توسط بوداق‌سلطان از فرمانروایان مُکری همزمان با حکومت شاه‌سلیمان صفوی پایه‌گذاری شد و به‌مدت چهار سده به مرکزیت ولایت مُکریان تبدیل گردید. در دهه‌های گذشته تعدادی سکۀ مسی در شهر مهاباد توسط مردم محلی یافته شده‌اند که مطابق کتیبۀ روی آن‌ها ضرب همین شهر بوده‌اند. در نوشتار حاضر تلاش بر آن است تا دلایل و زمینه‌های ضرب سکه در این شهر مورد بررسی قرار گیرد و تعلق آن‌ها را به ضرابخانه ساوجبلاغ نشان دهیم. پرسش‌های پژوهش عبارتنداز: 1- دلایل سیاسی و اجتماعی ضرب سکه در ساوجبلاغ مُکری چه بوده است؟ 2-افلوس‌های ضرب‌شده در ساوجبلاغ مُکری به کدام ضرابخانه و کدام حاکمان مُکری تعلق دارند؟ فرض بر آن است که واقع‌شدن ساوجبلاغ در مسیر ارتباطی بغداد و تبریز، توسعۀ بازار و مراکز تجاری آن‌را در‌پی داشته و ایجاد دارالضرب در آنجا را ضروری نموده است. به‌علاوه کشف و شناسایی سکه‌های مسی در شهر مهاباد و مناطق اطراف، نشان‌دهندۀ ضرب آن‌ها در دارالضرب ساوجبلاغ است. پژوهش پیش‌رو به‌روش کتابخانه‌ای و میدانی و به‌شیوۀ توصیفی و تحلیلی به سرانجام رسیده، و نتیجۀ این پژوهش مؤید آن است که در مقایسۀ اشکال ضرب‌شده بر این مسکوکات و سایر نمونه‌ها می‌توان آن‌ها را به دورۀ حاکمیت فرمانروایان مُکری تا اواسط‌ دورۀ قاجار و زمامداری شیخ‌علیخان، بوداق‌خان و عبدالله‌خان نسبت داد. هم‌چنین وجود ضرابخانه در این شهر از اهمیت سیاسی، نظامی و اقتصادی آن در سده‌های گذشته حکایت دارد.

خسرو احمدی‌خویی، مرتضی حصاری، علیرضا خسروزاده،
سال 4، شماره 13 - ( 9-1399 )
چکیده

در مطالعۀ چگونگی چیدمان استقرارها در یک منطقه، نقش محیط و بسترهای آن در یک چشم‌انداز جغرافیایی مورد توجه است. در مدل استقرار، بیشترین توجه به جغرافیای طبیعی و ارتباط انسان‌ها با مکان‌یابی و زندگی در منطقۀ جغرافیایی معطوف شده است. در این پژوهش از منابع باستان‌شناسی و جغرافیایی برای تحلیل الگوی استقرار جوامع باکون زاگرس مرتفع استفاده خواهد شد. بنابراین پرسش‌های پژوهش عبارتنداز: کدام عوامل بر ماهیت و نوع الگوهای مکان‌گزینی در محوطه‌های باکون زاگرس مرتفع مؤثر بوده‌اند؟ تأثیر این عوامل برروی تعداد محوطه‌ها چگونه است؟بر این‌اساس ابتدا با توجه به ماهیت کاربردی موضوع و مؤلفه‌های مورد بررسی روش پژوهش، نگارندگان بعد از طراحی نظری موضوع که شامل بررسی مبانی نظری و بازدید از محوطه‌ها بود، به مطالعۀ اسناد و مدارک حاصل از بررسی‌ها و کاوش‌های باستان‌شناختی خواهند پرداخت. درمجموع در این محدوده، 106 محوطه مربوط به دورۀ باکون شناسایی شد. از متغیرهای مهم و اساسی در ارزیابی و مطالعۀ استقرارها چندین متغیر مانند ارتفاع از سطح دریا، دوری یا نزدیکی محوطه‌ها به مسیرهای ارتباطی و منابع آبی، امکان دسترسی به زمین‌های زراعی، نوع پوشش گیاهی، شیب و جهت شیب به‌عنوان متغیرهای مستقل و مساحت محوطه‌های دورۀ باکون به‌عنوان متغیرهای مستقل و مساحت محوطه‌های دورۀ باکون به‌عنوان متغیر وابسته درنظر گرفته شده است. در ضریب همبستگی، رابطۀ متغیرها بین 1+ تا 1- است؛ هرچه رابطۀ متغیرها به 1+ نزدیک‌تر باشد نشان از همبستگی بالا، و هرچه به صفر نزدیک‌تر شود، همبستگی کمتر است و اگر منفی باشد، نتیجۀ آن برعکس است. نتایج نشان می‌دهد فاصلۀ محوطه‌ها تا منابع آب، جاده‌ها و نوع کاربری اراضی بیش از سایر عوامل با پراکنش محوطه‌های باستانی در منطقۀ زاگرس مرتفع تأثیر گذاشته‌اند.

لیلا صالحیون، مهرناز آزادی، رضا وحیدزاده، فائزه تقی‌پور،
سال 4، شماره 13 - ( 9-1399 )
چکیده

امروزه حفاظت پیشگیرانه به‌عنوان راهی برای حفظ آثار تاریخی بیش‌ازپیش اهمیت یافته است. حفاظت پیشگیرانه بهترین راهکار برای موزه‌ها به‌شمار می‌رود. باتوجه به این‌که بخشی از آثار در مجموعه‌های خصوصی قرار دارند، اعمال این نوع حفاظت در مجموعه‌های خصوصی در سراسر دنیا، درحال گسترش است؛ اما باتوجه به این‌که اهمال در انجام این شیوۀ حفاظتی، عواقب و پیامدهای زیانباری در پی خواهد داشت و باتوجه به بررسی شرایط حفاظت پیشگیرانه در مجموعه‌های خصوصی در ایران، هدف از نگارش این مقاله، بررسیِ مهم‌ترین نتیجۀ اعمال این نوع حفاظت در این مجموعه‌هاست. روش پژوهش مورداستفاده‌ در این مقاله، آمیخته از نوع کمی-کیفی است و با استفاده از مصاحبۀ نیمه‌ساختاری با 14 نفر از متخصصین و بررسی پایایی و روایی مصاحبه‌ها و سپس با تجزیه و تحلیل اطلاعات به‌روش کلایزی-کن، پرسشنامه تنظیم شده و در اختیار 96 نفر از مجموعه‌داران کشور قرار گرفته است و درنهایت از آزمون فریدمن به‌منظور اولویت‌بندی مؤلفه‌ها استفاده شده، و پیامدهای ناشی از عدم اعمال این نوع حفاظت، اولویت‌بندی گردیده است. اما پرسش اصلی این است که، پیامدهای عدم استفاده از روش‌های حفاظت پیشگیرانه در مجموعه‌ها چیست و عدم اجرای این روش‌های چه آسیب‌هایی را متوجه آثار تاریخی و تأثیرات آن در جامعه خواهد کرد؟ در این‌راستا لازم است هم پیامدهای اصلی شناسایی شوند، و هم میزان اهمیت هریک از آن‌ها مشخص شود. به‌نظر می‌رسد مهم‌ترین پیامد عدم اعمال حفاظت پیشگیرانه در مجموعه‌های خصوصی ایران، مخدوش شدن ارزش‌های فرهنگی آثار موجود در مجموعه‌هاست. نتایج نشان داد که پیامدهای ناشی از عدم استفاده از روش‌های حفاظت پیشگیرانه در سه سطح قابل بیان هستند؛ سطح اول، دسته‌بندی فرسودگی و تخریب آثار موجود است؛ سطح دوم، شامل از بین رفتن ارزش آثار می‌شود؛ و سطح سوم، ایجاد خسارت‌‌های مادی و معنوی به مجموعه‌داران را نشان می‌دهد. تحلیل‌های آماری نشان می‌دهند، از بین این سه سطح، سطح دوم که شامل از بین رفتن ارزش آثار می‌شود از اهمیت بیشتری برخوردار است.


صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین