logo

جستجو در مقالات منتشر شده


33 نتیجه برای تاریخی

ساره طهماسبی‌زاده، مریم محمدی، سعید امیرحاجلو، رضا ریاحیان،
سال 6، شماره 20 - ( 6-1401 )
چکیده

قلعه‌دختر به‌عنوان یکی از محوطه‌های تاریخی مهمِ حاشیۀ شرقی شهر کرمان، در متون تاریخی با نام‌های مختلفی هم‌چون «قلعه‌کوه» و «قلعه‌کهن» و به‌عنوان محل رویدادهای سیاسی و اجتماعی توصیف شده است. از ویژگی‌های مهم این قلعه، موقعیت خاص آن در دشت کرمان، وسعت و نوع مصالح است. هدف از پژوهش حاضر، تحلیل ماهیت، کارکرد و گاه‌نگاری قلعه‌دختر با استناد به نتایج یک فصل بررسی، گمانه‌زنی و کاوش باستان‌شناسی (1398) در این بناست. گردآوری اطلاعات به شیوه‌های اسنادی و میدانی صورت گرفته و روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است. پرسش‌ها این است که، پایه‌گذاری قلعه‌دختر و بازسازی‌های آن در چه ادواری صورت گرفته و کارکردهای این مجموعه چه بوده است؟ به این‌منظور داده‌های پژوهش‌های باستان‌شناسیِ پیشین در تلفیق با فعالیت‌های میدانی اخیر نگارندگان مورد مطالعه و بازبینی قرار گرفته و ضمن مطالعۀ جغرافیای تاریخی منطقه تلاش شده تصور صحیحی از ماهیت، روند شکل‌گیری و کارکرد این بنا در ارتباط با تحولات فرهنگی و سیاسی این ناحیه در ادوار مختلف حاصل شود. مطالعۀ مواد فرهنگی و منابع تاریخی نشان می‌دهند، این محوطه احتمالاً از دوران تاریخی و قطعاً از سده‌های نخست اسلامی تا قرن دهم هجری‌قمری، تقریباً به‌طور پیوسته محل سکونت بوده و در تحولات سیاسی و اجتماعی منطقه نقش تعیین‌کننده‌ای داشته‌ است. به‌نظر می‌رسد ساخت و بازسازی‌های قلعه‌دختر دست‌کم از سدۀ چهارم هجری‌قمری، تا عصر صفوی برپایۀ اهدافی هم‌چون ایجاد پایگاه نظامی و دفاعی، مکانی برای نگه‌داری زندانیان سیاسی، محل نگه‌داری خزائن حکومتی، پناهگاهی امن برای متحصنین و محل استقرار حکام و خانواده‌هایشان صورت گرفته است. 

اسماعیل همتی‌ازندریانی، علی خاکسار،
سال 6، شماره 20 - ( 6-1401 )
چکیده

مجموعۀ معماری دست‌کند ارزانفود (ارزانپول) در 30 کیلومتری جنوب‌شرق شهر همدان در سال 1389 ه‍.ش.، به‌طور اتفاقی شناسایی شد و تاکنون چهار فصل پژوهش‌های باستان‌شناختی در آن انجام گرفته است. از یافته‌های ارزشمند شناسایی‌شده در این محوطه، آثار سفالی مربوط به دوره‌های تاریخی و اسلامی است. با توجه به تنوع گونه‌ها، فرم‌ها، شیوه و تزئینات سفالی، پژوهش جامع و کاملی در این‌راستا انجام نگرفته است؛ به‌همین دلیل، پرسش‌های مطرح در این پژوهش عبارتنداز: گونه‌های مختلف سفالی یافت‌شده از مجموعۀ معماری دست‌کند ارزانفود مربوط به کدام دوره‌های زمانی است؟ شیوه‌ها و تزئین‌های رایج در بین سفال‌های این محوطه کدام‌اند؟ پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی است که یافته‌های آن ازطریق مطالعات کتابخانه‌ای و فعالیت‌های میدانی گردآوری شده و با روش کیفی، تحلیل شده‌اند. در روش میدانی (شامل کاوش‌های باستان‌شناختی، شست‌و‌شوی نمونه‌های سفالی، پشت‌نویسی نمونه‌ها، ثبت اطلاعات نمونه‌ها، گزینش نمونه‌های شاخص، طراحی نمونه‌ها و عکاسی از آن‌ها) به انجام رسید. علاوه‌بر آن، عمل نمونه‌برداری نیز که مهم‌ترین بخش روش میدانی به‌شمار می‌رفت، به‌صورت روشمند و طبقه‌بندی‌شدۀ شاخص‌ها انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان می‌دهند که یافته‌های سفالی مربوط به دورۀ تاریخی (اشکانی و ساسانی) و قرون میانی و متأخر اسلامی (سلجوقی، ایلخانی، تیموری و صفوی) است. مهم‌ترین گونه‌های سفالی دوران تاریخی شامل: سفال کلینکی، لبه‌های کوهانی‌شکل و لبه‌های شیاردار است و مهم‌ترین نمونه‌های دوران اسلامی از نوع: نقش قالب‌زده، نقاشی زیرلعاب (قلم‌مشکی)، زرین‌فام، اسگرافیاتو، ترصیع‌کاری و آبی و سفید است.  

حبیب شهبازی شیران،
سال 6، شماره 21 - ( 9-1401 )
چکیده

مسجد جمعۀ اردبیل روی یک تپۀ باستانی که در قرون گذشته گورستان شهر بوده، قرار گرفته است. تمامی منابع مکتوب و شواهد باستان‌شناسی بیان می‌دارد که این مسجد ابداعات هنری و معماری از قرون اولیۀ اسلامی تا دورۀ قاجار را در خود گرد آورده است. بازمانده‌های امروزی بنا در شمال‌شرقی شهر اردبیل قرار گرفته و با توجه به اقداماتی در جهت حفظ بنا، هنوز هم استواری خود را حفظ کرده است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی ویژگی‌های ساختاری و کالبدی و تزئینی بنا در ادوار مختلف تاریخی است. پژوهش حاضر درصدد پاسخ‌گویی به پرسش‌های پیشِ‌روست؛ چه تغییراتی در ساختار فضایی و کالبدی مسجد از آغاز پیدایش تا دورۀ معاصر صورت گرفته است؟ و از نظر نقشه و شواهد باستان‌شناختی مسجد جمعه با کدام بناها قابل‌مقایسه است؟ روش پژوهش به‌کار گرفته‌شده، تفسیری-تاریخی و تحلیلی است. ضمن این‌که مستندنگاری و مطالعات تطبیقی نیز مبنای کار قرار گرفته است. ابزار گردآوری داده‌ها به‌صورت کتابخانه‌ای و میدانی است. براساس نتایج پژوهش و با توجه به روایت‌ها و نوشته‌های محققان و نتایج کاوش‌های باستان‌شناختی، می‌توان استنباط کرد که بنای اولیۀ آن به صدر ‌اسلام برمی‌گردد که در طی ادوار مختلف، چندین‌بار ویران و مجدداً بازسازی شده است و دارای عناصر معماری دیلمی، سلجوقی، ایلخانی، قاجاری و دورۀ معاصر است. سازۀ پابرجای کنونی مسجد جمعه، بدون هیچ شک‌و‌شبهه‌ای مُهر معماری سلجوقی را بر خود دارد، ولی فضاآرایی‌های داخلی این بنا در تضاد با نمای آن است. این بنا ازلحاظ ساختارهای معماری دارای ترکیب چهار‌تاق با ایوان بوده که شباهت زیادی با بناهای زمان سلجوقی مانند، جامع برسیان و جامع ارومیه دارد؛ همچنین ستون‌های شناسایی شده در شبستان بنا، همانندی آشکاری با مسجد تاریخانۀ دامغان و جامع نایین دارد. 

حسین راعی،
سال 6، شماره 21 - ( 9-1401 )
چکیده

در دهه‌های اخیر مفاهیم مرتبط با میراث‌فرهنگی در گسترۀ وسیع‌تری موردبررسی قرارگرفته و میراث کشاورزی به‌دلیل تأثیر فراوان در معیشت، امنیت غذایی و اقتصاد جهانی به‌عنوان یک مفهوم از میراث‌فرهنگی پذیرفته‌شده است. این توجه از سال 2002 تا 2018م. موجب شده تا فائو، نظامی تحت عنوان «میراث کشاورزی با اهمیت جهانی (GIAHS)» را تدوین و براساس آن آثار مرتبط با میراث کشاورزی جهانی را معرفی نماید. در کمیتۀ جیاس، پنج معیار برای قرارگیری آثار در فهرست میراث کشاورزی با اهمیت جهانی معرفی‌شده است؛ تنوع زیستی، دانش و فنون سنتی، ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی، معیشت و امنیت غذایی و چشم‌انداز بصری، پنج معیار معرفی‌شده از جیاس هستند که این پژوهش سعی کرده بر پایۀ آن‌ها مزارع تاریخی در اقلیم مرکزی ایران را مورد ارزیابی قرار دهد. مزارع تاریخی یک نظام کارآمد تولید کشاورزی با ویژگی‌های معماری، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در گذشته بودند که بقایای آن درحال حاضر وجود دارد. مسألۀ اصلی پژوهش، رشد روزافزون ویرانی مزارع در اثر تغییرات اقلیمی، مهاجرت مالکان و ذی‌مدخلان و عدم آگاهی جوامع دربارۀ ماهیت آن‌هاست. هدف پژوهش، معرفی مزارع تاریخی ایران به‌عنوان نظام میراث کشاورزی با اهمیت جهانی است؛ بنابراین سعی می‌شود با رهیافت تفسیری و راهبرد تفسیری تاریخی به موضوع نزدیک شد و در قالب مطالعات میدانی و سندپژوهی به پرسش‌های تحقیق دربارۀ جایگاه مزارع تاریخی ایران در انطباق با نظام‌های میراث جهانی کشاورزی پاسخ داد. این پژوهش به این نتیجه رسیده است که قابلیت‌های مزارع مسکون تاریخی بر معیارهای جیاس منطبق است و دبیرخانۀ جیاس می‌تواند در گام نخست، به شناسایی مزارع تاریخی در ایران بپردازد؛ و سپس برای تهیۀ پروندۀ ثبت جهانی آن‌ها اقدام نماید. با این عمل بسیاری از مزارع مسکون تاریخی به‌عنوان بخش وسیعی از میراث کشاورزی ایران در مسیر صیانت پویا قرار خواهند گرفت.

یعقوب محمدی‌فر، حمیدرضا کرمی،
سال 6، شماره 22 - ( 12-1401 )
چکیده

فراهم نمودن آب برای باشندگان سرزمین ایران که در ناحیۀ خشک و نیمه‌خشک زمین قرار گرفته است، همواره یکی از مهم‌ترین چالش‌های مردمان این سرزمین و حکومت های آن از آغاز شکل‌گیری نخستین دولت‌ها تاکنون بوده است. اقلیم کم‌بارش سبب‌شده است تا مردمان ایران برای فراهم‌نمودن آب و در دسترس داشتن آن به نوآوری‌هایی در این‌زمینه روی‌آورند. ساخت کاریز (قنات) یکی از کاربردی‌ترین روش‌های بهره‌مندی از منابع آب زیرزمینی است که پیشینۀ ابداع و ساخت آن به هزاران سال پیش به ایرانیان نسبت داده شده است. بهره‌برداری از منابع آب جاری و روی سطح زمین نیز از مهم‌ترین روش‌ها و شیوه‌های معمول درمیان ساکنان ایران و مردمان دیگر سرزمین‌ها است. در این‌میان ساخت بندها و سدها روی رودخانه‌ها و چشمه‌ها، ایجاد آبراه‌ها و شبکه‌های آب‌رسانی، نوآوری و شیوه‌ای است در بهره‌برداری بیشتر و پایدارتر از منابع آب جاری. در حوضۀ آبریز رودخانۀ پلوار که پایتخت هخامنشی پاسارگاد در آن جای‌گرفته است، مجموعه‌ای گسترده از سازه‌های آبی تاریخی وجود دارد که شامل چندین بند، آبراه، آبگیر و چشمه است. بندها بیشتر روی شاخه‌های فرعی رودخانۀ پلوار ساخته شده است و شبکه‌های آب‌رسانی در چندین رشته در پایین‌دست بندها جای گرفته است. این سازه‌ها در دشت‌های دیدگان، مرغاب، پاسارگاد، سرپنیران، کمین و ارسنجان ساخته شده است. این پژوهش به صورت کوتاه به معرفی و چگونگی ساخت سازه‌های آبی دورۀ هخامنشی در محدودۀ موردمطالعه می‌پردازد. این سامانه‌های آبی گسترده با درایت و هوشمندی مدیران و مهندسان هخامنشی، آب را به تمامی دشت‌ها و دره های کوهستانی ناحیۀ پاسارگاد می‌رسانده است. آبادی‌ها و سکونت‌گاه‌های عمومی، باغ‌ها، زمین‌های کشاورزی، ساختمان‌ها و مراکز دولتی و در پایان پردیس شاهی کوروش و مجموعه بناهای شاهانۀ پاسارگاد بخشی از مصرف‌کنندگان این سامانه‌های آبی هستند. در ساخت بندها از مصالح خاک رس و لاشه‌سنگ به‌کار برده شده و برخی از آݣݣن‌ها نیز دارای سازه‌های معماری با بلوک‌های سنگی تراش‌خورده است. آبراه‌ها نیز در چندین مسیر در دامنۀ تپه‌ها و صخره‌ها ایجاد شده است. مطالعات و بررسی‌ها نشان می‌دهد ساخت سازه‌های آبی ناحیۀ موردمطالعه از دورۀ فرمانروایی کوروش بزرگ آغاز شده و در دورۀ داریوش بزرگ گسترش‌یافته و تا پایان حکومت هخامنشی توسعه و بهره‌برداری از آن ادامه یافته است. 

مرضیه مهربانی، زهرا مهربانی، سودابه یوسف‌نژاد، روح الله محمدی، حسن یوسفی،
سال 7، شماره 23 - ( 3-1402 )
چکیده

در پژوهش حاضر، پنج قطعه سفال‌ با لعاب آبی فیروزه‌ای مربوط به سده‌های 8 تا 12ه‍.ق. به‌دست‌آمده از کاوش باستان‌شناسی محوطۀ تاریخی خانۀ «آیت‌الله مروّج (خلیل‌زاده)» در شهر اردبیل، جهت فن‌شناسی این گونۀ لعاب و شناخت نوع و مقدار عناصر موجود در آن مورد مطالعه قرار گرفت. برای نیل به این هدف از روش‌های آزمایشگاهی‌ طیف‌سنجی اشعۀ ایکس (XRD) و طیف‌سنجی پراش انرژی اشعۀ ایکس (EDX) استفاده شد. این پژوهش ماهیت توصیفی- تحلیلی دارد و روش انجام آن به‌صورت ترکیبی از مطالعات آزمایشگاهی و تحلیل‌های مقایسه‌ای و آماری است. با توجه به داده‌های حاصل از نتایج آزمایش‌ها، می‌توان اظهار داشت که چهار قطعه از لعاب‌ها از دستۀ لعاب‌های قلیایی و تنها یک قطعه سفال، لعاب پایۀ سربی دارد. براساس اکسیدهای رنگ‌ساز شناسایی‌شده می‌توان گفت که در ایجاد رنگ آبی فیروزه‌ای، از عنصر واسطۀ رنگ‌ساز مس در هر پنج نمونه استفاده شده‌ است و فقط در یک نمونه علاوه‌بر مس، اکسید کروم نیز به‌کار رفته ‌است؛ به‌طور کلی، مهم‌ترین عناصر موجود در نمونۀ لعاب‌های مورد پژوهش، سیلیس، آلومینیوم، کلسیم، سدیم، پتاسیم و درصد ناچیزی از سرب است. براساس مطالعات آماری، بیشترین هم‌بستگی عناصر در نمونه‌های مربوط به سده‌های 8 تا 9ه‍.ق. وجود دارد و کمترین شباهت بین نمونه‌ای از دورۀ صفوی در مقایسه با سفال‌های سده‌های مذکور مشاهده شد. 

ف فخرالدین محمدیان، سید رسول موسوی‌حاجی، احمد صالحی‌کاخکی،
سال 7، شماره 25 - ( 9-1402 )
چکیده

بناهای آرامگاهی یکی از مهم‌ترین گونه‌های معماری اسلامی هستند. مطالعۀ این‌گونه بنا در بستر جغرافیایی، درک و شناخت معناداری را از این آثار پیش‌روی ما قرار می‌دهد. منطقۀ وسیع طبس، باوجود دارا بودن ظرفیتی غنی از آثار تاریخی و فرهنگی فاخر و به‌دلیل مهجور بودن و شرایط سخت جغرافیایی، مورد کم‌توجهی مسئولان و باستان‌شناسان قرار دارد. در بررسی باستان‌شناختی بخش جوخواه طبس که در سال 1394ه‍.ش. انجام گرفت، بناهای متعددی ازجمله یک آرامگاه منفرد شناسایی شده که تاکنون مورد پژوهش قرار نگرفته است. در این پژوهش شیوۀ ساخت بنا با توجه به‌نحوۀ گنبدزنی، اجرای تاق‌، نوع مصالح و نوع تزئینات به‌کار رفته، موردتوجه قرار گرفته است. تحقیق حاضر براساس هدف از نوع توصیفی-تحلیلی و ماهیت آن براساس رهیافت‌های تاریخی است. در این پژوهش روش یافته‌اندوزی‌ها بر پایۀ مطالعات میدانی و استناد به منابع کتابخانه‌ای انجام شده است. این پژوهش تلاش دارد، با تکیه‌بر یافته‌های باستان‌شناسی، مطالعات تطبیقی و هم‌چنین استناد به منابع مکتوب دوران اسلامی، به واکاوی هویت و تاریخ ساخت آرامگاه جوخواه طبس بپردازد. برآیند مطالعات صورت‌گرفته نشان می‌دهد که الگوی ساخت این مقبره برگرفته از طرح مربع‌شکل، مانند بسیاری بناهای آرامگاهی در خراسان بزرگ طی سده‌های اولیۀ دوران اسلامی است. اگرچه با مقایسۀ داده‌های فرهنگی و عناصر ساخت‌مایه بنا با سایر آثار مشابه، می‌توان تاریخ ساخت آن را به اواخر سدۀ ششم تا اوایل سدۀ هفتم هجری‌قمری نسبت داد. 

- علیرضا گودرزی،
سال 7، شماره 25 - ( 9-1402 )
چکیده

بیش از صد سال است که محققان با قرائت متون آشوری، به مکان‌یابی جای‌نام‌های ذکر‌شده در این کتیبه‌ها پرداخته‌اند. برخی از این جای‌نام‌ها در مرزهای شرقی قلمرو امپراتوری آشورنو و در غرب ایران قرار داشته که یکی از آن‌ها پادشاهی الیپی بوده است. اکثر باستان‌شناسان پادشاهی الیپی را در شمال پیشکوه لرستان و جنوب کرمانشاه مکان‌یابی کرده‌اند، اما طی دهه‌های اخیر، بعد از انتساب «سفال نوع لرستان» به اقوام الیپی توسط «لوئیس لوین» و بعد از آن به‌وسیلۀ «یانا مدودسکایا»، محققان به تحلیل یافته‌های فرهنگی، ازجمله این نوع سفال در قالب پادشاهی مورد بحث پرداخته‌اند. دلیل انتساب سفال نوع لرستان به اقوام الیپی توسط باستان‌شناسان، هم‌زمانی و پراکنش این نوع سفال در محدوده و قلمرو درنظر گرفته شده برای پادشاهی الیپی است. پژوهش حاضر درپی این‌ است که با استفاده از رویکرد نظری «باستان‌شناسی تاریخی» که به تفسیر اطلاعات متون تاریخی در بستر داده‌های باستان‌شناختی اتکا دارد، تحلیلی دقیق و همه‌جانبه از این موضوع ارائه دهد. اما پرسش این‌جاست که می‌توان با بهره‌گیری از متون آشوری و مکان‌یابی احتمالی یک پادشاهی، یک گونۀ سفالی را به آن فرهنگ نسبت داد؟ پژوهش حاضر درپی این است که با تحلیل همه‌جانبۀ مدارک تاریخی و یافته‌های باستان‌شناسی، نتیجه‌گیری منطقی در باب فرضیۀ مطرح‌شده ارائه دهد. نتایج این مطالعه نشان‌دادند که با توجه به داده‌های کنونی، انتساب یافته‌های باستان‌شناسی نیمۀ نخست هزارۀ اول پیش‌ازمیلاد پیشکوه لرستان، همانند سفال نوع لرستان به پادشاهی الیپی، قابل‌قبول نیست؛ درواقع، این انتساب باید در حد یک فرضیه مطرح شود، و مبنا قراردادن آن برای تحلیل یافته‌‌های محوطه‌ها سبب گمراهی و نتایج نادرست خواهد بود، چراکه از یک‌سو مدارک قطعی تاریخی برای مکان‌گزینی دقیق پادشاهی الیپی در پیشکوه لرستان وجود ندارد؛ و ازسوی دیگر، الگوی زیست مبنی‌بر کوچ‌نشینی در این منطقه، امکان تطبیق محدودۀ پراکنش داده‌های باستان‌شناسی همانند سفال نوع لرستان را با اطلاعات تاریخی موجود در متون آشوری نمی‌دهد.   

سارا دادپور، ساجده خراباتی، مژده رحیمی،
سال 7، شماره 25 - ( 9-1402 )
چکیده

خطر فرسودگی و تخریب مسکن ارزشمند سنتی در بافت‌های تاریخی روستاها را تهدید می‌نماید. شناسایی الگوهای معماری خانه‌های تاریخی و تحلیل پایداری آن‌ها برای حفاظت از ارزش‌های معماری سنتی و بهره‌گیری از آن‌ها در طرح‌های مسکن معاصر ضرورت دارد. این درحالی است که با وجود مطالعات متعدد در زمینۀ گونه‌شناسی خانه‌های سنتی و پایداری مسکن روستایی، تحلیل الگوهای معماری خانه‌ها کمتر دیده ‌شده ‌است. هم‌چنین تاکنون الگوهای معماری خانه‌های ارزشمند بافت تاریخی روستای یاسه‌چای استخراج و تحلیل نگردیده‌اند؛ لذا پرسش‌های اصلی پژوهش این است‌ که، الگوهای معماری خانه‌های تاریخی روستای یاسه‌چای کدام‌اند؟ و اولویت الگوهای معماری به‌دست‌آمده ازلحاظ پایداری به چه صورت است؟ هدف این مطالعه نیز، شناسایی الگوهای معماری مسکن در بافت تاریخی روستای یاسه‌چای چهارمحال‌وبختیاری و اولویت‌بندی آن‌ها برمبنای پایداری است. برای نیل به هدف پژوهش، ابتدا با مرور تحقیقات و با روش تحلیل محتوای کیفی، مؤلفه‌ها، معیارها و شاخص‌های پایداری مسکن روستایی استخراج گردید؛ سپس، مشابهت‌ها و تفاوت‌های خانه‌های بافت تاریخی روستای یاسه‌چای از جنبۀ خصوصیات معماری کلان، میانی و خُرد بررسی شد و برمبنای آن‌ها شش الگو برای خانه‌ها شناسایی شد. در مرحلۀ بعد، الگوهای شناسایی‌شده برمبنای پایداری با روش فرآیند تحلیل شبکه‌ای (ANP) مقایسه و رتبه‌بندی گردیدند. الگوی معماری غالب بافت تاریخی روستا با بیشترین فراوانی، رتبۀ سوم پایداری را کسب نمود. با توجه به نتایج پژوهش، فراوانی بیشتر یک الگوی معماری به‌معنای ارجحیت آن الگو برای کاربرد در طراحی خانه‌های معاصر نیست؛ هم‌چنین آفتاب‌گیری، فرم و نحوۀ استقرار فضاهای زیستی و ایوان‌هایشان در طبقۀ اول و تعداد و کشیدگی حیاط مهم‌ترین خصوصیات معماری بودند که موجب تمایز الگوها از یک‌دیگر می‌شدند. برای بهبود پایداری الگوها و به‌کارگیری آن‌ها در طرح‌های مسکن معاصر پیشنهادهایی مانند اعطای تسهیلات مالی برای ایجاد فضاهای اقامتی در خانه‌های تاریخی و بررسی سازگاری ضوابط طرح هادی روستا با الگوهای معماری مسکن ارائه شده‌است. 

افشین کرمی، فریبا پهلوانی، زهره نیکفرجام،
سال 8، شماره 27 - ( 3-1403 )
چکیده

امـروزه حـق مالکیـت، حـق مطلقـی نبـوده و قانون‌گـذار می‌توانـد بنـا بـه عللـی، محدودیت‌هایـی را بـر حـق مالکیـت اعمـال نمایـد؛ گرچه در قواعد عمومی حقوق مدنی، باور اولیه بر آن است که مالکیت، اصل خدشه‌ناپذیر و مسلّم حقوقی است، بر این‌مبنا، بنا به جهات و اسباب مختلف، محدودیت‌هایی وارد می‌شود و گاه، این اصل، به‌طورکلی مورد انکار قانون‌گذار واقع می‌گردد. قواعد میراث‌فرهنگی ازجمله اسباب محدودیت و سلب اصل مالکیت محسوب می‌شود. پرسش اصلی این مقاله این است که، ابعاد مالکیت اموال فرهنگی-تاریخی در قوانین و مقررات ایران چیست؟ و حق مالکیت معنوی و مادی مالک آثار تاریخی-فرهنگی چه جایگاهی در قوانین و نهادهای حقوقی دارد؟ گردآوری اطلاعات به شیوۀ اسنادی و کتابخانه‌ای صورت‌گرفته و روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است؛ براین‌اساس، پژوهش حاضر ازطریق مراجعه به قوانین و مصوبات موجود و کتب و مقالات در این‌زمینه سامان یافته است. به‌نظر می‌رسد که در برخی شرایط می‌توان محدودیتی نسبت به بعضی از اموال قائل شد که از آن‌جمله، میراث‌فرهنگی است که می‌تواند در این شمول قرار گیرد. این قوانین در بسیاری از موارد، تضعیف مالکیت‌های خصوصی را درپی دارد؛ ازطرفی شریعت اسلام با توجه به اهتمام خاصی که به مالکیت خصوصی دارد، براساس احکام اولیه، مالکیت یا تملک آثار تاریخی-فرهنگی را هم‌چون سایر اموال، نه‌تنها معتبر دانسته، بلکه تخطی از آن‌را خلاف قوانین شرع به‌شمار می‌آورد. قوانین فعلی به‌دلیل عدم به‌روز‌رسانی جامع و نیز فقدان ظرفیت‌های اجرائی برای جلوگیری از تعارض منافع عمومی و خصوصی در چارچوب صحیح قانونی و شرعی، کارکرد خود را از دست داده است.

سیّد حافظ کریمیان‌گل‌سفیدی، علی زمانی‌فرد، ملیحه محسنی،
سال 8، شماره 28 - ( 6-1403 )
چکیده

در طول تاریخ، آثار معماری ممکن است مورد مرمت، تغییر کاربری، گسترش فضایی و الحاق نمودن عناصر معماری قرار گیرند. پرداختن به الحاقات، در راستای خواناسازی، مرمت تکمیلی یا دخل و تصرف در عناصر سازندۀ اثر، مسأله‌ای پیچیده خواهد بود. در فرآیند مرمت، انتخاب لایه‌ها جهت حفاظت، تثبیت و یا تخریب -جهت افزایش شناخت و حفاظت از لایه‌ها- در دستور کار قرار خواهد داشت که دلایل وجودی هر یک از لایه‌ها، زمینۀ اقدامات اصولی را رقم خواهد زد. این پژوهش هدفمندی ایجاد لایه‌های تاریخی در طول زمان را به‌عنوان فرضیۀ خود در نظر دارد؛ هم‌چنین با هدف تبیین اهمیت شناخت علت شکل‌گیری لایه‌های تاریخی در فرآیند حفاظت به دنبال پاسخ به پرسش‌هایی چون: جایگاه لایه‌های تاریخی در تصمیمات حفاظتی چیست؟ و فرآیند تکامل یک بنا چگونه اتفاق می‌افتد؟ است. این پژوهش، ازجمله پژوهش‌های کاربردی و توسعه‌ای، از لحاظ راهبرد در زمرۀ راهبردهای ترکیبی و تلفیق روش‌های تحقیق چندگانه است که با استفاده از اسناد بایگانی‌شده، کار میدانی و با تکیۀ اساسی بر روش تحقیق بر پایۀ نمونۀ موردی و تحلیل داده‌ها به‌صورت کیفی خواهد بود. جمع‌آوری داده‌ها به‌صورت کتابخانه‌ای، اسنادی و تکیه‌بر مشاهدات میدانی بوده است. جهت تبیین موضوع، محتوا و شناخت پدیده در متن زندگی واقعی به‌صورت یکپارچه و عمیق، نمونۀ موردی بنای پیربکران به‌دلیل ویژگی‌های معماری و لایه‌های تاریخی با اهمیت انتخاب شده است و مسیری که باید جهت شناخت ابنیۀ دارای لایه‌های تاریخی مختلف برداشته شود را نمایش می‌دهد. نهایتاً این پژوهش بر این موضوع صحّه می‌گذارد که حفاظت از بناهای تاریخی باید با دریافت و درک صحیح از اثر و تمامی جوانب آن آغاز شود و در طول فرآیند حفاظت ادامه یابد. شناخت دقیق اثر از حیث وجودی و ماهیتی، شناخت تمامی لایه‌های تاریخی و چرایی ایجاد آن‌ها در طی توسعه و تکامل اثر تا زمان رسیدن به عصر حاضر بخشی از مطالعۀ پیرامون اثر است که شالودۀ مرمتی درخور را رقم می‌زند. 

مهدی پیرحیاتی،
سال 8، شماره 29 - ( 10-1403 )
چکیده

استان لرستان در طول تاریخ به‌عنوان یکی از مسیرهای اصلی اتصال پایتخت‌ها و شهرهای مهم ایران عمل کرده است. نیاز به ایجاد ارتباطات سریع و پایدار میان این مناطق، باوجود رودهای خروشان و دره‌های عمیق، ساخت پل‌های بزرگی را ضروری ساخته است. این پل‌ها که به‌عنوان عناصری طبیعی و تعامل‌پذیر با انسان شناخته می‌شوند، طی دوره‌های مختلف در محدودۀ جغرافیایی زاگرس‌مرکزی لرستان ساخته شده‌اند. هدف از احداث این سازه‌ها، برقراری ارتباط با تمدن‌های بزرگ و تحقق جنبه‌های گوناگون حقوق بشر، شامل: روابط مذهبی، قومی، اقتصادی و فرهنگی، و هم‌چنین ایجاد رفاه، امنیت و تسهیل زندگی در مناطق سخت‌گذر کوهستانی بوده است؛ به‌همین‌دلیل، این پل‌ها می‌توانند بازتاب‌دهندۀ مفاهیم مرتبط با منظر فرهنگی باشند. بررسی این پل‌ها و مناظر فرهنگی مرتبط با آن‌ها می‌تواند علاوه‌بر حفاظت از خود پل‌ها، به شناسایی و صیانت از اجزای تشکیل‌دهندۀ این مناظر فرهنگی کمک شایانی کند. از سوی دیگر، گام نخست و اساسی در این مسیر، شناسایی دقیق چالش‌هایی است که تاکنون شناسایی یا طبقه‌بندی نشده‌اند؛ از این‌منظر، هدف اصلی این پژوهش، بررسی چالش‌های حفاظت از مناظر فرهنگی پل‌های تاریخی لرستان با استفاده از تحلیل و بررسی اسناد و مدارک مرتبط با این حوزه است. برهمین‌اساس، پرسش‌های پیشِ‌رو مطرح می‌شوند؛ عوامل به‌وجودآورندۀ چالش‌های حفاظت از منظر فرهنگی پل‌های تاریخی لرستان کدامند؟ چگونه می‌توان به ساختاری دسته‌بندی و طبقه‌بندی‌شده از چالش‌های حفاظت از مناظر فرهنگی پل‌های تاریخی لرستان دست پیدا کرد؟ در این پژوهش، گردآوری اطلاعات به‌صورت کتابخانه‌ای و میدانی، روی پل‌های تاریخی ارزشمند رودخانۀ کشکان انجام‌گرفته و در ادامه خوانشِ مفاهیمِ چالش‌ها و زیرمجموعه‌های آن‌ها ازطریق تجزیه‌وتحلیل به روش پژوهش تحقیق کیفی انجام‌ گرفته است. تحلیل داده‌ها از طریق عملیات کدگذاری در سه سطح انجام و درنهایت چالش‌ها و زیرچالش‌های مرتبط با آن در شش دستۀ کلی با توجه ویژگی‌ها و شاخصه‌های نمونه‌های مطالعاتی دسته‌بندی شدند. 

سمیه باصری،
سال 8، شماره 30 - ( 11-1403 )
چکیده

در سراسر جهان مواد گران‌بهایی که از منسوجات مختلف تهیه شده‌اند، در موزه‌ها، گالری‌ها و کتابخانه‌ها نگه‌داری می‌شوند. این منسوجات، ازجمله مهم‌ترین عناصر میراث‌فرهنگی در دوره‌های مختلف تاریخ یک کشور بوده و مبیّن زندگی بشر در گذشته، خلاقیت‌های هنری، تجارت بین‌الملل، توسعۀ کشاورزی، تحولات فناوری و ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی آن‌ها بوده است؛ بنابراین مطالعۀ آن‌ها و استفاده از روش‌های مناسب برای حفاظت و نگه‌داری از این منسوجات که میراث منحصربه‌فرد برای نسل‌های آینده می‌باشند، ضروری است. نحوۀ حفاظت و نگه‌داری از این منسوجات فرهنگی-تاریخی که یکی از متنوع‌ترین شاخه‌های حفاظت محسوب می‌شود، به عوامل متعددی ازقبیل: شرایط ذخیره‌سازی، سن منسوجات،  نوع الیاف تشکیل‌دهندۀ آن‌ها و هم‌چنین دورۀ تاریخی استفاده از آن‌ها بستگی دارد. نمونه‌های متعدد منسوجات فرهنگی-تاریخی که تحت تخریب زیستی قرار گرفته‌اند و هم‌چنین اثرات مخرب انواع روش‌های حفاظت فیزیکی و شیمایی برروی این اشیاء، سلامتی انسان و محیط‌زیست، نشان می‌دهند که نیاز به مطالعۀ سازوکار تخریب انواع میکروارگانیسم‌ها روی این منسوجات و جدیدترین روش‌های حفاظت از آن‌ها وجود دارد. در این‌راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی چگونگی زیست‌تخریب‌پذیری منسوجات فرهنگی-تاریخی و آخرین روش‌های حفاظت از آن‌ها می‌باشد. برای نیل به هدف پژوهش، از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. پرسش‌های پژوهش عبارتنداز: فرآیند و سازوکار زیست‌تخریب‌پذیری منسوجات چیست؟ فناوری‌های نانو در محافظت از منسوجات تاریخی از چه جایگاهی برخوردار می‌باشند؟ نتایج نشان‌داد که یکی از جدیدترین و کارآمدترین روش‌های حفاظت از منسوجات فرهنگی-تاریخی در مقابل فرسایش ناشی از عوامل زیستی، استفاده از نانومواد می‌باشد. این ذرات دارای خواص چندگانـه‌ای ازقبیل: خـود پـاک‌کنندگـی، آزادسـازی چـرک، حفاظت در برابـر اشعۀ ماورای بنفش، ضدمیکروبی و عملکرد طولانی مدت بدون به خطر انداختن خواص ذاتی منسوج می‌باشند، که می‌توانند در حفاظت از منسوجات فرهنگی-تاریخی و آهسته کردن فرآیندهای تخریب آن‌ها مفید باشند. 

اسدالله جودکی‌عزیزی، سید رسول موسوی‌حاجی، سحر عبدالهی، افشین ابراهیمی،
سال 9، شماره 32 - ( 6-1404 )
چکیده

 معماران ایرانی، گاه در ساخت آثار به‌گونه‌ای عمل می‌کردند که دست‌ساخته‌های‌شان جدای از کارکرد اصلی، در عملکردهای دیگری نیز به‌کار آیند. این مهم بیش از هرچیز به اقلیم گرم و خشک ایران با تابستان‌های بلند بازمی‌گردد. در ساخت و پرداخت آثار معماری مرتبط با آب، این اندیشه بیشتر نمود یافت و بیش از هرجای دیگری در شهر اصفهان و بیش از هر بنای دیگری در ساخت چند پل تاریخی رخ داد. باوجود انجام پژوهش‌های بسیار در ارتباط با آثار معماری اصفهان، این موضوع در بررسی پل‌های تاریخی آن‌چنان‌که باید، موردتوجه قرار نگرفته است؛ از این‌روی در پژوهش پیشِ‌رو تلاش شده پل‌های «شهرستان/جی»، «الله‌وردی‌خان/سی‌وسه پل»، «خواجو/شاهی» و «جوبی/سعادت‌آباد» که کارکرد غیرارتباطی مهمی نیز داشته‌اند، از منظر دیگری بررسی شوند. یافته‌های تحقیق با مطالعات اسنادی گردآوری شده‌اند و برای تجزیه و تحلیل آن‌ها از رهیافت تاریخی بهره‌ گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهند که باوجود قرارداشتن الگویی در معماری منظر ایرانی با نام «چشمه‌عمارت» و در شبه‌قاره، با نام «جال‌مَحَل»، نخستین‌بار است که در ایران از پل با وجه تشریفاتی استفاده می‌شود. روابط سیاسی و فرهنگی گستردۀ ایران با شبه‌قاره در دورۀ صفوی، باعث شد که این شیوه‌ به معماری ایرانی نیز ورود کند. در پل شهرستان که ساختار کهن‌تری دارد، در دورۀ صفوی عمارتی با طرح «هشت‌بهشت» بر ابتدای آن افزوده شد. در ساخت پل‌های الله‌وردی‌خان، خواجو و جوبی این نشیمن‌(ها) از قبل پیش‌بینی شده بودند؛ در مقایسۀ نمونه‌های ایرانی با کوشک‌های واقع‌‌در آب شبه‌قاره، ضمن بیان این برگیری در شیوۀ ساخت و پرداخت چشم‌انداز، کارکردهای تقریباً برابری نیز یافتند. شاهان در هنگامۀ جشن‌آبریزان با دستگاه حکومتی در آن‌ها استقرار می‌یافتند و گاه با پذیرفتن سفرا و مهمانان خارجی و بزرگان کشوری و لشکری به نظارۀ مراسم آب‌پاسی، آتش‌بازی و قایق‌سواری در دریاچه‌ای می‌نشستند که گاه با تخته‌بند کردن پل خواجو شکل می‌گرفت. تعدیل هوا با انباشت آب و تغذیۀ سفره‌های آب زیرسطحی بهره‌ها‌ی دیگری بود که با ساخت این چشمه‌عمارت‌ها، حاصل می‌شد. 

وحید زلفی‌هریس، حسن هاشمی‌زرج‌آباد، عابد تقوی، علی فرحانی،
سال 9، شماره 32 - ( 6-1404 )
چکیده

بی‌شک محدودۀ جنوب استان تهران که در طول زمان و به‌ویژه قرون متأخر اسلامی به استناد منابع تاریخی در اقلیم چهارم تشکیل می‌شده است؛ همواره از نقطه‌نظر موقعیت جغرافیایی و سیاسی برای حکومت‌های این دوران نیز از اهمیت بالایی برخوردار بود. یکی از دلایل پر اهمیت بودن این منطقه، قرارگیری آن بر سر سه مسیر مهم ارتباطی بود که تهران را به شهر قم متصل می‌نمود. پژوهش فوق با اهدافی چون بازشناسی و مستندسازی و هم‌چنین شناختِ شکل‌گیری و کارکرد تأسیسات وابسته در راه‌های باستانی واقع‌در جنوب استان تهران به قم انجام پذیرفته که در این بین دو پرسش نیز مطرح است؛ 1) مهم‌ترین راه‌های ارتباطی واقع‌در پهنۀ جنوبی استان تهران به‌سمت قم کدام مسیرهای ارتباطی هستند؟ و 2) شبکۀ راه‌های موردمطالعه عموماً از کدام الگو یا الگوهایی تبعیت می‌کرده است؟ بر این‌اساس و با تکیه‌بر منابع مکتوب تاریخی و مطالعات میدانی باستان‌شناسی می‌توان این فرضیات را پیشنهاد داد؛ سه مسیر مهم ارتباطی در منطقۀ موردمطالعه، از ابعاد منظرین راه (منظر اقامتی-رفاهی، هدایتی-حرکتی امنیتی) که به‌صورت یک مجموعۀ منسجم بودند، تبعیت می‌کردند. مسیرهایی که جدا از آن‌که کارکردهای «تجارتی و تأثیرات اقتصادی» بر جوامع ساکن در همجواری خود داشتند؛ تأثیرات بسیاری نیز بر «روابط فرهنگی و اجتماعی» این جوامع می‌گذاشتند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به‌صورت مطالعات اسنادی و تاریخی و بررسی‌های باستان‌شناسی انجام شده است. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که سه شبکۀ ارتباطی مهم: 1) دروازۀ عبدالعظیم ری-کنارگرد-دیرگچین-قم، 2) علی‌آباد-حوض سلطان-قم (متروکه)، و 3) علی‌آباد-منظریه-قم، در منطقه جنوب استان تهران به‌سوی قم به‌ترتیب زمانی واقع بود. 
 

فضه رحیمی، علیرضا رازقی،
سال 9، شماره 32 - ( 6-1404 )
چکیده

«هویت» ازجمله مفاهیمی است که دارای گسترۀ معنایی وسیعی در علوم‌انسانی است. موضوع هویت در سال‌های اخیر در تقابل با جهانی‌سازی اهمیت بیشتری یافت؛ از این‌رو هویت آثار فرهنگی-تاریخی با مفاهیم مختلف موضوع بسیاری از اسناد بین‌المللی ازجمله سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد یونسکو و شورای بین‌المللی ابنیه و محوطه‌ها ایکوموس بوده است. این‌که در اسناد بین‌المللی مرتبط با میراث‌فرهنگی مانند یونسکو و ایکوموس مفهوم هویت چگونه موردتوجه بوده است، پرسشی است که این پژوهش به آن می‌پردازد. برهمین‌اساس در پژوهش حاضر ویژگی‌های و ابعاد مفهوم هویت در این اسناد مطالعه شد و مفاهیم مرتبط با آن استخراج و تحلیل شدند. به این‌منظور هویت در اسناد مذکور از چارچوب علوم اجتماعی موضوع مطالعه شد. مطالعات مربوط به علوم اجتماعی به روش تفسیری انجام شد و برای مطالعۀ اسناد بین‌المللی از روش تحلیل محتوا استفاده شد. در تحلیل محتوا پس از مطالعۀ دقیق متون جملات کلیدی و کدها استخراج شد و در سه مقولۀ اصلی و 10 زیرمقوله طبقه‌بندی شد؛ مقوله‌های اصلی شامل: هویت، ویژگی‌های هویت و ابعاد هویت است. ازطریق تحلیل نتایج به‌دست‌آمده، الگویی برای مطالعۀ هویت یک اثر فرهنگی-تاریخی را تبیین شد. براساس این الگو گونه‌های اثر یکی از هفت نوع گونه‌های هویتی است که شامل سه نوع گونه‌های تک‌بُعدی، سه نوع گونۀ دوبُعدی و یک نوع گونۀ سه‌بُعدی است. این الگو در شناخت ابعاد و وجوه هویتی اثر کمک‌کننده است. اهمیت این الگو در همه‌جانبه بودن شناختی است که در ارتباط با اثر به‌دست می‌آید؛ زیرا همه‌جانبه بودن شناخت اثر باعث می‌شود در برای مواجه با آن مناسب‌ترین شیوه در پیش گرفته شود. 

فاطمه قجری، علیرضا انیسی،
سال 9، شماره 32 - ( 6-1404 )
چکیده

 شهرهای تاریخی به‌عنوان بازتابی از تعامل نیروهای طبیعی و انسانی در دوره‌های گوناگون، همواره بستری برای مطالعۀ ساختارهای کالبدی و تحولات فضایی به‌شمار می‌آیند. با این نگاه، شهر تاریخی نراق با توجه به موقعیت جغرافیایی خاص در مسیر راه‌های ارتباطی کاشان به غرب ایران و برخورداری از منابع طبیعی و عناصر کالبدی‌، تاکنون مورد بررسی قرار نگرفته است‌. موضوع اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل نقش عوامل جغرافیایی طبیعی و انسانی در شکل‌گیری ساختار فضایی و تحولات کالبدی شهر نراق در بستر تاریخ است که تاکنون به‌صورت جامع و نظام‌مند بدان پرداخته نشده است. ضرورت پژوهش از آن‌روست که شناخت این عوامل، نه‌تنها در فهم روند توسعۀ شهر مؤثر بوده، بلکه در تدوین سیاست‌های حفاظتی و برنامه‌ریزی معاصر نیز کاربردهای اساسی خواهد داشت. این پژوهش با رویکرد توصیفی‌-تاریخی و برمبنای روش گردآوری داده‌های اسنادی و میدانی صورت گرفته است. در مرحلۀ نخست، منابع مکتوب تاریخی شامل: متون جغرافیایی، سفرنامه‌ها، وقف‌نامه‌ها و اسناد محلی تحلیل شده و سپس داده‌های حاصل از پیمایش میدانی و مشاهدۀ ساختار کالبدی شهر با اطلاعات متون تطبیق یافته است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که استقرار نراق در مسیر شاهراه‌های ارتباطی و بهره‌مندی از منابع آبی، به‌همراه شرایط توپوگرافی خاص منطقه، در دوره‌های تاریخی صفویه و قاجار نقش محوری در رونق اقتصادی و شکل‌گیری الگوی فضایی خطی شهر ایفا کرده است؛ هم‌چنین، انقطاع این مسیر ارتباطی و تغییرات اقتصادی در دورۀ معاصر منجر به اُفت کارکردهای شهری و گسست فضایی میان هستۀ تاریخی و توسعه‌های جدید شهری شده است. پژوهش بر لزوم تدوین راهبردهای حفاظتی و بازآفرینی فضایی مبتنی‌بر احیای ارتباط میان عناصر تاریخی و ساختار معاصر شهر تأکید می‌کند. 

مجید بدیعی‌گورتی، حبیب شهبازی‌شیران، نادر جمشیدی،
سال 9، شماره 33 - ( 10-1404 )
چکیده

ازجمله مهم‌ترین اسناد و منابع تاریخی و باستانی در ایران، قباله‌ها و نسخه‌های خطی دست‌نویس محله‌محور می‌باشند که با بررسی و مطالعۀ آن‌ها اطلاعات مهمی به‌عنوان منابع تاریخی به‌دست می‌آید. این اطلاعات درخصوص عناصر جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی، میراث‌فرهنگی و قوانین عرفی و آداب و رسوم سنتی می‌باشند که با ذکر جزئیات بیان شده‌اند و ما امروزه می‌توان از آن‌ها به‌عنوان منابع دست اول و ارزشمند بهره برد؛ بر همین‌اساس، استان اصفهان را می‌توان ازلحاظ غنای تاریخی و پیشینۀ نگارش قباله‌ها در تاریخ سنتی و محله‌محور ایران جزو مناطق بسیار پربار و غنی دسته‌بندی نمود. از آنجایی‌که قباله‌های خطی به‌خصوص قباله‌های مرتبط با محلۀ گورت واقع‌در شرق اصفهان (جی شرقی) تاکنون ازنظر تاریخی و باستان‌شناسی و نسخه‌شناسی موردمطالعه و استفاده قرار نگرفته، لذا هدف پژوهش حاضر نشان‌دادن شیوۀ نگارش و طرح و بیان مفاد ارزشمند تاریخی و معرفی آن‌ها با نام‌های اصیل و سنتی آن‌ها و نشان‌دادن اهمیت قباله‌های خطی مذکور در این پهنۀ فرهنگی به‌عنوان یکی از منابع مهم و دقیق تاریخی و باستانی و هم‌چنین نشان‌دادن ویژگی‌های هنری به‌کار رفته در ترسیم و تزئین آن‌ها به‌عنوان بخشی از تاریخ هنر این سرزمین است. مهم‌ترین پرسش پژوهش این است که چه تمهیداتی در نگارش و تنظیم این قباله‌ها به‌عنوان سند محکم و مکتوب قابل‌قبول و مورد اقبال عوام و خواص اندیشیده شده تا مالکیت افراد، محترم شمرده شده و مفاد آن قانونمند و مطالب آن‌ها مستند باشد. به‌منظور دست‌یابی به اهداف یاد شده، چهار قباله از قباله‌های خطی و قدیمی محلۀ گورت واقع‌در شرق اصفهان به‌عنوان منابع محلی تاریخی و باستانی موردمطالعه و بررسی تحلیلی قرار گرفته‌اند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که این اسناد مورد مطالعه، دارای قدمت تاریخی از دوران صفوی تا پهلوی اول هستند. این چهار قطعه قبالۀ خطی با موضوعات متفاوت شامل: 1) کبوتر خانه، 2) آسیاب آبی، 3) کاروانسرا، 4) قنات هستند که برروی انواع کاغذ‌های دست‌ساز و با استفاده از جوهر سنتی ضد آب مورد کتابت قرار گرفته‌اند و با توجه به موضوع پژوهش، موردمطالعه و بررسی قرار گرفته‌اند.
احد وریجی، حمید خانعلی، نسرین بیک‌محمدی،
سال 9، شماره 34 - ( 12-1404 )
چکیده

بقایای مادی حاوی تصاویر، یکی از مهم‌ترین ذخایر اطلاعاتِ تاریخی-فرهنگی، در باستان‌شناسی و تاریخ‌هنر محسوب ‌می‌شوند. از بقایای چنین ذخایری، آثاری هستند که تصویر یوز بر روی آن وجود دارند. خوانش تصاویر برجای‌مانده از یوز در آثار باستانی نیز، بی‌گمان می‌تواند درک عمیق‌تری از هم‌زیستی و رویارویی جوامع مختلف انسانی با این قبیل حیوانات درنده به‌بار آورد. یافته‌های باستانی‌شناسی و تحلیل‌های شمایل‌شناختی‌ای که تاکنون بر روی یوز صورت گرفته، نشان می‌دهد متغیرهای مهمی چون: پراکندگی جغرافیایی، تعدد و تفاوت زمانی و کثرت برهم‌کنش‌های فرهنگی، نقش به‌سزایی در تعیین رهیافت‌های پژوهشی و تبیین علل تحولات نقوش آن در طول دوران مختلف تاریخی داشته‌اند؛ به این‌ترتیب در گام نخست، پس از بررسی پیشینۀ مطالعات انجام‌گرفته بر روی یوز و هم‌چنین با بررسی سیر تحولات تصاویر یوز در میان افق‌های فرهنگی هم‌پایه در ایران که عمدتاً منشأ پیدایش نقوش یوز -از دوران پیشاتاریخی تا عصر اسلامی متأخر- را در دو ‌الگویِ تفسیریِ روایی-اسطوره‌ای و آئینی-ایدئولوژیک منحصر دانسته‌اند؛ پژوهش حاضر به‌دنبال آن است تا با بررسی نمونه‌های تصویری از یوز، ضمن تأکید بر نقش حیوانات درندۀ شکارگر در جوامع انسانی، به‌علاوه اهمیت الگوی تفسیری کارکردگرا-معیشتی را با استناد به متون تاریخی «شکارنامه‌ها» به‌عنوان یکی از علل اساسی بازنمایی تصاویر یوز در برابر دو الگوی پیش‌گفته برجسته نماید؛ از این‌رو، شواهد باستان‌شناسی به‌همراه مطالعات تطبیقی متون تاریخی، در دو بخش میدانی و کتابخانه‌ای و به روشی تحلیلی-تطبیقی، مورد بازخوانی قرار گرفتند تا درنتیجه نشان داده شود: تفاسیر کارکردگرایانۀ ناظر بر زنده‌گیری و اهلی‌سازی این حیوان شکارگر توسط یوزداران در جهان طبیعی، از اهمیتی برابر و به‌مراتب بیشتر نسبت به تفاسیر رایج اسطوره‌ای و ایدئولوژیکی که صرفاً متوجه اقتدار سیاسی و آئین مشروعیت‌بخشی در ساحت فرهنگی است، برخوردارند.

رؤیا حریفی، علی زمانی‌فرد،
سال 9، شماره 34 - ( 12-1404 )
چکیده

محوطه‌های تاریخی‌-‌باستان‌شناسی مهم‌ترین منابع برای پاسخ به حلقه‌های مفقودۀ تاریخ و تمدن یک ملت هستند. این محوطه‌‌ها همواره واجد ارزش‌های متنوعی هستند که شناسایی و درک این ارزش‌ها زمینۀ بازشناسی جنبه‌های قابل حفاظت آن‌ها را فراهم می‌آورد. امروزه اکثر این محوطه‌ها در ایران در شرایط آسیب‌پذیر و در معرض فراموشی ارز‌ش‌های خود قرار دارند. محوطۀ تاریخی‌-‌باستان‌شناسی ارجان در دشت خوزستان واقع‌شده که از دوران ایلامی تا دوران مغولان پابرجا بوده است. امروزه این محوطه در شرایط نامطلوب حفاظتی قرار دارد. نظر به ارزش‌ها و اهمیت تاریخی شهر قدیم ارجان در ادوار تاریخی ایران، حفاظت از این محوطه و ایجاد بستر مناسب برای بهرمندی از ارزش‌های آن حائز اهمیت فراوان است؛ ازجمله پرسش‌هایی که در این پژوهش به آن‌ها پاسخ داده می‌شود؛ ۱. محوطۀ تاریخی ارجان واجد چه ارزش‌های است؟ ۲. چالش‌های حفاظت از محوطۀ ارجان چیست؟ ۳. چگونه می‌توان به اصول حفاظتی جهت حفاظت و ارزش‌گذاری محوطۀ تاریخی‌-‌باستان‌شناسی ارجان، متناسب با ارزش‌های آن دست‌یافت؟ بر این‌اساس، اهداف پژوهش این‌گونه تعریف شده است؛ ۱. شناخت محوطۀ ارجان و چالش‌های حفاظت از آن‌؛ 2. دستیابی به اصول حفاظتی ازطریق تجزیه و تحلیل منشورها، بیانیه‌ها، کنوانسیون‌ها و اسناد بین‌المللی و تعمیم آن به نمونۀ مطالعاتی به‌منظور تبیین اصول حفاظت و ارزش‌گذاری از آن است. روش تحقیق کلی این پژوهش توصیفی-ـ‌تحلیلی که براساس داده‌های گردآوری شده ازطریق منابع کتابخانه‌ای و مشاهدات میدانی است. در ادامه، بعد از تحلیل و بررسی اسناد بین‌المللی و شناخت محوطۀ تاریخی ارجان و چالش‌های حفاظتی آن در چهار زمینۀ شناختی، مدیریتی و حقوقی، کالبدی و معرفی و ارزش‌گذاری محوطه تعریف‌شده و اصولی هم‌چون: ارائه اطلاعات به مردم، تدوین طرح تعامل جامع، تدوین برنامه‌های مدیریت عمومی، برگشت‌پذیری اقدامات، حفظ اصالت و احترام به ارزش‌های تاریخی و زیبایی‌شناسی و تمامیت کالبدی محوطه‌ها ارائه شده است. 


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1