logo

جستجو در مقالات منتشر شده



محمدابراهیم زارعی، فاطـمه باباعـلی‌پـور،
سال 2، شماره 4 - ( 6-1397 )
چکیده

از گونه‌های رایج معماری متأخر تاریخی ایران، بناهای مختلف اربابی هستند که نمونه‌هایی از آن‌ها در دورۀ قاجار ساخته شده و موردتوجه حاکمان شهرها و روستاهای محلی این دوره قرار گرفته بوده است. روستای ورکانه در دهستان الوند شرقی، از توابع بخش مرکزی شهر همدان به‌فاصلۀ 15 کیلومتری جنوب‌شرقی و در درۀ ارزانفود-ورکانه در منطقه‌ای کوهستانی قرار دارد. ادارۀ این روستا در دورۀ قاجار و پهلوی توسط «نقی‌خان و مهری‌خانم قراگوزلو» بوده است. از حضور خاندان قراگوزلوها در روستای ورکانه دو بنای تاریخیِ «خانۀ اربابی» و «اصطبل پرورش اسب» با فاصلۀ به‌ترتیب یک‌صد و پانصد متری، خارج از بافت روستا به‌جا مانده است که در زمرۀ بناهای حکومتی، به‌عنوان الگوهای منتخب دو گونۀ متفاوت معماری درباری محلی و قابل‌قیاس با مجموعۀ بناهای اربابی «قراول‌خانه‌» آق‌اولر در تالش است که مورد بررسی و تجزیه‌ و ‌تحلیل ‌قرار خواهند گرفت. هدف اصلی این نوشتار، شناخت الگوها و دگرگونی‌های ایجادشده در معماری سنتی روستایی، برمبنای اندیشه‌ها و روش‌های تغییرشکل‌یافته در دو نوع بنای مختلف اربابی دورۀ قاجار و پس از آن است. بر این اساس، جستار پیشِ‌رو با روش توصیفی - تحلیلیِ میدانی به ‌معرفی، تجزیه‌ و تحلیل سبک‌شناسانه و طبقه‌بندی عناصر معماری روستایی و تحولات اجتماعی تأثیرگذار در فرآیند شکل‌گیری معماری اربابی دورۀ قاجار در روستای ورکانه می‌پردازد. پرسش‌های این جستار: نخست، چه‌عواملی موجب قرارگیری این بناها در خارج از بافت روستا بوده است؟ دوم، این بناهای مورد مطالعه، چه نسبت از معماری منطقه تأثیرپذیرفته و تأثیرگذار بوده است؟ برآیند پژوهش نشان می‌دهد که براساس ویژگی‌های معماری، این دو بنا منفک از بافت روستای ورکانه و با تأثیرپذیری از معماری درباری و اروپایی مرسوم در دورۀ قاجار با مصالح بوم‌آورد ساخته شده‌اند که خانۀ اربابی با نقشۀ نیم‌چلیپایی و شیوۀ برونگرا و اصطبل اسب با نقشۀ مستطیل‌شکل متقارن ساخته شده است.

مهدی حیدری،
سال 2، شماره 5 - ( 9-1397 )
چکیده

تپه‌بتکی یکی از شناخته‌شده‌ترین محوطه‌های باستانی شهرستان‌ الشتر است و این به‌سبب بررسی‌هایی بوده که از حدود 80 سال پیش تاکنون در این محوطۀ باستانی صورت گرفته است. بررسی‌های اولیه در این تپۀ باستانی نشان‌دهندۀ وجود ادوار فرهنگی از دوران پیش‌از‌تاریخ، تاریخی و اسلامی است. در این ارتباط و درجهت حفاظت از تپۀ باستانی بتکی، نگارنده ازسوی میراث‌فرهنگی استان لرستان در مردادماه 1397 ش. مأموریت بررسی و گمانه‌زنی به‌منظور تعیین عرصه و حریم این تپه را یافت. بررسی سطحی و گمانه‌زنی در این تپه از 7 تا 20 مردادماه ادامه یافت. در این مدت تپه به‌دقت موردبررسی قرار گرفت و 17 گمانه 5/1 در 5/1 متر در جهات مختلف تپه ایجاد شد. در طی بررسی سطحی محوطه، هدف، ثبت دقیق یافته‌های فرهنگی نواحی مختلف تپه بود. برای این منظور، تپه به 5 ناحیۀ شمال، غرب، جنوب، شرق و مرکز تقسیم و هر ناحیه به‌دقت بررسی شد. هدف از این‌کار، تفکیک نواحی مختلف تپه جهت ثبت یافته‌های فرهنگی و تشخیص تراکم مواد فرهنگی ادوار مختلف در هر ناحیه از تپۀ بتکی بود. بنابراین بررسی وجود دورۀ مفرغ در تپه‌بتکی و همچنین بررسی تپه ب‌منظور تحلیل پراکنش مواد فرهنگی مربوط به این دوره در نواحی مختلف آن، از مهم‌ترین اهداف این پژوهش است. در این تحقیق، 22 نمونه سفال عصرمفرغ گردآوری‌شده از بررسی سطحی و کاوش تعیین عرصه و حریم تپۀ بتکی مورد مطالعه و گونه‌شناسی قرار گرفته است. این تعداد سفال از میان 330 نمونه سفال به‌دست‌آمده از گمانه‌زنی و بررسی سطحی تپه انتخاب شده‌اند؛ یعنی تنها 22 نمونه سفال مربوط به دورۀ مفرغ بوده است. بنابراین باوجود وسعت نسبتاً زیاد تپه‌بتکی و غنای فرهنگی آن در ادوار بعد، در دورۀ مفرغ چندان قابل‌توجه نیست. 

نیما ولی‌بیگ، نگار کورنگی،
سال 2، شماره 5 - ( 9-1397 )
چکیده

در گذر زمان یکی از عناصر اصلی انتقال‌دهندۀ بارهای عمودی ساختمان، ستون‌ها بوده‌اند که به‌دلیل مسائل انتقال بار، شیوه‌های معماری، مصالح در دسترس و نوع اتصالات، فرم‌های گوناگونی پیدا کرده‌اند. با بررسی‌های انجام‌شده بر روی ستون‌ها می‌توان بخشی از دانش فراموش‌شدۀ معماری ایرانی را آشکار ساخت و نیز تنوع فرمی و ساختاری ستون‌ها را به‌شکل کلی دسته‌بندی کرد. اندازه و فرم قلمه، پایه و سرستون در شکل‌گیری فرم نهایی ستون‌های سنگی پیش از اسلام ایران به‌شکل مستقیم تأثیرگذار بود‌ه‌اند. اکثر پژوهشگران در شرح آثار معماری تنها به توصیف کلی ستون‌ها در خلال بررسی یک بنا پرداخته‌اند. این پژوهش برای نخستین‌بار عامل هندسه را به‌عنوان یکی از عوامل اصلی در ساختار ستون‌های پیش از اسلام ایران تحلیل خواهد کرد. داده‌های این پژوهش ترکیبی از داده‌های کتابخانه‌ای و میدانی است. در این پژوهش با تصویر‌برداری و بررسی انواع ستون‌ها، دسته‌بندی‌های موردنظر انجام شد. پژوهش پیش‌رو تلاش دارد تأثیر فرم و اندازه را در ساختار ستون‌های سنگی در بناهای کهن پیش از اسلام ایران مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. تحلیل‌ها آشکار کرد که در شکل‌گیری پایه و بدنۀ ستون‌های سنگی در بناهای کهن ایران عموماً از فرم و نقوش بومی رایج در ایران استفاده شده، به‌گونه‌ای‌که پایه‌ستون‌ها در دوره‌های مختلف به اشکال مکعبی و گلدان وارونه بوده و بدنۀ ستون‌ها نیز به سه شکلِ ساده، شیاردار و خیاره‌ای بوده‌اند. امّا در شکل‌گیری سرستون‌ها از عناصر موجود در ساختار ستون‌های برخی تمدن‌های دیگر تأثیر گرفته شده و بیشتر از فرم و نقوش گیاهی، حیوانی و انسانی بهره برده‌اند. 

محمد‌اسماعیل اسمعیلی‌جلودار، حمید پورداود، علی اعراب،
سال 2، شماره 5 - ( 9-1397 )
چکیده

در سراسر عصر ساسانی و همین‌طور دوران اسلامی، تجارت نقش بسیار پررنگی در اقتصاد و معیشت مردمان آن ادوار داشته است. در این میان بنا به دلایل سیاسی در اواخر عصر ساسانی، راه‌های دسترسی به خلیج‌پارس از اهمیت خاصی برخوردار می‌شود. شهرستان کوار با توجه به قرارگرفتن در مسیر تجاری استان فارس که از یک‌سو به خلیج‌پارس و ازسوی دیگر به نواحی مرکزی این امپراطوری منتهی می‌شد، نقش پررنگی درطول تاریخ داشته و به‌سبب وجود رود سکان (قره‌آقاج) در جوار این شهرستان، عبور کاروان‌های تجاری در گرو احداث معبری بوده که این مهم را میسر کند. در مقالۀ پیش‌رو تلاش شده است تا با توسل به مطالعات باستان‌شناسانه و همچنین تحقیقات کتابخانه‌ای به بررسی منبع آبی شهر کوار، نقش پل کوار در ایجاد ارتباط با خلیج‌فارس و همچنین ریشه‌شناسی نام این شهر پرداخته شود. بقای پل کوار یکی از گزینه‌های احتمالی عبور کاروانیان بوده است. با بررسی متون جغرافیایی دسته اول از سده‌های آغاز اسلام و همچنین بررسی سازۀ فعلی پل می‌توان دریافت که این شهرستان با اتکا به این پل تاریخی، نقش بی‌بدیلی در ایجاد و دوام تجارت از دورۀ ساسانی تا دوران اسلامی داشته است. همچنین دوام و بقای این شهر در طول تاریخ در گرو آبی بوده که از بند بهمن به‌واسطۀ تأسیساتی خاص به این شهر می‌رسیده است. بر این اساس در پژوهش حاضر سعی شده تا با بررسی تأسیسات یادشده، چگونگی و عملکرد آن تبیین شود و همچنین علاوه‌بر شناخت‌ پل کوار، با رویکرد فنون ساخت و کاربرد و عملکرد آن براساس منابع نوشتاری موجود، چشم‌انداز منطقه بررسی و در آخر با ارزیابی نتایج به‌دست‌آمده، گاه‌نگاری پیشنهادیِ آن بازگو شود. روش تحقیق توصیفی، تطبیقی و تحلیلی است.

حسین توفیقیان،
سال 2، شماره 5 - ( 9-1397 )
چکیده

سطح آب دریای خزر به‌عنوان بزرگ‌ترین دریاچۀ روی زمین از تغییرات و نوسانات زیادی برخوردار بوده است. با تغییر سطح آب این دریا، زمین‌های پست بسیاری به زیر آب رفته یا بخش‌هایی از سواحل کم‌عمق از آب خارج شده‌اند. با وجود مطالعات فراوانی که درخصوص تغییرات سطح آب دریای خزر انجام شده، اطلاعات چندانی از داده‌های تاریخی در حوزۀ دریانوردی، کشتیرانی، تجارت دریایی و بنادر تاریخی این دریای بسته وجود ندارد. دریانوردی و کشتیرانی در دریای مازندران از قدمت چندانی برخوردار نبوده و به سده‌های اخیر محدود می‌شود. در منابع جغرافیای تاریخی درمورد دریای خزر، خبری از دریانوردی و کشتیرانی در دوره‌های پیش از صفویه دیده نمی‌شود. از دورۀ قاجار، رفت‌وآمد کشتی‌های تجاری بین بنادر تزار و ایران برقرار شده و کالاهای تجاری بین بنادر روسی از طریق رودخانۀ ولگا با بنادر ایرانی انزلی، سرمشهد و آشوراده تجارت می‌شد. به‌جز اشارات اندک جهانگردان و مورخینِ این عصر، اطلاعات چندانی درمورد ساختار این کشتی‌ها در اختیار نیست. در دهۀ اخیر با تغییر سطح آب دریای خزر و پائین رفتن سطح آب، تعدادی از کشتی‌های تاریخی این دریاچه آشکار شده است. شناسایی چندین کشتی از جنس الوار چوبی در سواحل تالش، رودسر، نکا و خلیج‌گرگان، اطلاعات باارزشی درخصوص ساختار کشتی‌های تاریخی و کشتیرانی دریای خزر ارائه خواهد داد. در این نوشتار که براساس پژوهش میدانی و مطالعۀ کتابخانه‌ای فراهم شده است، ضمن معرفی کشتی‌های تاریخی که به‌واسطۀ تغییرات سطح آب دریا پدیدار شده‌اند، فقدان نمونه‌های قدیمی‌تر در این دریای بسته به‌دلیل نبود بادهای موسمی، جهت حرکت نامنظّم امواج، نبود تمدن‌های هم‌جوار و به‌تبع آن فقدان مسیرهای تجاری دریایی، پیش‌روی و پس‌روی متناوب آب دریا و دیگر عوامل مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.

مصطفی باقرزاده‌چالشتری،
سال 2، شماره 5 - ( 9-1397 )
چکیده

اولین جرقه‌های موسیقی در ذهن انسان با شنیدن اصوات طبیعت آغاز شد و احتمالاً با جست‌وخیزها، پایکوبی و دست‌افشانی‌ها آغاز و تبدیل به آواز و سرود شده است. این اعمال در مراسمات، نیایش و شاید جشن جمع‌آوری محصول انجام شده و به‌تدریج آن‌را یکنواخت کرده و حرکات موزون، ضرب و ریتم را به‌وجود آورده است. آن‌ها با نواختن دست‌ها به‌هم و بدن، کوبیدن دو چوب به یکدیگر و با زدن دو کندۀ توخالی برهم و هر شئ که می‌توانست صوتی از خود خارج کند، آرام‌آرام‌ به توازن رسیدند و معتقد بودند که این اصوات و الحان دارای تأثیرات جادویی است. در این میان افسانه‌هایی نیز در اقوام مختلف بر سر زبان‌ها بوده مبنی‌بر پیدایش موسیقی، که سال‌ها سینه‌به‌سینه نقل شده است؛ از جمله ساخته‌شدن ساز لیر که با رودۀ آپولون انجام شده و یا تراش کاسۀ لاک‌پشت که توسط هرمس انجام شده است و یا قهر الهۀ خورشید و حتی دستور امپراطور چین، هاکونگ‌تی مبنی‌بر ابداع موسیقی و تقلید کردن صدای پرندگان با آلات موسیقی. محور این پژوهش عودهای گردنی است که آثار آن را در هنر ایلام باستان و بین‌النهرین می‌توانیم جست‌وجو کنیم. هدف اصلی این پژوهش نیز بر بررسی و تحلیل این‌گونه ساز، انواع این ساز و شیوۀ ساخت آن تمرکز دارد و بر این اساس در این پژوهش سعی شده است با شیوۀ میدانی و کتابخانه‌ای در مورد عودهای گردنی توضیح داده و همچنین دربارۀ لاکِ لاک‌پشت که در کاوش‌های باستان‌شناسی مخصوصاً در قبور به‌دست می‌آیند و تنۀ اصلی این سازها هستند.  در این پژوهش دو نوع ساز عود گردنی که شامل عودهای گردنی ملودیک و عودهای گردنی هارمونیک می‌باشند، از نظر ساختار مورد بررسی قرار گرفته است. از نظر نگارنده، تکامل یافتۀ این سازها در عصر حاضر، سازهای تار، سه‌تار، تنبور و دیگر سازهای مضرابی است.

شفق توکلی، شهریار ناسخیان، محبوبه مرتضایی،
سال 2، شماره 5 - ( 9-1397 )
چکیده

در معماری بومی ایران یکی از اصول طراحی فضاهای شهری مردم‌واری بوده است. معمار ایرانی همیشه نیازها و خواست‌های انسان را درنظر می‌گرفته است. معمار گذشته براساس اقلیم موردنظر فضای معماری را درجهت فراهم کردن آسایش انسان طراحی می‌کرده است. باتوجه به اینکه از ویژگی‌های معماری اقلیم گرم‌وخشک ایران آفتاب سوزان و درجه حرارتی بالاست، یکی از تمهیداتی که معمار گذشته درجهت سایه‌اندازی در گذرها طراحی و ساخته است، سابات‌ها هستند. سابات‌ها ساختارهایی در کوچه‌ها و گذرها هستند که بخشی از معبر را سرپوشیده کرده و همچنین این عناصر اقلیمی علاوه‌بر مطلوب ساختن شرایط زیستی، در مقاوم‌سازی ساختمان‌های دو طرف گذرها نقش داشته‌اند. با مطالعه و بررسی پیرامون ساختار کالبدی این عناصر اقلیمی-سازه‌ای می‌توان بخشی از دانش نهفته‌‌شدۀ فراموش‌شدۀ معماران گذشته ایران را نمایان ساخت و همچنین در شهرسازی امروزی از این عناصر بومی پایدار الگوبرداری کرد و بهره گرفت. بین هندسه و کالبد معماری سابات‌های محلۀ فهادان یزد، رابطۀ معنی‌دار و مستقیمی وجود دارد. براساس مرور ادبیات، موضوع این پژوهش و بررسی‌های انجام‌گرفته، تاکنون برروی مفهوم سابات به‌عنوان عنصری اقلیمی، بررسی میزان پایداری آن در گذرها و گونه‌شناسی در شهرهایی چون اصفهان، یزد، دزفول و شوشتر صورت گرفته است. این نوشتار برای نخستین‌بار ویژگی‌های هندسی، معماری سابات‌های محلۀ فهادان یزد را مورد ارزیابی قرار داده است. پژوهش حاضر براساس هدف، بنیادی-کاربردی و به‌روش استدلال استقرایی داده‌ها به اثبات رسیده است. گردآوری اطلاعات به‌شیوۀ کتابخانه‌ای، میدانی و ترسیمی انجام شده و این مقاله بر آن است تا تأثیر هندسه بر کالبد و شکل معمارانه سابات‌های محلۀ موردنظر را مورد تحلیل قرار دهد. براساس یافته‌های این تحقیق آشکار شد که هندسه به‌عنوان عاملی تأثیرگذار بر کالبد معماری سابات‌های محلۀ فهادان یزد است. نقشۀ سابات‌های موردمطالعه از مستطیل کامل ایرانی و یا دیگر نسبت‌های آن پیروی می‌کنند. بیشتر سابات‌های انتخابی در این محله ازلحاظ کشیدگی نقشه درجهت شمالی-جنوبی قرار گرفته‌اند. بیشترین تعداد سابات‌ها ازلحاظ مکانی در وسط گذر واقع‌ شده‌اند، همچنین هندسۀ قوس آن‌ها بیشترین تعداد به‌صورت مازه‌دار است.

شیما احمدصفاری،
سال 2، شماره 5 - ( 9-1397 )
چکیده

شهر، معنایی بیش از یک محوطۀ محصور درون بارو را داشته و بیشتر یک حوزه را معرفی می‌کند. شهرها، طی تاریخ نسبتاً طولانی خود شاهد تغییرات ژرفی در وضعیت صنعتی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و به‌ویژه جمعیتی خود بوده‌اند. کهن‌ترین شهرها در حدفاصل پایان هزارۀ چهارم و آغاز هزارۀ سوم قبل‌ازمیلاد در آسیای غربی و در نقاطی پدیدار شدند که آب و هوای آن‌ها مساعد‌، و زمینِ‌ حاصلخیز برای کشت و زرع، مناسب بود. همچنین قدمت شهر و شهرسازی در ایران نیز به هزارۀ چهارم قبل‌ازمیلاد می‌رسد، اما روند شکل‌گیری شهر و تداوم شهرنشینی در آن سیر تدریجی خاص خود را داشته است. هویت ایرانی شهر شامل ویژگی‌ها و ارزش‌های معماری و شهرسازی سرزمین‌ ایران‌، مربوط به قبل از ورود اسلام می‌باشد. پس از ورود اعراب به ایران و تشکیل حکومت یکپارچه‌ اسلامی در سرزمین‌های زیر تسلط اسلام، شاهد شکل‌گیری نطفه‌های اولیۀ شهرهای جدید بوده‌ایم که این شهرهای جدید، اکثراً از تعلیمات اسلامی نشأت گرفته‌ و به دو دستۀ عمده شامل؛ شهرهای به‌جا مانده از تمدن‌های ماقبل از اسلام و یا شهرهای بنا شده توسط مسلمین قابل تفکیک‌‌اند. شهر دورۀ اسلامی به‌لحاظ ساختاری تداوم شهرسازی عصر ساسانی بود و عناصر کالبدی آن اکثراً برگرفته از فرهنگ غنی اسلام و نشانگر تمدن و فرهنگ اسلامی‌اند. یکی از این شهرها، قزوین می‌باشد که هستۀ اولیۀ آن در زمان شاپور ساسانی شکل‌گرفته و به‌تدریج در طی دوران اسلامی توسعه و گسترش داشته و در زمان صفویه توسط شاه تهماسب به‌عنوان دومین پایتخت این دودمان انتخاب شده است.

زهرا پورشعبانیان، محمد مرتضایی، هایده خمسه،
سال 2، شماره 5 - ( 9-1397 )
چکیده

در فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی، ‌مسجد به‌عنوان مهم‌ترین بنای ماندگار اسلام در شهرها و اقلیم‌های مختلف ساخته شده است، و هویت شهرهای اسلامی با مساجد جامع درهم آمیخته است. مسجد جامع همدان، کهن‌ترین مسجد در بافت قدیمی شهری، در میان بازار این شهر و میدان مرکزی واقع شده است. این مسجد شاخص، متعلق به قرون اولیۀ اسلامی است، که در طی دوران‌های مختلف خصوصاً دوران صفوی و قاجار مورد بازسازی و مرمت قرار گرفته است، اما از ساختار کهن مسجد آثاری باقی‌نمانده، و ساختار فعلی متعلق به دورۀ قاجار است. باوجود ویژگی‌های کلی این اثر، شکل ساختمان مسجد جامع تأثیر زیادی در هماهنگ ساختن ساختمان با شرایط اقلیمی دارد. حال این پرسش مطرح می‌گردد که اقلیم منطقه تا چه میزان توانسته بر فرآیند شکل‌گیری مسجد تأثیرگذار باشد؟ و الگو‌پذیری از شرایط اقلیمی تا چه میزان دوام ساختار مسجد را تضمین نموده است؟ بر مبنای پرسش‌های فوق هدف پژوهش حاضر این است که با بهره‌مندی از روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا به منابع مطالعاتی و بررسی‌‌های میدانی به معرفی و تجزیه تحلیل ساختار معماری مسجد جامع پرداخته شود، تا زمینۀ پاسخگویی به پرسش‌ها‌ی مطرح شده فراهم گردد. برآیند چنین بررسی را می‌توان در تأثیرپذیری ویژگی‌های معماری مسجد جامع، از اقلیم منطقه مشاهده نمود؛ این اثر، علاوه‌بر عملکرد مذهبی، موقعیت مکانی این مسجد و قرارگیری در امتداد بازار اصلی شهر، منجر به آن شده که مسجد جامع نقش مهمی را در شکل‌گیری نظام‌های طراحی و سیمای عمومی شهر ایفا نماید. با توجه به ساختار معماری مسجد جامع عمده تحولات صورت گرفته در بنا مربوط به دوره‌های قاجار و معاصر است؛ ساختار مسجد تابع الگوی شبستان ستوندار بوده، دارای گنبد، گلدسته و سنگاب می‌باشد، و تنها نمونۀ مسجد گنبددار با ارزش تاریخی در بافت شهری همدان است.

عباس نامجو، نازگل حقی،
سال 2، شماره 5 - ( 9-1397 )
چکیده

شاهنامۀ مدحی در نیمۀ اول سدۀ هفدهم م. توسط هنرمندان عثمانی نگارگری شده است. معرفی این کتاب و بررسی نگاره‌های آن از این جهت حائز اهمیت است که نگارگری عثمانی در منظومۀ تاریخ‌ هنر اسلامی و به‌ویژه در ایران به‌واسطۀ قرابت، ارتباطات و کشمکش‌های زیادی که فیمابین دولت صفوی و عثمانی وجود داشت، می‌تواند گره‌گشای بسیاری از مباحث پیرامونی قلمرو فرهنگ و هنر این دو کشور باشد و هم اینکه تحلیلی تاریخی پیرامون نام و هویت تاریخی یکی از نسخ معتبر شاهنامه به زبانی غیر از فارسی در خارج از کشور انجام می‌گیرد. این کتاب به خط عربی و به زبان ترکی استانبولی تحریر شده است. کتاب ترجمۀ ترکی یکی از متون ایرانی است که آوازه‌ای جهانی دارد. این پژوهش با هدف شناخت و آگاهی از هنر دورۀ عثمانی و تأثیرات فرهنگ و ادبیات ایران بر آن هنر انجام شده است. برای مطالعه‌ و تحقیق بر روی این کتاب به مخزن کتابخانۀ دانشگاه اوپسالا در سوئد مراجعه شده است. کتابخانه، این کتاب را با عنوان شاهنامۀ 29مینیاتور ثبت کرده است. برای تحلیل و جمع‌آوری اطلاعات در مورد نگاره‌های این کتاب علاوه‌بر استناد به اصل نسخه، به کتاب‌های هنر اسلامی به‌خصوص نگارگری عثمانی به‌ویژه عثمان دوم که نگارش این کتاب به فرمان او انجام شده، رجوع گردید. این پژوهش به‌شیوۀ اسنادی و با رویکرد تاریخی و به‌روش تحلیلی انجام گرفته است. نتایج این تحقیق نشان‌ می‌دهد که نگارگری عثمانی با وجود تأثیرپذیری از نگارگری ایرانی و نقاشی اروپایی راه خود را ادامه داده و با روش خود به آن‌ها هویت مستقل بخشیده است. با توجه به نوع ترکیب‌بندی‌ها، نگاره‌های این شاهنامه در سه سبک جای می‌گیرند که احتمالاً توسط سه نگارگر کار شده است.

کریم زارعی، غلامرضا شاملو، تقی حمیدی‌منش،
سال 2، شماره 5 - ( 9-1397 )
چکیده

نقاشی قهوه‌خانه‌ای، مکتبی از نقاشی روایی رنگ‌روغنی است که در اواخر حکومت‌ قاجار و جنبش‌ مشروطیت با موضوعات رزمی، بزمی و مذهبی، به‌دست هنرمندانی مکتب‌ندیده در قهوه‌خانه‌ها شکل گرفت. تحولات مختلف اجتماعی و سیاسی دورۀ قاجار باعث ایجاد بستر جدیدی در عرصۀ هنر ایران شد. با سرکوب آزادی‌خواهی‌های مردم توسط این حکومت استبدادی، انقلاب ‌مشروطیت سبب اجتماع و جنبش ‌مردمی در قهوه‌خانه‌ها شده و این جریان باعث می‌شود برروی پرده‌های نقاشی‌ قهوه‌خانه‌ای تأثیر به‌سزایی بگذارد؛ چراکه قهوه‌خانه‌ها که به‌عنوان یکی از پایگاه‌های مهم اجتماع ‌مردمی در دوران قاجار بوده‌اند، نقش عمده‌ای در شکل‌گیری این نهضت‌ هنری ایفا می‌کنند. در مقالۀ پیش‌رو با توجه به انتقادی‌بودن نقاشی قهوه‌خانه‌ای علیه حکومت استبدادی قاجار و داشتن رویه‌ای برخلاف سنت نقاشی هم‌عصر، سعی گردیده قهوه‌خانه را به‌عنوان نهادی با کارکردهای اجتماعی و فرهنگی، درجهت تقویت روحیۀ ملی و مذهبی مردمی که در دوران‌ قاجار نقش به‌سزایی ایفا کرده، با هم‌سویی جریان مشروطیت انطباق دهد و تأثیر آن ‌را در شکل‌گیری نقاشی قهوه‌خانه‌ای ازنظر اهمیت و نقش سیاسی اجتماعی آن موردبررسی قرار دهد. پرسش‌های پژوهش عبارتند از: 1- قهوه‌خانه‌ها تا چه‌اندازه بر جریان شکل‌گیری نقاشی قهوه‌خانه‌ای در دوران نهضت مشروطیت تاثیرگذار بوده‌اند؟ 2- مبانی شکل‌گیری مکتب نقاشی قهوه‌خانه‌ای در جریان استبداد حکومت قاجار چگونه بوده است؟ روش تحقیق، کتابخانه‌ای و میدانی شامل مطالعات ‌پایه‌ای درخصوص نقاشی قهوه‌خانه‌ای و انقلاب ‌مشروطیت و بررسی فضای قهوه‌خانه‌های قاجار است و پس ‌از استدلال و تطبیق و تجزیه و تحلیل، نتایج ذیل حاصل می‌شود که جریان نقاشی قهوه‌خانه‌ای در قهوه‌خانه‌ها در دوران مشروطیت، حرکتی ضد‌استبدادی و انتقادی علیه حکومت قاجار بوده و محتوای گفتمان درون قهوه‌خانه‌ها در این دوران بر موضوعات نقاشی‌ها تأثیر به‌سزایی گذاشته که با جریان مشروطیت هم‌راستا می‌شود.

نصیر اسکندری،
سال 2، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده

محوطۀ شهداد یک، عنوان یکی از مراکز بزرگ شهری عصر مفرغ جنوب‌شرق ایران از اهمیت فراوانی در مطالعات باستان‌شناختی خاور نزدیک برخوردار است. با توجه به این مهم که حدود  نیم قرن از آغاز کاوش‌های شهداد گذشته است، این ضرورت احساس شد تا نگاهی تازه به محوطۀ شهداد و اشیای به‌دست آمده از آن انداخته شود. پیش از این، در مقاله‌ای به اشیای سنگی (کلوریتی و مرمری)، سفال‌ها و گورهای بدست آمده از کاوش محوطۀ شهداد توسط نگارنده پرداخته شده است. در اینجا نیز بر آن هستیم تا دیگر مواد فرهنگی به‌دست آمده از کاوش‌های مرکز شهری شهداد، یعنی اشیای فلزی، اشیای گِلی و مُهر‌ها را مورد مطالعه و بازیینی قرار دهیم. این مقاله اطلاعاتی نیز از وضعیت برهمکنش‌های فرهنگی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای شهداد ارائه می‌کند. همچنین گاهنگاری ارائه شده توسط کاوشگر محوطۀ شهداد، مورد بازنگری اساسی قرار گرفته است و درنهایت براساس مطالعات مقایسه‌ای گاهنگاری جدیدی برای محوطۀ شهداد ارائه شده است.  پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که، آیا گاهنگاری ارائه شده برای محوطۀ شهداد پس از گذشت چند دهه کماکان مورد تأیید است و یا بایستی یک گاهنگاری جدید برای این محوطه مهم ارائه گردد؟ طبیعی است که اطلاعات و شناخت ما از باستان‌شناسی عصر مفرغ جنوب‌شرق ایران به‌واسطۀ انجام فعالیت‌های میدانی بیشتر و همچنین به روز شدن روش‌های سالیابی مطلق، مانند روش AMS، در مقایسه با گذشته، بیشتر شده باشد؛ از این‌رو با انجام مطالعۀ مقایسه‌ای محوطۀ شهداد با دیگر محوطه‌ها در مقایس منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، بدیهی است یک گاهنگاری دقیق‌تر برای آن ارائه گردد. پرسش دیگر  این تحقیق، مشخص نمودن جایگاه محوطۀ شهداد در چرخۀ برهمکنش فرهنگی عصر مفرغ در جنوب‌غرب آسیا بر پایۀ مطالعۀ اشیای فلزی، گِلی و مُهرها بوده است. براساس داده‌های به‌دست آمده از کاوش‌های شهداد، تصور یک نقش مرکزی در شبکۀ گستردۀ مبادلات هزارۀ سوم قبل‌ازمیلاد جنوب‌غرب آسیا برای شهداد دور از ذهن نمی‌باشد.

مرتضی زمانی، سیروان محمدی‌قصریان،
سال 2، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده

در پژوهش حاضر که حاصل از طرح  بررسی و بازنگری باستان‌شناسی دشت مریوان است، شواهد جالبی از آثار هزارۀ چهارم قبل‌ازمیلاد (مس‌سنگی جدید) مورد بررسی و شناسایی قرار گرفت. پژوهش حاضر با توجه به گاه‌نگاری ارائه‌شده برای شمال بین‌النهرین و تطابق آن با گاه‌نگاری ارائه‌شده در گودین‌تپه انجام شده و دوره‌بندی‌های ارائه‌شده براساس تطابق شواهد سفالی با این دو حوزۀ فرهنگی ارائه شده است. دورۀ مس‌سنگی جدید براساس گاه‌نگاری شمال بین‌النهرین با واژۀ Late Chalcolithic و با نام اختصاری LC مشخص شده است که به پنج مرحله از LC1 تا LC5 طبقه‌بندی شده است. LC1 قدیمی‌ترین مرحله آن است که شاخص آن سفال‌های منقوشی است که طبق گاه‌نگاری گودین شامل مرحلۀ گودین IX یا سنت سفالی سه‌گابی است و مرحلۀ LC5، جدیدترین مرحلۀ آن است که با مرحلۀ گودین VI 1 یا فرهنگ سفالی اوروک جدید مشخص شده است. نکتۀ جالب اینکه هیچ اثری از یکی از مراحل اوایل این دوره (گودین LC2-VII/VI3) مورد شناسایی قرار نگرفت و بیشتر محوطه‌ها مربوط به اواسط این دوره (گودین LC3, 4-VI2) هستند. هرچند که بازۀ زمانی پیشنهادی ما برای این دوره در مریوان تقریباً با بازۀ زمانی پیشنهادی برای دورۀ اوروک میانی برابر است، ولی شواهدی دال بر اوروکی بودن این آثار در بررسی به‌دست نیامد (به‌جز یک محوطه) و تفسیر ما از این آثار، استقرارهای کوچک و منطقه‌ای یکجانشین دورۀ مس‌سنگی جدید هستند. تنها در اواخر این هزاره است که شاهد تأثیرات واقعی فرهنگی بین‌النهرینی در منطقه هستیم که نمونۀ بارز آن تپه ره‌شه (Rasha) است که نمونه‌های جالبی از سفال‌های لبه‌واریخته نوع اوروک جدید از آن به‌دست آمده است. با نگاهی به ابعاد و اندازۀ این تپه می‌توان این فرض را محتمل دانست که این محوطه همزمان با دورۀ اوروک در بین‌النهرین نقش یک استقرار مرکزی در دشت مریوان را ایفا کرده و مابقی محوطه‌های هزارۀ چهارم قبل‌ازمیلاد در دشت مریوان غالباً استقرارهای کوچک این دوره بوده‌اند.

اسماعیل همتی‌ازندریانی، علی خاکسار،
سال 2، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده

آخرین فصل از پژوهش‌های میدانی تپه‌گیان نهاوند در زاگرس‌مرکزی در بهار و تابستان1390 هـ.ش. تحت‌عنوان گمانه‌زنی به‌منظور تعیین عرصه و پیشنهاد حریم تپه به‌سرپرستی علی خاکسار انجام شد که هدف اصلی این طرح، حفاظت فیزیکی این تپۀ شاخص دربرابر عوامل تخریبی آن بود. درکنار این هدف، گاه‌نگاری تپه‌گیان و وضعیت باستان‌شناسی منظر بصری این محوطه نیز برای نگارندگان پرسش اصلی بودند. طی این برنامۀ پژوهشی، تعداد 27 گمانه در ابعاد 5/1 در 5/1 متر در همۀ جهات تپه ایجاد گردید که نتایج قابل‌توجهی به‌دست داد. ازجملۀ این نتایج می‌توان به ابعاد و اندازۀ تپه، شواهدی از دورۀ پارتی در آن و شناسایی عرصۀ واقعی تپه اشاره کرد که گسترش آن در بخش‌های جنوبی، شرقی و جنوب‌شرقی عرصۀ ظاهری تپه نشان می‌دهد که در زیر بافت خیابان‌ها و منازل مسکونی شهر کنونی گیان قرار داشته است. طی گمانه‌زنی در محدوده‌ای خارج از عرصۀ ظاهری تپه، شواهدی از یک تدفین عصر‌ مفرغ‌میانی (تدفین 123) شناسایی گردید که با توجه به مستند نبودن 122 تدفینی که طی کاوش‌های هیأت فرانسوی به‌دست آمده بود، تصمیم بر آن شد تا این تدفین به‌طور کامل مورد کاوش و مستندنگاری قرار گیرد. پژوهش حاضر دارای نظامی کیفی، هدف آن بنیادی، و ازنظر روش، توصیفی-تحلیلی است. اساس یافته‌اندوزی در این پژوهش میدانی است. در این مقاله، ضمن ارائۀ نتایج حاصل از گمانه‌زنی، به بحث، بررسی و مطالعات تطبیقی تدفین 123 تپه گیان پرداخته خواهد شد.

روح‌الله یوسفی‌زُشک، سحر یزدانی،
سال 2، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده

در خاور نزدیک، قدیمی‌ترین سیستم‌های نگارشی شناخته شده تا به امروز (سیستم نگارشی آغازمیخی در بین‌النهرین و سیستم نگارشی آغازایلامی در فلات ایران) در پایان هزارۀ چهارم قبل‌ازمیلاد ظهور کردند. این سیستم‌ها، به‌منظور اهداف مدیریتی و حسابداری بودند و با وجود تشابهاتی در سیستم‌های شمارشی و نشانه‌های عددی و عدم تشابه در نشانه‌های معنانگارانه در کنار یکدیگر به‌صورت مجزا تکامل یافته‌اند. برخلاف سیستم نگارشی آغازمیخی و وارث آن (خط میخی)، به‌دلیل ناپدید شدن این سیستم نگارشی (آغازایلامی)در فلات ایران در حدود 2800 ق.م.، خط آغازایلامی هیچ هم‌خانواده‌ای از خود برجای نگذاشته تا بتواند در رمزگشایی این سیستم به ما کمک نماید. به‌همین دلیل در طی صد سالی که از کشف این سیستم می‌گذرد، تنها عناصری که در آن با خط آغازمیخی مشترک است، مانند  تعدادی از سیستم‌های شمارشی و تعداد انگشت‌شماری از نشانه‌ها، برای ما قابل فهم و رمزگشایی بوده‌اند. گِل‌نبشته‌های آغازایلامی MDP 31, 33 و MDP 31, 27، مانند بیشتر گل‌نبشته‌های آغازایلامی از شوش یافت‌شده و در اوایل قرن بیستم میلادی برای نخستین‌بار منتشر شدند، زمانی‌که هنوز اطلاعات اندکی راجع‌به سیستم نگارشی و اقتصاد و ساختار جوامع آغازایلامی وجود داشت. مطالعات پیشرفتۀ امروزی در مورد ساختار جوامع در نیمۀ دوم هزارۀ چهارم قبل‌ازمیلاد و همچنین سیستم‌های نگارشی باعث توجه روزافزون به ارزیابی و بازخوانی مجدد این متون شده است. در این مقاله نیز به بازخوانی مجدد این دو گل‌نبشته و پیشنهادی برای درک بهتر از این متون خواهیم پرداخت.

محمد افروغ،
سال 2، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده

هنر فلزکاری ساسانی، یکی از تأثیرگذارترین هنرهای ایران‌باستان بر هنرهای دورۀ اسلامی به‌ویژه فلزکاری است. در هنر این دوره ابعاد زیباشناختی شامل انواع نقش‌مایه‌ها، مضامین و مفاهیم اسطورهای نمادین در هنر فلزکاری جلوه‌گر شد. با ظهور اسلام و بسط و توسعۀ هنر فلزکاری، علاوه‌بر ابعاد زیباشناختی، ابعاد فن‌شناختی شامل روش‌ها و فنون ساخت و تزئین در هنر فلزکاری دوران اسلامی و به‌طور برجسته فلزکاری موصل بازتاب و استمرار یافت. در مکتب فلزکاری به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین کانون‌های تولید آثار فلزی در جهان اسلام، انواع آثار فلزی کاربردی با اهداف گوناگون تولید و عرضه می‌شد. در این آثار به‌خوبی ردپای انواع نقش‌ها، مضامین و مفاهیم رایج در دوران امپراتوری ساسانی مشهود است. از این رهگذر، پرسش مهم این مقاله این است که: نقش‌مایه‌ها و مفاهیم به‌کاررفته در آثار فلزی موصل که متأثر از هنر فلزکاری ساسانی است، کدام است؟ چه اینکه شناسایی، بررسی، تحلیل و معرفی مؤلفه‌های زیباشناختی فلزکاری ساسانی در آثار فلزی موصل، هدف و ضرورت پژوهش حاضر است. مضامینی همچون شکار (سوار و یا پیاده به‌همراه تیر و کمان و یا شمشیر)، دو جانور (بزکوهی) در دوطرف درخت مقدس یا زندگی، سلطان (حاکم) به‌صورت نشسته بر تخت با پاهای کشیده از روبه‌رو و ملازمان در طرفین و دست بر شمشیر و یا به‌صورت چهارزانو (و هلال ماه یا جام شراب در دست)، بهرام و آزاده‌سوار بر مَرکب، باده‌گساری، رقص و موسیقی، نقش‌های گیاهی شامل درخت (سرو، کاج)، پیچک‌های درهم‌فرورفته و به‌هم‌پیوسته (اسلیمی)، انواع گل‌ها (گل نیلوفر، برگ‌نخلی، گل‌های چندپَر)، حیوانات و پرندگان (شیر، گراز، خرس، فیل، شتر، قوچ و بزکوهی یا پازن، غزال، گوزن، قوچ‌های پشت‌به‌هم، شاهین (عقاب)، پرندگان روبه‌روی هم) و رشته‌های مروارید (ردیفی از شکل‌های گِرد کنارهم) از یافته‌های این تحقیق است. این تحقیق از نوع بنیادین و روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی است. شیوۀ گردآوری داده‌ها به‌صورت کتابخانه‌ای و جست‌وجو در موزه‌هاست. 

محمدابراهیم زارعی، مهناز شریفی،
سال 2، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده

محوطۀ امیرشارلق در دهستان حسین‌آباد بخش میامی شهرستان شاهرود در بخش انتهای شمال‌شرقی استان سمنان در مجاورت استان گلستان و 220 کیلومتری شمال‌شرقی شاهرود قرار دارد. راه بزرگ خراسان که بخشی از شرق را به غرب ارتباط می‌داد و معبر مهاجرین و کاروانیان بود در همین شاهراه قرار گرفته است. شواهد به‌دست آمده از دَه‌ها تپۀ باستانی ما را با این واقعیت روبه‌رو می‌کند که این مسیر از دیرباز در مسیر راه تجاری و اقتصادی ابریشم به گرگان و خراسان بزرگ قرار داشته و سه استان سمنان، گرگان و خراسان را به‌هم پیوند می‌دهد. در حقیقت اهمیت محوطۀ امیرشارلق در این است که در مسیر جادۀ خراسان بزرگ قرار گرفته است. منطقۀ شمال‌شرق ایران در دوران اسلامی شاهد تحولات و رخدادهای سیاسی-فرهنگی متعددی بوده است. از این‌رو بررسی منطقه و کاوش‌های باستان‌شناسی در آن می‌تواند در شناخت تعاملات و تولیدات فرهنگی منطقه سودمند واقع شود. این نوشتار به بررسی و مطالعۀ یافته‌های تپۀ امیرشارلق و مطالعات تطبیقی با دیگر محوطه‌های همزمان، برای روشن ساختن تعاملات فرهنگی منطقه‌ای می‌پردازد. نتایج کاوش‌های باستان‌شناسی در منطقه نشان داد که بیشترین برهمکنش‌های فرهنگی با منطقۀ خراسان بوده است. در هنر سفالگری تأثیرات سنت‌های فرهنگی نیشابور به‌شدت در سفالینه‌های امیرشارلق دیده می‌شود. سفالینه‌های این محوطه از نظر نقش و تکنیک از تنوع بسیاری برخوردارند. همچنین استقرار در این محوطه مربوط به مردمان کوچ‌نشین بوده است؛ زیرا شواهد معماریِ برجا و ثابت در این محوطه به‌دست نیامده است.

نسرین بیک‌محمدی، سپیده مرادی‌محتشم،
سال 2، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده

شواهد باستان‌شناسی و مطالعۀ آثار به‌جای مانده از دوران تاریخی تا دوران اسلامی نشان می‌دهد علم نجوم از هزاران سال پیش در بین مردمان باستان رایج بوده است. نجوم در دوران اسلامی پیشرفت بسزایی داشت و از آن در دو بُعد علمی و طالع‌بینی استفاده می‌شد. در قرون میانۀ اسلامی نقوش به‌کار رفته بر روی سفال‌ها بسیار متنوع بود؛ به‌طوری‌که منشأ نقوش سفال‌ها از یک‌سو، و تفسیر مفاهیم آن از سوی دیگر، ذهن پژوهشگران را به چالش کشیده و باعث اختلاف نظر و چندگانگی در بین آن‌ها شده است. به‌طوری‌که گروهی ‌آن را به تأثیرات پیش از اسلام بالأخص ساسانیان اطلاق می‌کنند و گروه دیگر در پی تفسیر آن با اندیشه‌های بستر جامعه‌ای که این نقوش در آن شکل گرفته، هستند. از این‌رو ضرورت تحقیق پیش‌رو از خلاء احساس شده توسط نگارندگان در منشایابی مضامین نقوش سفال‌ها با رویکرد نجومی است. جستار پیشِ‌رو با طرح پرسش‌هایی ریشه‌یابی شده است که عبارتنداز: آیا منشأ مضامین نقوش سفال‌های قرون میانه اسلامی را صرفأ باید در دوران قبل از اسلام جستجو کرد؟ بازتاب صورت‌های فلکی بر نقوش سفال‌های این دوران چگونه بوده است؟ روش کار مقاله پیشِ‌رو، از نوع تاریخی با رویکرد تحلیلی-تطبیقی مبتنی‌بر مطالعات کتابخانه‌ای است. در روند انجام پژوهش، ابتدا اقدام به جمع‌آوری نمونه‌های آماری از موزه‌ها، طراحی نقوش با نرم‌افزار «کورل‌دراو» و تطبیق نقوش سفال‌ها با صورت‌های فلکی گردید و سپس در ادامۀ پژوهش به مطالعات کتابخانه‌ای در جهت منشأیابی مضامین و معانی صورت‌های فلکی در اسناد تاریخی پرداخته شده است. دستاورد مطالعۀ تطبیقی نقوش سفال‌ها با صورت‌های فلکی نشان داد، مباحث مربوط به نجوم و صورت‌های فلکی بخشی از اعتقادات و باورهای مردمان دورۀ میانۀ اسلامی را شکل می‌داد، که اغلب با خرافات و موجودات فرا‌زمینی تلفیق شده بود؛ بنابراین، می‌توان منشأ برخی از مضامین نقوش سفال‌ها را به باورهای خرافی صورت‌های فلکی اطلاق کرد. 

افراسیاب گراوند، رضا رضالو،
سال 2، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده

مخاطب هر اثر هنری میل به دریافت معنای آن دارد و شناخت دقیق یک اثر یا یک تصویر جهت دریافت معنا و محتوای آن، نیاز به خوانش و حتی تفسیر دارد و شمایل‌نگاری در اصل سعی در بیان معنای تصویر دارد. در هنرهای تجسمی نماد یک تصویر، یک گیاه، یک حیوان و یا یک علامت است که معنای عمیق‌تری از آنچه دیده می‌شود دارد. اغلب برای ما دریافت معنا و تفسیر نمادهای سده‌های گذشته کار آسانی نیست. گاهی نمادها اشاره به یک واقعه و یا داستان دارند و گروهی از نمادها جایگزین شخصیت‌ها و افراد خاصی‌اند. در این‌راستا بنای قره‌کلیسا از مهم‌ترین و پر نقش و نگارترین کلیساهای ارمنیان در ایران است که در شمال‌شرقی شهرستان چالدران قرار گرفته است. سراسر نمای دیوارهای شمالی و جنوبی این کلیسا و همچنین برج ناقوس آن دارای حجاری‌های منحصربه‌فرد و بی‌نظیری است. نقوش حجاری‌شدۀ این بنای تاریخی را می‌توان به 5 دسته ازجمله: نقوش انسانی، نقوش جانوری، نقوش گیاهی، نقوش هندسی و نقوش اسطوره‌ای تقسیم‌بندی کرد. این نقوش با ظرافت، تناسب و زیبایی بی‌نظیری توسط استادکاران هنرمند و باتجربه‌ای حجاری گردیده‌اند و نگاه تجریدی- تزئینی خلاق هنرمند به بهترین شکل در همۀ نقوش نمود یافته و هر نقش، نماد و نشان خاصی است. در میان نگاره‌های قره‌کلیسا، نقش جانوران بیشتر از دیگر نقوش مورد توجه بوده که هم به‌دلیل تنوع گونه‌های جانوران در محیط اطراف و هم نمادینه بودن بسیاری از حیوانات چون شیر، قوچ، گاو، اسب و... است. این نقوش صرفاً جنبۀ تزئینی ندارند و معانی و مفاهیم عالی‌تری ارائه می‌کنند و به‌خاطر برخورداری از جنبه‌های نمادین، یکی از متنوع‌ترین جلوه‌های نمادگرایی هستند. در این مقاله سعی شده است نقوش جانوری این بنای تاریخی معرفی و تفسیر گردد.  

حمید خانعلی، اکبر پورفرج، رضا عطایی، حمیده داداش‌وند نیگجه،
سال 2، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده

استفاده از عنصر ستون، زمینۀ لازم برای بزرگ شدن فضاهای معماری را فراهم کرد. بنا به اذعان یافته‌های باستان‌شناختی، مناطق شمال‌غرب ایران به‌دلیل وجود منابع چوب و سنگ فراوان در استفاده از این عنصر پیشگام بوده است. در معماری قدیم ایران، ستون علاوه‌بر نقش کاربردی، نقش تزئینی و زیبایی‌شناسی نیز داشته، به همین‌دلیل بنا به شرایط مختلف اقتصادی و زمینه‌های فرهنگی، در دوره‌های مختلف ستون‌ها در سبک و سیاق‌های گوناگون با مصالح آجر، سنگ یا چوب در بناها استفاده شده‌اند. باتوجه به بناهای شناخته‌شده از دوره‌های آغاز‌تاریخی و تاریخی در شمال‌غرب، به اهمیت ستون در گذشتۀ منطقه پی می‌بریم، همچنین در دورۀ اسلامی نیز این عنصر، نقش کلیدی در بناهای این منطقه دارد. در دوران ایلخانی و صفوی بنا به دلایل اقلیمی و فرهنگی، ستون به‌صورت سنگی و چوبی با تزئینات فراوان همراه با سرستون‌ها و پایه‌ستون‌ها در برخی مساجد آذربایجان مورد استفاده قرار می‌گرفته است. به‌نظر می‌رسد مساجد اسنق و جمال‌آباد در هریس و مهربان، نقطۀ شروع معماری ستون‌دار با ستون‌های با تزئینات پرکار بوده که در ادامه در کاخ‌های ستون‌دار صفوی به اوج زیبایی می‌رسند. مقالۀ حاضر از یک‌طرف درکنار بررسی روند تحول ستون در منطقه، به تشریح تأثیر اقلیم در استفاده از معماری ستون‌دار در منطقه پرداخته و ازطرف دیگر به‌دنبال منشاء‌‌یابی سنت معماری ستون‌های با تزئینات پرکار استفاده‌شده در مساجد و کاخ‌های دورۀ صفوی مثل عالی‌قاپوی اصفهان، مساجد بناب و مراغه است. روش جمع‌آوری اطلاعات شامل بازدیدهای میدانی، ثبت و مستند‌‌نگاری داده‌ها بوده که درنهایت با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای به تحلیل موضوع پرداخته است. 


صفحه 3 از 15