logo

جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
30 نتیجه برای موضوع مقاله:

سعید ستارنژاد، بهروز عمرانی، حسین ناصری‌صومعه، سید مهدی حسینی‌نیا،
سال 4، شماره 11 - ( 3-1399 )
چکیده

یکی از انواع اصلی آثار صخره‌ای، فضاهای دستکند آئینی-مذهبی است. این فضاهای دستکند از دیرباز موردتوجه، تقدس و احترام گروه‌های اجتماعی متدین و پایبند به آموزه‌های دینی بوده است. از این منظر می‌توان گفت منطقۀ مراغه یکی از کانون‌های فوق‌العاده مهم، غنی و دیرپای معماری آئینی-مذهبی در تاریخ و فرهنگ ایران بوده است. در عصری که فضاهای دستکند آئینی در بسیاری از مناطق، رونق آئینی و قوت قُدسی تأثیرگذار خود را از دست داده است، برخی از فضاهای دَستکند آئینی-مذهبی در مراغه همچنان حضور فعال و پررنگ دارد. بر همین اساس این پژوهش ضمن شناسایی، معرفی و تبیین ویژگی‌های خاص فضاهای دستکندِ آئینی-مذهبی این منطقه، به عامل شکل‌گیری این فضاهای آئینی نیز پرداخته است؛ بنابراین در کنار روش میدانی جهت ثبت، ضبط و توضیح وضعیت کنونی، از مطالعات اسنادی برای شناخت عامل شکل‌گیری معماری آئینی-مذهبیِ شهرستان مراغه استفاده گردید. انجام این پژوهش درصدد پاسخ‌گویی به این پرسش بنیادی است که، فضاهای دستکند آئینی-مذهبی در مراغه به چند گونه تقسیم می‌شوند؟ نتایج بررسی‌های انجام‌شده، حاکی از شناسایی تعداد 8 اثر صخره‌ای آئینی-مذهبی در شهرستان مراغه است. معماری‌های صخره‌ای فوق از منظر ریخت‌شناسی در قالب‌های سطحی و زیرسطحی قابل دسته‌بندی هستند. همچنین ازلحاظ گونه‌شناختی و تقسیم‌بندی ماهیت کاربری دارای استفاده‌های مختلفی است، ازجمله: الف) مسجد، ب) خانقاه، پ) کلیسا، ت) معبد بودایی، ث) نیایشگاه روباز، ج) گوردخمه، چ) قبور صخره‌ای. هم‌اکنون بسیاری از این محوطه‌ها دچار ویرانی شده، با وجود این برخی از فضاها، جایگاه قُدسی خود را حفظ نموده و با تغییراتی مورد استفاده‌اند.

دکتر رضا رضالو، اسماعیل معروفی‌اقدم، کریم حاجی‌زاده‌، بهروز افخمی، لیلا خانی، لیلا سرحدی،
سال 4، شماره 13 - ( 9-1399 )
چکیده

سنگ قبور از مظاهر ارزشمند هنر اسلامی به‌شمار می‌رود؛ به‌طوری‌که در ویژگی‌ها، نقوش و حتی فرم آن‌ها، اندیشه، اعتقادات و ارزش‌های فرهنگ ایرانی-اسلامی را می‌توان مشاهده نمود. پژوهش حاضر که از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و یافته‌های آن مبتنی‌بر بررسی‌های میدانی و مطالعات اسناد گردآوری‌شده است، به بررسی و تحلیل نقوش سنگ قبور دورۀ قاجار گورستان دارالسلام شیراز پرداخته و در این‌راستا اهداف پیشِ‌رو را دنبال می‌کند: 1- سنگ‌قبرهای دارالسلام شیراز دارای چه نقوشی بوده و مضامین نمادین آن‌ها چیست؟ 2- نقوش ایجاد‌شده برروی سنگ‌قبرهای دارالسلام شیراز ردپای باورهای اسطوره‌ای و مذهبی کدام دوره یا ادوار تاریخی و فرهنگی ایران را نمایان می‌سازد؟ بررسی‌های صورت‌گرفته بر روی سنگ‌ قبور مربوط به عصر قاجار گورستان دارالسلام شیراز اثبات می‌کند که این سنگ‌قبرها شامل نقوش متنوعی از تصاویر انسانی، حیوانی، گیاهی، هندسی و کتیبه است. به‌طور کلی، بیشتر این نقوش در عین دارا بودن معانی و نمادین خاص، متأثر از فرهنگ منطقه، اعتقادات و موقعیت زمانی و مکانی خود هستند. از طرف دیگر با توجه به غالب شدن تفکر ملی‌گرایی در دورۀ قاجار، تصاویر این سنگ‌قبرها به‌گونه‌ای تداوم نقش‌مایه‌های دوران ساسانی و هخامنشی را نشان می‌دهند که با فرم و محتوایی نسبتاً متفاوت ایجاد شده است. 

سارا صادقی، سعید رحیمی، بهروز افخمی، اسماعیل همتی ازندریانی،
سال 5، شماره 16 - ( 6-1400 )
چکیده

صخره‌های منقوش، شاید قدیمی‌ترین آثار به‌جامانده از انسان‌های پیش‌از‌تاریخ باشند. قبل از این‌که خط به‌وجود بیاید، بشر نقاشی می‌کشیده است. این هنر در ایران و به‌خصوص در غرب کشور (لرستان) سابقه‌ای بسیار کهن دارد. این مقاله به بررسی نقوش صخره‌ای نویافتۀ روستای باوکی، شهرستان ازنا در لرستان می‌پردازد. تاکنون هیچ‌گونه اقداماتی جهت ثبت این محوطه صورت نگرفته است؛ لذا ثبت و مطالعۀ صخره‌نگاره‌‌های باوکی، در تکمیل نقشۀ باستان‌شناسی کشور و مطالعات صخره‌ای از اهمیت فراونی برخوردار است، به‌ویژه این نقوش دارای تنوع نقش و موضوعاتی روایی است که متفاوت‌تر از سبک نقش‌های انسانی و یا حیوانی دیگر صخر‌ه‌نگاره‌های ایران است. پرسش‌های اصلی پژوهش عبارتنداز: نقوش باوکی دربرگیرندۀ چه نقش‌هایی است، و سبک و شیوۀ طراحی نقوش چگونه است؟ این نقوش قابل‌مقایسه با چه مناطقی است؟ هدف از ایجاد نقوش چه بوده است؟ سنگ‌نگاره‌‌های باوکی به چه دورۀ تاریخی تعلق دارند؟ روش پژوهش این مقاله بدین‌صورت است؛ ابتدا با بررسی پیمایشی منطقۀ ازنا و سنگ‌نگاره‌های آن، شناسایی و مورد عکس‌برداری و مستندنگاری، و سپس تمام نقوش با نرم‌افزار Corel  مورد طراحی قرار گرفت. با استفاده از روش کتابخانه‌ای به تطبیق نقوش و مردم‌شناسی و گاهنگاری محوطۀ نویافته پرداخته شد. نتایج پژوهش نشانگر این است که تعداد نگاره‌های باوکی 74 نقش است که برروی صخر‌ه‌های به‌هم‌پیوسته و دربرگیرندۀ نقوش: انسانی، حیوانی، هندسی، گیاهی و ابزارآلات است. نگاره‌ها بسیار ساده و انتزاعی و تعداد محدودی واقع‌گرایانه ایجاد شده‌اند. با توجه به بررسی‌های انجام‌گرفته می‌توان گفت که نقوش این محوطه ازنظر کمّی و کیفی قابل‌مقایسه با نقوش صخره‌ای مناطق مختلف ایران، مانند: کنده‌نگاره‌های تیمره (خمین)، سونگون (ارسباران)، زرینه (قروه) و در خارج از کشور با قوبوستان (آذربایجان)، گغاما (ارمنستان) هستند. با توجه به اطلاعات به‌دست‌آمده از نقوش و آثار سفالی به‌دست‌آمده از محوطه و اطراف آن، بررسی استقرارهای اطراف محوطه و مقایسۀ نقوش با سایر محوطه‌های تاریخ‌گذاری‌شده در ایران، سبک نقوش، و سایر داده‌های تاریخی با شرط رعایت احتیاط قدمت نقوش مربوط به عصرآهن می‌باشد.

علی کریمی‌کیا، رضا رضالو، اکبر عابدی، اردشیر جوانمردزاده،
سال 5، شماره 16 - ( 6-1400 )
چکیده

شمال‌غرب ایران و قفقاز جنوبی ازلحاظ زیست‌محیطی، شرایط نسبتاً مناسبی برای شکل‌گیری استقرارهای باستانی دارند؛ ازجمله می‌توان به حوضۀ دریاچۀ ارومیه و سواحل اَرس در شمال‌غرب ایران و حوضه‌های رود کورا، میل‌مغان (مناطق کوهستانی) در منطقۀ قفقاز جنوبی اشاره کرد. شواهد باستان‌شناختی و تحقیقات انجام‌یافتۀ اخیر در دو حوزۀ جغرافیایی، اشتراکات و تشابهات فرهنگی دورۀ مذکور را به‌میان می‌گذارد. هدف اصلی در این مقاله، معرفی محوطه‌ها و سنت‌های سفالی و مشخص ساختن توالی گاهنگاری در مناطق موردمطالعه است. برای دستیابی به تعاملات فرهنگی در حوزۀ جغرافیایی موردمطالعه در دورۀ مس‌وسنگ پرسش‌های ذیل مطرح می‌گردد؛ وضیعت توالی گاهنگاری در دو حوزۀ فرهنگی چگونه است؟ فرضیۀ اصلی در این ارتباط، وجود گاهنگاری (آغاز و پایان دورۀ مس‌وسنگ) تقریباً همسان در دو نقطۀ جغرافیایی است. لایه‌های استقراری و توالی سکونت از دورۀ نوسنگی به دورۀ مس‌وسنگ در محوطه‌های باستانی، موضوع تداوم و انتقال فرهنگی را چگونه نشان می‌دهد؟ نگارش پیشِ‌رو، با روش توصیفی-تحلیلی صورت می‌گیرد. به‌عنوان نتیجۀ نهایی می‌توان به تشابهات و تفاوت‌های داده‌های باستان‌شناختی، ازجمله به ویژگی‌های سفالی، ساختار معماری، تدفین و... اشاره کرد که با مطالعۀ محوطه‌هایی مانند دالما‌تپه، کول‌تپۀ جلفا، دَوَ‌گوز خوی و... در شمال‌غرب ایران و لیلا‌تپه، قالایری، پویلو‌تپه، بویوک کسیک، سویوق بولاق، بریکیل دیبی، کاوتسخِوی، تخوت در منطقۀ قفقاز جنوبی به‌دست آمده است و ازلحاظ گاهنگاری از 5000 تا 3700/3600 پ.م. را شامل می‌شود. 

سودابه معموری، مرضیه منصوری‌زاده، حسن اکبری،
سال 6، شماره 19 - ( 3-1401 )
چکیده

مجموعه بناهای گمرکات حاشیۀ خلیج‌فارس در استان بوشهر در اواخر دورۀ قاجاریه و اوایل دورۀ پهلوی اول ساخته شده‌اند. این بناها شباهت زیادی به‌هم دارند. تمام این بناها از لحاظ معماری به‌صورت یک‌شکل ساخته شده‌اند. تمامی این ساختمان‌ها دارای دو طبقه و منطبق برهم هستند. معماری این بناها برگرفته از سبک معماری نیمۀ دوم قرن 18 و 19 م.، مغرب زمین است، این سبک به‌عنوان نمادی از تجدد وارد معماری ایران شد و معماری ایران را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار داد؛ البته این تأثیر در سال‌های پایانی دورۀ قاجار به‌مراتب بیشتر از سال‌های ابتدایی است. به‌وجود آمدن گمرکات در حاشیۀ خلیج‌فارس از بندر دیر گرفته تا آخرین خط ساحلی و ایجاد ارتباطات این گمرکات با دیگر کشورها به‌خصوص انگلستان نیاز به تلگراف‌خانه را ایجاب می‌کرده است. تلگراف‌خانه‌ها نیز در نزدیکی هر یک از این گمرکات ساخته شده است. ایجاد تلگراف‌خانه برای در جریان قرارگرفتن مسائل و امور تجاری، ادارای و سیاسی بوده است. هدف از این پژوهش، آشنایی با تاریخچۀ شکل‌گیری و بررسی گمرکات استان بوشهر است؛ و پرسش اصلی این پژوهش نیز این است که، ویژگی‌های معماری این سازه‌ها چیست؟ با بهره‌گیری از روش پژوهش تاریخی و با مطالعات کتابخانه‌ای سعی‌شده است اطلاعات لازم دربارۀ موضوع پژوهش گردآوری شود و شناخت کافی نسبت به گمرکات و تلگراف‌خانه‌های استان بوشهر حاصل شود. هم‌چنین از روش میدانی جهت بررسی نمونۀ گمرکات در استان بوشهر استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهند که روابط تجاری و سایر ارتباطات بوشهر با کشورهای مختلف، منجر به شکل‌گیری گونه‌های مختلف معماری، ازجمله معماری گمرکات در این استان شده است که متفاوت با معماری بومی بوشهر است.

نسرین زبان‌بند، رضا رضالو، اردشیر جوانمردزاده، کریم حاجی‌زاده،
سال 6، شماره 20 - ( 6-1401 )
چکیده

گورستان خانقاه گیلوان در دامنۀ غربی کوه‌های تالش و در 60 کیلومتری جنوب‌شرقی خلخال بین روستاهای گیلوان و خانقاه قرار دارد و بخشی از شهرستان خلخال در استان اردبیل است. گورستان خانقاه در طی عملیات احداث جاده در روستای خانقاه در سال 1385 ه‍.ش.، شناسایی شد. با توجه به تاریخ‌گذاری انجام‌شده، این گورستان از عصرمفرغ میانی تا عصرآهن I و II و دورۀ پارتیان مورد استفاده بوده است، اما شواهدی در استفاده از آن در عصرمفرغ جدید در دست نیست؛ با این وجود شیوه‌های تدفینی یکسانی در عصرآهن I و II وجود داشته است. براین‌اساس، پرسش بنیادی این خواهد بود، مرحلۀ اولیه استفاده از گورستان خانقاه گیلوان ازطریق طبقه‌بندی، گونه‌شناسی و مطالعات مقایسه‌ای سفال مربوط به چه دوره یا دوره‌هایی است؟ هم‌چنین با توجه به اشیاء قرار داده‌شده در گورها و انرژی مصرف‌شده در ساختار قبور می‌توان تمایزی در بین افراد تدفین‌شده در گورها قائل شد؟ تشابهات سفالی با فرهنگ‌های منطقۀ قفقاز جنوبی در مرحلۀ گذار از عصرمفرغ قدیم به مفرغ میانی به ما اجازه می‌دهد مرحلۀ آغازین استفاده از این گورستان را تا اواخر هزارۀ سوم پیش‌ازمیلاد، عقب ببریم. در پژوهش پیش‌رو، ضمن معرفی گورهایی که به این دوره اختصاص یافته است، با تکیه بر طبقه‌بندی، گونه‌شناسی و مطالعات تطبیقی سفال، گاه‌نگاری پیشنهادی ارائه شده است. بر این‌اساس از مجموع ظروف به‌دست‌آمده از 11 گور تعداد 148 ظرف سفالی در این راستا مورد بررسی قرار گرفت. شیوۀ پژوهش از نوع توصیفی-تطبیقی است و نتایج بر اساس مطالعات مقایسه‌ای مورد تحلیل قرار گرفته است؛ هم‌چنین در ادامه با توجه به اشیاء تدفینی و ساختار قبور وجود تفاوت در موقعیت افراد دفن‌شده در قبرستان بحث شده است. 

بهروز افخمی،
سال 6، شماره 20 - ( 6-1401 )
چکیده

میراث‌فرهنگی، هستی تاریخی یک ملت است. میراث‌فرهنگی کارکردهای داخلی، ملی و بین‌المللی داشته و ذاتاً دارای «ارزش» هست؛ ازجملۀ مهم‌ترین ارزش‌ها «هژمونی نمادین» است. ارزش نمادین میراث‌فرهنگی و تبدیل آن به دارایی‌های فرهنگی در کشورهای مقصد، ابرقدرت‌ها را به فکر تصاحب دارایی‌های فرهنگی کشورها، به‌ویژه در کشورهای صاحب میراث‌فرهنگی غنی انداخته و «منازعۀ دارایی‌های فرهنگی» را شکل داده است؛ ازجمله مصادیق آن، تخلیۀ موزۀ موصل کشور عراق توسط «داعش» که احتمالاً به‌نفع موزه‌های بزرگ جهان بود. میراث‌فرهنگی نماد و نمود تلاش جمعی یک ملت در بستر زمان و ذخیرۀ دانایی و توانایی نسل‌های گذشته هستند. پس آثار فرهنگی و اشکال متنوع آن به‌مثابۀ موجود زنده‌ای هستند که می‌توانند همواره بازیابی/بازسازی و حفاظت شوند و به‌صورت مداوم برای کشورها کاربردهای متنوع و متعدد داشته باشند، و ابرقدرت‌ها با بردن آثار و خالی نمودن این کشورها از میراث‌فرهنگی، به‌واقع قدرت نمادین کشورها را تخلیه می‌نمایند. پرسش این پژوهش، تبیین ارزش‌ها، به‌ویژه ارزش «هژمونی نمادین» میراث‌فرهنگی است. میراث‌فرهنگی مصداق جغرافیای فرهنگی یک سرزمین است که حوزۀ نفوذ و رقابت تلقی می‌شود. شیوه‌های جلوگیری از حوزۀ نفوذ و مصادرۀ میراث‌فرهنگی چگونه است؟ پژوهش حاضر، نظریه‌ای را ارائه می‌دهد که براساس این نظریه، میراث‌فرهنگی به‌مثابۀ دارایی فرهنگی قلمداد شده و می‌تواند جایگاهی بااهمیت در تصمیمات اقتصادی، جغرافیای سیاسی و جغرافیای فرهنگی کشور داشته باشد. درنهایت، شکل‌گیری منازعۀ دارایی‌های فرهنگی در خاورمیانه را با ذکر مصادیقی تبیین، و دلایل منازعه قدرت‌ها برای تصاحب میراث‌فرهنگی کشورهای هدف را تحلیل کرده است. 

حبیب شهبازی شیران،
سال 6، شماره 21 - ( 9-1401 )
چکیده

مسجد جمعۀ اردبیل روی یک تپۀ باستانی که در قرون گذشته گورستان شهر بوده، قرار گرفته است. تمامی منابع مکتوب و شواهد باستان‌شناسی بیان می‌دارد که این مسجد ابداعات هنری و معماری از قرون اولیۀ اسلامی تا دورۀ قاجار را در خود گرد آورده است. بازمانده‌های امروزی بنا در شمال‌شرقی شهر اردبیل قرار گرفته و با توجه به اقداماتی در جهت حفظ بنا، هنوز هم استواری خود را حفظ کرده است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی ویژگی‌های ساختاری و کالبدی و تزئینی بنا در ادوار مختلف تاریخی است. پژوهش حاضر درصدد پاسخ‌گویی به پرسش‌های پیشِ‌روست؛ چه تغییراتی در ساختار فضایی و کالبدی مسجد از آغاز پیدایش تا دورۀ معاصر صورت گرفته است؟ و از نظر نقشه و شواهد باستان‌شناختی مسجد جمعه با کدام بناها قابل‌مقایسه است؟ روش پژوهش به‌کار گرفته‌شده، تفسیری-تاریخی و تحلیلی است. ضمن این‌که مستندنگاری و مطالعات تطبیقی نیز مبنای کار قرار گرفته است. ابزار گردآوری داده‌ها به‌صورت کتابخانه‌ای و میدانی است. براساس نتایج پژوهش و با توجه به روایت‌ها و نوشته‌های محققان و نتایج کاوش‌های باستان‌شناختی، می‌توان استنباط کرد که بنای اولیۀ آن به صدر ‌اسلام برمی‌گردد که در طی ادوار مختلف، چندین‌بار ویران و مجدداً بازسازی شده است و دارای عناصر معماری دیلمی، سلجوقی، ایلخانی، قاجاری و دورۀ معاصر است. سازۀ پابرجای کنونی مسجد جمعه، بدون هیچ شک‌و‌شبهه‌ای مُهر معماری سلجوقی را بر خود دارد، ولی فضاآرایی‌های داخلی این بنا در تضاد با نمای آن است. این بنا ازلحاظ ساختارهای معماری دارای ترکیب چهار‌تاق با ایوان بوده که شباهت زیادی با بناهای زمان سلجوقی مانند، جامع برسیان و جامع ارومیه دارد؛ همچنین ستون‌های شناسایی شده در شبستان بنا، همانندی آشکاری با مسجد تاریخانۀ دامغان و جامع نایین دارد. 

غلام شیرزاده، محمدرضا نعمتی،
سال 6، شماره 22 - ( 12-1401 )
چکیده

محوطۀ نیسک‌آباد در فاصلۀ 5.5 کیلومتری جنوب‌شرقی شهر سردشت، 5 کیلومتری جنوب شهر ربط و 1 کیلومتری شمال روستای نیسک‌آباد در امتداد ساحل غربی رودخانۀ زاب کوچک قرار دارد. کاوش این محوطه در سال 1394 ه‍.ش.، به‌مدت دو ماه در راستای پروژۀ نجات‌بخشی پشت سد سردشت و هم‌چنین مطالعۀ چشم‌انداز باستان‌شناسی منطقه، به‌ویژه در دوره‌های پیش‌از‌تاریخی و تاریخی به انجام رسید. در محوطۀ نیسک‌آباد درمجموع تعداد چهار ترانشه ایجاد گردید. کاوش در این ترانشه‌ها منجر به شناسایی بقایای معماری (دیواره‌های سنگ‌چین از نوع سنگ‌های رودخانه‌ای)، قطعات متعدد سفال و ابزارهای سنگی شده است. مطالعۀ بقایای معماری و نمونه سفال‌های محوطۀ نیسک‌آباد نشان‌دهندۀ تک‌دوره‌ای بودن محوطه و سکونت کوتاه‌مدت گروه‌های انسانی در این محل بوده است. براساس مطالعات صورت‌گرفته، فرم سفال‌های محوطه را انواع: کاسه، پیاله، کوزه، دیگچه و خمره تشکیل می‌دهند. تزئینات ایجاد‌شده برروی سفال‌ها شامل نقوش افزوده (طنابی‌شکل)، نقوش کنده و نقش‌مهرزده هستند. در کنار سفال‌های گونۀ معمولی، تعدادی محدودی سفال جرینگی نیز شناسایی شده است. یکی از پرسش‌های اصلی مطرح‌شده در پژوهش حاضر این است که، فرم و خصوصیات فنی سفال‌های اشکانی محوطۀ نیسک‌آباد با کدام مناطق قابل مقایسه هستند؟ در این‌راستا، سفال‌های اشکانی محوطه علاوه‌بر قابل‌مقایسه بودن با محوطه‌هایی نظیر قلعه‌یزدگرد، قروه کردستان، محوطه‌های حوزۀ همدان، لرستان و شمال‌غرب ایران، دارای برخی ویژگی‌های بومی و محلی نیز هستند. به‌نظر می‌رسد مطالعه، ارزیابی و بررسی داده‌های فرهنگی محوطۀ نیسک‌آباد بتواند در روشن‌تر شدن وضعیت فرهنگی دورۀ اشکانی در منطقه مؤثر باشد.    

بهروز افخمی، سعید ستارنژاد،
سال 7، شماره 23 - ( 3-1402 )
چکیده

منظر طبیعی فرهنگی کوهستان سبلان به‌دلیل شرایط اقلیمی و سنگ‌های قابل‌تراش، یکی از کانون‌های اصلی شکل‌گیری فضاهای دستکند در منطقۀ شمال‌غرب ایران است. در این منطقه فضاهای دستکند متنوعی در دوره‌های مختلف فرهنگی تراشیده شده که یکی از شناخته‌شده‌ترین آن، مجموعه دستکند-دست‌ساز «آباذر» نیر است. این مجموعه در مطالعات پیشین برخی از پژوهشگران، عموماً متعلق به دورۀ اشکانی با کاربری «مهرابه»؛ یا دوران اسلامی با کاربری «معابد- مقابر بودایی» درنظر گرفته شده است؛ با این‌حال داده‌های فرهنگی موجود در این مجموعه، با دلایل کافی و مستند باستان‌شناختی، فرضیۀ نیایشگاه مهری و بودایی را رد می‌کند. این پژوهش بنیادی ازنظر هدف، کیفی بوده و با روش توصیفی-تحلیلی و جمع‌آوری اطلاعات به‌کمک مطالعات میدانی و اسناد - منابع کتابخانه‌ای انجام شده و به‌دنبال پاسخ به دو پرسش اساسی زیر است؛ 1- براساس یافته‌های سطحی باقی‌مانده، گاه‌نگاری فضای دستکند آباذر متعلق به چه دوره‌های فرهنگی است؟ 2- فضاهای دستکند (شمارۀ 7) مجموعۀ آباذر نیر چه کارکردهایی داشته‌ است؟ نتایج بیانگر آن است که فضای دستکند مورد بحث، همانند سایر فضاهای این محوطه، کارکرد معیشتی در دوران اسلامی داشته است. نتایج دیگر پژوهش مشخص کرد که مجموعۀ فضاهای محوطۀ آباذر عموماً متأثر از شرایط اقلیمی منطقه ایجاد شده و قابل‌مقایسه با سایر روستاهای دستکند - دست‌ساز دامنۀ کوهستان‌های سبلان و سهند است. فعالیت باستان‌شناختی اخیر این مجموعه می‌تواند در شناخت ماهیت کارکردی و گاه‌نگاری سایر فضاهای دستکند - دست‌ساز دامنه‌های کوهستان سبلان مفید و راهگشا باشد. 

سارا صادقی، زهرا میراضی، اردشیر جوانمردزاده،
سال 7، شماره 23 - ( 3-1402 )
چکیده

مطالعۀ تزئینات وابسته به معماری در بناهای عام‌المنفعه، علاوه‌بر شناخت ویژگی‌های هنری این بناها، بیانگر علایق بانیان و مردم عادی جامعه است. یکی از این بناهای عام‌المنفعه، حمام‌ها هستند که از آغاز در فرهنگ ایرانی از جایگاه خاصی برخوردار بوده و پس از ورود اسلام به ایران نیز از مهم‌ترین بناهای شهری محسوب می‌شدند. دلیل این توجه خاص، قداست آب و اهمیت مراسم شست‌وشو در ایران است که از سابقۀ طولانی برخوردار است. بسیاری از این حمام‌ها در قدیم به‌صورت عمومی و با همت خیرین و والیان محلی ساخته شده‌اند. شهر سنندج در قدیم جزو پاک‌ترین شهرهای ایران و تفریحگاهی مناسب برای اشراف و اعیان حکومتی بوده‌است؛ وسعت کم این شهر و تعداد بالای حمام‌ها در سطح شهر خود گواهی برای اثبات این مدعاست. پژوهش حاضر، براساس روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد تاریخی و مقایسه‌ای بوده و روش کار در این پژوهش به‌صورت میدانی و کتابخانه‌ای است. پرسش‌های پژوهش عبارتنداز: 1. حمام‌های خصوصی و عمومی در دورۀ قاجار کدام‌اند و بانیان آن‌ها چه کسانی بودند؟ 2- چه نوع تزئیناتی در حمام‌های دورۀ قاجار موردتوجه بوده‌است؟ 3- چه نقوشی در معماری حمام‌های (عمومی و حکومتی)، موردتوجه و اجرا شده‌اند؟ برمبنای پرسش‌های پژوهش، اهداف اصلی پژوهش حاضر نیز شامل بررسی حمام‌های عمومی و حکومتی شاخص دورۀ قاجار و تزئینات مهم در حمام‌های این دوره پرداخته شده‌است. نتایج پژوهش نشان می‌دهند که بخش عمدۀ تزئینات در قسمت بینه، سربینه و گرمخانه و خزینه در آرایه‌های تزئینی هم‌چون: آهک‌بری، کاشی‌کاری و نقاشی‌های دیواری اجرا شده‌اند. نقوش تزئینی دربرگیرندۀ نگاره‌هایی مانند: نقوش حیوانی، گیاهی، پرندگان، هندسی، ابزارآلات، اجرام سماوی بوده که در انواع حمام‌های خصوصی، عمومی و حکومتی نمود یافته است. نقش‌های گیاهی و اجرام سماوی دربرگیرندۀ اسلیمی‌هایی هستند که نشان از کثرت در وحدت و وحدت در کثرث دارد. نقوش حیوانی شامل نقش‌های شیر، اژدها، پرندگان، بز، عقاب، طاووس، مار پیام‌رسان پیروزی حق بر باطل و نشانگر عدالت است؛ لذا معنا و مفهوم نمادین این نقوش دارای اشتراکاتی است که در تمام حمام‌های این دوره قابل مشاهده‌ است.  

پاشا پاشازاده، رضا رضالو، دکتر حسین علیزاده،
سال 7، شماره 23 - ( 3-1402 )
چکیده

از حدود اواخر عصرمفرغ جدید و شروع عصرآهن، نواحی شرقی شمال‌غرب ایران درگیر یکسری مهاجرت‌های قومی گسترده‌ای می‌شود که پیش‌تر از آن، دامنۀ این مهاجرت‌ها به نواحی قفقاز رسیده بود. گذرگاه‌های موجود در رشته‌کوه‌های قفقاز، این مهاجرت‌ها را به‎سمت دشت مشگین‌شهر و اردبیل و نواحی مرتفع و سرسبز ساوالان هدایت نمودند. بدون‌شک، مهاجران کوچ‌رو در طول چندین سده مهاجرت در طول مسیرها، یکسری ایل‌راه‌های کم‌خطر و سهل‌الوصولی را پیدا کرده بودند که دائم در طول آن‌ها به تردد می‌پرداختند. این مسیرها علاوه‌بر این‌که از منابع آبی همیشگی گذر می‌کردند، امکان استفاده از اتراق‌گاه‌های موقتی در طول مسیر را نیز مهیا می‌نمودند. تردد دائمی در طول این مسیر باعث شده تا محوطه‌های گورستانی بی‌شماری در طول آن برجای بماند. امروزه، ایلات شاهسون استان اردبیل، بخشی از این ایل‌راه‌های باستانی را به ارث برده و دائم از آن استفاده می‌کنند. انطباق مسیر ایلات شاهسون با پراکنش خطی محوطه‌های عصرآهن بر روی آن‌ها، چنین فرضیه‌ای را به اثبات می‌رساند. در پژوهش حاضر که به‌واسطۀ بررسی‌های میدانی با رویکرد قوم‌باستان‌شناسی در نواحی غربی دشت مشگین‌شهر و دامنه‌های غربی و شمال‌غربی ساوالان انجام گرفته‌است، چرایی و چگونگی انطباق مسیرهای باستانی اقوام کوچروی عصرآهن با ایل‌راه‌های کنونی ایلات شاهسون، بحث و بررسی شده‌است. وسعت محوطه‌های عصرآهن قرارگرفته در مسیر ایل‌راه‌های ایلات شاهسون، چگونگی پراکنش محوطه‌ها در محل ییلاق‌های دامنه‌های غربی ساوالان و تعیین مهم‌ترین و اصلی‌ترین ایل‌راه‌های باستانی براساس پراکنش محوطه‌ها و وسعت آن‌ها از دیگر موضوعاتی است که در این پژوهش بدان پرداخته شده‌است. نتایج بررسی و تحلیل داده‌های موجود، نشانگر انطباق کامل نحوۀ پراکنش محوطه‌های عصرآهن با خط طولی مسیر ایل‌های عشایر شاهسون است. اکثر محوطه‌های شناسایی‌شده در طول ایل‌راه‌ها از نوع گورستان است که وسعت آن‌ها در محل ییلاق‌ها نسبت به نقاط دیگر بسیار بیشتر است.  

فرزاد فیضی، حبیب شهبازی‌شیران، کریم حاجی‌زاده،
سال 7، شماره 25 - ( 9-1402 )
چکیده

مطالعۀ آثار معماری به‌صورت انفرادی و بدون درنظر گرفتن لایه‌های متنی و دگرگونی‌های بافتاری مؤثر بر آن، یکی از کمبودهای این حوزه است. در این پژوهش تلاش می‌شود تا با تحلیلی گفتمانی و با استفاده از داده‌های تاریخی و باستان‌شناسی به روابط بینامتنی مجموعه‌های معماری و شهرسازی تبریز دورۀ ایلخانی در دو سطح خُرد (شهر تبریز) و کلان (منطقه‌ای و بین‌المللی) پرداخته شود تا از این‌طریق تحولات و معناهای ضمنی لایه‌های متنی (مجموعه‌های معماری و شهرسازی) آشکار گردد. مسأله پژوهش این است که روابط بینامتنی آثار مذکور ازمنظر نشانه‌شناسی لایه‌ای به چه صورتی بوده و نظام‌های نشانه‌ای چگونه در لایه‌ها متجلی شده‌اند؟ این پژوهش از گونۀ پژوهش‌های کیفی است و با رویکرد توصیفی-تحلیلی به مطالعۀ داده‌ها پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهد به‌کارگیری خوانش بینامتنی نشانه‌شناسی لایه‌ای منجر به درک لایه‌های پنهان معنا در آثار معماری می‌شود و در مطالعۀ اثر پارادایم‌های گسترده‌تری را درگیر می‌نماید. در روابط بینامتنیِ لایه‌های مختلف معماری و شهرسازی تبریز عهد ایلخانی در سطوح خُرد و کلان، رمزگان‌هایی مانند عناصر اصلی ارکان حکومت، ازجمله: قدرت سیاسی، قدرت فرهنگی-مذهبی و قدرت اقتصادی، با زیررمزگان‌هایی چون: رویکردهای ایرانشهری، مذاهب مختلف و تجارت داخلی و خارجی که متناسب با تغییرات بافتی لایه‌ها (زمانی، مکانی، و فرهنگی-اجتماعی) هستند، وارد رابطۀ هم‌نشینی و جانشینی شده‌ و به نشانگی بدل گشته‌اند

افراسیاب گراوند، اردشیر جوانمردزاده، سیدمهدی حسینی‌نیا، فاطمه ملک‌پور،
سال 8، شماره 27 - ( 3-1403 )
چکیده

شهرستان خوی به‌عنوان یکی از حوزه‌های باستان‌شناسی ایران، از مهم‌ترین کانون‌های حضور جوامع انسانی بوده است که فرآیند شکل‌گیری جوامع باستانی از ادوار پیش‌ازتاریخی تا دوران تاریخی و اسلامی در آن کاملاً مشهود و قابل کنکاش است. یکی از محوطه‌های شاخص این شهرستان، محوطۀ شمس تبریزی است که در شمال‌غربی شهر خوی درمیان محلۀ ربط و محلۀ امامزاده قرار دارد و در جبهۀ جنوبی آن، بنای یادبودی موسوم به «منارۀ شمس تبریزی» قرار گرفته است. این محوطه در سال 13۹۷ه‍.ش. با هدف بررسی لایه‌ها و نهشته‌های باستان‌شناختی و آگاهی از وجود دوره‌های فرهنگی با ایجاد سه گمانه در قسمت‌های شمالی و شرقی مورد کاوش باستان‌شناختی قرار گرفت. این پژوهش نتیجۀ مطالعۀ داده‌های سفالین محوطۀ مذکور است. بر این‌اساس، پرسش اصلی این پژوهش بدین‌صورت مطرح می‌شود؛ با توجه به تنوع گونه‌های سفالی و تطبیق آن‌ها با محوطه‌های دیگر، گاهنگاری محوطه دربر گیرندۀ چه دوره‌های فرهنگی است؟ یافته‌های این پژوهش، سفال‌های این محوطه را در دو گروه عمده سفال‌های لعاب‌دار (سفال‌های تک‌رنگ، چند‌رنگ، نقاشی روی لعاب، نقاشی زیرلعاب، اسگرافیاتو) و بی‌لعاب (سفال‌های قالب‌زده و معمولی) دسته‌بندی می‌کند که براساس گونه‌شناسی سفالینه‌ها و تطبیق آن‌ها با محوطه‌های دیگر باید گفت محوطۀ شمس تبریزی خوی استقرارگاهی متعلق به قرون میانی تا متأخر اسلامی است. اوج شکوفایی این محوطه مربوط به سد‌ه‌های میانۀ اسلامی بوده است و هم‌چنین باید خاطرنشان نمود که گونه‌های شاخص سفالی، هم‌سانی‌های نزدیکی را با دیگر مراکز در شمال‌غرب و غرب نشان می‌دهد که این موضوع، نشان از وجود شبکۀ ارتباطی و فرهنگی گسترده در منطقه بوده است و متون تاریخی و سفرنامه‌ها این نتیجه‌گیری را تقویت می‌کند.  

مرتضی عطائی، سید رسول موسوی‌حاجی، کمال لطفی‌نسب، راحله کولابادی،
سال 8، شماره 28 - ( 6-1403 )
چکیده

قلعه‌بندر در حاشیۀ شمالی دشت شیراز و برفراز کوه مُشرف بر تنگه‌ای قرار گرفته که به‌همراه تنگ الله‌اکبر، تنها مسیرهای دسترسی شیراز به دشت‌های شمالی‌تر و دشت مرودشت بوده‌اند. قرائن تاریخی در کنار شواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهند که این قلعه به‌همراه قلاع دیگری هم‌چون قصر ابونصر و احتمالاً قلعۀ پل فسا، اداره و کنترل نواحی دشت شیراز در دوران ساسانی و صدراسلام تا پیش از احداث شهر نوبنیاد شیراز را در اختیار داشته‌اند. با توجه به فقدان فعالیت‌های منسجم باستان‌شناسی برروی این قلعه، در این جستار کوشش شده تا با گردآوری و تکیه‌بر شواهد تاریخی و جغرافیای تاریخی و سنجش آن‌ها با برخی قرائن باستان‌شناسی، تصویری از تاریخ و دوره‌های استقرار و فترت این قلعه مهم در دشت شیراز بازسازی شود. این پژوهش درپی پاسخ‌گویی به دو پرسش اصلی است؛ نخست آن‌که با تکیه‌بر شواهد تاریخی موجود، قلعه‌بندر در چه دوره‌هایی دارای استقرار و مورد‌توجه بوده و چه زمانی متروک‌شده است؟ دیگر آن‌که مکان‌یابی قلعه‌بندر به‌عنوان «دژ شه‌موبدِ» مذکور در منابع جغرافیایی تا چه میزان قابل پذیرش است؟ پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی-تاریخی انجام‌شده و گردآوری اطلاعات آن به شیوۀ اسنادی و میدانی بوده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهند که قلعه‌بندر دست‌کم از دورۀ ساسانی تا دورۀ صفوی به‌صورت متناوب و به‌دفعات مورداستفاده قرار گرفته و پس از آن متروک شده است. از منظر ادبیات و فرهنگ ‌عامه نیز شباهت‌های جالبی میان روایت‌های پیرامون این قلعه و داستان‌هایی از هزار و یک شب روشن شد که تا پیش‌ از این چندان موردتوجه قرار نگرفته بود. در عین‌حال برخلاف آن‌چه غالباً از سوی پژوهشگران عنوان شده است، قلعۀ شاه‌‌موبد که در برخی منابع جغرافیایی متقدم اسلامی به آن اشاره شده نه با قلعه‌بندر که با ویرانه‌های موسوم به قصر ابونصر مطابقت می‌یابد. 

فریبرز طهماسبی، رضا رضالو، اسماعیل معروفی‌‌اقدم، لیلا سرحدی،
سال 8، شماره 29 - ( 10-1403 )
چکیده

با کاوش‌های باستان‌شناختی در قلعۀ یل‌سویی گِرمی، یافته‌های فرهنگی بسیار غنی و مدارک ارزشمندی شناسایی گشت که در تحلیل و بررسی دقیق این محوطه می‌تواند نقش مهمی ایفا کند. یکی از این آثار شاخص، ساختاری ناشناخته با معماری و عناصر ساختمانی پیچیده‌ای است که در دامنۀ قلعه و در نزدیکی رودخانۀ سمبورچای قرار گرفته است. این ساختمان دارای بخش‌ها و فضاهای چهار گوشی بوده که حضور مسیرهای هدایت آب به درون بنا برروی دیوارها و کانال‌های خروجی آب در قسمت کف آن، بر اهمیت ساختمان افزوده است. در این‌راستا، پژوهش پیشِ‌رو به شیوۀ تاریخی - تحلیلی و براساس مطالعات میدانی و بررسی اسناد کتابخانه‌ای، با هدف شناسایی و ارزیابی کارکرد اصلی بنا و معرفی کامل آن، به‌دنبال یافتن پاسخی منطقی برای پرسش‌های پژوهش است: کاربری ساختمان ناشناخته قلعۀ یل‌سویی چه بوده است؟ ساختمان ناشناختۀ قلعۀ یل‌سویی متعلق به چه دورانی است؟ مطالعات صورت‌گرفته نشان می‌دهد که بنای مذکور با توجه به حضور حوضچه‌ها و مسیرهای هدایت آبی وروردی و خروجی، در ارتباط با کاربری آبی بوده است؛ بنابراین به‌نظر می‌رسد که سازندگان این بنای آجری، از آن برای تهیه و فرآوری گِل رُس بهره برده‌اند و برهمین‌اساس از سوی نگارندگان، نام «بنای فرآوری گِل رُس» بدان اطلاق گشته است؛ از طرف دیگر بررسی سفالینه‌های به‌دست آمده از درون فضاهای مختلف این بنا و مقایسۀ آن با سایر محوطه‌های دیگر، مؤید تعلق این ساختمان به قرون میانۀ اسلامی و دورۀ سلجوقی است. 

حسن فاضلی‌نشلی، مجتبی صفری، یودیت تومالسکی، مینا مدیحی، نرجس حیدری، نرجس خان‌فینی، قاسم مرادی، یوسف فاضلی‌نشلی، زهرا آقاجان‌نسب،
سال 8، شماره 29 - ( 10-1403 )
چکیده

سواحل جنوب‌شرق دریای کاسپی در منطقه‌ای که از آن به‌عنوان «کنار بوم»1 یاد می‌کنند، همانند بسیاری از دیگر نقاط هلال‌حاصلخیز، شاهد دگردیسی‌های عظیم در ساخت جوامع بشری در آستانه انقلاب نوسنگی در اوایل دورۀ هلوسن بوده است. گرچه تاکنون باستان‌شناسان نتوانسته‌اند پیوندی میان پایان دورۀ پارینه‌سنگی جدید و دورۀ فراپارینه‌سنگی را در منطقه مستند‌سازی نمایند، ولی به‌نظر می‌رسد که شکارورزان و گردآورندگان خوراک در حدود ۱۵۰۰۰ سال قبل از زمان حاضر، وارد منطقه شده و یکی از مهم‌ترین رخدادهای جوامع بشری را در آستانۀ نوسنگی‌شدن رقم زدند. یکی از غار‌هایی که می‌توان شواهد حضور انسان در این بازۀ زمانی را موردمطالعه قرارداد، غار کمربند است که در سال‌های ۱۹۴۹و ۱۹۵۱م. توسط «کوون» کاوش گردید. اگرچه این کاوش‌ها، چشم‌انداز جدیدی از ادوار فرهنگی انسان غارنشین را برما روشن ساخت؛ اما پس از گذشت 70سال، هم‌چنان ابهامات زیادی در شناخت تسلسل گاهنگاری این جوامع، به‌خاطر آشفتگی یافته‌های حاصل از کاوش وجود دارد؛ به‌همین‌دلیل با هدف شناخت توالی استقراری در این محوطه در زمستان سال 1400 تیمی از باستان‌شناسان ایرانی به کاوش مجدد در این غار پرداختند تا در این‌راستا بتوانند به بازسازی این جوامع در گذار از دورۀ میان‌سنگی به نوسنگی با پاسخ‌گویی به پرسش‌هایی ازجمله، توالی استقرار در این غار و یا بررسی تغییرات محیطی در ترک و یا توالی سکونت در این استقرارگاه به چه صورت بوده است؟ با توجه به تردیدهای فراوانی که در گاهنگاری این محوطه وجود داشت؛ یکی از هدف‌های اساسی این کاوش، انجام آزمایش‌های مجدد برروی یافته‌های جدید، ازجمله استفاده از آزمایش کربن 14 برروی نمونه‌های زغال و استخوان است تا با کمک آن بتوان تسلسل و توالی استقرار در این محوطه را بازشناسی نمود. این نتایج نشان می‌دهد که غار در بازۀ زمانی60±12270 تا 60±11810پیش‌ازمیلاد توسط جستجوگران خوراک مورد سکونت قرار گرفته است. 

مجید بدیعی‌گورتی، حبیب شهبازی‌شیران، نادر جمشیدی،
سال 9، شماره 33 - ( 10-1404 )
چکیده

ازجمله مهم‌ترین اسناد و منابع تاریخی و باستانی در ایران، قباله‌ها و نسخه‌های خطی دست‌نویس محله‌محور می‌باشند که با بررسی و مطالعۀ آن‌ها اطلاعات مهمی به‌عنوان منابع تاریخی به‌دست می‌آید. این اطلاعات درخصوص عناصر جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی، میراث‌فرهنگی و قوانین عرفی و آداب و رسوم سنتی می‌باشند که با ذکر جزئیات بیان شده‌اند و ما امروزه می‌توان از آن‌ها به‌عنوان منابع دست اول و ارزشمند بهره برد؛ بر همین‌اساس، استان اصفهان را می‌توان ازلحاظ غنای تاریخی و پیشینۀ نگارش قباله‌ها در تاریخ سنتی و محله‌محور ایران جزو مناطق بسیار پربار و غنی دسته‌بندی نمود. از آنجایی‌که قباله‌های خطی به‌خصوص قباله‌های مرتبط با محلۀ گورت واقع‌در شرق اصفهان (جی شرقی) تاکنون ازنظر تاریخی و باستان‌شناسی و نسخه‌شناسی موردمطالعه و استفاده قرار نگرفته، لذا هدف پژوهش حاضر نشان‌دادن شیوۀ نگارش و طرح و بیان مفاد ارزشمند تاریخی و معرفی آن‌ها با نام‌های اصیل و سنتی آن‌ها و نشان‌دادن اهمیت قباله‌های خطی مذکور در این پهنۀ فرهنگی به‌عنوان یکی از منابع مهم و دقیق تاریخی و باستانی و هم‌چنین نشان‌دادن ویژگی‌های هنری به‌کار رفته در ترسیم و تزئین آن‌ها به‌عنوان بخشی از تاریخ هنر این سرزمین است. مهم‌ترین پرسش پژوهش این است که چه تمهیداتی در نگارش و تنظیم این قباله‌ها به‌عنوان سند محکم و مکتوب قابل‌قبول و مورد اقبال عوام و خواص اندیشیده شده تا مالکیت افراد، محترم شمرده شده و مفاد آن قانونمند و مطالب آن‌ها مستند باشد. به‌منظور دست‌یابی به اهداف یاد شده، چهار قباله از قباله‌های خطی و قدیمی محلۀ گورت واقع‌در شرق اصفهان به‌عنوان منابع محلی تاریخی و باستانی موردمطالعه و بررسی تحلیلی قرار گرفته‌اند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که این اسناد مورد مطالعه، دارای قدمت تاریخی از دوران صفوی تا پهلوی اول هستند. این چهار قطعه قبالۀ خطی با موضوعات متفاوت شامل: 1) کبوتر خانه، 2) آسیاب آبی، 3) کاروانسرا، 4) قنات هستند که برروی انواع کاغذ‌های دست‌ساز و با استفاده از جوهر سنتی ضد آب مورد کتابت قرار گرفته‌اند و با توجه به موضوع پژوهش، موردمطالعه و بررسی قرار گرفته‌اند.
محسن جانجان، بهروز افخمی، کریم حاجی‌زاده باستانی،
سال 9، شماره 33 - ( 10-1404 )
چکیده

تپۀ نقاره‌چی در حاشیۀ جنوبی شهر نهاوند، ازجمله آثار برجای‌مانده از دورۀ سلوکی است که هرچند فاقد شواهد سطحی و مواد فرهنگیِ مشهود است، اما گزارشی مفصلی همراه با جزئیات از کنکاشِ دورۀ قاجار دربارۀ آن وجود دارد. براساس گزارش دکتر «فُوریه» و «محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه» (1309ه‍.ق.) که ضمن توصیف و ترسیم ویژگی‌های ساختاری اثر، به‌درستی بر دورۀ زمانی آن نیز اشاره کرده است؛ بر پایۀ این گزارش، تپۀ نقاره‌چی می‌تواند مقبره یا گورتپه‌ای (تومولوس) متعلق به یکی از سرداران سلوکی باشد که بررسی دقیق آن، شیوه‌های تدفین و آئین‌های خاک‌سپاری جامعۀ سلوکی را روشن می‌سازد. این گورتپه در دو فصل به سال‌های 1398 و ۱۴۰۱ه‍.ش.  بار دیگر مورد کاوش علمی باستان‌شناختی قرار گرفت تا ساختار مدفون و همچنین گزارش توصیفی دورۀ قاجار دربارۀ این تپه بازخوانی دقیق شود تا بتوان از این رهگذر، شیوه‌های معماری و فرهنگ سلوکی در ایران را بهتر شناخت. پرسش‌های مطرح درخصوص کاوش تپۀ نقاره‌چی براساس فرضیات موجود بدین‌شرح است؛ آیا مقبرۀ مدفون در تپۀ نقاره‌چی ریشه در فرهنگ یونانی دارد؟ کم‌وکیف سازۀ معماری تپۀ نقاره‌چی چه ارتباطی با تومولوس‌های مشابه یونانی دارد؟ بر همین‌اساس، فرض‌بر این است که: تپۀ نقاره‌چی یک تومولوس است که احتمالاً گور یک سردار یا ساتراپ سلوکی این منطقه در آن دفن بوده است. با توجه به شواهد باستان‌شناختی و ویژگی‌های ساختاری به‌دست‌آمده از تپۀ نقاره‌چی و برپایۀ قیاس با آثار مشابه یونانی، به‌نظر می‌رسد که این مقبره معرف سنت و فرهنگ سلوکی است. روش پژوهش در این جستار، ازنظر روش‌شناسی مبتنی‌بر مطالعات ترکیبیِ میدانی و کتابخانه‌ای است؛ توصیف و تحلیل یافته‌ها به روش تاریخی-تحلیلی و با رویکرد مطالعات میدانی و براساس نتایج حاصل از دو فصل کاوش در تپۀ نقاره‌چی انجام شده است. برآیند پژوهش نشان می‌دهد که تپۀ نقاره‌چی از تمامی ویژگی‌های تومولوس‌های سنت یونانی (هلنی) برخوردار است؛ احداث بنایی منحصراً برای تدفین یک فرد و نیز اختصاص و تهیۀ تابوت سنگیِ تراش‌خورده، بیانگر اهمیت جایگاه اجتماعی و سیاسی فرد متوفی بوده است؛ جایگاهی که او را در ردیف سرداران، جنگاوران و حتی از جانشینان اسکندر قرار می‌دهد. 
 

مژگان رستمی، اردشیر جوانمردزاده، امیر ساعدموچشی،
سال 9، شماره 34 - ( 12-1404 )
چکیده

مدل‌‌های پیش‌‌بینی بخشی از رویکرد‌های آماری مبتنی‌بر GIS هستند، که درمیان پژوهش‌‌های باستان‌شناختی با توجه به توسعۀ تئوری‌‌ها و ابزار‌های مورداستفاده، جایگاه مهمی دارند. مدل‌های پیش‌‌بینی در کنار پردازش و بررسی آماری متغیر‌های محیطی تأثیرگذار بر مکان‌‌گزینی محوطه و کمک به شناخت چشم‌‌انداز فرهنگی و طبیعی منطقۀ موردمطالعه، منجر به ارائه برنامه برای مدیریت بهتر میراث‌فرهنگی می‌‌شوند. این نوشتار نیز با رویکردی آماری-تحلیلی و با به‌کارگیری داده‌‌های حاصل از بررسی باستان‌شناختی، سعی‌در ارائه مدل پیش‌بینی بخشی از منطقۀ شرق کردستان را دارد که در آن بررسی‌‌ باستان‌شناختی صورت نگرفته است. مدل‌سازی پیش‌بینی به روش یادگیری ماشینی MaxEnt با استفاده از 11عامل به‌عنوان متغیر طبیعی و هم‌چنین داده‌‌های حضور (محوطه‌ها) که برای مدل‌سازی ضرورت دارند، انجام گرفته است. مساحت مدل به دو بخش آزمایشی (بیجار و دهگلان) و محدودۀ پیش‌بینی (قروه) تقسیم شده است؛ چراکه مدل پیش‌بینی‌ شهرستان قروه براساس متغیر‌های طبیعی و داده‌‌های حضور شهرستان‌های بیجار و دهگلان رخ‌داده است. درنهایت نقشۀ پیش‌بینی به چهار کلاس به‌عنوان محدودۀ با مطلوبیت خیلی زیاد، زیاد، متوسط و کم، تقسیم شد. محدودۀ خیلی زیاد که شامل 10% مساحت کل مدل می‌‌شود دربر گیرندۀ 59% محوطه‌‌های عصرآهن بخش شرقی کردستان می‌شود و در عین‌حال مشخص شد متغیر‌های پوشش گیاهی، کاربری اراضی و فاصله از رود‌ها از تأثیرگذارترین عوامل بر مدل بوده‌اند؛ هم‌چنین داده‌‌های اولیه در قروه، 62% از محوطه‌‌ها را در مساحت 8% با مطلوبیت خیلی زیاد نشان می‌‌دهد که نشان از صحت پیش‌بینی دارد، و آمارۀ AUC مقدار 0.836 را نشان می‌دهد و مقدار یابش 0.82 برای مدل محاسبه شده است که نشان از مدل پیش‌بینی با ارزش رویکردی 1 دارد.


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1