logo

جستجو در مقالات منتشر شده


29 نتیجه برای قاجار

عطیه یوزباشی، سید رضا حسینی، عبدالرضا چارئی،
سال 6، شماره 21 - ( 9-1401 )
چکیده

دورۀ حکومت قاجار از مهم‌ترین اعصار تحول هنر ایران، به‌خصوص در قالب دیوارنگاری است و دیوارنگاره‌‌های عامیانه بناهای مذهبی با مضامین متعدد دوران شکوفایی خود را سپری کرد. در قلمروی جغرافیایی شهرهای ایران، پیوند میان هنر با مذهب، فرهنگ و سیاست جامعۀ این عصر نمایان است. در جستار حاضر تلاش شده است عوامل مؤثر قلمروی جغرافیایی در نحوۀ انعکاس مضامین در آثار یاد شده عصر قاجار، شناسایی شود. نگارندگان در پی پاسخ‌گویی بدین پرسش‌ها هستند: عوامل مؤثر قلمرو جغرافیایی در نحوۀ انعکاس مضامین در دیوارنگاره‌های بناهای مذهبی عصر قاجار کدام‌اند؟ نحوۀ انعکاس مضامین شیعی در دیوارنگاره‌های بناهای مذهبی شهرهای مختلف عصر قاجار به چه‌صورت بوده است؟ پژوهش حاضر از حیث هدف، توسعه‌ای است و ازمنظر ماهیت و روش، توصیفی-تحلیلی است. شیوۀ گردآوری اطلاعات کتابخانه‌ای و میدانی و روش تجزیه و تحلیل کیفی بوده است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که برخی از عوامل مؤثر قلمروی جغرافیایی در نحوۀ انعکاس مضامین دیوارنگاره‌ها مواردی همچون: وقایع تاریخی تعیین‌کننده (پناه‌آوردن خاندان پیامبر به مناطق کوهستانی از شر خلفای بغداد، حضور علویان زیدی و تشکیل حکومت آن‌ها در سال 250 ه‍.ق. حکومت سادات مرعشی شیعه مذهب در قرون 8 و 9 ه‍.ق. رسمی شدن مذهب شیعه در عصر صفوی، معماری مذهبی اسلامی- شیعی در ایران)، حمایت شاهزادگان از هنر شیعی در شهرهای مطرح، زیارت اماکن مذهبی با قرار گرفتن برخی شهرها بر سر راه زیارتی، تجلی باورهای عامیانه شهرهای مختلف بر دیوارنگاره‌ها، توجه و اهمیت به‌عنوان خاستگاه‌های هنر ایران‌باستان، تأثیر کتاب‌های چاپ سنگی و افزایش مبادلات و مراسلات تجاری و فرهنگی با دیگر ملل با قرار گرفتن برخی شهرها بر سر راه تجارتی را شامل می‌شود.  

جمال کریم‌نیا، منیژه صدری، سیمین فصیحی، نزهت احمدی،
سال 6، شماره 22 - ( 12-1401 )
چکیده

وقف از باسابقه‌ترین و ریشه‌دارترین مواریث ارزشمند انسانی است که درمیان همۀ اقوام، ادیان و ملل متمدن دنیا و در ادوار مختلف تاریخ ایران مورداستفادۀ عموم بوده و تأثیراتی دیرپا بر جوامع داشته و وقف‌نامه‌های برجای‌مانده به‌مثابۀ اسنادی ارزشمند در راستای تبیین فرآیند و نظام اجتماعی دوران خود هستند. نقش آذربایجان در جریانات فکری ایران در سدۀ اخیر، خصوصاً در جریانات مشروطیت و اهمیت شهر اردبیل به‌لحاظ موقعیت جغرافیایی و داشتن ارزش راهبردی و جغرافیای‌ سیاسی اهمیت پژوهش حاضر را تبیین می‌نماید. این پژوهش به شیوۀ توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و اسناد بایگانی‌شده به مطالعه، بررسی و تجزیه و تحلیل وقف‌نامه‌های موجود در ادارۀ کل اوقاف و امور خیریۀ استان اردبیل انجام پذیرفته است. پژوهش حاضر به‌دنبال پاسخ به این پرسش است که سنت و نهاد وقف در اردبیل پس از استقرار دورۀ قاجار چه فرآیندی طی کرده و کارکردهای مذهبی، اجتماعی، و اقتصادی این نهاد در محدودۀ زمانی مورد بررسی چه تحولاتی داشته و تأثیر جریانات فکری روز بر موقوفات چه بوده است؟ نتایج پژوهش حاضر نشان می‌دهند کارکردهای اجتماعی-اقتصادی وقف تحت‌تأثیر رویدادهای تاریخی-اجتماعی و جریان‌های فکری زمانه، خصوصاً مشروطیت تحولات نوینی تجربه می‌کند؛ هرچند موضوعات مذهبی همیشه جایگاه ویژه‌ای از وقف را به‌خود اختصاص می‌دهد، اما در آستانۀ آشنایی جامعه با دانش جدید و تحول فکری جامعه، موقوفاتی به سبک جدید به‌وجود آمد که این روند در دورۀ مشروطه با ایجاد موقوفاتی هم‌چون: وقف حمام، وقف زمین برای ساخت حمام، هزینه برای مرضای نیازمند و تأسیس مدارس به سبک جدید، ابعادی نوین و کاربردی می‌یابد. 

سارا صادقی، زهرا میراضی، اردشیر جوانمردزاده،
سال 7، شماره 23 - ( 3-1402 )
چکیده

مطالعۀ تزئینات وابسته به معماری در بناهای عام‌المنفعه، علاوه‌بر شناخت ویژگی‌های هنری این بناها، بیانگر علایق بانیان و مردم عادی جامعه است. یکی از این بناهای عام‌المنفعه، حمام‌ها هستند که از آغاز در فرهنگ ایرانی از جایگاه خاصی برخوردار بوده و پس از ورود اسلام به ایران نیز از مهم‌ترین بناهای شهری محسوب می‌شدند. دلیل این توجه خاص، قداست آب و اهمیت مراسم شست‌وشو در ایران است که از سابقۀ طولانی برخوردار است. بسیاری از این حمام‌ها در قدیم به‌صورت عمومی و با همت خیرین و والیان محلی ساخته شده‌اند. شهر سنندج در قدیم جزو پاک‌ترین شهرهای ایران و تفریحگاهی مناسب برای اشراف و اعیان حکومتی بوده‌است؛ وسعت کم این شهر و تعداد بالای حمام‌ها در سطح شهر خود گواهی برای اثبات این مدعاست. پژوهش حاضر، براساس روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد تاریخی و مقایسه‌ای بوده و روش کار در این پژوهش به‌صورت میدانی و کتابخانه‌ای است. پرسش‌های پژوهش عبارتنداز: 1. حمام‌های خصوصی و عمومی در دورۀ قاجار کدام‌اند و بانیان آن‌ها چه کسانی بودند؟ 2- چه نوع تزئیناتی در حمام‌های دورۀ قاجار موردتوجه بوده‌است؟ 3- چه نقوشی در معماری حمام‌های (عمومی و حکومتی)، موردتوجه و اجرا شده‌اند؟ برمبنای پرسش‌های پژوهش، اهداف اصلی پژوهش حاضر نیز شامل بررسی حمام‌های عمومی و حکومتی شاخص دورۀ قاجار و تزئینات مهم در حمام‌های این دوره پرداخته شده‌است. نتایج پژوهش نشان می‌دهند که بخش عمدۀ تزئینات در قسمت بینه، سربینه و گرمخانه و خزینه در آرایه‌های تزئینی هم‌چون: آهک‌بری، کاشی‌کاری و نقاشی‌های دیواری اجرا شده‌اند. نقوش تزئینی دربرگیرندۀ نگاره‌هایی مانند: نقوش حیوانی، گیاهی، پرندگان، هندسی، ابزارآلات، اجرام سماوی بوده که در انواع حمام‌های خصوصی، عمومی و حکومتی نمود یافته است. نقش‌های گیاهی و اجرام سماوی دربرگیرندۀ اسلیمی‌هایی هستند که نشان از کثرت در وحدت و وحدت در کثرث دارد. نقوش حیوانی شامل نقش‌های شیر، اژدها، پرندگان، بز، عقاب، طاووس، مار پیام‌رسان پیروزی حق بر باطل و نشانگر عدالت است؛ لذا معنا و مفهوم نمادین این نقوش دارای اشتراکاتی است که در تمام حمام‌های این دوره قابل مشاهده‌ است.  

فرشته کیاوش،
سال 7، شماره 23 - ( 3-1402 )
چکیده

وقوع جنگ‌ جهانی اول در اروپا و انقلاب مشروطه در ایران، در دوران اوج مدرنیته و تلاش زنان در تحول جایگاه اجتماعی‌شان، ویژگی‌های متفاوتی در نوع پوشش زنان به‌وجود آورد. در این‌راستا تطبیق پوشاک زنان قاجار با زنان در اروپا کمتر موردتوجه بوده که در این پژوهش تطبیق با پوشاک زنان بریتانیایی و مشخصاً لندن انجام پذیرفته‌ است. این پژوهش در تلاش برای پاسخ‌گویی به این پرسش است که، تحولات اجتماعی زنان تهران و لندن در بازۀ زمانی موردنظر تا چه اندازه در سبک پوشش آن‌ها مؤثر واقع‌شده و معنای نزدیک‌تری به زن مدرن را به‌وجود آورده است؟ فرضیۀ تفاوت در ماهیت تحولات اجتماعی دو کشور و سابقۀ قدیمی‌تر تغییرات مدرنیته در بریتانیا را نشان می‌دهد که در ایران بیشتر به‌صورت مظاهری از مدرنیزاسیون به‌وقوع پیوست. پژوهش حاضر از نوع کیفی و شیوۀ توصیفی با رویکرد مطالعات تطبیقی هنر است. یافته‌ها نشان می‌دهند که تحولات پوشاک زنان با نقش اجتماعی موردانتظار از زن معاصر در ایران مطابقت ندارد. تحولات پوشاک زنان در بریتانیا درپیِ تلاش برای کسب آزادی‌های مدنی بیشتر، به راحت‌تر، آزادتر و متنوع‌تر شدن لباس‌ها انجامید؛ اما در ایران تغییرات لباس زنان تقلیدی بود و تناسبی با تحولات اجتماعی نداشت؛ به‌گونه‌ای که بیشترین تغییرات در لباس اندرونی زنان حاصل شد که تحت‌تأثیر عواملی چون واردات بی‌رویۀ منسوجات متنوع و گاه ارزان‌قیمت، ورود چرخ‌خیاطی و... به نمونه‌های غربی مانند: پیراهن، بلوز دامن، کت‌ودامن و... تبدیل گردید و لباس بیرونی زنان قاجار هم‌چنان چادر، چاقچور و روبنده، منطبق با عرف جامعه بود؛ به‌عبارتی زنان اروپایی لباس خود را در سازگاری با فعالیت‌های اجتماعی تغییر دادند، ولی زنان قاجار نتوانستند در تقابل با عرف جامعه به تغییر لباس اجتماعی خود دست پیدا کنند. 

علی نعمتی آبکنار، حسن کریمیان، محمداسماعیل اسماعیلی‌جلودار،
سال 7، شماره 25 - ( 9-1402 )
چکیده

با وجود اهمیت تحولات تاریخی و اجتماعی روی‌داده در نیمۀ نخست عصر قاجار، کمتر پژوهش مستقلی درخصوص سیاست‌های عمرانی و تاریخ معماری این دوره (1210 تا 1264 ه‍.ق.) به انجام رسیده است. پژوهش حاضر بر آن است تا با اتکا بر شواهد معماری و منابع مکتوب، عوامل مؤثر بر سیاست‌های حکام قاجار در امر توسعه و نوسازی در بازۀ زمانی نیمۀ نخست عصر قاجار را مشخص سازد. با توجه به عدم اشاره به جزئیات بسیاری از اقدامات عمرانی در منابع تاریخی مربوط به نیمۀ اول این دوره، این پژوهش بر این فرضیه استوار است که با بررسی نوع و کمّیت آثار معماری احداث‌شده در این دوره، می‌توان راهبردهای فرمانروایان این سلسله در انجام امور عمرانی و زیربنایی در قسمت‌های مختلف کشور را مورد تحلیل و بازسازی قرار داد. در نتیجۀ پژوهش مشخص می‌گردد که عواملی نظیر مشروعیت‌بخشی به دولت قاجار ازطریق جلب‌نظر و اخذ پشتیبانی علما و روحانیون، الزامات نظامی و دفاعی، رقابت‌ها و گرایش‌های عمرانی متفاوت شاهزادگان ارشد قاجار، قدرت‌گیری طبقۀ علما و تجار و هم‌چنین اعتقادات مذهبی شخصی حکام قاجار را می‌توان از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار در این زمینه قلمداد کرد. درنهایت با توجه به شواهد معماری و فهرست ابنیۀ ساخته‌شده یا مرمت‌شده در این دوران، اهمیت و اولویت ساخت ابنیۀ حاکمیتی و نظامی در عصر «آقامحمدشاه قاجار» و بناهای با کارکرد مذهبی و تشریفاتی در سیاست‌های عمرانی عصر «فتحعلی‌شاه قاجار» در مقایسه با سایر عوامل مؤثر، کاملاً مشهود و بارز است؛ این در حالی است که تحولات سیاسی و اجتماعی رخ‌داده در عصر محمدشاه قاجار منجر به شکل‌گیری تغییر جهتی کلی در سیاست‌های حکمرانان عصر قاجار و توجه بیشتر به احداث بناهای عام‌المنفعه، تجاری و خدماتی گردید. 

سارا دادپور، ساجده خراباتی، مژده رحیمی،
سال 7، شماره 25 - ( 9-1402 )
چکیده

خطر فرسودگی و تخریب مسکن ارزشمند سنتی در بافت‌های تاریخی روستاها را تهدید می‌نماید. شناسایی الگوهای معماری خانه‌های تاریخی و تحلیل پایداری آن‌ها برای حفاظت از ارزش‌های معماری سنتی و بهره‌گیری از آن‌ها در طرح‌های مسکن معاصر ضرورت دارد. این درحالی است که با وجود مطالعات متعدد در زمینۀ گونه‌شناسی خانه‌های سنتی و پایداری مسکن روستایی، تحلیل الگوهای معماری خانه‌ها کمتر دیده ‌شده ‌است. هم‌چنین تاکنون الگوهای معماری خانه‌های ارزشمند بافت تاریخی روستای یاسه‌چای استخراج و تحلیل نگردیده‌اند؛ لذا پرسش‌های اصلی پژوهش این است‌ که، الگوهای معماری خانه‌های تاریخی روستای یاسه‌چای کدام‌اند؟ و اولویت الگوهای معماری به‌دست‌آمده ازلحاظ پایداری به چه صورت است؟ هدف این مطالعه نیز، شناسایی الگوهای معماری مسکن در بافت تاریخی روستای یاسه‌چای چهارمحال‌وبختیاری و اولویت‌بندی آن‌ها برمبنای پایداری است. برای نیل به هدف پژوهش، ابتدا با مرور تحقیقات و با روش تحلیل محتوای کیفی، مؤلفه‌ها، معیارها و شاخص‌های پایداری مسکن روستایی استخراج گردید؛ سپس، مشابهت‌ها و تفاوت‌های خانه‌های بافت تاریخی روستای یاسه‌چای از جنبۀ خصوصیات معماری کلان، میانی و خُرد بررسی شد و برمبنای آن‌ها شش الگو برای خانه‌ها شناسایی شد. در مرحلۀ بعد، الگوهای شناسایی‌شده برمبنای پایداری با روش فرآیند تحلیل شبکه‌ای (ANP) مقایسه و رتبه‌بندی گردیدند. الگوی معماری غالب بافت تاریخی روستا با بیشترین فراوانی، رتبۀ سوم پایداری را کسب نمود. با توجه به نتایج پژوهش، فراوانی بیشتر یک الگوی معماری به‌معنای ارجحیت آن الگو برای کاربرد در طراحی خانه‌های معاصر نیست؛ هم‌چنین آفتاب‌گیری، فرم و نحوۀ استقرار فضاهای زیستی و ایوان‌هایشان در طبقۀ اول و تعداد و کشیدگی حیاط مهم‌ترین خصوصیات معماری بودند که موجب تمایز الگوها از یک‌دیگر می‌شدند. برای بهبود پایداری الگوها و به‌کارگیری آن‌ها در طرح‌های مسکن معاصر پیشنهادهایی مانند اعطای تسهیلات مالی برای ایجاد فضاهای اقامتی در خانه‌های تاریخی و بررسی سازگاری ضوابط طرح هادی روستا با الگوهای معماری مسکن ارائه شده‌است. 

نیّر حاجی‌طاهر، سعید امیرحاجلو، جواد نیستانی،
سال 8، شماره 27 - ( 3-1403 )
چکیده

 تبعیت از شرایط اقلیمی و جغرافیایی در طراحی معماری به سازگاری انسان در محیط یاری می‌رساند و معماری مسکونی همواره تابع ویژگی‌های جغرافیایی بوده است. در خانه‌های تاریخی نیز تدابیری برای طراحی معماری هم‌ساز با اقلیم و جغرافیا اندیشیده شده است. در شهرستان آشتیان بناهای مسکونی ارزشمندی از عهد قاجاریه برجای مانده که سهم ناچیزی در پژوهش‌های باستان‌شناختی داشته‌اند. هدف از این پژوهش، مطالعۀ تأثیر اقلیم و جغرافیا بر خانه‌های قاجاریِ آشتیان و تبیین راهکارهای مقابله با اثرات سوء و بهره‌مندی از تأثیرات سودمند آب‌وهوایی و جغرافیایی است. پژوهش بر پایۀ این پرسش‌ها به انجام رسیده که، اقلیم و متغیرهای جغرافیایی چه تأثیری بر مکان‌گزینی و چیدمان خانه‌های قاجاری در فضای شهری آشتیان داشته است؟ نقشه، کالبد و اجزاء معماری خانه‌های قاجاریِ آشتیان از چه عوامل اقلیمی و جغرافیایی تأثیر پذیرفته است؟ فرضیه‌ها این است که، توپوگرافی ناحیۀ آشتیان، مسیل‌ها و نوع خاک در مکان‌گزینی خانه‌ها نقش داشته و نقشه، کالبد و اجزاء معماری خانه‌ها از عوامل اقلیمی، مانند: باد، زاویه و میزان تابش نور خورشید تأثیر پذیرفته است. روش گردآوری اطلاعات، میدانی و اسنادی است و ضمن بهره‌گیری از نرم‌افزارهای ArcGIS, Google Earth, WRPLOT, AutoCAD و SPSS، پژوهش به‌روش توصیفی-تحلیلی به انجام رسیده است. برپایۀ نتایج، معماران با درنظر گرفتن زاویۀ تابش خورشید، باد، دما و رطوبت، دست به ساخت بناها زده‌اند. آن‌ها، به نوع و رنگ مصالح، اندازۀ بازشوها و حیاط، اندازه و جهت قرارگیری اتاق‌ها توجه‌داشته‌اند و معماری هم‌ساز با اقلیم را ایجاد کرده‌اند؛ هم‌چنین برپایۀ مدل‌های نرم‌افزار طراحی گلباد WRPLOT، باد غالب منطقه در جهت‌های شرقی-غربی و غربی-شرقی شناسایی و تأثیر آن بر معماری تأیید شد. نتایج آزمون‌های هم‌بستگی کرامر و فی در SPSS نیز بیانگر هم‌بستگی «نوع زمین با طبقۀ اجتماعی ساکنان خانه‌ها»، «نوع زمین و خاک با وجود آب‌انبار» و «بیشینۀ سرعت باد با تعداد طبقات» است. 

فاطمه رضاپور، مجید منتظرظهوری،
سال 8، شماره 29 - ( 10-1403 )
چکیده

براساس مطالعات باستان‌شناختی، انسان همواره در تلاش برای تولید و تکامل ابزارهای جنگی بوده و تسلیحات جنگی همواره نقشی مهم در کسب موفقیت‌های نظامی داشته ‌است. به‌رغم افزایش چشمگیر مطالعات باستان‌شناسی دورۀ قاجار، نوع تسلیحات نظامی مورداستفاده در این دوره کمتر موردتوجه قرار گرفته است و پژوهش‌های انجام‌شده در حوزۀ نظامی دورۀ قاجار بیشتر به بررسی سلاح‌های سرد و ساختار نظامی قشون پس از رفت و آمد هیأت‌های نظامی خارجی و تأثیرات آن‌ها اختصاص دارد؛ درصورتی‌که نقش سلاح گرم در دورۀ قاجار و تحولات ناشی از آن کمتر در مطالعات باستان‌شناسی موردتوجه قرار گرفته است. تمرکز این پژوهش بررسی چگونگی واردات و ساخت سلاح گرم و انواع مورداستفادۀ آن در طول دورۀ قاجار است. هدف از این پژوهش، مطالعۀ باستان‌شناسانۀ این سلاح‌ها و بررسی رفتار فرهنگی هر دوره در چگونگی مواجه با تولید و واردات سلاح‌ها در راستای پاسخ به این پرسش‌ها است؛ روش‌های دستیابی به این سلاح‌ و تولید داخلی آن‌ها به چه صورت بوده؟ و تفاوت آن‌ها در چه جزئیاتی قابل تبیین است؟ هم‌چنین بسترهای سیاسی و اقتصادی دورۀ قاجار چگونه در توسعه و به‌کارگیری سلاح گرم مؤثر بوده‌اند؟ روش پژوهش به‌صورت یک بررسی جامع و همه‌جانبه‌نگر موادفرهنگی مکتوب و غیرمکتوب طراحی شده است. یافته‌های پژوهش حاکی از آ‌ن هستند که استفادۀ قشون از سلاح‌های گرم به‌عنوان جنگ‌افزار محوری قشون در آغاز دورۀ پیشا ناصری و با آغاز مناسبات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای ایران با دیگر کشورها آغاز شده و تلاش برای تولید داخلی آن نیز از همان ابتدا مدنظر قرار گرفته است؛ هم‌چنین سلاح‌های تولید داخل دارای طول بیشتر و تزئینات کمتری در مقایسه با نمونه‌های وارداتی هستند، ازجمله تزئینات مورداستفاده در نمونه‌های داخلی نقوش تناوبی هندسی است.  

مجید بدیعی‌گورتی، حبیب شهبازی‌شیران، نادر جمشیدی،
سال 9، شماره 33 - ( 10-1404 )
چکیده

ازجمله مهم‌ترین اسناد و منابع تاریخی و باستانی در ایران، قباله‌ها و نسخه‌های خطی دست‌نویس محله‌محور می‌باشند که با بررسی و مطالعۀ آن‌ها اطلاعات مهمی به‌عنوان منابع تاریخی به‌دست می‌آید. این اطلاعات درخصوص عناصر جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی، میراث‌فرهنگی و قوانین عرفی و آداب و رسوم سنتی می‌باشند که با ذکر جزئیات بیان شده‌اند و ما امروزه می‌توان از آن‌ها به‌عنوان منابع دست اول و ارزشمند بهره برد؛ بر همین‌اساس، استان اصفهان را می‌توان ازلحاظ غنای تاریخی و پیشینۀ نگارش قباله‌ها در تاریخ سنتی و محله‌محور ایران جزو مناطق بسیار پربار و غنی دسته‌بندی نمود. از آنجایی‌که قباله‌های خطی به‌خصوص قباله‌های مرتبط با محلۀ گورت واقع‌در شرق اصفهان (جی شرقی) تاکنون ازنظر تاریخی و باستان‌شناسی و نسخه‌شناسی موردمطالعه و استفاده قرار نگرفته، لذا هدف پژوهش حاضر نشان‌دادن شیوۀ نگارش و طرح و بیان مفاد ارزشمند تاریخی و معرفی آن‌ها با نام‌های اصیل و سنتی آن‌ها و نشان‌دادن اهمیت قباله‌های خطی مذکور در این پهنۀ فرهنگی به‌عنوان یکی از منابع مهم و دقیق تاریخی و باستانی و هم‌چنین نشان‌دادن ویژگی‌های هنری به‌کار رفته در ترسیم و تزئین آن‌ها به‌عنوان بخشی از تاریخ هنر این سرزمین است. مهم‌ترین پرسش پژوهش این است که چه تمهیداتی در نگارش و تنظیم این قباله‌ها به‌عنوان سند محکم و مکتوب قابل‌قبول و مورد اقبال عوام و خواص اندیشیده شده تا مالکیت افراد، محترم شمرده شده و مفاد آن قانونمند و مطالب آن‌ها مستند باشد. به‌منظور دست‌یابی به اهداف یاد شده، چهار قباله از قباله‌های خطی و قدیمی محلۀ گورت واقع‌در شرق اصفهان به‌عنوان منابع محلی تاریخی و باستانی موردمطالعه و بررسی تحلیلی قرار گرفته‌اند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که این اسناد مورد مطالعه، دارای قدمت تاریخی از دوران صفوی تا پهلوی اول هستند. این چهار قطعه قبالۀ خطی با موضوعات متفاوت شامل: 1) کبوتر خانه، 2) آسیاب آبی، 3) کاروانسرا، 4) قنات هستند که برروی انواع کاغذ‌های دست‌ساز و با استفاده از جوهر سنتی ضد آب مورد کتابت قرار گرفته‌اند و با توجه به موضوع پژوهش، موردمطالعه و بررسی قرار گرفته‌اند.

صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین