logo

جستجو در مقالات منتشر شده


223 نتیجه برای ری

روح‌اله یوسفی‌زشک،
سال 10، شماره 35 - ( 3-1405 )
چکیده

 این پژوهش به بررسی یک گل‌نبشتۀ استثنایی آغازایلامی از شوش (MDP 17, 043) می‌پردازد که از الگوی متعارف متون حسابداری اقتصادی فاصله می‌گیرد؛ زیرا به‌جای ثبت کالاها یا پرداخت جیره، نام 17فرد را فهرست کرده است. مسئله محوری این پژوهش، ناسازگاری ظاهری میان نشانه‌های دارای بار جنسیتی در درون زنجیره‌های اسمی و طبقه‌بندی‌های یکنواخت یا متقابلی است که در پایان این زنجیره‌ها و نیز در شمارش نهاییِ پشت لوح مشاهده می‌شود. این مطالعه با تکیه‌بر تحلیل دقیق ساختاری و زمینه‌ای لوح نشان می‌دهد که متن برپایۀ یک نظام معنایی دو‌سطحی عمل می‌کند. نشانه‌هایی مانند (M388) و (M124) که در درون زنجیره‌های اسمی ظاهر می‌شوند، در سطحی توصیفی عمل کرده و نقش‌ها یا جایگاه‌هایی را نشان می‌دهند که لزوماً به جنسیت زیستی فروکاستنی نیستند. در مقابل، ترکیب‌های پایانی |M217+M388| و |M217+M124| افراد را در قالب مقوله‌های نهادی طبقه‌بندی می‌کنند که براساس آن‌ها هر فرد به ‌عنوان یک واحد اداری قابل‌شمارش ثبت می‌شود؛ از این‌رو، شمارش نهایی در پشت لوح نَه بیانگر جنسیت یا نقش‌های کارکردی افراد، بلکه نشان‌دهندۀ تعداد کل افراد ثبت‌شده برپایۀ جایگاه نهادی نهایی آنان است. این ساختار معنایی لایه‌مند از وجود منطقی اداری پیچیده در نظام ثبت و نگارش آغازایلامی حکایت دارد و نشان می‌دهد که ثبت افراد در این نظام صرفاً به حسابداری اقتصادی محدود نبوده، بلکه ابعاد اجتماعی و نهادی هویت افراد را نیز در بر می‌گرفته است. 

منیژه هادیان‌دهکردی، محمدحسین عزیزی‌خرانقی،
سال 10، شماره 35 - ( 3-1405 )
چکیده

 تپه توله‌ای، واقع‌در شمال خوزستان، یکی از محوطه‌های مهم دورۀ نوسنگی دشت شوشان است که براساس مطالعات پیشین در فاصلۀ حدود ۶۲۰۰ تا ۵۹۰۰پ.م. تاریخ‌گذاری شده است. این محوطه به‌عنوان یک استقرار فصلی یا اردوگاه کوچ‌روان با گاهنگاری نسبتاً کوتاه شناخته می‌شود؛ اما از نظر تنوع مواد فرهنگی، به‌ویژه سفال، بسیار غنی است. مجموعه سفال‌های به‌دست‌آمده شامل سفال‌های گونۀ جعفر منقوش و ساده، و نیز سفال‌های سفید و قرمز با نقوش متنوع است که ازنظر سبکی با محوطه‌های هم‌عصر در بین‌النهرین و جنوب‌غرب ایران شباهت دارند. باوجود اهمیت این محوطه در مطالعات نوسنگی و کوچ‌روی، تاکنون پژوهش جامعی دربارۀ ترکیب مواد، فناوری ساخت و منشأ احتمالی سفال‌های آن انجام نشده بود. پژوهش حاضر با رویکردی میان‌رشته‌ای به مطالعۀ ۴۱ نمونه سفال از تپه توله‌ای پرداخته و از سه روش تحلیلی مکمل شامل طیف‌سنجی نوری مرئی (Visible Spectrometry) برای سنجش رنگ، طیف‌سنجی فلورسانس اشعۀ ایکس قابل‌حمل (pXRF) برای تعیین ترکیب عنصری و پراش اشعۀ ایکس (XRD) برای شناسایی فازهای کانی‌شناسی و تخمین دمای پخت استفاده کرده است. نتایج نشان می‌دهد که بدنه‌های نخودی بیشترین میزان کلسیم (CaO) را دارند، درحالی‌که بدنه‌های قرمز از غلظت بالاتری از آهن (Fe₂O₃) و آلومینیم (Al₂O₃) برخوردارند؛ هم‌چنین منگنز (MnO)  عامل اصلی ایجاد رنگ قهوه‌ای در نقوش سفال‌ها تشخیص داده شد. داده‌های XRD حضور کانی‌هایی مانند پیروکسن و فلوگوپیت را نشان می‌دهد که بیانگر دمای پخت حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ درجۀ سانتی‌گراد است، درحالی‌که وجود کلسیت در برخی نمونه‌ها نشان می‌دهد دمای پخت از ۸۰۰ درجۀ سانتی‌گراد فراتر نرفته است. این نتایج حاکی از دانش فنی قابل‌توجه سفالگران در کنترل دما و انتخاب مواد اولیه است. هم‌چنین مقایسۀ دو روش رنگ‌سنجی نشان‌داد که طیف‌سنجی بازتابی در تفکیک طیف‌های رنگی نزدیک، به‌ویژه میان رنگ‌های نخودی و قهوه‌ای روشن، دقت بیشتری داشته و می‌تواند به‌عنوان روشی مکمل در مطالعات سفال‌شناسی به‌کار رود.

رحمت عباس‌نژادسرستی، شیدا اشرفی، نرجس حیدری،
سال 10، شماره 35 - ( 3-1405 )
چکیده

محوطه‌های باستانی دشت اردبیل شواهدی بنیادین برای شناخت توالی‌های فرهنگی شمال‌غرب ایران و بررسی تعاملات این منطقه با فلات ایران، قفقاز جنوبی و آناتولی شرقی فراهم می‌کنند. درمیان این محوطه‌ها، تپۀ قلعه‌یئری کورائیم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. نتایج نخستین فصل کاوش‌های لایه‌نگارانه این محوطه در ۱۴۰۲ه‍.ش. براساس داده‌های کاوش دو گمانه حاصل شده است. گمانۀ I با هدف دستیابی به توالی کامل استقراری محوطه و گمانۀ II با تمرکز بر نهشته‌های مرتبط با افق عصر مفرغ قدیم ماوراءقفقاز (کورا-ارس) ایجاد شد. کاوش‌ها شواهد باستان‌شناختی قابل‌توجهی شامل بقایای معماری سنگ‌چین خشک و خشت‌گلی، تأسیسات صنعتی نظیر کوره‌ها، شواهد فلزکاری و مجموعه‌های گستردۀ سفالی را آشکار ساخت. در گمانۀ I توالی لایه‌نگاری منسجم و نسبتاً کاملی به ضخامت حدود ۱۴٫۶متر مستند شد که دربرگیرندۀ لایه‌های متوالی و گاه متناوب دارای سفال‌های دوران اسلامی، تاریخی و عصر مفرغ است. این توالی یکی از پیوسته‌ترین شواهد لایه‌نگاری شناخته‌شده در بخش شرقی شمال‌غرب ایران به‌شمار می‌رود. در گمانۀ II شواهد مهمی از فعالیت‌های فلزکاری شامل: بقایای کوره، سرباره، قطعات سنگ معدن مس، قالب‌های سفالی و بوته‌های فلزگری به‌دست آمد که نشان‌دهندۀ ذوب، پالایش و تولید اشیائ فلزی در عصر مفرغ قدیم است؛ هم‌چنین بقایای جانوری، عمدتاً گوسفند و گاو، و بقایای گیاهی به‌ویژه گندم و جو، بیانگر اقتصادی مبتنی‌بر کشاورزی و دامداری است. یافته‌های ویژه‌ای هم‌چون ابزارهای ابسیدینی، سردوک‌ها، سنگ‌ساب‌ها، ابزارهای استخوانی و پیکرک‌های سفالی نیز گویای فعالیت‌های معیشتی، اقتصادی و نمادین جوامع ساکن محوطه از عصر مفرغ تا دوره‌های تاریخی و اسلامی هستند. باتوجه به فقدان تاریخ‌گذاری مطلق، چارچوب گاهنگاری محوطه برپایۀ گاهنگاری نسبی و گونه‌شناسی سفال استوار است. نتایج پژوهش، تداوم بلندمدت استقرار را نشان می‌دهد که با دو وقفۀ عمدۀ سکونتی، احتمالاً درنتیجه فعالیت‌های زمین‌ساختی مرتبط با گسل سنگاور و نیز تحولات محیطی و تاریخی منطقه، همراه بوده است. 


صفحه 12 از 12    
...
12
بعدی
آخرین