logo

جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای یوسفی‌زشک

حسن افشاری، روح اله یوسفی‌زشک،
سال 4، شماره 11 - ( 3-1399 )
چکیده

پیدایش نگارش، انسان را از دورۀ پیش‌از‌تاریخ به دورۀ تاریخی می‌رساند، به‌همین دلیل نقطۀ عطفی در تکامل انسان است. این پیدایش یک‌باره صورت نگرفته، بلکه روند تدریجی از دوران نوسنگی تا پایان هزارۀ چهارم قبل‌ازمیلاد داشته است. مراحل آغازین آن در میان فرهنگ‌های خاورمیانه مشابه بوده، اما در انتهای هزارۀ چهارم قبل‌ازمیلاد و تشکیل حکومت‌ها در اوروک، خوزستان و فارس، مرزهای سیاسی بین این نواحی کشیده می‌شود و در نتیجه دو خط نوشتاری (آغازایلامی و شبه‌میخی) در یک برهۀ زمانی شکل می‌گیرند. این دو خط هردو از یک نظام ارتباطی مشترک ریشه گرفته‌اند. برخی شکل‌واژه‌ها با شمایل‌نگاری کاملاً یکسان در خطوط دو سرزمین به‌دست ‌آمده که باتوجه به پیشرفت خوانش، با کاربرد معنایی متفاوتی ترجمه شده است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی ساختار آوایی میان خطوط آغازین رایج در نیمۀ دوم هزارۀ چهارم قبل‌ازمیلاد در غرب آسیا است که زمینه‌ساز پیدایش ادبیات در سده‌های آتی می‌شود. نگارندگان با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به‌روش پژوهشی و کتابخانه‌ای می‌کوشند با ریشه‌یابی نگارش در دو سرزمین و بررسی علل شکل‌گیری اولین اختلاف‌های به‌وجود آمده ازطریق درک محیط و داده‌های باستان‌شناسی چنین استنباط کنند که دلیل این شباهت‌ها در زمینۀ نگارش دو سرزمین، به ریشه‌های یکسان آن‌ها برمی‌گردد و دلیل اختلاف‌های معنایی شکل‌واژه‌ها با شمایل‌نگاری یکسان، به تنوع تغییرات اجتماعی و معیشتی میان فلات ایران و جنوب بین‌النهرین و همچنین تفاوت زبانی دو منطقه بازمی‌گردد؛ در نتیجه به‌دلیل تراکم جمعیتی و بافت شهری کاملاً منسجم بین‌النهرین، به‌خصوص اوروک و همچنین باتوجه به میزان مساحت، به خان‌سالار و کوچ‌رو تقسیم می‌شوند و ویژگی‌های فرهنگی مانند قومیت و چندزبانی بودن فلات ایران، در برخی شکل‌واژه‌ها با شمایل‌نگاری یکسان، کاربرد معنایی متفاوتی می‌گیرد.


امیرمسعود قائدی، روح‌اله یوسفی‌زشک، بیتا سودائی،
سال 8، شماره 30 - ( 11-1403 )
چکیده

کاسه‏های لبه‌واریخته از مهم‏ترین موادفرهنگی از نیمۀ دوم هزارۀ چهارم پیش‌ازمیلاد تا دوران آغازنگارش است که به‌صورت دست‏ساز و زمخت با لبه‏هایی برگشته به‌سمت بیرون ساخته شده‏اند. باستان‏شناسان خاستگاه این کاسه را سرزمین بین‏النهرین می‏دانند، اما پراکنش آن در فلات ایران نیز بسیار گسترده است. کاربردهای گوناگونی برای کاسه‏های لبه‌واریخته درنظر گرفته شده، ازجمله مهم‌ترین کاربرد آن‌ها کاسه‏های جیره و قالب نان است. ازسویی پراکنش گسترده و کاربرد‏های گوناگونی این ظروف با توجه به کمبود مدارک مطالعاتی، ازجمله چالش‏هایی است که هنوز در جوامع باستان‏شناسی مورد بحث می‏باشد. کاربردهای نیایشی و استفاده این کاسه‏ها در نذورات مذهبی، ازجمله مطالعاتی است که در این‌زمینه صورت گرفته است. پژوهش حاضر با هدف درک عمیق‌تر کاربرد آئینی این سفال‌ها، به بررسی تطبیقی جام وارکا و دیگر مواد فرهنگی دورۀ اوروک می‌پردازد. در این پژوهش به پرسش‌هایی درخصوص اثبات کاربرد آئینی براساس شواهد موجود، تفاوت‌های کاربردی در بین‌النهرین و فلات ایران، امکان وجود کاربردهای دیگر مطرح می‌شوند. فرضیۀ اصلی این پژوهش، استفاده از کاسه‌های لبه‌واریخته به‌عنوان ظروف پیشکش نذورات در مراسم مذهبی بین‌النهرین است. بر این‌اساس به بررسی کاربرد آئینی کاسه‌های لبه‌واریخته، باتوجه به نقوش جام وارکا و سایر موادفرهنگی دورۀ اوروک، ازجمله اثرمهرها و ایده‌نگارها پرداخته است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام‌شده و نتایج بررسی مقایسۀ تصویری بین کاسه‏های لبه‌واریخته و نقوش جام وارکا و اثرمهرها نشان می‌دهد که در بین‌النهرین کاسه‌ها احتمالاً کاربرد آئینی داشته‌اند و در مراسم به‌عنوان ظرفی برای پیشکش نذورات استفاده شده است؛ مطالعۀ تطبیقی جام وارکا و کاسه‌ها، این فرضیه را تقویت می‌کند، اما کمبود مدارک، نیاز به تحقیقات بیشتر با روش‌های نوین باستان‌شناسی را نشان می‌دهد و کاربردهای دیگر آن‌را هم باید درنظر داشت. 
 

روح‌اله یوسفی‌زشک، خلیل‌الله بیک‌محمدی، سعید باقی‌زاده، حسن افشاری‌سالکی،
سال 9، شماره 33 - ( 10-1404 )
چکیده

قدیمی‌ترین شواهد مربوط به بهره‌‌برداری انسان از میوه‌‌های درخت خرمای وحشی در خاورمیانه به هزاره‌‌های ششم و پنجم پیش‌ازمیلاد بازمی‌گردد. باوجود کمبود داده‌‌های باستان‌شناختی، معمولاً چنین پنداشته می‌شود که در پایان دورۀ اوروک متأخر، سومریان نخستین باغ‌های خرما را بنیان نهادند و این فرضیه تاکنون به اثبات نرسیده و مسئله را به موضوعی بحث‌‌برانگیز تبدیل کرده است. همچنین، به‌دلیل آن‌که خط آغازایلامی به‌‌طور کامل رمزگشایی نشده، اطلاعات فعالیت‌‌های کشاورزی در جامعۀ آن بسیار محدود است. آن‌چه تاکنون از ساختار نظام اقتصادی این جامعه دریافته‌ایم، برمبنای مقایسۀ نشانه‌‌های گِل‌نبشته‌‌های آغازایلامی با نمونه‌‌های مشابه در گِل‌نوشته‌های آغازمیخیِ بین‌النهرینی است؛ نشانه‌‌هایی که بیشتر به فعالیت‌‌های کارگری، دامداری و محصولات دامی اختصاص یافته‌اند. فرضیۀ اصلی پژوهش، درخصوص برخی نشانه‌هایِ تاکنون ناشناخته یا به‌‌درستی تفسیر نشدۀ متون آغازایلامی است که درحقیقت بازنمایی‌هایی از درخت نخل خرما و میوۀ آن هستند؛ درنتیجه، خرما و باغداریِ نخل، برخلاف تصور پیشین، بخش قابل‌‌توجهی از اقتصاد معیشتی شوش در اواخر هزارۀ چهارم پیش‌ازمیلاد را تشکیل می‌داده‌اند. در همین‌راستا، پرسش‌های پژوهش عبارتنداز: ۱) آیا در گِل‌نبشته‌‌های آغازایلامی می‌توان نشانه‌‌هایی قابل‌‌اتکا از نخل خرما شناسایی کرد؟ ۲) این نشانه‌ها در مقایسه با نمونه‌‌های تصویری هم‌‌زمان یا متأخرتر چه جایگاهی دارند؟ ۳) شناسایی این نشانه‌‌ها چه تأثیری بر بازسازی نظام اقتصادی و سطح دانش باغداری جامعۀ آغازایلامی دارد؟ این پژوهش با رویکرد تطبیقی و نشانه‌‌شناختی، نخست ویژگی‌‌های فنوتیپی قابل‌تشخیص نخل خرما را استخراج و سپس آن‌‌ها را با نشانه‌‌های موجود در گِل‌نبشته‌های آغازایلامی مقایسه می‌کند و در ادامه، با نمونه‌‌های تصویری هم‌زمان و متأخرتر ایرانی و بین‌‌النهرینی تطبیق داده شده و ازطریق تحلیل مقایسه‌ای، امکان همسان‌‌سازی آن‌ها، سنجیده می‌شود. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که چند نشانۀ شاخص در متون آغازایلامی با ویژگی‌‌های فنوتیپی نخل خرما هم‌‌خوانی دارد و می‌توان آن‌‌را به‌‌عنوان کهن‌‌ترین بازنمایی‌های شناخته‌‌شده از نخل خرما در جنوب‌‌غرب ایران معرفی کرد. این گزاره، افق تازه‌ای برای بازشناسی اقتصاد معیشتی و دانش باغداری در شوشِ آغازایلامی می‌گشاید و نشان می‌دهد که خرما و فرآورده‌هایِ آن، احتمالاً نقشی بنیادین در اقتصاد این دوره داشته‌اند. 


صفحه 1 از 1