مهدی کُردنوغانی، علی سلمانی، سال 3، شماره 10 - ( 12-1398 )
چکیده
محمدزمان، نقاش عصر صفوی، در برخی از آثار خود به تقلید از آثار فرنگی و کپیبرداری از آنها پرداخته است. او همچنین در برخی از آثار اصیل خود که مضمونی سنتی دارند، برخی از شیوههای نقاشی عصر جدید غربی را بهکار گرفته است. در میان این شیوهها، پرسپکتیو اهمیتی بسزا دارد. محمدزمان در آثار تقلیدی خود پرسپکتیو را صحیح بهکار گرفته، اما در آثار اصیل او گاه پرسپکتیو بهصورت صحیح و گاه نادرست انجام شده است. تا پیش از این، برخی از مفسران (همچون کریمزاده تبریزی) بر این عقیده بودهاند که کاربرد پرسپکتیو توسط محمدزمان ناشی از نوعی نقصان و عدم آموزشهای آکادمیک بوده است. در این مقاله درمقابل این نظر، این تفسیر مطرح میشود که محمدزمان در آثار اصیل خود، نه صرفاً پرسپکتیوهای غلط و صحیح، بلکه پرسشی را در باب نسبت میان نگارگری سنتی ایرانی و نقاشی جدید غربی به ودیعه گذاشته است. از اینرو در این مقاله با بررسی چند مورد از آثار اصیل محمدزمان، آن پرسش مورد بحث قرار میگیرد و ادعا میشود که در فقدان مباحث نظری مرتبط با نسبت میان عناصر قدیم و جدید در نقاشی، نتیجۀ محتوم، استیلای پرسپکتیو غربی بر نقاشی ایرانی بوده است.