محمدصادق داوری، حامد حسینی دولتآبادی، حسن کمالی دولتآبادی، سال 3، شماره 10 - ( 12-1398 )
چکیده
لودریچه محلهای واقعدر شهرستان برخوار و 9 کیلومتری شمال شهر اصفهان است. این بنا در مجاورت قبرستان کهن که امروزه تبدیل به فضای سبز شده، قرار دارد. جهت بنا شمالغربی- جنوبشرقی و نقشۀ آن چهارطاقی است که بعدها دخالتهایی در آن صورت گرفته است. بهدلیل قرارگیری این منطقه در فاصلۀ 4 کیلومتری شرق شهر تاریخی گز (با استقرارهایی از دورۀ اشکانی و ساسانی) مطالعۀ این بنا در بافت فرهنگی تاریخیاش درخور اهمیت است. در همین راستا تلاش شد تا ضمن بررسی باستانشناسانۀ چهارطاقی لودریچه، فهمی نسبی از تاریخ ساخت و کاربری این بنا ارائه و بهعنوان یکی از اولین پژوهشهای متکیبر فعالیت باستانشناسانه در شهرستان برخوار، مبنای مطالعات تطبیقی و مقایسهای آتی در این منطقه قرار گیرد. مهمترین و اصلیترین پرسشهای پژوهش، زمان ساخت بنا و کاربری بنا از زمان ساخت آن تاکنون(؟) است. برحسب فرضهای اولیه و با تشریح نقشۀ بنا، بنای لودریچه متعلق به دورۀ ساسانی و قرون اولیۀ اسلامی با کاربری مذهبی درنظر گرفته شد که با انجام پژوهش، این فرضیات اثبات شد. این پژوهش با روش بررسی پیشینۀ بنا در متون تاریخی، ارزیابی مصالح و عناصر تزئینی بنا، تحلیل نقشۀ معماری و مقایسۀ آن با سایر بناهای همجوار و همزمان انجام شده است. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر این است که بنای لودریچه چهارطاقیای متعلق به دورۀ ساسانی یا سدههای اولیۀ اسلامی با کاربری آتشکده یا همان «آتشکدۀ زروان اردشیر» است که بهدستور اردشیر بابکان پس از تصرف اصفهان در هنگام ظهر در قریۀ «خوار» ساخته شده که بعدها با ورود دین اسلام به منطقه، این بنا از آتشکده به حسینیه تغییرکاربری داده و تا امروز اهالی این منطقه از آن بهعنوان بنایی مذهبی استفاده مینمایند.
امروزه بناهای مذهبی-آموزشی در شهر تهران که در دورۀ قاجار ساخته شدهاند، بهعلت عوامل فرسایش طبیعی و گسترش شهری، دچار تغییرات نامطلوب کالبدی گردیدهاند؛ همچنین ارزشهای معنایی و ناملموس این بناها با گذر زمان کمرنگ شده، بهطوریکه جایگاه این مدارس در جامعه تنزل پیدا کرده است. بهمنظور احیا و بازسازی این ابنیه، شناسایی و توجه به تمامی ارزشهای مؤثر در فرآیند حفاظت ضروری است؛ لذا هدف اصلی این مقاله، بررسی پدیدههای معماری در حفاظت ارزشی بناهای مذهبی-آموزشی دورۀ قاجاریۀ تهران است. همچنین پرسش اصلی پژوهش، چگونگی تأثیر پدیدههای معماری در حفاظت ارزشی بناهای مذهبی-آموزشی دورۀ قاجاریۀ تهران است. برای تحقق این هدف، از روش پژوهش ترکیبی (کیفی-کمی) استفاده شده است. روش جمعآوری اطلاعات بهصورت مطالعات اسنادی- کتابخانهای، بازدید میدانی و مصاحبه با متخصصین است. همچنین روش تحلیل اطلاعات با استفاده از کدگذاری باز، آزمون «کای دو» و همبستگی «پیرسون» است. پایایی پرسشنامه توسط آلفای «کرونباخ» و روایی پرسشنامه توسط مشورت با متخصصین تأیید شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهند رابطۀ معناداری بین پدیدههای معماری و حفاظت از ارزشهای کالبدی، رفتاری و معنایی در بناهای مذهبی-آموزشی دورۀ قاجاریۀ تهران وجود دارد؛ همچنین بیشترین اهمیت ارزشی در بناهای مذهبی-آموزشی، مربوط به ابعاد غیرکالبدی بنا یعنی ارزشهای رفتاری با ضریب همبستگی 0.91، سپس ارزشهای معنایی با ضریب همبستگی 0.87 شده است؛ لذا برای بازسازی و احیاء ارزشهای شایستۀ این بناها، تنها توجه به حفاظت کالبدی (جنبههای ملموس بنا) با ضریب همبستگی 0.70 کافی نیست و باید به جنبههای ناملموس بنا هم توجه جدی شود. درنهایت مشخص گردید مهمترین ریزمتغیرهای مؤثر در پدیدههای معماری قاجاری تهران: نمای طرح از جنبۀ فرم، کاربری بنا از جنبۀ عملکرد، ارزش اخلاقی از جنبۀ طرح، نوع طاق و سقف از جنبۀ فناوری و ارزش اجتماعی از جنبۀ یکپارچگی شناسایی شدهاند.
امین اله کمالی، محمدحسین عزیزیخرانقی، سید ایرج بهشتی، علی اعراب، سال 9، شماره 32 - ( 6-1404 )
چکیده
محوطههای سربارهای موردمطالعه در شهرستان خاتم، استان یزد واقع شدهاند. در بررسیهای باستانشناسی شهرستان خاتم در سال ۱۴۰۰ه.ش.، 12 محوطۀ ذوب فلز ازطریق فراوانی سربارههای فلزی شناسایی شدند و هر یک از محوطهها نمونهبرداری شدند. روش پژوهش شامل مطالعات تاریخی، بررسیهای میدانی باستانشناس، و تحلیلهای آزمایشگاهی (پتروگرافی و آنالیز شیمیایی به روش XRF) بوده است. نتایج پتروگرافی نشانداد که ۱۱ محوطه به ذوب فلز آهن و تنها یک محوطه (معدن سید نظری) به ذوب فلز مس اختصاص دارد. در سربارههای آهنی، کانیهای وستیت، مارکاسیت، هماتیت و مگنتیت شناسایی شدند که وستیت و مارکاسیت بهعنوان محصولات فرآیند کورۀ ذوب و هماتیت و مگنتیت بهعنوان کانیهای اولیه حضور دارند. در سربارۀ مسی، وزیکولهای کوچک حاوی کانیهای مس (کوولیت، دیجنیت و مس فلزی) همراه با بخش شیشهای جریانی سبز رنگ مشاهده شد که نشاندهندۀ حرارت بالای کورۀ ذوب (حدود ۱۰۰۰ درجۀ سانتیگراد) است. آنالیز شیمیایی XRF نشان داد که مقدار Fe₂O₃ در سربارههای آهنی بین ۲3/۲0 تا 25/74% و SiO₂ بین 22/0 تا 12/6% متغیر است. میزان CaO بین 59/3 تا 41/28% میباشد. کمبود سیلیس و کربنات در برخی سربارهها نشاندهندۀ غلظت بالای آهن و کیفیت پایینتر آهن اسفنجی تولیدشده است. نتایج حاکی از آن است که فلزگران منطقه عمدتاً به تولید آهن از طریق فرآیند احیای مستقیم پرداختهاند. همچنین، با توجه بهوجود معادن سنگ آهن در فواصل ۸ تا ۱۵ کیلومتری محوطهها، احتمالاً مواد خام از این معادن تأمین شده است. محوطهها براساس سفالهای یافتشده به دورههای تاریخی و اسلامی منسوب شدهاند.