logo

جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای ولی‌پور

بابک شیخ‌بیکلو‌اسلام، احمد چایچی‌امیرخیز، حمیدرضا ولی‌پور،
سال 2، شماره 4 - ( 6-1397 )
چکیده

رفتارها و شیوۀ زندگی انسان بستگی مستقیمی به وضعیت محیط‌زیست او دارد. در عصر هولوسن تغییرات اقلیمی ناگهانی و شدیدی رخ داده‌اند که این رویدادها بر روند تطور فرهنگی، نظام معیشتی جوامع، تغییرات جمعیتی و پراکندگی استقرارهای انسانی تأثیر گذاشته‌اند. بررسی‌های دیرین‌اقلیم‌شناختی نشان می‌دهند که در نیمۀ دوم هزارۀ هفتم ق.م. طی یک رویداد اقلیمی سرد و خشک شدید، با اوجی در حدود ۶۲۰۰ ق.م. شرایط اسکان، به‌خصوص در بعضی مناطق نیمکرۀ شمالی، به‌طور قابل ملاحظه‌ای دچار اختلال گردید. پس از این دوره، دمای هوا شدیداً افزایش یافت و از اوایل هزارۀ ششم ق.م. اقلیم گرم و خشک حاکم شد. از ربع دوم هزارۀ ششم ق.م. به‌تدریج بر میزان رطوبت افزوده و از گرمای هوا کاسته شد، به‌طوری‌که از اوایل نیمۀ دوم هزارۀ ششم ق.م. شرایط اقلیمی مساعدتری برای انجام فعالیت‌های کشاورزی به وجود آمد. شواهد نخستین استقرارهای انسانی در منطقۀ فرهنگی شمال ایران مرکزی که به دو بخش شرقی (نیمۀ غربی حوضۀ آبریز کویر مرکزی) و غربی (حوضۀ آبریز دریاچۀ نمک) تقسیم می‌شود، عمدتاً به آغاز هزارۀ ششم ق.م. می‌رسد. به‌دلیل کمبود آثار معماری از نیمۀ اول هزارۀ ششم ق.م. در این منطقه احتمال می‌رود که استقرارهای انسانی به‌صورت نیمه‌یکجانشین بوده‌اند. از حدود ۵۴۰۰ ق.م. استقرارهای یکجانشین-کشاورز با معماری، نظیر تپۀ پردیس، تپۀ معین‌آباد، تپۀ زاغه، یان‌تپۀ ازبکی و تپۀ چشمه‌علی ظاهر شدند و به‌تدریج بر تعدادشان افزوده شد. در اوایل هزارۀ پنجم ق.م. یک تغییر اقلیمی گرم و خشک موجب فترت و یا افول استقرارهای این منطقه گردید. بنابراین زمان پیدایش و شکوفایی نخستین استقرارهای شمال ایران مرکزی وابسته به شرایط اقلیمی بوده است و در دوره‌ای معتدل و مرطوب بین دو دورۀ خشکسالی قرار می‌گیرد.

علی منادی، حمیدرضا ولی‌پور، امیرصادق نقشینه،
سال 5، شماره 15 - ( 3-1400 )
چکیده

عصر مس‌وسنگ ازجمله ادوار دارای اهمیت پیش‌ازتاریخ ایران است. تحولات این دوره در زاگرس‌مرکزی در ادامۀ دورۀ نوسنگی ظهور نموده است. از مناطق مهم زاگرس‌مرکزی که دارای استقرارگاه‌های زیادی در رابطه با عصر مس‌وسنگ بوده، دشت سیلاخور در شمال لرستان است. با وجود غنای فرهنگی دشت سیلاخور در عصر مس‌وسنگ، تاکنون مطالعۀ هدفمندی به‌منظور روشن نمودن وضعیت مس‌وسنگ این ناحیه صورت نگرفته است. در این راستا، به‌منظور روشن شدن الگوهای استقراری عصر مس‌وسنگ دشت سیلاخور، این مطالعه که چکیده‌ای از بررسی‌های باستان‌شناسی احمد پرویز و مطالعات هدفمند نگارندگان است، ارائه می‌گردد. نگارندگان در این پژوهش سعی در یافتن پاسخ پرسش‌های ذیل داشته‌اند: الگوهای استقراری دشت سیلاخور در عصر مس‌وسنگ به چه صورت بوده است؟ تغییرات الگوهای استقراری در ادوار قدیم، میانی و جدید عصر مس‌وسنگ دشت سیلاخور را چگونه می‌توان تحلیل نمود؟ به‌نظر می‌رسد چند عامل منابع آبی، ارتفاع از سطح دشت سیلاخور و راه‌های ایلات در شکل‌گیری استقرارگاه‌های این ناحیه در عصر مس‌وسنگ مؤثر بوده‌اند. بررسی‌ها و مطالعات انجام‌شده در این دشت تاکنون 80 محوطۀ باستانی را در رابطه با عصر مس‌وسنگ نشان داده است. برخی از این محوطه‌ها دارای هر سه دورۀ قدیم، میانی و جدید عصر مس‌وسنگ هستند. اطلاعات مکانی گردآوری‌شده در این پژوهش، از روش مطالعات علم GIS و با اجرا شدن در نرم‌افزار ArcGIS 10.3 مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. مبنای این مطالعات، فاصلۀ هر محوطۀ استقراری با نزدیک‌ترین رودخانه و سطح ارتفاع آن نسبت به دشت سیلاخور است. این نقشه‌ها در هر سه دورۀ قدیم، میانی و جدید عصر مس‌وسنگ دشت سیلاخور اجرا شده‌اند.

حمیدرضا ولی‌پور، ایمان مصطفی‌پور، حمزه کریمی،
سال 9، شماره 34 - ( 12-1404 )
چکیده

 سد گتوند علیا با دریاچه‌ای به‌طول 90کیلومتر، یکی از بزرگ‌ترین سدهای کشور است که آبگیری آن سبب به زیر آب رفتن تعداد زیادی از محوطه‌های باستانی، مسیرهای باستانی و جدید کوچ، روستاها و وارگه‌های عشایری در منطقۀ شمال‌شرق خوزستان شد. پیش از اتمام ساخت سد، تیمی از باستان‌شناسان در سال 1386ه‍.ش. حوضۀ آبگیرِ آن‌را بررسی نمودند. پس از آن در سال 1387 تیمی از باستان‌شناسان اداره کل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان خوزستان محوطۀ کلانتر و گورستان کلانتر را کاوش نمودند و به‌دنبال آن در فروردین و اردیبهشت 1389 دو محوطۀ کلانتر 4 و 5 به‌منظور نجات‌بخشی و به‌دست آوردن هرچه بیشتر اطلاعات کاوش شدند که نتایج قابل‌توجهی به‌دنبال داشت. درپی کاوش در محوطۀ کلانتر 5، آثار معماری مسکونی با استفاده از سنگ‌های قواره‌شده و سفال‌های سادۀ نخودی و قرمز و سفال‌های لعاب‌دار آبی فیروزه‌ای و سبز و برخی ادوات سنگی نظیر: سنگ ساب، هاون و مشتۀ سنگی به‌دست آمد. پس از انجام مقایسات گونه‌شناختی بر روی سفال‌های پیش‌گفته مشخص گردید که این سفال‌ها به دورۀ اسلامی میانه (قرون پنجم و ششم هجری‌قمری) تعلق دارند و محوطه هم‌زمان با دورۀ سلجوقی مسکونی بوده است. علاوه‌بر آن، مشخص گردید که شباهت بسیار زیادی بین معماری سنگی محوطۀ کلانتر 4 که استقراری از دورۀ ایلام جدید است و محوطۀ کلانتر 5 با یک‌دیگر و با معماری بومی منطقه در دورۀ حاضر چه در روستاها و چه در وارگه‌های عشایری وجود دارد؛ به‌عبارت دیگر، تداوم سنت‌های فرهنگی طی چندهزاره در این منطقه مشاهده می‌شود. 


صفحه 1 از 1