logo

جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای همایون

همایون خوش اقبال، مجید منتظرظهوری،
سال 0، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده

ارتباط انسان و طبیعتِ پیرامونِ او، وجه مشترک جوامع در طول تاریخ زیست انسان است؛ در این ارتباط دو سویه، انسان با بهره­گیری از شرایط جغرافیایی منطقه تلاش در جهت بهره­وری بیشتر دارد. از سوی دیگر موقعیت جغرافیایی نیز در نوع نگرش و ساختارهای فرهنگی انسان مؤثر است. با توجه به این ارتباط دو سویه، نوعی سازگاری توأمان با پیشرفت حاصل می­شود که می­توان این سازگاری و پیشرفت را در معماری، موقعیت استقرار، دسترسی به منابع و سایر متغیرهای دیگر مشاهده کرد. مکان‌گزینی قلاع اسماعیلی نیز متأثر از شرایط جغرافیایی است؛ بنابراین مسئلۀ اصلی این پژوهش بدست آوردن درکی درست از تأثیر متغیرهای جغرافیایی در مکان‌گزینی، ایجاد و تداوم استقرار در قلاع اسماعیلی شهرستان دامغان است. در این راستا، با روش توصیفی و تحلیلی و بهره‌گیری از منابع کتابخانه­ای، بررسی میدانی باستان‌شناسی شهرستان دامغان و بهره‌گیری از ابزارهای نوین تصویربرداری هوایی و تحلیل سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) تلاش شده تا به این پرسش پاسخ داده شود که متغیرهای جغرافیایی چگونه در مکان‌گزینی و تداوم سکونت قلاع اسماعیلی نقش دارند؟ با توجه به منابع مکتوب و ‌بکارگیری تصاویر هوایی،  و تحلیل آن‌ها در سیستم اطلاعات جغرافیایی می‌توان این فرضیه را مطرح کرد که متغیرهای جغرافیایی از جمله ارتفاع، اقلیم، زمین‌شناسی و منابع معدنی، منابع آبی و مسیرهای ارتباطی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای نقش کلیدی در معماری و مکان­گزینی موقعیت قلاع و تداوم سکونت در آن‌ها داشته‌اند. به طوری که مشخص گردید این استقرارها دارای کاربری­های مختلف نظامی، مسکونی و دیده­بانی بوده­اند و هر کدام با هدف یا اهداف خاصی در نقطه­ای بهینه ایجاد و بهره­برداری شده­اند.


 
حمیدرضا صفا‌کیش، همایون حاتمیان،
سال 1، شماره 2 - ( 12-1396 )
چکیده

تاکنون پژوهش‌های دامنه‌داری در زمینۀ چگونگی رویارویی ایلخانان مغول و پایان‌دادن به کار عباسیان و اسماعیلیان صورت‌گرفته است اما هنوز زوایای ناگفتۀ بسیاری نزد مورخان و محققان وجود دارد. آنچه مقرر است در این نوشتار بررسی شود زاویه‌ای متفاوت برگرفته از این پرسش است که آیا بخشی از رویارویی نظامی ایلخانان با عباسیان و اسماعیلیان در نقاطی رخ‌داده که به دور از برد پژوهشی مورخان و در پس پردۀ تاریک مانده باشد؟ نخستین فرضیه‌ای که به ذهن متبادر می‌شود آن ‌است ‌که سیاست تسخیر یا خرید قلعه‌های متعدد و نفوذ در کوهستان‌های مختلف توسط اسماعیلیان و همچنین یا‌فتن راه‌های نزدیک برای نفوذ به بغداد توسط ایلخانان، جدال ایلخانان با اسماعیلیان و عباسیان را به کوهستان زاگرس جنوب‌غرب نیز کشانده باشد. براساس شواهدی که در دست داریم حکومت‌های محلی قرون 5 و 6 هـ.ق. به‌شدت از آدمکشی‌های کوهستانیان اسماعیلی ترس داشتند. یکی از مناطقی که موقعیت مناسبی برای اسماعیلیان بود، کوهستان‌های شمال شهر لور1 بود که از طریق گذرگاه مهمی می‌توانست به بغداد وصل شود. این گذرگاه استراتژیک توانسته است مرکز ثقل سه دشمن دیرین باشد. ایلخانان بنا‌بر اسناد مغولی این‌بار هدف‌شان تنها نابود‌ کردن مناطق و تاراج نبود، بلکه آمده بودند تا در آسیای‌غربی پیروزی‌های درخشانی به‌دست آورند، زیرا ده سال بود که قلمرو آنان در این سمت توسعه نیافته بود. وضع مغولان چنان متزلزل بود که پیوسته از دربار قاآن استمداد می‌جستند و درخواست برچیدن حکومت خلفای بغداد و اسماعیلیه را داشتند. بر این اساس این‌بار با برنامه و نقشه‌های از قبل طراحی‌شده وارد ایران شده بودند. از طریق گذرگاه جنوب‌غرب شهر لور، هلاکو در دسامبر 1257م./655هـ.ق. نبرد علیه خلفای بغداد را آغاز کرد و در دهم فوریه سال 1258م./656 هـ.ق. وارد بغداد شد. براساس اسناد و نقشه‌های ارائه‌شده در این مقاله، شهر لور به‌عنوان یک مرکز استراتژیک نقش مؤثری در غلبۀ ایلخانان بر دو دشمن دیرینه آن‌ها داشته است. مقالۀ حاضر پس از بررسی و اثبات شهر لور، به اهمیت سیاسی نظامی این شهر در رویارویی ایلخانان با عباسیان و اسماعیلیان می‌پردازد. شیوۀ کار بر‌اساس جمع‌آوری شواهد از اسناد باستان‌شناسی و کتاب‌های معتبر تاریخی و تحلیل و نتیجه‌گیری از آن‌هاست.

لیلی نیاکان، فهیمه همایون،
سال 5، شماره 17 - ( 9-1400 )
چکیده

حوضۀ آب‌ریز سپیدرود در استان گیلان، در جنوب دریای مازندران واقع شده است. این حوضۀ جغرافیایی بنا به‌شرایط اقلیمی و زیست‌محیطی مناسب با بهره‌گیری ازمنابع طبیعی از دیرباز موردتوجه گروه‌های انسانی و زیستگاهی مناسب برای محل تجمع این مردمان بوده و در طی هزاران سال، سهم بسزایی در ایجاد فرهنگ‌های باستانی این حوزۀ فرهنگی داشته است. کاوش‌هایی که در پنج دهۀ اخیر در شمال ایران، به‌ویژه در حوضۀ آب‌ریز سپیدرود به انجام رسید، موجب کشف فرهنگ‌های ناشناخته‌ای از اواخر هزارۀ دوم و اول پیش‌ازمیلاد در محوطه‌های باستانی مارلیک، کلورز، نصفی، جوین، جمشیدآباد و دیگر محوطه‌ها در عصرآهن در این حوزۀ فرهنگی شده است. این مقاله، تحقیق مقدماتی است بر تعدادی مُهر بدل‌چینی مربوط به محوطۀ باستانی کلورز که در خلال سال‌های 1344 الی 1348 ه‍.ش.، در بررسی و کاوش‌های باستان‌شناسی توسط «علی حاکمی» و «عبدالحسین شهید‌زاده» به‌دست آمده است. این مهرها در طی سامان‌دهی اشیاء موزۀ ملی ایران در سال 1389 ه‍.ش.، در مجموعه مهرهایی از محوطه‌های باستانی گیلان به‌نام «کلورز» شناسایی و ثبت گردید. هدف از این پژوهش، شناخت جغرافیای این حوزۀ فرهنگی، بررسی گونه‌شناسی، شیوۀ ساخت مهرهای بدل‌چینی و مداراک تجسمی موجود در شناخت نقوش در این برهۀ زمانی است. پرسش‌های این پژوهش عبارتنداز: خاستگاه اصلی و بستر تاریخی و فرهنگی آن‌ها کجاست؟ آیا این مهرها دارای سبک محلی‌اند یا متأثر از دیگر حوزه‌های فرهنگی؟ مهرهای یافت‌شده در محوطۀ باستانی کلورز به کدام برهۀ تاریخی تعلق دارند؟ اساس این تحلیل‌ها متکی‌بر اطلاعات کاوش‌های انجام‌شده دراین حوزۀ فرهنگی، سپس برگرفته از نقوش و توصیف مفاهیم نمادهای این مهرها که تجلی‌گر جهان‌بینی مردمان این حوزۀ فرهنگی است. نتایج این پژوهش به یک نتیجه‌گیری کلی در روند گونه‌شناسی، سبک‌شناسی مهرها و مستند کردن این یافته‌ها و مقایسه با دیگر استقرار‌های مهم هزارۀ اول پیش‌ازمیلاد در افق‌های فرهنگی هم‌زمان چون: مارلیک، تول تالش، حسنلو و بین‌النهرین بوده است.


صفحه 1 از 1