این پژوهش به مطالعۀ سنجشی عنصر مس چهار رزمافزار ایرانی موجود در یک مجموعۀ خصوصی میپردازد. این چهار رزمافزار در یک مجموعۀ خصوصی در کشور آمریکا نگهداری میشود. دو رزمافزار نخستین (1-2) در دستۀ «دشنهها» میگنجند. این دستهبندی بهخاطر اندازۀ بلندی این دو در نظر گرفته شده است. در بررسی سنجشی، یک خنجر تا 30 سانتیمتر درازا، و دشنه در اندازۀ تقریبی 30 تا 50 سانتیمتر درنظر گرفته میشود؛ با وجود این، یک شمشیر بهطورکلی دارای اندازۀ بیشتر از 50 سانتیمتر تصور میشود. از آنجا که دادههای اصلی باستانشناسی (محوطه) درمورد این چهار رزمافزار را در اختیار نداریم، از این روی به آزمایشهایی برای فهم مکان احتمالی و نیز آزمایشهای میکروسکوپی (برای دیگر دادهها) روی آوردیم. بدینوسیله با ایندست آزمایشها، با شناخت عناصر تشکیلدهنده هم به اصالتیابی، هم برای شناخت خاستگاه فرهنگی آن تلاش کردیم. قبضۀ هر یک از این رزمافزارها دارای یک لبه یا فلنج در دو سو، ساخته شده که برای نگاهداشتن دستۀ برآمده از شاخ یا استخوان استفاده میشده است؛ با این سبک، استفاده از دسته را بسیار راحتتر، کاراتر نموده و طرحی زیباتر بدان بخشیده است. قبضههای هر چهار رزمافزار، هلالیشکل، همانند هستند. رزمافزار شمارۀ 2، نهتنها دارای قبضۀ هلالیشکل است، که دارای دستگیره هلالیشکل هم است. هر دو دشنۀ شمارۀ 1 و 2 دارای تیغههای مثلثیشکل هستند. با وجود این، تیغۀ رزمافزار شمارۀ 1 باریکتر در محل اتصال بهدسته است؛ رزمافزار شمارۀ 2 برخلاف شمارۀ 1، در نزدیکی دسته پهنتر می شود. آزمایشهای میکروسکوپی زمینه، این تصور را پیش میآورد که آلیاژ و یا شرایط دفن هر یک از این رزمافزارها متفاوت بوده است؛ این موضوع نیازمند مطالعات بیشتر است.