مطالعه و پژوهش بقایای انسانی بهویژه اسکلتهایی که در کاوشهای باستانشناسی بهدست میآید، اطلاعات بسیار باارزشی درخصوص انسانهای باستانی در اختیار پژوهشگران قرار میدهد. در مطالعات استخوانباستانشناسی جنبههای مختلف ریختشناسی استخوان پس از طبقهبندیهای گونهشناسی موردتوجه قرار میگیرد. در اینگونه مطالعه، تعیین جنسیت و تخمین تقریبی سن اسکلتها از روی ویژگیهای ظاهری استخوانها بهشکلی سریع و بدون آنکه نیازی به فعالیتهای پیچیدۀ آزمایشگاهی باشد انجام میشود. اسکلتهای انسانی مرد و زن هریک دارای تفاوتهای آشکار و روشنی هستند. این تفاوتها براساس شاخصها و معیارهای استانداردی استوارند. اسکلت انسانی کوریجان از یک محوطۀ تاریخی بهدست آمد که پس از اقدامات مرمتی و حفظ وضعیت و ساختار کالبدی آن در همان شرایط اولیه، ضرورت مطالعات تعیین جنسیت و تخمین تقریبی سن اسکلت موردتوجه قرار گرفت. در نگاه نخست شاید بهنظر برسد که پرسشهای مربوط به تعیین جنسیت و تخمین سن اسکلت کاملاً واضح یا خیلی پیچیده است. اینکه اسکلت انسانی کوریجان متعلق به زنی یا مردی باشد یا اینکه این اسکلت در ردۀ سنی کهنسال یا بزرگسال بالغ باشد، اثبات یا ابطال این فرضیهها نیازمند بهرهگیری از رهیافتهای علمی و استفاده از متغیرهای قابلسنجش و تجربی بود. علوم زیستشناسی، انسانشناسی جسمانی و استخوانباستانشناسی در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگرند که کمک شایانی برای پاسخگویی به این پرسشها و فرضیهها ارائه میدهند.
ساخت انواع گنبدها در دوران اسلامی، بهویژه در دورههای تیموری و صفوی بهنهایتِ کمال رسید. گنبدهای شلجمیشکل، از نمونههای قابلتأمل در فرهنگ معماری آسیایمرکزی و ایران است که در اوایل قرن 9ه.ق./ 15م. و همزمان با دورۀ تیموری رواج یافت. در این شکل جدید، در محل پیوستن پوستۀ بیرونی گنبد به ساقه، بیرونزدگی مختصری ایجاد شده که سبب تغییر در شکل ظاهری و جزئیات سازهای شده است. پرسش مطرح این است که، دلایل ایجاد این تغییرات در نمای ظاهری و نیز عناصر سازهای دخیل بین دو پوسته، پس از شکلگیری اولیۀ این گنبدها در آسیایمرکزی و سپس سیر تکامل آنها در ایران چگونه است؟ پژوهش حاضر با هدف دستیابی به جنبههای پنهان در سیر تحول گنبدهای شلجمیشکل و با تکیهبر مستندات تاریخی و باستانشناسی و پاسخ به چرایی و علل تحولات ایجادشده در آنها طی 4 قرن در حوزۀ ایران فرهنگی به نگارش درآمده است. افزونبر این، بازنمایی اندیشهها و باورهای حامیان و معماران پدیدآورندۀ این گنبدها با مطالعۀ تحولات انجامگرفته در این آثار موردتوجه است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی انجامشده و مطالعۀ گنبدهای منتخب نیز مبتنیبر فعالیت های میدانی، تحقیق در منابع و اسناد کتابخانهای است. فرآیند تغییر شکل ظاهری گنبدها، شامل حذف خیارۀ بیرونی، تعدیل در ارتفاع ساقه و ایجاد انحنای بیشتر در محل پیوستن پوستۀ بیرونی به گریو است. این پژوهش، در پیوند با تغییرات سازهای ایجادشده برای بهبود مقاومت و استحکام گنبدها، از ساخت باریکهطاقها برروی پوستۀ درونی و انتقال وزن دیوارهای خشخاشی به قسمتهای زیرین و پایههای گنبدخانه، تغییر در تعداد و تناسبات خشخاشیها برای جلوگیری از خرابی گنبد، بهویژه در بخش آوگون بههنگام زلزله و نیز شکل و ترتیب قرارگیری کلافهای چوبی برای افزایش انعطافپذیری آن در برابر تکانهای لرزشی، سخن گفته است.