logo

جستجو در مقالات منتشر شده


149 نتیجه برای می

رامین چهری، سیدمهدی موسوی، مصطفی ده پهلوان،
سال 0، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده

محوطه باستانی تپه گوهره در استان کرمانشاه و در منطقه بیستون (بگستانه باستان) قرار دارد. شواهد سطحی بدستآمده از بررسیهای اولیه در این محوطه نشان از وجود آثار فرهنگی از دورههای سلوکی و اشکانی داشت. پژوهش پیشرو با هدف بررسی و تحلیل وضعیت تاریخی و فرهنگی تپه گوهره و ارتباطات موجود محوطه با دیگر مراکز فرهنگی همزمان در منطقه بگستانه و زاگرسمرکزی انجام شد. این پژوهش مبتنی بر روشهای میدانی و شیوه اسنادی بوده که در روش نخست با انجام کاوش باستانشناختی نهشتهها و یافتههای فرهنگی مستندنگاری گردیده و در نهایت مطالعه اسنادی شامل منابع تاریخی، کتب، مقالات منتشر شده و گزارشات کاوشها مورد استفاده و استناد قرار گرفته است. نتایج بدستآمده نشان از وجود یک محوطه باستانی مهم از دوره سلوکی و اشکانی در منطقه بگستانه و زاگرسمرکزی دارد که میتواند در مطالعه و شناخت بیشتر آثار فرهنگی، از جمله گاهنگاری سفال این دوره در منطقه به ما کمک کند. از تپه گوهره آثار معماری در استقرارها و فازهای مختلف، سفالهای شاخص از جمله؛ سفال منقوش، لعابدار، کلینکی، ساده و نیز سایر یافتههای فرهنگی بدست آمد. بررسی و مطالعه این یافتهها گویای همگونی فرهنگی تپه گوهره با دیگر محوطههای شاخص زاگرسمرکزی مانند سرخ دُم لکی کوهدشت، لائودیسه نهاوند، آناهیتای کنگاور و هگمتانه همدان است. همچنین بهنظر میرسد تپه گوهره با بگستانه باستان دارای تعاملات اجتماعی و فرهنگی بوده و در چشمانداز تاریخی این منطقه تاثیرگزار بوده است. 

محمدامین میرقادری، علی هژبری،
سال 1، شماره 1 - ( 9-1396 )
چکیده

زاگرس‌مرکزی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مناطق جغرافیایی در باستان‌شناسی ایران، سال‌هاست که مورد توجه باستان‌شناسان ایرانی و غیر ایرانی قرار گرفته است.یکی از آثار تاریخ زاگرس‌مرکزی که در آیندۀ نزدیک در زمرۀ میراث‌فرهنگی جهانی قرار خواهد گرفت، مجموعۀ تاق‌بستان کرمانشاه است. سال‌ها از بررسی‌ها و کاوش‌ها در محدودۀ آثار جهانی تاق‌بستان کرمانشاه می‌گذرد و در نگاه باستان‌شناسان و پژوهشگران، از این مجموعه به‌عنوان مجموعه‌ای تاریخی یاد می‌شود؛ مجموعه‌ای‌که در برگیرندۀ آثاری از ادوار اشکانی و ساسانی است و اهمیت آن، چنان است که در سال‌های اخیر برای قرارگیری در فهرست میراث جهانی یونسکو مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به اهمیّت این مجموعه، در سالیان گذشته، بررسی‌ها و کاوش‌های فراوانی در محدودۀ این آثار انجام شده است که به بهترشدن درک ما از جایگاه این محوطۀ تاریخی و باستانی، کمک شایانی کرده است. با وجود تمام پژوهش‌های صورت‌گرفته در محدودۀ این مجموعه که در سالیان متمادی، قبل و بعد از پیروزی انقلاب‌اسلامی صورت‌پذیرفته، وجود محوطه‌ای پیش‌ازتاریخی، متأسفانه نوعی سطحی‌نگری در پژوهش‌های پیشین را نمایان می‌کند. در این مجال به معرفی محوطۀ پارک غربیِ تاق‌بستان، به‌عنوان یکی از قدیم‌ترین بقایای فرهنگی همجوار مجموعۀ تاریخی تاق‌بستان خواهیم پرداخت و تلاش خواهیم کرد تا با استفاده از مطالعۀ یافته‌های سطحی این محوطه، گاه‌نگاری نسبی براساس یافته‌ها ارائه دهیم.

یعقوب محمدی‌فر، فرامرز میرزایی، مریم رحمتی‌ترکاشوند،
سال 1، شماره 1 - ( 9-1396 )
چکیده

 آمیزش موسیقی و شعر، اغلب راه بالندگی این دو هنر را به ژرف‌اندیشی و نازک‌احساسی شاعرانه می‌گشاید. در دورۀ عباسی که هنر، تمدن و فرهنگ ایران ساسانی در ارکان جامعه‌ به‌شدت نفوذ کرده بود، موسیقی به‌عنوان یکی از نمادهای تمدن ساسانی جایگاه ارزنده‌ای یافت و شاعران دورۀ عباسی با به‌کارگیری ابزار موسیقی، تصاویر زیبایی آفریده‌اند. در این میان، شاعری چون «ابونواس» در تصویر آفرینی شاعرانه با سازهای موسیقی بسیار توانمند بوده است. وی ساز موسیقی را با احساس انسانی درمی‌آمیزد، و آن را نَه سیمی خشک، یا چوبی‌ بی‌روح؛ بلکه نوایی پُرسوز و گداز و نغمه‌ای لذت‌آفرین می‌داند که از جان آدمی بر می‌خیزد. وی در اشعار خود به ذکر برخی از اسامی این سازها: عود، نی، چنگ و دف، طنبور و مزمار از مهمترین این سازهایند.

سیدمحمد امین‌امامی،
سال 1، شماره 1 - ( 9-1396 )
چکیده

از روش‌های بررسی اولیه جهت برآورد پتانسیل‌های معدن‌کاری و متالورژی باستان در یک ناحیه، مطالعه بر روی بقایای تفاله‌های برجامانده از فعالیت‌های متالورژیکی باستانی است. بیش از 95% از معادن فلزی کشور براساس شواهد برجامانده از فعالیت‌های معدن‌کاری پیشین، کشف و مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. اساس این مطالعات بر پایۀ شواهدِ باقی‌مانده از استخراج فلزات، ذوب و استحصال انجام می‌گیرد. تونل‌های استخراجی جهت دستیابی به مادۀ معدنی و سربا‌ره‌های ذوب، گواه بسیار دقیق این واقعیت است که علم معدن‌کاری از دیرباز با درایتِ خاصی انجام می‌پذیرفته است. کا‌نی‌های مسی و کربنات‌های مس با رِخ‌نمون‌های رگه‌ای، مالاکیتی و آزوریتی بر روی سطح زمین از ابتدا توجه انسان را به‌خود جلب کرده و با شناسایی و استحصال این ماده، بشر وارد عصر مفرغ شده است. از آن‌جایی‌که سرباره‌های ذوب، مواد طبیعی نبوده، بلکه نتیجه و ماحصل یک فرایند صنعتی در جهت به‌آوری مواد خام در زمان خود بوده‌اند: مطالعه بر روی آنان از پیچید‌گی خاصی برخوردار است. منطقۀ هَلیل‌رود نیز به‌دلیل قرارگرفتن در یکی از مهم‌ترین مناطق معدنی و کانی‌سازی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. مطالعۀ سرباره‌های ذوب تلفیقی است از تحلیل نتایج مطالعات پتروگرافی، متالوگرافی و روش‌های آنالیز دستگاهی نظیر XRF, XRD, Pol-Microscopy. با مطالعه بر روی سرباره‌های منطقۀ هلیل‌رود در استان کرمان فلز مورد استخراج با خصوصیات خاص عناصر کمیاب موجود در ذخیره و با توجه به پترولوژی فازهای سیلیکاته، اکسیدی و سولفیدی مورد مطالعه قرار گرفت و همچنین فناوری‌های به‌کار رفته جهت استحصال مواد خام مورد بررسی قرار گرفتند.

حمیدرضا صفا‌کیش، همایون حاتمیان،
سال 1، شماره 2 - ( 12-1396 )
چکیده

تاکنون پژوهش‌های دامنه‌داری در زمینۀ چگونگی رویارویی ایلخانان مغول و پایان‌دادن به کار عباسیان و اسماعیلیان صورت‌گرفته است اما هنوز زوایای ناگفتۀ بسیاری نزد مورخان و محققان وجود دارد. آنچه مقرر است در این نوشتار بررسی شود زاویه‌ای متفاوت برگرفته از این پرسش است که آیا بخشی از رویارویی نظامی ایلخانان با عباسیان و اسماعیلیان در نقاطی رخ‌داده که به دور از برد پژوهشی مورخان و در پس پردۀ تاریک مانده باشد؟ نخستین فرضیه‌ای که به ذهن متبادر می‌شود آن ‌است ‌که سیاست تسخیر یا خرید قلعه‌های متعدد و نفوذ در کوهستان‌های مختلف توسط اسماعیلیان و همچنین یا‌فتن راه‌های نزدیک برای نفوذ به بغداد توسط ایلخانان، جدال ایلخانان با اسماعیلیان و عباسیان را به کوهستان زاگرس جنوب‌غرب نیز کشانده باشد. براساس شواهدی که در دست داریم حکومت‌های محلی قرون 5 و 6 هـ.ق. به‌شدت از آدمکشی‌های کوهستانیان اسماعیلی ترس داشتند. یکی از مناطقی که موقعیت مناسبی برای اسماعیلیان بود، کوهستان‌های شمال شهر لور1 بود که از طریق گذرگاه مهمی می‌توانست به بغداد وصل شود. این گذرگاه استراتژیک توانسته است مرکز ثقل سه دشمن دیرین باشد. ایلخانان بنا‌بر اسناد مغولی این‌بار هدف‌شان تنها نابود‌ کردن مناطق و تاراج نبود، بلکه آمده بودند تا در آسیای‌غربی پیروزی‌های درخشانی به‌دست آورند، زیرا ده سال بود که قلمرو آنان در این سمت توسعه نیافته بود. وضع مغولان چنان متزلزل بود که پیوسته از دربار قاآن استمداد می‌جستند و درخواست برچیدن حکومت خلفای بغداد و اسماعیلیه را داشتند. بر این اساس این‌بار با برنامه و نقشه‌های از قبل طراحی‌شده وارد ایران شده بودند. از طریق گذرگاه جنوب‌غرب شهر لور، هلاکو در دسامبر 1257م./655هـ.ق. نبرد علیه خلفای بغداد را آغاز کرد و در دهم فوریه سال 1258م./656 هـ.ق. وارد بغداد شد. براساس اسناد و نقشه‌های ارائه‌شده در این مقاله، شهر لور به‌عنوان یک مرکز استراتژیک نقش مؤثری در غلبۀ ایلخانان بر دو دشمن دیرینه آن‌ها داشته است. مقالۀ حاضر پس از بررسی و اثبات شهر لور، به اهمیت سیاسی نظامی این شهر در رویارویی ایلخانان با عباسیان و اسماعیلیان می‌پردازد. شیوۀ کار بر‌اساس جمع‌آوری شواهد از اسناد باستان‌شناسی و کتاب‌های معتبر تاریخی و تحلیل و نتیجه‌گیری از آن‌هاست.

اسماعیل رحمانی، ابراهیم نصیری، یونس ابوالقاسمی،
سال 2، شماره 3 - ( 3-1397 )
چکیده

مطالعه و پژوهش بقایای انسانی به‌ویژه اسکلت‌هایی که در کاوش‌های باستان‌شناسی به‌دست می‌آید، اطلاعات بسیار باارزشی درخصوص انسان‌های باستانی در اختیار پژوهشگران قرار می‌دهد. در مطالعات استخوان‌باستان‌شناسی جنبه‌های مختلف ریخت‌شناسی استخوان پس از طبقه‌بندی‌های گونه‌شناسی موردتوجه قرار می‌گیرد. در این‌گونه مطالعه، تعیین جنسیت و تخمین تقریبی سن اسکلت‌ها از روی ویژگی‌های ظاهری استخوان‌ها به‌شکلی سریع و بدون آنکه نیازی به فعالیت‌های پیچیدۀ آزمایشگاهی باشد انجام می‌شود. اسکلت‌های انسانی مرد و زن هریک دارای تفاوت‌های آشکار و روشنی هستند. این تفاوت‌ها براساس شاخص‌ها و معیارهای استانداردی استوارند. اسکلت انسانی کوریجان از یک محوطۀ تاریخی به‌دست آمد که پس از اقدامات مرمتی و حفظ وضعیت و ساختار کالبدی آن در همان شرایط اولیه، ضرورت مطالعات تعیین جنسیت و تخمین تقریبی سن اسکلت موردتوجه قرار گرفت. در نگاه نخست شاید به‌نظر برسد که پرسش‌های مربوط به تعیین جنسیت و تخمین سن اسکلت کاملاً واضح یا خیلی پیچیده است. اینکه اسکلت انسانی کوریجان متعلق ‌به زنی یا مردی باشد یا اینکه این اسکلت در ردۀ سنی کهنسال یا بزرگ‌سال بالغ باشد، اثبات یا ابطال این فرضیه‌ها نیازمند بهره‌گیری از رهیافت‌های علمی و استفاده از متغیرهای قابل‌سنجش و تجربی بود. علوم زیست‌شناسی، انسان‌شناسی جسمانی و استخوان‌باستان‌شناسی در ارتباط تنگاتنگ با یک‌دیگرند که کمک شایانی برای پاسخ‌گویی به این پرسش‌ها و فرضیه‌ها ارائه می‌دهند.  

محجوبه امیرانی‌پور، سعید امیرحاجلو، سارا سقایی،
سال 2، شماره 3 - ( 3-1397 )
چکیده

یکی از گونه‌های سفال دوران اسلامی که در بررسی‌های باستان‌شناسی دشت نرماشیر شناسایی شده، سفال منقوش بدون‌‌لعاب (شبه پیش‌ازتاریخی) است که پیش‌تر در جنوب و جنوب‌غربی ایران گزارش شده و در سال‌های اخیر مطالعاتی درباره پراکندگی آن در برخی محوطه‌های دیگر صورت گرفته‌‌است. این گونه سفال دوران اسلامی فاقد لعاب، اما دارای نقوش هندسی قهوه‌ای، اخرایی، قرمز یا نارنجی است که در نگاه نخست، شباهت زیادی با سفال منقوش پیش‌از‌تاریخ دارد. اما با توجه به اختلاف خمیره، رنگ، نقش و توزیع درکنار سفال‌های لعابدار دورۀ اسلامی، یکی از گونه‌های رایج سفال دورۀ اسلامی شمرده می‌شود که در بیشتر مناطق ایران مورد استفاده بوده ‌است. پرسش این است که ویژگی‌های سفال‌ منقوش بدون‌لعاب نرماشیر در مقایسه با نمونه‌های نواحی دیگر چیست؟ هدف، معرفی و مطالعه این سفال، مقایسۀ آن با نواحی دیگر و ارائه آگاهی‌هایی نو درباره فرهنگ‌های دوران اسلامی حاشیه لوت است. روش گردآوری داده‌ها «میدانی و اسنادی» و روش پژوهش «توصیفی ـ تحلیلی» ‌است. بر این اساس، داده‌های گردآوری‌شده شامل قطعات سفال منقوش بی‌لعاب با نقوش قهوه‌ای تا قرمز است که در شهر قدیم نرماشیر (محوطۀ چغوک‌آباد) و محوطه‌های جلال‌آباد و رفیع‌آباد در بافت فرهنگی سده‌های میانی اسلامی به‌دست آمده و شباهت‌هایی با نمونه‌های منقوش بدون‌لعاب جنوب، جنوب‌غربی، مرکز، شمال و شمال‌شرقی ایران دارد. اما برخلاف نمونه‌های جنوب و جنوب‌غربی ایران، نمونه‌های نرماشیر به جوامع کوچ‌رو تعلّق نداشته‌اند و از استقرارهای ثابت شناسایی شده‌اند.

بابک شیخ‌بیکلو‌اسلام، احمد چایچی‌امیرخیز، حمیدرضا ولی‌پور،
سال 2، شماره 4 - ( 6-1397 )
چکیده

رفتارها و شیوۀ زندگی انسان بستگی مستقیمی به وضعیت محیط‌زیست او دارد. در عصر هولوسن تغییرات اقلیمی ناگهانی و شدیدی رخ داده‌اند که این رویدادها بر روند تطور فرهنگی، نظام معیشتی جوامع، تغییرات جمعیتی و پراکندگی استقرارهای انسانی تأثیر گذاشته‌اند. بررسی‌های دیرین‌اقلیم‌شناختی نشان می‌دهند که در نیمۀ دوم هزارۀ هفتم ق.م. طی یک رویداد اقلیمی سرد و خشک شدید، با اوجی در حدود ۶۲۰۰ ق.م. شرایط اسکان، به‌خصوص در بعضی مناطق نیمکرۀ شمالی، به‌طور قابل ملاحظه‌ای دچار اختلال گردید. پس از این دوره، دمای هوا شدیداً افزایش یافت و از اوایل هزارۀ ششم ق.م. اقلیم گرم و خشک حاکم شد. از ربع دوم هزارۀ ششم ق.م. به‌تدریج بر میزان رطوبت افزوده و از گرمای هوا کاسته شد، به‌طوری‌که از اوایل نیمۀ دوم هزارۀ ششم ق.م. شرایط اقلیمی مساعدتری برای انجام فعالیت‌های کشاورزی به وجود آمد. شواهد نخستین استقرارهای انسانی در منطقۀ فرهنگی شمال ایران مرکزی که به دو بخش شرقی (نیمۀ غربی حوضۀ آبریز کویر مرکزی) و غربی (حوضۀ آبریز دریاچۀ نمک) تقسیم می‌شود، عمدتاً به آغاز هزارۀ ششم ق.م. می‌رسد. به‌دلیل کمبود آثار معماری از نیمۀ اول هزارۀ ششم ق.م. در این منطقه احتمال می‌رود که استقرارهای انسانی به‌صورت نیمه‌یکجانشین بوده‌اند. از حدود ۵۴۰۰ ق.م. استقرارهای یکجانشین-کشاورز با معماری، نظیر تپۀ پردیس، تپۀ معین‌آباد، تپۀ زاغه، یان‌تپۀ ازبکی و تپۀ چشمه‌علی ظاهر شدند و به‌تدریج بر تعدادشان افزوده شد. در اوایل هزارۀ پنجم ق.م. یک تغییر اقلیمی گرم و خشک موجب فترت و یا افول استقرارهای این منطقه گردید. بنابراین زمان پیدایش و شکوفایی نخستین استقرارهای شمال ایران مرکزی وابسته به شرایط اقلیمی بوده است و در دوره‌ای معتدل و مرطوب بین دو دورۀ خشکسالی قرار می‌گیرد.

سبحان قاسمی، مرتضی حصاری، حسن اکبری،
سال 2، شماره 4 - ( 6-1397 )
چکیده

دشت ورامین بر سر راه خراسان بزرگ و نقطۀ تلاقی بین شرق و غرب ایران در شمال مرکز فلات ایران قرار دارد. این دشت به‌واسطۀ قرار گرفتن در جنوب کوه‌های البرز و ته‌نشین شدن خاک آبرفتی رودخانه‌هایی که از البرز به سوی کویر مرکزی جاری هستند، حاصل‌خیز بوده و محل تجمع جوامع انسانی است که شواهد آن از پارینه‌سنگی میانه تاکنون به‌دست آمده است. این دشت با متوسط بارندگی کم، به‌خاطر ورود آب‌های جاری در گذشته که در حال‌حاضر با احداث دو سد بر سر راه رودخانه‌های ورامین، مقدار اندکی از این آب رودخانه‌ها به ورامین می‌رسد ـ کشاورزی و دامپروری پررونقی داشته که هنوز هم نشانه‌های آن قابل مشاهده است. محوطۀ زواره‌ور نیز از جمله استقرارگاه‌هایی است که در حاشیۀ رودخانه‌ای که به احتمال زیاد دائمی بوده قرار داشته که در حال حاضر اثری از آن قابل مشاهده نیست. این محوطه از معدود استقرارگاه‌هایی است که سفال آغازنگارش از آن در دشت ورامین به‌دست آمده است و محوطۀ کلیدی در شرق دشت ری و شمال قم محسوب می‌شود. هدف از این پژوهش معرفی و توصیف کلی این محوطه و شناسایی و گونه‌شناسی شواهد سفالی این محوطه و مطالعۀ تطبیقی آن در افق فرهنگی شوش II، بانش و آغازایلامی است. پرسش‌هایی که در این پژوهش مطرح می‌شود به‌طورکلی دربارۀ تغییرات سفالی این محوطه است و این‌که چه تعاملاتی با استقرارگاه‌های نزدیک به خود داشته است؟ اساس تحلیل‌ها بیشتر متکی بر اطلاعات و یافته‌های درونی و داده‌های میدانی است و نتایج آن نیز شامل گونه‌شناسی کامل سفال آغازنگارش این محوطه و مستند‌کردن مرکز استقراری دیگری از دورۀ شهرنشینی (آغازنگارش) براساس شواهد سفال این دوره است.

فرشته آذرخرداد، حسن هاشمی‌زرج‌آباد، علی زارعی،
سال 2، شماره 4 - ( 6-1397 )
چکیده

یکی از ویژگی‌های معماری عصر تیموری بهره‌گیری از هندسه می‌باشد که نمود آن در شکوه و عمودیت بناهای عصر تیموری مشخص است. همچنین در این دوره، علوم دقیقه و هندسه به رشد قابل‌توجهی دست می‌ابد.این علوم در معماری جنبۀ کاربردی پیدا می‌کند و به‌عنوان یک الگو در ساخت بنا مورد استفاده قرار می‌گیرد. کاربرد فرمول‌های هندسی سهم عمده‌ای در هماهنگی نسبت‌ها، در توازن و تعادل کل و عناصر آن داشت که از ویژگی‌های معماری تیموری هستند. معمار پس از تهیۀ طرح به سراغ مرحلۀ تحقیق عملی می‌رفت. همچنین در عصر تیموری، پیشرفت هندسۀ کاربردی و تلفیق علوم دقیقه با معماری باعث نوزایی در علوم و معماری شده بود. بسیاری از معماران، از جمله زین‌الدین‌بن قوام‌الدین شیرازی برای ساخت و طراحی آثار معماری خود از سیستم‌های تنظیم تناسبات موجود در قرن 9و 10 ه‍.ق. استفاده می‌کردند، پایه و اساس این سیستم تناسبات بر مبنای «چند وجهی‌ها» استوار بود. آن چیزی که از حیث مطالعات معماری دوره‌ی تیموری مدنظر می‌باشد، بهره‌گیری از این سیستم تناسبات در پلان سه بنای «بقعۀ ابوبکر تایبادی»، «مسجد گوهرشاد» و «مدرسۀ غیاثیۀ خرگرد» و رعایت حجم موزون و تناسبات انسانی در پلان بناهای مذکور است. در این پژوهش نگارندگان سعی‌بر آن دارند که با توجه به اهمیت سیستم تناسبات و هندسۀ کاربردی در معماری عصر تیموری به مطالعه و تحلیل هندسۀ سه بنا از جمله آرامگاه، مسجد و مدرسه بپردازند. در این پژوهش سعی شده است با اتخاذ منابع کتابخانه‌ای و مشاهده میدانی، با رویکرد تاریخی و تحلیل هندسی سه بنا، از جمله مسجد گوهرشاد، مدرسۀ غیاثیه و بقعۀ مولانا زین‌الدین ابوبکر تایبادی به بازشناسی تناسبات دورۀ تیموری پرداخته شود. معمار در این سه بنا، تلفیقی از تناسبات ویژۀ مربع 2√، مثلث متساوی‌الضلاع و مشتقاتش 3√ و و نیم‌مربع و مشتقاتش 5√ را به‌کار برده است.

محمد‌اسماعیل اسمعیلی‌جلودار، حمید پورداود، علی اعراب،
سال 2، شماره 5 - ( 9-1397 )
چکیده

در سراسر عصر ساسانی و همین‌طور دوران اسلامی، تجارت نقش بسیار پررنگی در اقتصاد و معیشت مردمان آن ادوار داشته است. در این میان بنا به دلایل سیاسی در اواخر عصر ساسانی، راه‌های دسترسی به خلیج‌پارس از اهمیت خاصی برخوردار می‌شود. شهرستان کوار با توجه به قرارگرفتن در مسیر تجاری استان فارس که از یک‌سو به خلیج‌پارس و ازسوی دیگر به نواحی مرکزی این امپراطوری منتهی می‌شد، نقش پررنگی درطول تاریخ داشته و به‌سبب وجود رود سکان (قره‌آقاج) در جوار این شهرستان، عبور کاروان‌های تجاری در گرو احداث معبری بوده که این مهم را میسر کند. در مقالۀ پیش‌رو تلاش شده است تا با توسل به مطالعات باستان‌شناسانه و همچنین تحقیقات کتابخانه‌ای به بررسی منبع آبی شهر کوار، نقش پل کوار در ایجاد ارتباط با خلیج‌فارس و همچنین ریشه‌شناسی نام این شهر پرداخته شود. بقای پل کوار یکی از گزینه‌های احتمالی عبور کاروانیان بوده است. با بررسی متون جغرافیایی دسته اول از سده‌های آغاز اسلام و همچنین بررسی سازۀ فعلی پل می‌توان دریافت که این شهرستان با اتکا به این پل تاریخی، نقش بی‌بدیلی در ایجاد و دوام تجارت از دورۀ ساسانی تا دوران اسلامی داشته است. همچنین دوام و بقای این شهر در طول تاریخ در گرو آبی بوده که از بند بهمن به‌واسطۀ تأسیساتی خاص به این شهر می‌رسیده است. بر این اساس در پژوهش حاضر سعی شده تا با بررسی تأسیسات یادشده، چگونگی و عملکرد آن تبیین شود و همچنین علاوه‌بر شناخت‌ پل کوار، با رویکرد فنون ساخت و کاربرد و عملکرد آن براساس منابع نوشتاری موجود، چشم‌انداز منطقه بررسی و در آخر با ارزیابی نتایج به‌دست‌آمده، گاه‌نگاری پیشنهادیِ آن بازگو شود. روش تحقیق توصیفی، تطبیقی و تحلیلی است.

کریم زارعی، غلامرضا شاملو، تقی حمیدی‌منش،
سال 2، شماره 5 - ( 9-1397 )
چکیده

نقاشی قهوه‌خانه‌ای، مکتبی از نقاشی روایی رنگ‌روغنی است که در اواخر حکومت‌ قاجار و جنبش‌ مشروطیت با موضوعات رزمی، بزمی و مذهبی، به‌دست هنرمندانی مکتب‌ندیده در قهوه‌خانه‌ها شکل گرفت. تحولات مختلف اجتماعی و سیاسی دورۀ قاجار باعث ایجاد بستر جدیدی در عرصۀ هنر ایران شد. با سرکوب آزادی‌خواهی‌های مردم توسط این حکومت استبدادی، انقلاب ‌مشروطیت سبب اجتماع و جنبش ‌مردمی در قهوه‌خانه‌ها شده و این جریان باعث می‌شود برروی پرده‌های نقاشی‌ قهوه‌خانه‌ای تأثیر به‌سزایی بگذارد؛ چراکه قهوه‌خانه‌ها که به‌عنوان یکی از پایگاه‌های مهم اجتماع ‌مردمی در دوران قاجار بوده‌اند، نقش عمده‌ای در شکل‌گیری این نهضت‌ هنری ایفا می‌کنند. در مقالۀ پیش‌رو با توجه به انتقادی‌بودن نقاشی قهوه‌خانه‌ای علیه حکومت استبدادی قاجار و داشتن رویه‌ای برخلاف سنت نقاشی هم‌عصر، سعی گردیده قهوه‌خانه را به‌عنوان نهادی با کارکردهای اجتماعی و فرهنگی، درجهت تقویت روحیۀ ملی و مذهبی مردمی که در دوران‌ قاجار نقش به‌سزایی ایفا کرده، با هم‌سویی جریان مشروطیت انطباق دهد و تأثیر آن ‌را در شکل‌گیری نقاشی قهوه‌خانه‌ای ازنظر اهمیت و نقش سیاسی اجتماعی آن موردبررسی قرار دهد. پرسش‌های پژوهش عبارتند از: 1- قهوه‌خانه‌ها تا چه‌اندازه بر جریان شکل‌گیری نقاشی قهوه‌خانه‌ای در دوران نهضت مشروطیت تاثیرگذار بوده‌اند؟ 2- مبانی شکل‌گیری مکتب نقاشی قهوه‌خانه‌ای در جریان استبداد حکومت قاجار چگونه بوده است؟ روش تحقیق، کتابخانه‌ای و میدانی شامل مطالعات ‌پایه‌ای درخصوص نقاشی قهوه‌خانه‌ای و انقلاب ‌مشروطیت و بررسی فضای قهوه‌خانه‌های قاجار است و پس ‌از استدلال و تطبیق و تجزیه و تحلیل، نتایج ذیل حاصل می‌شود که جریان نقاشی قهوه‌خانه‌ای در قهوه‌خانه‌ها در دوران مشروطیت، حرکتی ضد‌استبدادی و انتقادی علیه حکومت قاجار بوده و محتوای گفتمان درون قهوه‌خانه‌ها در این دوران بر موضوعات نقاشی‌ها تأثیر به‌سزایی گذاشته که با جریان مشروطیت هم‌راستا می‌شود.

حمید خانعلی، اکبر پورفرج، رضا عطایی، حمیده داداش‌وند نیگجه،
سال 2، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده

استفاده از عنصر ستون، زمینۀ لازم برای بزرگ شدن فضاهای معماری را فراهم کرد. بنا به اذعان یافته‌های باستان‌شناختی، مناطق شمال‌غرب ایران به‌دلیل وجود منابع چوب و سنگ فراوان در استفاده از این عنصر پیشگام بوده است. در معماری قدیم ایران، ستون علاوه‌بر نقش کاربردی، نقش تزئینی و زیبایی‌شناسی نیز داشته، به همین‌دلیل بنا به شرایط مختلف اقتصادی و زمینه‌های فرهنگی، در دوره‌های مختلف ستون‌ها در سبک و سیاق‌های گوناگون با مصالح آجر، سنگ یا چوب در بناها استفاده شده‌اند. باتوجه به بناهای شناخته‌شده از دوره‌های آغاز‌تاریخی و تاریخی در شمال‌غرب، به اهمیت ستون در گذشتۀ منطقه پی می‌بریم، همچنین در دورۀ اسلامی نیز این عنصر، نقش کلیدی در بناهای این منطقه دارد. در دوران ایلخانی و صفوی بنا به دلایل اقلیمی و فرهنگی، ستون به‌صورت سنگی و چوبی با تزئینات فراوان همراه با سرستون‌ها و پایه‌ستون‌ها در برخی مساجد آذربایجان مورد استفاده قرار می‌گرفته است. به‌نظر می‌رسد مساجد اسنق و جمال‌آباد در هریس و مهربان، نقطۀ شروع معماری ستون‌دار با ستون‌های با تزئینات پرکار بوده که در ادامه در کاخ‌های ستون‌دار صفوی به اوج زیبایی می‌رسند. مقالۀ حاضر از یک‌طرف درکنار بررسی روند تحول ستون در منطقه، به تشریح تأثیر اقلیم در استفاده از معماری ستون‌دار در منطقه پرداخته و ازطرف دیگر به‌دنبال منشاء‌‌یابی سنت معماری ستون‌های با تزئینات پرکار استفاده‌شده در مساجد و کاخ‌های دورۀ صفوی مثل عالی‌قاپوی اصفهان، مساجد بناب و مراغه است. روش جمع‌آوری اطلاعات شامل بازدیدهای میدانی، ثبت و مستند‌‌نگاری داده‌ها بوده که درنهایت با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای به تحلیل موضوع پرداخته است. 

امیر ساعدموچشی، ایرج رضائی، عبدالرضا مهاجری‌نژاد، اقبال عزیزی،
سال 3، شماره 7 - ( 3-1398 )
چکیده

در بین نقوش برجای مانده مربوط به دوران تاریخی میان‌رودان و ایران، از هزارۀ سوم قبل‌ازمیلاد تا اواسط هزارۀ نخست قبل‌ازمیلاد، نقشی از یک شئ خاص در دست خدایان، شاهان و اشراف‌زادگان دیده می‌شود که گاهی نمای ظاهری آن بسیار شبیه به یک ساغر و گاهی نیز شبیه گل لوتوس است. تاکنون دربارۀ ماهیت و کاربری دقیق شئ مذکور اظهارنظر روشنی از سوی پژوهشگران ارائه نشده است. اخیراً در کاوش گورستان ماناییِ ملامچه و نیز در گور عصر آهنی کانی‌کوتر در محدودۀ زیویه مجموعاً هفت عدد ساغر سفالی یافت شده که دارای بدنۀ باریک و دهانه‌ایی گشاد هستند که در برخی موارد ساده و در برخی موارد منقوش‌اند و ظاهری شبیه به گل لوتوس دارند. در کاوش‌های تپۀ حسنلو نیز یک ساغر لعاب‌دار با ویژگی‌های مشابه نمونه‌های ملامچه و کانی‌کوتر به‌دست آمده است. با توجه به مفهوم نمادین گل لوتوس در فرهنگ‌های باستانی و نیز فرم و تزیین آن‌ها، به‌نظر می‌رسد که ساغرهای مورد بحث کاربری ویژه‌ای داشته‌اند. علاوه‌بر این به‌نظر می‌رسد که نمونه‌های ملامچه و کانی‌کوتر از لحاظ شکل و کاربری احتمالی، با برخی از نمونه‌های نقوش مورد بحث در این نوشتار قابل مقایسه است. احتمالاً این نوع ساغر چه در نقوش روی اشیاء باستانیِ مختلف و چه در این مکان‌ها یا نقاط دیگر، جزو ظروف معمولی با کاربری عمومی نبوده؛ بلکه به نظر می‌رسد که توسط اشخاص بلندمرتبه در مراسم‌ها و ضیافت‌های ویژه و شاید هم برای نوشیدن مایعات خاص استفاده می‌‌شده است. گور کانی‌کوتر غنی است و بافت گورهای حاوی ساغرهای ملامچه به‌لحاظ گورآوندها غنی‌تر از سایر گورها بوده و به‌نظر می‌رسد که استفاده‌کنندگان از این ساغرها از موقعیت برتری نسبت به سایرین برخوردار بوده‌اند. ساغر حسنلو نیز به همراه ظروف لعاب‌دار محلی و مشابه نمونه‌های شاخص محلی و بین‌النهرینی و در اتاقی ویژه به‌دست آمد. در نقوش برجای مانده نیز استفاده‌کنندگان از ساغرها،‌ دارای موقعیت برتر اجتماعی نسبت به دیگران هستند. در این مقاله علاوه‌بر مقایسۀ شکل ظاهری ساغرهای به‌دست آمده از ملامچه با نقوش برجای مانده از دوره‌های پیشین، آزمایش کروماتوگرافی نیز بر روی ساغرها انجام شد که متأسفانه، هیچ‌گونه دادۀ آزمایشگاهی مبنی‌بر کاربرد آن به‌دست نیامد.

علی‌اصغر محمودی‌نسب، رضا مهرآفرین، محمد فرجامی،
سال 3، شماره 7 - ( 3-1398 )
چکیده

تلاش انسان برای ایجاد تعادل بین نیازها و خواسته‌های وی و امکانات بالفعل و بالقوه در محیط از گذشته‌های دور موردتوجه بوده است. آب، خاک، زمین، راه و... همه به‌نوعی در شکل‌گیری و پیدایش یک مکان زیستی نقش مؤثری داشته و بسته به موقعیت و شرایط بعضی مواقع نقش یک و یا دو عامل پررنگ‌تر نیز می‌شود. تعامل انسان‌ها فرهنگ را در محیط پدید می‌آورد که به‌طور مداوم تکامل می‌یابد و فعالیت‌های انسان را تحت‌تأثیر خود قرار می‌دهد و با نادیده‌گرفتن محیط، نمی‌توان شرایط رفتاری و عوامل فرهنگی را موردبحث قرار داد. فرهنگ عامل ایجاد آثار و چشم‌انداز در مکان و فضاست. یکی از چشم‌اندازهای مهم فرهنگ در محیط، معماری است. ویژگی‌های طبیعی در منطقۀ قهستان موجب این شده است که در قرون میانی اسلامی فرقۀ اسماعیلی باتوجه به شرایط محیطی و گسترش مذهب خود در این منطقه دست به ساخت استحکامات دفاعی بزنند، تا خود را با شرایط طبیعی و سیاسی آن‌زمان هماهنگ کنند و نوعی سازگاری با محیط پیرامون به‌وجود بیاورند، به‌نوعی که باوجود محدودیت محیطی، از شرایط و امکانات موجود، نیازهای خود را از محیط تأمین کرده‌اند و نوعی سازگاری محیطی و فرهنگی در این منطقه به‌وجود آورده‌اند. هدف از‌ نگارش این مقاله، معرفی معماری قلعۀ کوه‌زردان واقع در شهرستان زیرکوه استان خراسان جنوبی و تأثیر محیط و فرهنگ در معماری قلعه و چگونگی‌ سازگاری انسان با محیط و رفع مشکلات‌ عدیدۀ طبیعی با بهره‌گیری از تفکر است، که در این‌راستا از محیط در رفع مشکلات بهره جسته و درنهایت منجر به خلق آثار و دست‌ساخته‌ها شده است. مقالۀ حاضر براساس روش توصیفی و تحلیلی بوده و داده‌های آن ازطریق مطالعۀ منابع کتابخانه‌ای و برداشت میدانی به‌روش پیمایشی در محل با رویکرد تاریخی فرهنگی صورت گرفته است.

رحیم ولایتی، حمید کرمی‌پور، فرزانه سعادتی‌راد،
سال 3، شماره 7 - ( 3-1398 )
چکیده

اوجان، یکی از شهرهای معرف دورۀ اسلامی در منطقۀ آذربایجان با مساحت حدود 90 هکتار در فاصلۀ پنج کیلومتری شهر کنونی بستان‌آباد واقع است. ساختار اولیۀ این شهر متعلق به سده‌های4 تا 6 ه‍.ق. و مصادف با دورۀ حکومت سلجوقیان در ایران بوده و گسترش اولیۀ این شهر در سده‌های7 و 8  ه‍.ق. و اوج شکوفایی آن متعلق به اواسط دورۀ ایلخانی به بعد تا دورۀ صفوی بوده است.  نابودی و انحطاط کامل این شهر در دورۀ قاجار روی داده است. در این مقاله با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش تحقیق تاریخی و با تکیه برمنظر باستان-زیست‌بوم‌شناسی به مطالعۀ مؤلفه‌های مؤثر در شکل‌گیری شهر اسلامی اوجان و به‌دنبال آن پی‌بردن به عملکرد شهر و علت تشکیل آن و در نهایت به علل فروپاشی این شهر پرداخته شده است. پژوهش مورد نظرکه برپایۀ مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی انجام شده است، مشخص می‌سازد، ساختمان شهر به‌واسطۀ موقعیت بین راهی آن به وجود آمده است و از این گذر عملکرد شهر نیز مشخص می‌شود. این شهر درمسیر شبکه‌های اصلی ارتباطی با سایر شهرهای عمده از جمله تبریز و زنجان ساخته شده و با توجه به موقعیت جغرافیایی از منابع طبیعی خوبی برخوردار بوده است و تا اواخر دورۀ صفوی پر رونق بود، اما با شروع دورۀ قاجار از اهمیت این شهر کاسته و درنهایت متروک شد. این مطالعۀ تاریخ سیاسی و اجتماعی شهر اوجان، آثار برجای مانده از شهر، شامل آثار: معماری، شهر سازی، آثار  فرهنگی به‌جاماندۀ بخش‌های مختلف شهر شامل قبرستان، کهن‌دژ آشکار می‌سازد.

حمید پورداود، حسین مستاجران، پرستو مسجدی‌خاک،
سال 3، شماره 7 - ( 3-1398 )
چکیده

کاشی زرین‌فام جدای از جنبۀ زیبایی و چشم‌نوازی به‌علت دیگری درخور توجه است و آن، تزئین حاشیۀ این کاشی‌ها با اشعاری از شاعران بلندآوازه است که جنبۀ زیبایی این کاشی‌ها را دوچندان کرده است. توجه به این کتیبه‌ها می‌تواند در برخی موارد راه‌گشای مصححان متون ادبی و رباعی‌پژوهان باشد، چراکه بعضاً صورت ضبط‌شده در کاشی‌ها با نسخ ادبی متفاوت است؛ تفاوتی که در اکثر موارد در چندین کاشی که احتمالاً هرکدام در کارگاهی متفاوت تولید شده‌اند، به یک‌صورت واحد دیده شده است و می‌تواند گویای رواج آن صورت ضبط در دوران تولید کاشی‌ها باشد. ازطرفی در مواردی به‌علت درج تاریخ ساخت روی کاشی می‌توان انتساب بعضی از اشعار به شاعری خاص را به‌واسطۀ تقدم زمانی این کاشی‌ها بر سال تولد شاعر یادشده رد کرد. لازم به ذکر است که در برخی موارد نیز تفاوت‌هایی دیده می‌شود که ناشی از اشتباه کاتب بوده که ایجاب می‌کند با رعایت احتیاط به استفاده از این کاشی‌ها اقدام شود، چراکه نویسندگان این کاشی‌ها نیز عاری از خطا نبوده‌اند. اصلی‌ترین پرسش این پژوهش این‌گونه است: آیا می‌توان کتیبۀ کاشی‌های زرین‌فام را به‌عنوان یک نسخه درنظر گرفت؟ و اگر این‌چنین است تا چه‌میزان می‌توان این کتیبه‌ها را مهم تلقی نمود؟ روش پژوهش مبتنی‌بر خواندن کتیبۀ کاشی‌ها بوده و سپس به مقایسۀ رباعیات و ابیات درج‌شده روی کاشی‌ها با صورت ضبط‌شده در نسخ ادبی اقدام شده است.

کمال‌الدین نیکنامی، مرتضی حصاری، طاهره شکری،
سال 3، شماره 8 - ( 6-1398 )
چکیده

دورۀ فرهنگی آغازایلامی به‌دلیل ورود فلات ایران به مرحله‌ای دیگر از دورۀ شهرنشینی و داشتن گل‌نوشته‌هایی که معرف شروع نوشتار در این سرزمین است، یک مرحلۀ مهم در آغاز‌تاریخی ایران محسوب می‌شود. پس از آن، دورۀ ایلام به‌دلیل ایجاد اولین حکومت‌های سلسله‌ای سرزمین ایران بسیار موردتوجه است. توالی آغازایلامی تا شروع دورۀ ایلام قدیم برمبنای نوشتار آغازایلامی و ایلامی، خطی دارای شبهاتی است و برمبنای برخی اطلاعات و داده‌ها ازجمله نوشتار آغازایلامی، توقف یک‌بارۀ دورۀ آغازایلامی مدنظر قرار گرفته و سیر تحول آن تا دورۀ ایلام قدیم با علامت سؤال مطرح می‌شود، اما توالی یادشده در متون بین‌النهرین (شبه‌میخی و میخی دوره‌های اوروک، جمدت‌نصر، سلسله‌های اولیه تا دورۀ اکد و حتی بعد از آن) قابل پی‌گیری و بررسی است. پژوهش انجام‌گرفته با هدف بررسی نام ایلام، سرزمین و ایالات آن در بازۀ زمانی پس از آغازایلامی تا ایلام قدیم در متون بین‌النهرینی انجام گرفت و مهم‎ترین پرسش این پژوهش پاسخ به شناخت چگونگی توالی دورۀ آغازایلامی تا ایلام قدیم برمبنای متون بین‌النهرینی در این فاصلۀ زمانی است. پی‌جویی‌های انجام‌گرفته درکنار یافته‌های باستان‌شناسی، وجود نام ایلام و ایالات ایلامی را در هزارۀ سوم قبل‌ازمیلاد در متون زبان‌شناسی بین‌النهرینی به‌دست‌آمده از این برهۀ زمانی، تأیید می‌نماید. پژوهش حاضر دارای نظام کیفی و راهبردی است و براساس هدف‌های بنیادی صورت گرفته و ازنظر روش، توصیفی است. روش یافته‌اندوزی به‌شیوۀ کتابخانه‌ای انجام شده و تمامی آن‌ها از منابع معتبر استخراج شده‌اند. اساس تحلیل بیشتر متکی‌بر اطلاعات و یافته‌های کتابخانه‌ای است.

میثم علیئی، اسماعیل همتی‌ازندریانی، محمد‌حسن ذال، ابراهیم رایگانی،
سال 3، شماره 8 - ( 6-1398 )
چکیده

موسیقی ازجمله پدیده‌های هنری جوامع بشری است که از دوران باستان تأثیر بسیاری بر زندگی بشر داشته و ابزار و آلات آن در هر دوره به اشکال و فرم‌های مختلف نمود پیدا کرده است. برخی از محققین بدون‌توجه به جایگاه موسیقی در جوامع باستانی ایران، نظرات ضدونقیضی در رابطه با پیشینۀ آلات موسیقی مطرح کرده‌اند. با استناد به مدارک به‌دست‌آمده از کاوش‌های باستان‌شناختی، نقوش‌برجسته و سنگ‌نبشته‌ها، بیانگر ارتباط دیرین هنر موسیقی با جوامع و فرهنگ‌های ایران‌باستان است. هنر موسیقی در دوران تاریخی (ایلامی‌ها، مادها، هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان) دارای شواهد و یافته‌های گوناگونی است که با مطالعه، تجزیه و تحلیل روند آن‌ها می‌توان به اهمیت و نقش این هنر در جوامع دوران باستان پی‌برد. در همین‌راستا مهم‌ترین پرسش‌های این پژوهش عبارتند از: 1. در هرکدام از دوره‌های پیش از اسلام از چه‌نوع آلات و ادوات موسیقی استفاده می‌شده است؟ 2. نمود و شواهد هنر موسیقی در دوران باستان را براساس چه مدارکی می‌توان مورد مطالعه و بررسی قرار داد؟ 3. تنیدگی و پیوند هنر موسیقی با طبقات اجتماعی و شرایط فرهنگی جوامع ایرانی قبل از اسلام چگونه قابل تفسیر است؟ پژوهش حاضر دارای رویکرد توصیفی-تحلیلی است و داده‌های آن ازطریق مطالعات کتابخانه‌ای و بررسی‌های میدانی گردآوری شده و با روش کیفی، تحلیل شده‌‌اند. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که موسیقی در دوران تاریخی، هنری است که بیشتر در طبقۀ حاکم اجتماع رواج داشته و دربار، محل و جایگاهی برای تجمع هنرمندان خبره در زمینۀ موسیقی به‌شمار می‌رفته و احتمالاً هنرمند چیره‌دست موسیقی، خود فردی از طبقۀ فرودست جامعه تلقی می‌شده است. همچنین شواهد پژوهش نشان می‌دهد در هر دورۀ تاریخی، از آلات و ادوات موسیقی خاص استفاده می‌شده و نواختن سازهای گوناگونی همچون: چنگ، نی‌، طبل، سرنا، دهل و غیره در نیایش‌ها، مراسم قربانی، عروسی و عزا، بیانگر پیوستگی این هنر با زندگی معنوی و حتی نظامی جامعۀ وقت بوده است.

مصیب امیری،
سال 3، شماره 8 - ( 6-1398 )
چکیده

مهم‌ترین راه شناخت بشر در ادوار گذشته، مطالعه و پژوهش برروی آثار به یادگار ماندۀ آن‌هاست و ازجمله آثاری که سهم بارزی در شناسایی فرهنگ‌ و ‌تمدن و بسیاری از مسائل گوناگون ادوار کهن ایران‌زمین داشته، نقوش مُهرها و آثارمُهری است. مطالعات این‌گونه داده‌ها، سال‌ها و بارها موردتوجه پژوهشگران باستان‌شناس و مورخ قرار گرفته و مقالات و کتب بسیاری درمورد این مقولۀ بی‌پایان منتشر شده است؛ چراکه مُهر و نقش آن پاسخ‌گوی برخی از پرسش‌ها، عامل جهت‌گیری صحیح تعدادی از پرسش‌ها و مطرح‌شدن پرسش‌های جدیدی در رابطه با مسائل اجتماعی، اقتصادی و ادراکات مردمان گذشته است. در برخی نقوش، هنرمند جهانِ خود را توصیف می‌کند و این‌گونه توصیف درحقیقت استفادۀ بهینه از نمادهاست. در موزۀ تخت‌جمشید مُهری سیاه‌رنگ وجود دارد که تفاوت اساسی با دیگر مهرهای منسوب به دورۀ هخامنشی دارد. این مُهر مسطح دو‌سو نقشی است که کمتر در هنر مُهرسازی مشاهده شده و در مُهرسازی هخامنشی نیز تاکنون منحصربه‌فرد است. این مُهر برای نخستین‌بار با در‌نظر گرفتن معیارهای مختلف مانند سبک هنری و نیز تفسیر نمادها، منتشر و مورد بازخوانی و ارزیابی قرار می‌گیرد.  هدف اصلی در این مقاله، مستندسازی و معرفی نمادهای این مُهر است. همچنین نگارنده بر این است که با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع معتبر کتابخانه‌ای بعد از توصیف کامل این مُهر به چند پرسش دربارۀ این مُهر پاسخ دهد. نخست اینکه نقوش حک‌شده برروی مُهر با چه مفاهیمی به‌کار رفته است؟ چگونگی منشأ‌شناسی این نمادها و اینکه این اشکال، زاییدۀ افکار و باورهای هخامنشیان بوده و یا نه، میراثی از یک فرهنگ بسیار قدیمی است؟  


صفحه 1 از 8    
اولین
قبلی
1