محمدامین سعادتمهر، حسن باصفا، حمیدرضا ثنایی، محسن مومنی، سال 5، شماره 16 - ( 6-1400 )
چکیده
خراسان در دورۀ سلجوقیان ازمنظر اجتماعی و اقتصادی از اهمیت بالایی برخوردار بود و با بهقدرت رسیدن «سلطانسنجر» (552-511 ه.ق.) نیز به هستۀ سیاسی امپراتوری سلجوقی بدل گشت. با حملۀ غزها (548 ه.ق.) و به اسارت درآمدن سلطانسنجر اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خراسان دچار آشفتگی گردید. محوطۀ قهوهخانۀ سنگی برزنون نیز متعلق به دورۀ سلجوقی بوده و با پیدا شدن سکهای طلایی از سلطانسنجر (ضربشده در نیشابور بهسال 551 ه.ق.) در لایههای سطحی آن، احتمال آن میرود که در کشاکش این حملات رو به ویرانی گذاشته باشد. بهواسطۀ چنین هرجومرج گستردهای، متون تاریخی اطلاعات پراکنده و متفاوتی دربارۀ این واقعۀ تاریخی دارند؛ پس با در اختیار داشتن چنین سکهای، علم سکهشناسی با تکیهبر علوم باستانشناسی و تاریخ میتواند اطلاعات ارزشمندی را در اختیار محققین قرار دهد. پس پایه و مایۀ اصلی این مقاله را سکۀ مکشوف از محوطۀ قهوهخانۀ سنگی و نمونۀ نسبتاً مشابهی از آن (احتمالاً ضربشده در نیشابور بهسال 551 ه.ق.)، تشکیل میدهد. پرسشهای اصلی این پژوهش عبارتنداز: 1. چگونه میتوان با استفاده از این سکه و نمونۀ مشابه آن بخشی از تاریخ آن عصر را بازسازی نمود؟ 2. با توجه به شرایط حاکم زمانی و عوامل تأثیرگذار، سکههای مورد بحث توسط چه کسی و با چه هدفی به ضرب رسیدهاند؟ این مقاله بر آن است تا علاوهبر معرفی این سکههای شاخص، به بازسازی و مشخص ساختن علل برخی از حوادث با همراهی دادههای سکهشناختی در کنار متون تاریخی بپردازد. در نتیجه مشخص گردید سکههای مورد مطالعه پس از آزادی سلطانسنجر از اسارت و بهنام او، توسط «مؤید آیابه»، در جهت مقابله نمودن با اتحاد «سلطانمحمود» (دورۀ اول حکومت 551-548 ه.ق.) و «آتسز خوارزمشاه» (551-521 ه.ق.) و کسب مشروعیت لازم برای بقای قدرت و حکومتش در جایگاه امیر تابع سلطانسنجر، در نیشابور و حتی بخشهایی از خراسان ضرب شده باشد.
شیما پورمومنی، سید محمدامین امامی، کمالالدین نیکنامی، سال 7، شماره 23 - ( 3-1402 )
چکیده
سفال از فراوانترین یافتههای باستانشناسی است که از دوران نوسنگی به بعد در اکثر محوطهها باستانی یافت میشود. شناخت این محصول به درک بهتر جامعۀ تولیدکنندۀ آن و همچنین سطح فناوری و پیچیدگیهای اجتماعی مردمان آن زمان کمک میکند. محوطۀ هرمنگان، استقرارگاه نوسنگی در شمالشرق استان فارس است که با کاوش در آن، سفالهایی همزمان با دورۀ موشکی و سازهای حرارتدیده که احتمالاً مربوط به پخت سفالها بودهاست، بهدست آمد. مطالعات آزمایشگاهی برروی سفالهای این محوطه با هدف پاسخگویی به پرسشهایی همچون: نحوۀ تولید سفالهای دورۀ موشکی، شناخت و دستهبندی خاک رس بهکاررفته، مواد خام پرکنندۀ خاک رس، سطح پیشرفت و آگاهی سفالگر از تولید محصول نهایی و همچنین تعیین محل تولید، انجام شد. پس از دستهبندی سفالها براساس ویژگیهای ظاهری، تعداد ۳۶ قطعه برای انجام مطالعات پتروگرافی و ۱۸ قطعه از آنها برای آنالیز مرحلۀ XRD و آنالیز عنصری XRF انتخاب شدند. درنتیجۀ این آزمایشها مشخص شد که سفالگران این محوطه از سه نوع خاک رس برای ساخت سفالها استفاده میکردند. احتمالاً فقط از کاه بهعنوان آمیزه استفاده شده و دمای پخت سفالها اکثراً زیر 800 درجۀ سانتیگراد بودهاست. با توجه به فناوری ابتدایی کوره که جزو کورههای اولیۀ روباز محسوب میشود، دمای آن قابلکنترل نبوده و پخت تحت شرایط اکسیداسیون انجام میگرفتهاست؛ همچنین با توجه به مطالعات زمینشناسی و مقایسۀ سفالها با یکدیگر چنین بهنظر میرسد که سفالهای مزبور محلی باشند؛ از اینرو با اینکه برای ساخت سفالها از سه نوع خاک متفاوت استفادهشدهاست، محصول نهایی تولیدشده شبیه بههم است و تفاوت بارزی در ظاهر این سفالها دیده نمیشود.