حسن باصفا، فرشید مسیحنیا، سال 6، شماره 20 - ( 6-1401 )
چکیده
عصرآهن در میانۀ آسیا و بخش مهمی از آن به نام خراسان، پیونددهندۀ پیشازتاریخ به حکومتهای دوران تاریخی است. این دوره همواره ابهامات و پرسشهای فراوانی را داراست؛ بهویژه در خراسان که کمبود مطالعات بهشدت احساس میشود. در این منطقه دشت نیشابور بهلحاظ باستانشناسی جایگاه ویژهای دارد و بیشک در شناخت مؤلفههای فرهنگی عصرآهن منطقه تأثیرگذار است. در پژوهش حاضر میلادتپه که تقریباً در خطالقعر و میانۀ دشت نیشابور واقع شده است، بهصورت بررسی روشمند نمونهبرداری شده است. هدف از این کار بهدست آوردن اطلاعاتی است تا با آن بتوان در پیشبرد اهداف بلندمدت تفسیر عصرآهن در خراسان، بهویژه نیشابور استفاده کرد. بر این اساس هدف اصلی شناخت و تبیین فرهنگهای عصرآهنی نیشابور در مقیاس کوچک و در کل منطقۀ خراسان است. در این راستا مهمترین پرسش پژوهش، چگونگی و چرایی عصرآهن در چشمانداز مطالعات اخیر حوزۀ فرهنگی خراسان است. در میلادتپه که سطح آن مسطح و صاف است، در چهارچوب بررسی روشمند نمونهبرداری مواد فرهنگی انجام شده تا بتوان در رویکردی تطبیقی با گونهشناسی و طبقهبندی سفالها، عصرآهن مورد مطالعه قرار گیرد. همچنین با استفاده از الگوی استقراری محوطه و سایر مؤلفههای استقراری میلادتپه میتوان بخشی از ساختارهای ناشناختۀ عصرآهن دشت نیشابور و بهتبع آن خراسان را بهشکل کاملی وارسی و خوانش نمود. براساس نتایج پژوهش میلادتپه که دارای توالی استقراری در عصرآهن است، در چهارچوب عصرآهن قدیم تا جدید منطقه قابلتفسیر است. مطالعات گونهشناسی سفال نیز نشان از همگونی با چهارچوب تفسیرشده برای عصرآهن جنوبغربی آسیای مرکزی دارد که آن براساس مؤلفههای فرهنگی محوطۀ یازتپه با نام یاز I تا III شناخته شده است. بهطور کلی در رویکرد تطبیقی، نمونههای میلادتپه قرابت نزدیکی با سنت سفالگری یاز دارد.