حمید پورداود، حسین مستاجران، پرستو مسجدیخاک، سال 3، شماره 7 - ( 3-1398 )
چکیده
کاشی زرینفام جدای از جنبۀ زیبایی و چشمنوازی بهعلت دیگری درخور توجه است و آن، تزئین حاشیۀ این کاشیها با اشعاری از شاعران بلندآوازه است که جنبۀ زیبایی این کاشیها را دوچندان کرده است. توجه به این کتیبهها میتواند در برخی موارد راهگشای مصححان متون ادبی و رباعیپژوهان باشد، چراکه بعضاً صورت ضبطشده در کاشیها با نسخ ادبی متفاوت است؛ تفاوتی که در اکثر موارد در چندین کاشی که احتمالاً هرکدام در کارگاهی متفاوت تولید شدهاند، به یکصورت واحد دیده شده است و میتواند گویای رواج آن صورت ضبط در دوران تولید کاشیها باشد. ازطرفی در مواردی بهعلت درج تاریخ ساخت روی کاشی میتوان انتساب بعضی از اشعار به شاعری خاص را بهواسطۀ تقدم زمانی این کاشیها بر سال تولد شاعر یادشده رد کرد. لازم به ذکر است که در برخی موارد نیز تفاوتهایی دیده میشود که ناشی از اشتباه کاتب بوده که ایجاب میکند با رعایت احتیاط به استفاده از این کاشیها اقدام شود، چراکه نویسندگان این کاشیها نیز عاری از خطا نبودهاند. اصلیترین پرسش این پژوهش اینگونه است: آیا میتوان کتیبۀ کاشیهای زرینفام را بهعنوان یک نسخه درنظر گرفت؟ و اگر اینچنین است تا چهمیزان میتوان این کتیبهها را مهم تلقی نمود؟ روش پژوهش مبتنیبر خواندن کتیبۀ کاشیها بوده و سپس به مقایسۀ رباعیات و ابیات درجشده روی کاشیها با صورت ضبطشده در نسخ ادبی اقدام شده است.
پرستو مسجدی، مصطفی خزایی، علی اعراب، سید ایرج بهشتی، سال 5، شماره 15 - ( 3-1400 )
چکیده
در آغاز هزارۀ سوم پیشازمیلاد، شواهدی از گسترش فرهنگی جدید در ایران پدیدار گشت که ریشۀ آن به منطقۀ قفقاز بازمیگردد. رایجترین نام این فرهنگ «کورا-ارس» است که اشاره به منطقۀ اولیۀ شکلگیری این فرهنگ دارد. شواهد این فرهنگ از شمال فلات ایران و سواحل جنوبی دریای مازندران تا سواحل شرقی دریای مدیترانه ثبت و گزارش شدهاند. برخی برای توجیه این شواهد همگون به تبیین عللی همچون تجارت و تقلید آثار متوسل شدهاند. کلاردشت یکی از شرقیترین مناطق حوزۀ گسترش این فرهنگ است که شواهد آن از تپهکلار و در یک کاوش باستانشناسی بهدست آمد. نمونههای سفالی بهدستآمده از تپهکلار که در دورترین نقطه از مبدأ این فرهنگ قرار دارد، فرصتی برای پاسخ به برخی پرسشها را فراهم کرد. پرسشهای این پژوهش عبارتنداز: 1- باتوجه به کانیهای موجود در سفالهای فرهنگ کورا-ارس و مفرغ میانی، چه میزان شباهت یا تفاوت بین آنها وجود دارد؟ 2- براساس مطالعۀ پتروگرافی نمونه سفالهای تپهکلار میتوان کدامیک از نظرات پیرامون نحوۀ گسترش فرهنگ کورا-ارس را برای ظهور این فرهنگ در تپهکلار منطقیتر دانست؟ در این پژوهش 15 نمونه قطعه سفال از دادههای کاوش انتخاب شد؛ 10 نمونه متعلق به فرهنگ کورا-ارس (مفرغ قدیم) و 5 نمونه از مفرغ میانی. نتایج پتروگرافی و دادههای نقشۀ زمینشناسی منطقه نشان میدهند که سفالهای کورا-ارس (مفرغ قدیم) و سفالهای مفرغ میانی با ساختار منطقۀ البرز مرکزی همخوانی دارد، و وجود کانی کمیاب نفلین (Na,K) AlSiO4 (کانی تحت اشباع از سیلیس) و همچنین دانههای یاقوت در بافت برخی سفالها و ساختار زمینشناسی منطقه موجب تقویت این عقیده شد که سفالهای کورا-ارس و مفرغ میانی تپهکلار، تولید محلی و منطقهای هستند (وارداتی از قفقاز یا نواحی دوردست نیست)؛ اگرچه در کیفیت سفال بهلحاظ بافت سفال تفاوت وجود دارد. نتایج این پژوهش ثابت کرد که سفالهای کورا-ارس بهعلل دیگری بهغیر از تجارت به محوطۀ کلار وارد شدهاند.