پوریا حیدری مهر، فرشید ایروانیقدیم، احمد علییاری، سال 7، شماره 23 - ( 3-1402 )
چکیده
استان کرمانشاه از مناطق قابلتوجه باستانشناسان است که تاکنون مطالعات زیادی در آن انجام گرفته است. پژوهش حاضر به بررسی قبور کلانسنگی در شهرستانهای گیلانغرب و سرپل ذهاب میپردازد. قبور کلانسنگی، ازجمله تدفینهایی هستند که دارای ساختار و معماری ویژهای هستند که در ایران و بهخصوص در منطقۀ مطالعهشده کمتر شناخته شده و پژوهش شده است. با مطالعه برروی این قبور میتوان شناختی هرچند اندک از فرهنگ، اعتقادات و نیز نحوۀ زندگی مردمان صاحب این قبور بهدست آورد. مهمترین پرسشهای این پژوهش عبارتنداز: ویژگی ساختار معماری این قبور چگونه بوده است؟ حوزۀ پراکندگی گونههای این قبور چگونه بوده و چه الگویی برای این پراکندگی میتوان تعریف کرد؟ روش پژوهش ازنظر هدف کاربردی-تاریخی است که با استناد به نظریات ارائهشده در اینباره، تأثیر بسیاری در شناسایی و بازسازی گونههای تدفینی داشته است. دستهبندی شکل و ساختار قبور بهصورت توصیفی انجام گرفته است. بررسی و انطباق ساختار قبور و ارتباطات فرهنگی مطالعه بهصورت تاریخی بوده است. در همینراستا، ضمن بررسی میدانی منطقه، ابتدا مقایسۀ گونهشناختی دادهها و گاهنگاری نسبی قبور انجام شد و سپس با نرمافزار GIS به تحلیل و شناسایی الگوی پراکنش قبور منطقه با عوامل مختلف جغرافیای طبیعی پرداخته شد. دیگر اطلاعات در زمینۀ موردمطالعه بهروش کتابخانهای گردآوری شده است تا زمینهای برای مقایسه با محوطههای همجوار فراهم شود. بر ایناساس متغیرهای گوناگونی ازقبیل: ارتفاع، شیب و رودخانهها تجزیه و تحلیل شدند. بهصورت کلی قبور شناساییشده در این بررسی به دو گروه اصلی «قبور صندوقی» و «قبور کروملیچ: تقسیم میشوند که قبور کروملیچ زیرگونههای مختلفی را شامل میشود؛ درنهایت براساس مطالعات صورتگرفته و نیز کاوشهایی که برروی قبور کلانسنگی شمالغرب انجام گرفته است و نیز با توجه به عدم شناسایی استقرارهای مرتبط با قبور، میتوان شیوۀ زندگی کوچروی را برای صاحبان این قبور پیشنهاد داد.
از منظر تولید سفال در دورۀ مسوسنگ تپه قبرستان حدود (4200 تا 3100 پ.م.)، دشت قزوین یکی از مهمترین محوطه در شمالمرکزی فلات ایران محسوب میشود. با هدف شناخت فناوری تولید و ترکیبات کانیهای موجود در سفالها این پژوهش انجام شد. پژوهش حاضر برای منشأیابی تولید سفال تپه قبرستان و میزان مهارت تولیدکنندگان ضروری و اهمیت دارد. پرسش اساسی و اصلی این پژوهش، بررسی میزان کیفیت تولید و بومی یا وارداتی بودن سفالها است. در این پژوهش 20 نمونۀ قطعه سفال از کاوش تپه قبرستان که از بانک سفال مؤسسه باستانشناسی دانشگاه تهران انتخاب گردیدند با استفاده از آزمایشهای فیزیکی (سنجش تخلخل، جذب آب و دانسیته)، پتروگرافی، پراش پرتو ایکس (XRD)، طیفسنجی فلورسانس پرتو ایکس (XRF)، مورد بررسی قرار گرفته است، برای تجزیه عنصری و شناخت فنآوری ساخت سفال در طول هزارۀ چهارم پیشازمیلاد در منطقه مورد آزمایش قرار گرفت. نتیجۀ مطالعۀ نمونهها نشان میدهد در ساخت سفال از فنآوری پیشرفته و تخصصی استفاده شده است؛ نشاندهندۀ مهارت سفالگران در کنترل فرآیند پخت و استفاده از مواد اولیه مرغوب است. مطالعات پتروگرافی برروی مقاطع نازک سفالها وجود کانیهای مشخصۀ منطقه، ازجمله کوارتز، بیوتیت، کلسیت و اوژیت را تأیید کرد. یکی از یافتههای مهم این پژوهش، شناسایی فناوری پیشرفتۀ چرخ سفالگری در تولید سفالهای تپه قبرستان بود. ضخامت یکنواخت دیوارهها و کیفیت سطح نمونهها بهوضوح نشان میدهد که از چرخ سفالگری تند استفاده میشده است؛ همچنین، مطالعات میکروسکوپی وجود آمیزههای غیرآلی (مواد افزودنی معدنی) را در بافت سفالها تأیید کرد که بهمنظور بهبود خواص مکانیکی و کاهش ترکخوردگی در هنگام پخت بهکار میرفتهاند. خاک مورداستفاده برای ساخت سفال، با ترکیبات منطقۀ دشت قزوین تطابق دارد، که نشاندهندۀ تولید بومی سفال است.