بررسی و مطالعۀ دشتها و درههای میانکوهی زاگرسجنوبی ازمنظر جغرافیایی و فرهنگی منجر به درک عمیقتر چگونگی شکلگیری، تبیین و گسترش فرهنگهای باستانشناختی آن مناطق میشود. بخشهای جنوبی زاگرس دارای حوضههای مختلف جغرافیایی و فرهنگی خاص خود است که مناطق شمالی آن شامل: آباده، اقلید و سمیرم میشود. حوضۀ رودخانۀ قبرکیخا و سمیرم بهدلیل قرارگیری در نقطۀ تلاقی فرهنگهای باستانشناختی زاگرسجنوبی برای مطالعۀ تعاملات فرهنگی و حوضههای گسترش فرهنگهای باستانشناختی فارس مهم بوده، لذا با این ضرورت و با هدف بررسی استقرارهای پیشازتاریخی و نوسانات جمعیتی حوضۀ رودخانۀ قبرکِیخا و همچنین شناسایی قدیمیترین آثار سکونت در بخش مرکزی سمیرم، مطالعات آغاز شد. پژوهش پیشِرو مبتنیبر یک فصل بررسی باستانشناختی با رویکرد تحلیل زیستگاهی در بخش مرکزی شهرستان سمیرم بوده است. پس از تهیۀ نقشههای موردنیاز، محدودۀ موردنظر بهصورت پیمایشی بررسی شد و نمونهبرداری بهصورت تصادفی انجام شد، که درپی آن منجر به شناسایی 66 محوطه از دوران پارینهسنگی تا دوران اسلامی شد. قدیمیترین آثار سکونت انسان در این منطقه به دوران پارینهسنگی میانی برمیگردد؛ پس از آن یک محوطه از دوران نوسنگی شناسایی شد و سپس با افزایش تعداد محوطهها، هفت محوطه از دورۀ باکون، چهار محوطه از دورۀ لپویی و سه محوطه از دورۀ بانش شناسایی شد. نتایج حاکی از تأثیرپذیری کامل فرهنگهای پیشازتاریخی این منطقه از فارس است و هیچگونه شواهدی از فرهنگهای مناطق پیرامونی مشاهده نشد. بهدلیل پایین بودن قابلیتهای زیستمحیطی، محوطهها هیچگاه در ابعاد و اندازۀ استقرارهای بخشهای مرکزی فارس نبوده، اما مانند فارس شاهد افزایش محوطهها در دوران باکون و لپویی هستیم و همچنین در مکانگزینی استفاده از منابع آب و خاک مرغوب و سکونت در نزدیکترین فاصله با رودخانهها و منابع مطمئن آبی مدنظر بوده است. موضوع جالبتوجه اینکه برخلاف بخشهای مرکزی فارس، مدارکی مبنیبر کاهش شدید تعداد محوطهها و تغییر شیوۀ زندگی از یکجانشین کشاورز به دامپرور عشایر شناسایی نشد و شاهد وسعت محوطهها و افزایش جمعیت در دورۀ بانش هستیم.