محوطۀ باستانی تل گسر در شمالغربی دشت رامهرمز، استقرارگاهی چنددورهای و یکی از محوطههای کلیدی، بهویژه برای مطالعات باستانشناختی دورۀ ایلام بهشمار میرود. این محوطه طی سالهای ۱۹۴۸-۱۹۴۹م. کاوش شد؛ با اینحال، انتشار نیافتنِ بهموقع گزارش و پراکندگی اسناد میدانی سبب ایجاد ابهام در دادههای باستانشناختی آن گردید. از مهمترین این ابهامات، اطلاعات مربوط به شش تدفینِ کشفشده در «تپهدژ» و منسوب به دورۀ ایلام نو است که در گزارشهای «کارتر» و «علیزاده» بهصورت ناقص و ناهمخوان ارائه شدهاند. گزارش علیزاده، بهویژه با جانمایی نادرست و انتساب پراکندۀ گورنهادههای یک تدفین به لایههای متعدد و دورههایی میان سوکلمَخ تا اسلامی، بر پیچیدگیهای موجود افزوده است. تلاش «یاسمینا ویکس» نیز بهرغم هدفگذاری درست، نتوانسته این ناهمخوانیها را برطرف کند و خود موجب طرح مسائل تازهای شده است. با توجه به اهمیت تل گسر و ضرورت بازنگری دادههای پیشین، این پژوهش با اتّکا بر روشهای مرسوم در مطالعات تاریخی و تحلیل تطبیقی اسناد موجود، به واکاوی این تدفینها پرداخته است. هدف اصلی پژوهش، جانمایی دقیق و ارائۀ گاهنگاری منسجم برای هر تدفین است. نتایج نشان میدهد که در گزارشهای پیشین، خطاهای اساسی در ثبت جزئیات، موقعیت کشف و گاهنگاری تدفینها وجود داشته است. افزونبر جانمایی صحیح تدفینها در گمانۀ کاوش، مهمترین دستاورد این مطالعه تفکیک تدفین E به دو تدفین مستقل (E1 و E2) و بازسازی توالی زمانی منظمِ شش تدفین از اواخر دورۀ ایلام میانه تا اواخر ایلام نو II است. نتایج پژوهش نشان میدهد که آشفتگی ظاهری دادهها نتیجۀ خطاهای گزارشدهی بوده و نَه بازتابی از ویژگیهای واقعی لایهنگاری محوطه؛ و از اینرو، برای درک توالی استقراری و تفسیرهای لایهنگارانۀ تپهدژ و مجموعۀ تل گسر اهمیت بنیادی دارد.