مطالعۀ آثار معماری بهصورت انفرادی و بدون درنظر گرفتن لایههای متنی و دگرگونیهای بافتاری مؤثر بر آن، یکی از کمبودهای این حوزه است. در این پژوهش تلاش میشود تا با تحلیلی گفتمانی و با استفاده از دادههای تاریخی و باستانشناسی به روابط بینامتنی مجموعههای معماری و شهرسازی تبریز دورۀ ایلخانی در دو سطح خُرد (شهر تبریز) و کلان (منطقهای و بینالمللی) پرداخته شود تا از اینطریق تحولات و معناهای ضمنی لایههای متنی (مجموعههای معماری و شهرسازی) آشکار گردد. مسأله پژوهش این است که روابط بینامتنی آثار مذکور ازمنظر نشانهشناسی لایهای به چه صورتی بوده و نظامهای نشانهای چگونه در لایهها متجلی شدهاند؟ این پژوهش از گونۀ پژوهشهای کیفی است و با رویکرد توصیفی-تحلیلی به مطالعۀ دادهها پرداخته است. یافتهها نشان میدهد بهکارگیری خوانش بینامتنی نشانهشناسی لایهای منجر به درک لایههای پنهان معنا در آثار معماری میشود و در مطالعۀ اثر پارادایمهای گستردهتری را درگیر مینماید. در روابط بینامتنیِ لایههای مختلف معماری و شهرسازی تبریز عهد ایلخانی در سطوح خُرد و کلان، رمزگانهایی مانند عناصر اصلی ارکان حکومت، ازجمله: قدرت سیاسی، قدرت فرهنگی-مذهبی و قدرت اقتصادی، با زیررمزگانهایی چون: رویکردهای ایرانشهری، مذاهب مختلف و تجارت داخلی و خارجی که متناسب با تغییرات بافتی لایهها (زمانی، مکانی، و فرهنگی-اجتماعی) هستند، وارد رابطۀ همنشینی و جانشینی شده و به نشانگی بدل گشتهاند
ازجمله مهمترین اسناد و منابع تاریخی و باستانی در ایران، قبالهها و نسخههای خطی دستنویس محلهمحور میباشند که با بررسی و مطالعۀ آنها اطلاعات مهمی بهعنوان منابع تاریخی بهدست میآید. این اطلاعات درخصوص عناصر جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی، میراثفرهنگی و قوانین عرفی و آداب و رسوم سنتی میباشند که با ذکر جزئیات بیان شدهاند و ما امروزه میتوان از آنها بهعنوان منابع دست اول و ارزشمند بهره برد؛ بر همیناساس، استان اصفهان را میتوان ازلحاظ غنای تاریخی و پیشینۀ نگارش قبالهها در تاریخ سنتی و محلهمحور ایران جزو مناطق بسیار پربار و غنی دستهبندی نمود. از آنجاییکه قبالههای خطی بهخصوص قبالههای مرتبط با محلۀ گورت واقعدر شرق اصفهان (جی شرقی) تاکنون ازنظر تاریخی و باستانشناسی و نسخهشناسی موردمطالعه و استفاده قرار نگرفته، لذا هدف پژوهش حاضر نشاندادن شیوۀ نگارش و طرح و بیان مفاد ارزشمند تاریخی و معرفی آنها با نامهای اصیل و سنتی آنها و نشاندادن اهمیت قبالههای خطی مذکور در این پهنۀ فرهنگی بهعنوان یکی از منابع مهم و دقیق تاریخی و باستانی و همچنین نشاندادن ویژگیهای هنری بهکار رفته در ترسیم و تزئین آنها بهعنوان بخشی از تاریخ هنر این سرزمین است. مهمترین پرسش پژوهش این است که چه تمهیداتی در نگارش و تنظیم این قبالهها بهعنوان سند محکم و مکتوب قابلقبول و مورد اقبال عوام و خواص اندیشیده شده تا مالکیت افراد، محترم شمرده شده و مفاد آن قانونمند و مطالب آنها مستند باشد. بهمنظور دستیابی به اهداف یاد شده، چهار قباله از قبالههای خطی و قدیمی محلۀ گورت واقعدر شرق اصفهان بهعنوان منابع محلی تاریخی و باستانی موردمطالعه و بررسی تحلیلی قرار گرفتهاند. نتایج پژوهش نشان میدهد که این اسناد مورد مطالعه، دارای قدمت تاریخی از دوران صفوی تا پهلوی اول هستند. این چهار قطعه قبالۀ خطی با موضوعات متفاوت شامل: 1) کبوتر خانه، 2) آسیاب آبی، 3) کاروانسرا، 4) قنات هستند که برروی انواع کاغذهای دستساز و با استفاده از جوهر سنتی ضد آب مورد کتابت قرار گرفتهاند و با توجه به موضوع پژوهش، موردمطالعه و بررسی قرار گرفتهاند.