محسن قاسمی، محمدرضا سعیدیهرسینی، احمد چایچیامیرخیز، سال 3، شماره 10 - ( 12-1398 )
چکیده
استان فارس یکی از مهمترین مناطق ایران در مطالعات باستانشناسی دوران پیشازتاریخ است. این منطقۀ جغرافیایی با توجه به زیرساختهای زیستمحیطی متنوع، از استعدادهای طبیعی مناسبی برخوردار است. طی بررسیهای باستانشناسی «سامنر» در سال 1972 م. با توجه به شناسایی سفال قرمزرنگ ساده و صیقلی در چندین محوطۀ دشت مرودشت و کاوش تلباکون در لایۀ V الف، یکی از دورههای مهم شناساییشده در توالی گاهنگاری فارس، دورۀ لپویی است. طی چند دهۀ اخیر با توجه به شناسایی اندک ویژگیهای مادی-فرهنگی دورۀ لپویی و اندک مدت زمان استمرار فرهنگی (3900-3400 ق.م.)، ابهاماتی نظیر شروع و پایان زمان دقیق این دوره، معیشت، سازوکار اجتماعی-فرهنگی، تولیدات تخصصی و اقتصادی باقیمانده است. یکی از محوطههای منتسب به دورۀ لپویی، «تپهلپویی» یا «تلشنگولی» است که جزو آخرین بازماندههای محوطههای شاخص این دوره در دشت مرودشت است و در فاصلۀ 3 کیلومتری رودخانۀ کر در جوار کفۀ آهوچر قرار دارد. این محوطه، تابستان 1394 ش. توسط کامیار عبدی مورد بررسی مجدد، گمانهزنی بهمنظور تعیین عرصه و حریم و کاوش قرار گرفت. تنوع مواد فرهنگی بهدستآمده شامل چندین لایه استقرار، ساختارهای معماری، سفال، دستافزار و ظروف سنگی، پیکرک حیوانی، مواد مرتبط با فنون مدیریتی و اداری، اشیاء زینتی و متفرقه بوده که مورد مطالعه و ارزیابی قرار گرفتهاند. پژوهش فوق در رابطه با مطالعه مواد فرهنگی و استقراری بهدستآمده از کاوش تپهلپویی بوده و ماحصل آن مهر تأییدی بر استمرار فرهنگی- استقراری هزارۀ چهارم قبلازمیلاد و دورۀ لپویی در دشت مرودشت است که در این پژوهش بدان پرداخته شده است.
داود بهروزیفر، رضا مهرآفرین، محمدرضا سعیدیهرسینی، احمد چایچیامیرخیز، سال 5، شماره 17 - ( 9-1400 )
چکیده
دشت سرخس در شمالشرق ایران و همجوار با کشور ترکمنستان واقع شده است. درخصوص مطالعات سفال دورۀ اشکانی در دشت سرخس، تاکنون مؤلفههای بهخصوصی برای آن درنظر گرفته نشده است. شناسایی و طبقهبندی سفالهای اشکانی این منطقه میتواند ابزار مناسبی برای شناخت بیشتر سنتهای سفالگری، و مطالعۀ تعاملات فرهنگی و اقتصادی مراکز جمعیتی آن دوره فراهم سازد. روش انجام پژوهش براساس مطالعات کتابخانهای (توصیفی و تحلیلی) طی یک مرحلۀ بررسی میدانی (پیمایشی) است. براساس یافتههای سطحی بررسی میدانی درمجموع 91 قطعه سفال شاخص از 14 محوطۀ استقراری متعلق به دورۀ اشکانی جهت بررسی انتخاب شد. درواقع این پژوهش بهدنبال پاسخ این پرسش است که، ارتباطات درونمنطقهای و فرامنطقهای دشت سرخس در دورۀ اشکانی با مناطق همدوره چگونه بوده است؟ با توجه به مطالعات صورتگرفته برروی سفالهای منتسب به دورۀ اشکانی در دشت سرخس میتوان این دوره را در دشت یادشده به دو دوره بخش نمود که در دورۀ نخست (شکلگیری حکومت اشکانیان تا قبل از به سلطنت رسیدن مهرداد اول) دشت سرخس متأثر از فرهنگ واحۀ سرخس ترکمنستان است؛ و در دورۀ دوم، تا پایان دورۀ اشکانیان متأثر از فرهنگهای شناختهشدۀ جنوب ترکمنستان، یعنی فرهنگهای نسا و مرو هستند. هدف از این پژوهش ضمن شناسایی و معرفی سفال اشکانی دشت سرخس، طبقهبندی و گونهشناسی سفالهای دورۀ اشکانی منطقه است. ضرورت پژوهش حاضر، ناشناخته بودن فرهنگهای سفال استقرار اشکانی دشت سرخس است و پژوهش حاضر تا حدودی میتواند زمینۀ شناخت بهتر را برای پژوهشهای بعدی فراهم کند.