لعاب مادۀ جدیدی نیست و سالهاست که بشر با آن آشناست. لعابها طیف گستردهای از ترکیبات آلی و معدنی را دربر میگیرند. این پژوهش درخصوص شناسایی لعاب آجرهای لعابدار هخامنشی در تختجمشید است که تاکنون برروی این آجرها مطالعاتی در زمینۀ معرفی انجام پذیرفته، اما مطالعات فنی جامعی درمورد شناسایی ترکیبات لعابهای آنها صورت نگرفته است. لعابهای مورد استفاده در آجرهای سفالی تختجمشید به رنگهای سفید، سبز کمرنگ، سبز پررنگ، قهوهای تیره، خاکستری و زرد حنایی رنگآمیزی شدهاند، که در این پژوهش لعابهای سبز کمرنگ و سبز پررنگ و زرد حنایی سربی مورد بررسی قرار گرفتهاند. این پژوهش که از نوع تجربی-آزمایشگاهی با استناد به مدارک معتبر علمی است، با هدف شناخت عناصر تشکیلدهندۀ لعابها در آجرهای لعابدار هخامنشی در تختجمشید انجام پذیرفته و پرسش اصلی این است که عمدهترین عوامل رنگکننده در لعابهای سبز کمرنگ و سبز پررنگ و زرد حنایی در این آجرسفالها چیست؟ در این راستا با استفاده از روشهای XRD, SEM, DTA و TGA و آنالیز شیمیایی تر بدنه و لعابها شناسایی شد که بدنۀ این نوع آجرها یک بدنۀ سیلیسی و بهصورت بسیار متخلخل است. با توجه به آزمایشات صورتگرفته، نتایج بهدستآمده در این پژوهش نشان میدهند که در ترکیب تمامی لعابها آهن و منیزیم وجود دارد که احتمالاً در ترکیب اصلی (لعاب پایه) غیر از اثرات رنگی بهصورت ناخالصی وجود داشتهاند.
دیوارنگارههای خلقشده در گذشته جنبههای ارزشمندی از تاریخ و فرهنگ دورۀ خود را به تصویر میکشند که درواقع نوعی بازنمایی از تفکرات و عقاید موجود در زمانۀ خود هستند. نقاشیها در طول زمان و بهواسطۀ عوامل مختلف در معرض آسیب، فرسایش و تخریب قرار میگیرند. در اینمیان حفاظتگران و مرمتگران بهمنظور جلوگیری از پیشرفت فرسودگیها اقداماتی را جهت حفاظت از اینگونه آثار انجام میدهند. این پژوهش قصد دارد تا با جستوجو در رویکردهای حفاظت و مرمت سنتی در دیوارنگارههای کاخ چهلستون اصفهان و به پشتوانۀ بازشناخت سابقۀ فرهنگ و هنر ایرانی در این نقاشیها به تبیین مفهوم و جایگاه خوانایی در این آثار بپردازد. افزونبر این، پژوهش حاضر درپی پاسخ به این پرسش است که، رویکردهای هنرمندان و مرمتگران سنتی تا چهمیزان برمبنای توجه به سابقۀ فرهنگ و هنر ایرانی استوار بوده است؛ و با عنایت به این موضوع، مفهوم خوانایی در نقاشیهای دیواری کاخ چهلستون را چگونه میتوان ارزیابی کرد؟ روش پژوهش در این جستار توصیفی-تحلیلی است؛ بنابراین تلاشدارد با بررسی تفکرات و نظریات اندیشمندان حوزۀ حفاظت و مرمت و نیز اندیشمندان ایرانی-اسلامی از باب تأثیر سابقۀ فرهنگ ایرانی-اسلامی و بررسی رویکردهای حفاظت و مرمت سنتی در این آثار، به چگونگی ادراک و جایگاه اصل خوانایی در دورۀ مرمتی ذکرشده بپردازد. تحلیلهای صورت گرفته نشان میدهند که رویکردهای هنرمندان-مرمتگران سنتی مبتنیبر توجه به سابقۀ فرهنگ و هنر ایرانی و سبکهای هنری دورۀ خود بوده و بدینترتیب با تکیهبر محاکات و بازنگاری نقاشیها و عنایت به انتقال محتوا و معنای درونی اثر ازطریق حفاظت از قالب روایی نقاشیهای دیواری در چهلستون، خوانایی بیشتری از این آثار را در اختیار مخاطب قرار دادهاند.
نقش «شیر و خورشید» که در سالهای اخیر به گفتمان تصویری-فرهنگی پر اهمیتی تبدیل شده است، همواره در موضوع چگونگی پیدایی و مفهوم آن ازسوی محققان مورد پرسش و تحقیق بوده و تحلیلهای متفاوتی بر آن ارائه شده است؛ اما بهنظر میرسد، باوجود متون نوشته شده دربارۀ آن تاکنون منازعات دربارۀ برطرف نشده است و کماکان نظرات گوناگون و تعارضهای بسیار دربارۀ تصویر یاد شده وجود دارد. برای گشودن راهی بر حل معادلۀ این منازعات، پرسش این پژوهش آن است که، کیفیت مطالعات پیشین چگونه بوده و تا چهمیزان میتوان برای مطالعات جدید به آنها استناد کرد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل کیفی این مطالعات و درپی یافتن کاستیها و نقاط قوت آنها انجام شده است. سعیبر آن بوده تا تمامی مطالعاتی که مستقیماً به موضوع تصویر شیر و خورشید پرداختهاند و یا مطالعات دیگر که در آنها دربارۀ تصویر مطالبی وجود داشته است، منابع چاپ شده یا منابع خاکستری، مرور نظاممند و فراتحلیل کیفی شوند. تعداد 150مطالعه با روشهای خاص جستجو در پایگاههای جستجوی اطلاعات فارسی و انگلیسی ازجمله: گوگل، وبآو ساینس، نورمگز، ایرانداک و غیره (بدون محدودیت زمانی) مطالعه و بررسی شده و سپس با معیارهای از پیش تعیینشده غربالگری و تعداد 27مطالعه از آنها برای فراتحلیل انتخاب و نتایج فراتحلیل کیفی با استفاده از جداول و نمودارهای توزیع و فراوانی بیان شدهاند. نتایج این فراتحلیل نشانداده است که درصد زیادی از کل مطالعات، به منابع پیش از خود استناد داشته و بدون تحقیق و بررسیهای تازه، گفتار پیشین را در نتایج نوشتار خود تکرار کردهاند؛ همچنین مشخص شد دو دهه رکود در انجام پژوهش دربارۀ تصویر وجود دارد که در جای خود نیازمند بررسی و آسیبشناسی است.