با انتخاب اصفهان در سال 1006ه.ق. بهعنوان پایتخت حکومت صفوی، بناهای بسیاری در این شهر، ساخته شد که بیشتر سطوح داخلی و نمای بیرونی آنها با تزئین کاشیکاری، مزیّن شد. نگارگران این عصر به یاری هنرمندان کاشیکار آمده و با ترسیم نقوش متنوع، به خلق آثاری زیبا و چشمنواز پرداختند؛ درحالیکه در دورههای پیشین، کمتر نقوش انسانی روی کاشیها دیده میشد؛ در دورۀ صفوی، و با شکوفایی مکتب اصفهان، محدودیت خلق آثار با نقش انسانی از میان رفت. باتوجه به کثرت نقوش انسانی نقششده بر کاشیهای این دوره، هنوز پژوهش متمرکز، جامع و مستقلی برروی آنان صورت نگرفته است و در بیشتر پژوهشها این گروه از کاشیها بهصورت کلی به دورۀ صفوی، نسبت دادهمیشوند؛ برهمیناساس، پژوهش حاضر با هدف تاریخگذاری نسبی کاشیهای گردآوری شده ازطریق تطبیق نقوش انسانی آنها با نگارههای رقمدار این دوره تلاش نموده است تا به این پرسشها پاسخ دادهشود که: نگارگری دورۀ صفویه چه تأثیراتی بر نقوش انسانی کاشیهای این دوره گذاشته است و این تأثیرات چگونه میتواند در راستای تاریخگذاری کاشینگارهها مورداستفاده قرارگیرد؟ روش گردآوری یافتههای این پژوهش، یافتهاندوزی ازطریق مطالعات کتابخانهای و میدانی و با شناسایی بیش از 80 قاب کاشی با نقش انسانی از بناهای غیرمذهبی و آثار موجود در موزههای داخلی و خارجی بوده و روش پژوهش نیز تاریخی-تحلیلی و تطبیقی است. نتایج پژوهش، حاکی از آن است که نقوش انسانی موجود بر کاشیها از مکتب اصفهان دورۀ صفوی تأثیر عمیق پذیرفته و باتوجه مضامین نقوش، ویژگیهای ترسیم لباسها (دستار، کلاه، شالهای پیچیده به کمر، لباسهای بلند و گلدار)، حالت چهره، ابرو، حتی نوع ظروف طراحی شده و تطبیق آنها با نقوش نگارههای رقمدار، میتوان بازۀ زمانی بین اواخر نیمۀ نخست تا اوایل و اواخر نیمۀ دوم سدۀ 11ه.ق. را برای قاب کاشیها درنظر گرفت.