logo

جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای رستمی

فرامرز رستمی‌چراتی، غلامرضا رحمانی، فتح‌الله نیازی، حسین توفیقیان،
سال 6، شماره 20 - ( 6-1401 )
چکیده

هدف از این پژوهش، مطالعات اولیه و گمانه‌زنی برروی کشتی به‌گل‌نشسته در ساحل قروق شهرستان تالش در استان گیلان مربوط به دورۀ قاجار است. در این‌راستا، مطالعات میدانی و نمونه‌برداری از قسمت‌های مختلف بدنۀ کشتی (چوب، فلزات، آب و خاک درون و بیرون بدنۀ کشتی) و نیز عوامل میکروارگانیسم‌ها نظیر قارچ‌ها و خزه‌های روی بدنۀ چوبی انجام شده است. قابل ذکر است که نمونه‌برداری‌ها هم از قسمت‌های روباز و هم از بخش‌های دفن‌شده بدنۀ کشتی و محیط اطراف آن بوده؛ پس از آن آنالیزهای لازم انجام شده است. هدف از جمع‌آوری و تفسیر داده‌های منتج‌شدۀ آنالیز در این پژوهش، ارائۀ راهکار مناسب جهت حفاظت، مرمت و نگه‌داری این اثر ارزشمند تاریخی است تا در سطح کلان ملی موردتوجه قرار گرفته و محل استقرار آن به‌عنوان یک سایت ویژۀ موزه‌ای توریستی-منطقه‌ای در اولویت قرار گیرد؛ لذا اولین قدم این پژوهش، مطالعات میدانی، گمانه‌زنی‌ها و آنالیز‌های لازم و موردنیاز در امر حفاظت و مرمت بوده است که در مراحل بعدی می‌بایست با درنظر گرفتن شرایط مناسب نگه‌داری و اعمال فرآیند‌های بازسازی با دستورالعمل‌های خاص حفاظت و مرمت، این کشتی به‌شکل اولیۀ خود نزدیک شود و قسمت‌های ازدست‌رفته ترمیم گردد. در این پژوهش نمونه‌های آب در درون و بیرون کشتی با pH متر سنجیده شده است. پس از انجام آنالیز‌های مرتبط، ازجمله طیف‌سنجی از نمونۀ بافت‌های چوبی بدنۀ کشتی، وجود ترکیبات هیدروکربنی و مشتقات نفتی (قیری) به‌دست‌آمده از آنالیز FTIR  مشخص شده است. دیگر آنالیز‌های ضروری در این مطالعه آزمایش‌های میکروبی از نمونه‌های برداشته شده است. با تحلیل نتایج به‌دست‌آمده از مقطع عرضی نمونه‌ها، این کشتی ساخت کشور روس بوده که با سازۀ چوبی از جنس کاج روسی (سوزنی‌برگ نوع ساسنا Pine) جهت حمل مواد نفتی استفاده می‌شده است. ازنظر قدمت و زمان، در دورۀ قاجار و قبل از آن به‌دلایل نامعلوم در ساحل قروق از بخش شهرستان تالش استان گیلان به گل نشسته است. 

مژگان رستمی، اردشیر جوانمردزاده، امیر ساعدموچشی،
سال 9، شماره 34 - ( 12-1404 )
چکیده

مدل‌‌های پیش‌‌بینی بخشی از رویکرد‌های آماری مبتنی‌بر GIS هستند، که درمیان پژوهش‌‌های باستان‌شناختی با توجه به توسعۀ تئوری‌‌ها و ابزار‌های مورداستفاده، جایگاه مهمی دارند. مدل‌های پیش‌‌بینی در کنار پردازش و بررسی آماری متغیر‌های محیطی تأثیرگذار بر مکان‌‌گزینی محوطه و کمک به شناخت چشم‌‌انداز فرهنگی و طبیعی منطقۀ موردمطالعه، منجر به ارائه برنامه برای مدیریت بهتر میراث‌فرهنگی می‌‌شوند. این نوشتار نیز با رویکردی آماری-تحلیلی و با به‌کارگیری داده‌‌های حاصل از بررسی باستان‌شناختی، سعی‌در ارائه مدل پیش‌بینی بخشی از منطقۀ شرق کردستان را دارد که در آن بررسی‌‌ باستان‌شناختی صورت نگرفته است. مدل‌سازی پیش‌بینی به روش یادگیری ماشینی MaxEnt با استفاده از 11عامل به‌عنوان متغیر طبیعی و هم‌چنین داده‌‌های حضور (محوطه‌ها) که برای مدل‌سازی ضرورت دارند، انجام گرفته است. مساحت مدل به دو بخش آزمایشی (بیجار و دهگلان) و محدودۀ پیش‌بینی (قروه) تقسیم شده است؛ چراکه مدل پیش‌بینی‌ شهرستان قروه براساس متغیر‌های طبیعی و داده‌‌های حضور شهرستان‌های بیجار و دهگلان رخ‌داده است. درنهایت نقشۀ پیش‌بینی به چهار کلاس به‌عنوان محدودۀ با مطلوبیت خیلی زیاد، زیاد، متوسط و کم، تقسیم شد. محدودۀ خیلی زیاد که شامل 10% مساحت کل مدل می‌‌شود دربر گیرندۀ 59% محوطه‌‌های عصرآهن بخش شرقی کردستان می‌شود و در عین‌حال مشخص شد متغیر‌های پوشش گیاهی، کاربری اراضی و فاصله از رود‌ها از تأثیرگذارترین عوامل بر مدل بوده‌اند؛ هم‌چنین داده‌‌های اولیه در قروه، 62% از محوطه‌‌ها را در مساحت 8% با مطلوبیت خیلی زیاد نشان می‌‌دهد که نشان از صحت پیش‌بینی دارد، و آمارۀ AUC مقدار 0.836 را نشان می‌دهد و مقدار یابش 0.82 برای مدل محاسبه شده است که نشان از مدل پیش‌بینی با ارزش رویکردی 1 دارد.


صفحه 1 از 1