چکیده
نگارنده، در این نوشتار و در ادامۀ مطالعات قبلی خود، به موضوع انواع فعالیت مبلغان مانوی در شبکۀ بزرگتری در زیرعنوان فعالیتهای درباری از امپراتوری روم تا به دربار تانگ در چین تمرکز میکند؛ در این فعالیتها، سفیران، و همچنین حکیمان دورهگرد و کارآگاهان انجام مراسم آئینی، آگاهی بر تفاوتهای فرهنگی را بهنمایش میگذارند؛ هرچند این رخداد و بهطور معمول بین همسایگان نزدیک و هممرز صورت میگرفت، اما با ابزار مانوی ایرانی و از راه آسیای میانه شاهد گسترش تدریجی آن هستیم. روایتهای مختلف مانوی اهمیت آموزش «حکمت» را در تلاش برای حمایت از حاکمان محلی بسیار برجسته میکند. بنابر نسخ مانوی «کلن»، «مانی» با پادشاهی ناشناس ملاقات میکند و بدو حکمت آموخته، احکام مانوی و همچنین «دو آموزه» را آموزش میدهد. همچنین، براساس شواهد و مدارک، هرچند پراکنده، گسترش آئین مانوی در چین قابل فهم میآید؛ آنجا که برای چنین موضوعی از نقش حکیمان مسافر در بازدید از شبکههای درباری نمیتوان چشمپوشی کرد. کلیدواژگان: شبکه، مانویت، دربار، ایران، چین.
مقدمه
براساس دیدگاه قدیمی بیشتر پژوهشگران، گسترش مانویت اندکی وامدار بازرگانان، بهویژه در مسیر راه ابریشم است. ویژهتر، سغدیان، به کاروانسالاران بازرگانی فرامنطقهای به جهان باستان متأخر شهرت دارند؛ نقش آنها در جنبشهای مانوی از مرزهای شرقی شاهنشاهی ساسانی تا به دربار تانگ در چین، هم از راه گزارشهای تاریخی و هم از اسناد متعدد مانوی به زبان سغدی، بهدستآمده از تورفان، در کنار یادگارنوشتههای اشکانی و فارسی میانه، ترجمهها، قابل دفاع است. بیگمان چنین ارتباطات مستقیمی با صاحبان قدرت برای جانشینان او دشوارتر بوده است. آزار و اذیت مانویان (از سوی مقامات) که به مرگ شخص «مانی» در زندان گندیشاپور فرجامید، به احتمال زیاد بسال 274م.، گواه این موضوع است. با وجود این، سیاست توسل به حاکمان بهمنظور کسب پشتی و حمایت برای سدهها از سوی مانویان حفظ شد. آشکارا این ادعا در موضوع ورود مبلغان مانوی به دربار تانگ چین در سدۀ هفتم میلادی، و سپسینتر در سدۀ هشتم، بهمنظور جلب حمایت «بوگوخان» و حاکمان سپسین «خاقانات اویغور» در «کوچا»، قابل فهم میآید. رویۀ میزبانی از حکیمان متحرک (دورهگرد) در دربارها نیز بهطور گسترده در شرق مدیترانه گواهی شده است؛ از این شمار باید به باز تولید و چگونگی روایتگری «زندگینامۀ آپولونیوس تیانا» یا دستور شهبانو «جولیا دومنا» (193 تا 211م.) به «فیلوستراتوس سوفسطایی» اشاره کرد.
بیگمان مانی هم با (کتاب) انجیل توماس و هم با «اعمال توماس» آشنا بوده است؛ او شخصاً به دربار ساسانیان سفر کرد و نیز سفری از بهر دیدن برهمنان به هند داشت؛ گزارشهای مانوی در بزرگنمایی موفقیتهای بنیانگذارش، مانی، برای تبلیغ دین در فراسوی مرزهای شاهنشاهی ساسانی، دستکم تا زمان دستگیری و زندان به پادشاهی «بهرام» بهسختی قابل اعتماد هستند؛ از این روایتهای پیروزمندانه همراه با اعجاز باید به تغییر مذهب یک حاکم محلی بهنام «مهرشاه» از طریق یک مکاشفه اشاره داشت. متون مانوی منعکسکنندۀ یک راهبرد تبلیغی هماهنگ و متمرکز بر دربار، و فرهنگ درباری گسترده در منطقه است که شامل بحثهایی بین حکیمان متحرک میشود؛ این سنت در دیگر منابع مربوط به این دوره، ازجمله متون بودایی و زرتشتی نیز دیده میشود.
به گمانی و باوجود شواهد پراکنده، گسترش مانوی در چین نیز بیشتر از مسیر شبکههای درباری انجام گرفته است. از اینشمار باید به سدۀ هشتم میلادی در آسیای میانه، به حکیمی دورهگرد اشاره کرد که البته مانی یا یکی از شاگردان نسل اول او نبوده است؛ این شخص، اسقفی بهنام «موژَک» (سغدی mwck، «آموزگار») بود که بنابر روایات از سوی پادشاه تخارستان برای پیامبری بهسوی دربار تانگ بهسال 719م. گسیل شد. براساس منابع مانوی، این اتفاق پیش از این، در زمان «گائوزنگ»، که بین سالهای 650 تا 683م. حکومت میکرد، رخداده است؛ همچنین، اسقف مانوی، مِهر اورمزد، که به همسخنی با ملکه «وو»، حکومت بین سالهای 684 تا 704م. رسید. یکی از اصول آمادهسازی متون مبتنیبر سیاست کلیدی دینی بود؛ از این شمار باید به رسالۀ خاصی با عنوان «سوتره دو بُن»، اشاره کرد که ممکن است همان کتاب شاپورگان باشد. شاپورگانِ مانی الگویی برای جلب حمایت سیاسی از دین برای سدهها پس از وی برجای ماند. 12سال سپسینتر، خلاصهای از آموزههای اساسی در رسالۀ چینی زبان با عنوان «چکیدۀ آموزهها و تعالیم مانی، بودای روشنی»، که در دونهوانگ نگهداری میشد، فراهم آمد.
آنگونه که «ساموئل لیو» آورده است: «تا آن زمان که آئین مانوی برای شهروندان غیربومی (به گمانی بازرگانان سغدی) مجاز بود، تنها تعداد قابلتوجهی از متون مانوی از زبان اشکانی و/یا سغدی به چینی ترجمه شده بود. هرگونه فعالیت تبلیغی، ازجمله ترجمههای بیشتر، با وجود ممنوعیت ازسوی سلسلۀ تانگ صورت گرفت؛ حکومتی که در اینزمینه هیچ حمایتی ارائه نمیداد، حتی با آنکه اجازه داده بود معابد ویژۀ خارجیان در شهرهای بزرگی مانند «لویانگ» و «چانگآن» بین سالهای ۷۶۲ تا زمان آزار و سرکوب در سال ۸۴۳م. برقرار باشند. گسترش مانویت به جنوب چین که از دوران سلسلۀ سونگ آغاز شد، بهصورت «زیرزمینی» انجام گرفت، و از ایننظر، احتمالاً بیشتر با تجربۀ آنان در امپراتوری روم شباهت داشت تا با حرکت پیشینشان در شرق امپراتوری ساسانی و مناطق فراتر از آن؛ یعنی اجتناب از مراکز قدرت و نهادهای امپراتوری، بهجای تلاش برای جذب و نفوذ در آنها.
همچنین، پذیرش مانویان در میان اویغورها، گواهی از آخرین نمونه از اهمیت شبکههای درباری (در کمک به گسترش مانویت) است. «کلارک» (2000) بهیاری شواهد متفاوت پیشتر به ارزیابی آن پرداخته است. از این شمار باید تغییر دین «بوگوخان» آنچنان که در کتیبۀ چند زبانۀ «قرهبلقسون» (Karabagalsun) شرح داده شده، اشاره کرد؛ بنابراین سند (برگردان چینی)، چنین آمده که چگونه سفارتی به پایتخت، شهر «لویانگ» برای کمک به امپراتور تانگ در سرکوب شورش اعزام، و دربار با چهار «برگزیدۀ مانوی» دیدار کرد. این برگزیدگان گمنام (که نامشان ثبت نشده) سپس به همراه بوگوخان به پایتخت اویغور رفتند؛ جاییکه پادشاه و مشاورانش «دین راستی را پذیرفتند» و از تلاشهای تبلیغی مانوی در منطقه حمایت کردند: «سپس انبوه شاگردان برگزیده (موژک) به هر سوی زمین از شرق تا به غرب شتافتند، به تکاپو افتادند از بهر تبلیغ دین»؛ بنابراین یادبودنوشته، ورود مانویان به میان خاقانات اویغور نشان داده شده، یعنی دورهای از که ثبات و پشتیبانی برخوردار شدند؛ زیرا در تبادل دو دربار، برگزیدگان از پایتخت تانگ به سمت نزدیکان بوگو خان حرکت کردند.
نتیجهگیری
گرچه منابع این رویدادها، که پیشتر آمد، کمشمار هستند، اما «لری کلارک» شواهدی را بازنگری در محتوای کتیبۀ قرهبلقسون ارائه کرده است؛ او بهویژه استدلال میکند که بوگوخان اولین تماس خود را با برگزیدگان مانوی زمانی که هنوز رهبری اویغورها را به عهده نگرفته بود، و قبل از تعامل با سایر برگزیدگان در دربار چین، داشته است؛ به واقع، خان اعلامیهای در حمایت از مانویان به سال 759م. صادر کرده است. علاوهبر این، شواهدی دیگر وجود دارد که نشان میدهد او حداقل یکبار در سالهای اول، و قبل از تثبیت موقعیت مانوی به سال ۷۶۳م.، حمایت خود را کمرنگ کرده بود. این گزارش وی (کلارک)، به چگونگی دشواری ایجاد و نیز حفظ چنین روابط حمایتی (مانویان و بوگوخان) میپردازد، که البته در روایتهای مانوی نشانی از ایندست گزارشها دیده نمیشود (حذف شده است). علاوهبر این، نمیتوان منکر نقش مهم سغدیان در گسترش «دین راستی» به چین و خاقانات اویغور شد که این موضوع وامدار موقعیتهای تجاری آنها در مسیر جادۀ ابریشم شرقی بود؛ این گسترش دین از سوی شبکههای درباری، بیشتر از سوی برگزیدگانی هدایت میشد، که در کنار تجارت از راه دور، برای گسترش مانوی نیز کار میکردند. واقعیت این است که این شبکه با از دست دادن حمایت اویغورها در اوایل سدۀ 11م. فرو پاشید؛زیرا آخرین گروههای بازماندۀ مانوی در جنوب چین از حمایت مقامات دولتی پرهیز کردند.