logo

جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای خانعلی

حمید خانعلی، اکبر پورفرج، رضا عطایی، حمیده داداش‌وند نیگجه،
سال 2، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده

استفاده از عنصر ستون، زمینۀ لازم برای بزرگ شدن فضاهای معماری را فراهم کرد. بنا به اذعان یافته‌های باستان‌شناختی، مناطق شمال‌غرب ایران به‌دلیل وجود منابع چوب و سنگ فراوان در استفاده از این عنصر پیشگام بوده است. در معماری قدیم ایران، ستون علاوه‌بر نقش کاربردی، نقش تزئینی و زیبایی‌شناسی نیز داشته، به همین‌دلیل بنا به شرایط مختلف اقتصادی و زمینه‌های فرهنگی، در دوره‌های مختلف ستون‌ها در سبک و سیاق‌های گوناگون با مصالح آجر، سنگ یا چوب در بناها استفاده شده‌اند. باتوجه به بناهای شناخته‌شده از دوره‌های آغاز‌تاریخی و تاریخی در شمال‌غرب، به اهمیت ستون در گذشتۀ منطقه پی می‌بریم، همچنین در دورۀ اسلامی نیز این عنصر، نقش کلیدی در بناهای این منطقه دارد. در دوران ایلخانی و صفوی بنا به دلایل اقلیمی و فرهنگی، ستون به‌صورت سنگی و چوبی با تزئینات فراوان همراه با سرستون‌ها و پایه‌ستون‌ها در برخی مساجد آذربایجان مورد استفاده قرار می‌گرفته است. به‌نظر می‌رسد مساجد اسنق و جمال‌آباد در هریس و مهربان، نقطۀ شروع معماری ستون‌دار با ستون‌های با تزئینات پرکار بوده که در ادامه در کاخ‌های ستون‌دار صفوی به اوج زیبایی می‌رسند. مقالۀ حاضر از یک‌طرف درکنار بررسی روند تحول ستون در منطقه، به تشریح تأثیر اقلیم در استفاده از معماری ستون‌دار در منطقه پرداخته و ازطرف دیگر به‌دنبال منشاء‌‌یابی سنت معماری ستون‌های با تزئینات پرکار استفاده‌شده در مساجد و کاخ‌های دورۀ صفوی مثل عالی‌قاپوی اصفهان، مساجد بناب و مراغه است. روش جمع‌آوری اطلاعات شامل بازدیدهای میدانی، ثبت و مستند‌‌نگاری داده‌ها بوده که درنهایت با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای به تحلیل موضوع پرداخته است. 

حمید خانعلی،
سال 8، شماره 27 - ( 3-1403 )
چکیده

فرهنگ سنگ‌افراشت در گسترۀ زمانی چندهزارساله از مرزهای غربی چین تا دریای بالتیک و اسپانیا متداول بوده و در دوره‌های اسلامی نیز در یافته‌های باستان‌شناسی و منابع مکتوب در صور مختلفی نمود یافته است. پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این پرسش‌ها است که مهم‌ترین عوامل گسترش زمانی و مکانی فرهنگ سنگ‌افراشت انسان‌ریخت چیست؟ و مفاهیم به‌کار رفته در فرهنگ سنگ‌افراشت انسان‌ریخت در دوران پیش‌ازتاریخ و دوران اسلامی چیست؟ پژوهش حاضر ضمن بررسی گسترش زمانی و مکانی این فرهنگ و معرفی نمونه‌های شاخص آن در حوزۀ جغرافیایی بین دریای سیاه و حوزۀ فرهنگی دریای خزر به بررسی چیستی و چرایی برپایی سنگ‌افراشت‌ها می‌پردازد. این پژوهش از نوع تحلیلی-تاریخی فرهنگی بوده که اطلاعات آن بر پایۀ مطالعات اسنادی و کتابخانه‌ای گردآوری شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان می‌دهند مهم‌ترین عوامل گسترش زمانی فرهنگ سنگ‌افراشت انسان‌ریخت به‌دلیل ارتباط آن‌ها با سنن و آئین‌های مذهبی بوده و آن‌چه سبب گسترش مکانی این فرهنگ شده، احتمالاً با مبادلات تجاری و به‌تبع آن مبادلات فرهنگی ارتباط داشته است؛ هم‌چنین سنگ‌افراشت‌ها درطول ازمنه به اشکال انسانی و حیوانی و نمادهای باروری قابل مشاهده است که در موارد متعددی در قالب، تجسم فرد متوفی در ارتباط با مدفن وی نمود یافته است. قدیمی‌ترین نمونۀ سنگ‌افراشت انسان‌ریخت شناسایی شده در حوزۀ جغرافیایی مذکور، متعلق به استل دوبندی در شمال باکو است. این سنگ‌افراشت در حالت برجای در ارتباط با یک کورگان به‌دست آمده که درون آن مواد فرهنگی از اواخر دورۀ فرهنگ مایکوپ به‌دست آمده است. این فرهنگ متعلق به اواخر هزارۀ سوم و اوایل هزارۀ دوم پیش‌ازمیلاد است. در ادامۀ نمونه‌های دیگری از سنگ‌افراشت‌ها در سوریه، ترکیه و شمال‌غرب ایران نیز مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش حاضر نشان می‌دهند؛ هرچند ارتباط گاهنگاری و باستان‌شناختی بین نمونه‌های پیش‌از‌تاریخ و ازمنه بعد از میلاد وجود ندارد، اما تمامی نمونه‌ها با مقولۀ تدفین، سنن و آئین‌های مذهبی ارتباط داشته و به تجسم شخصی که احتمالاً از مرتبۀ اجتماعی بالایی برخوردار است، می‌پردازد. این موضوع در متون و یافته‌های باستان‌شناختی نمود داشته است.

احد وریجی، حمید خانعلی، نسرین بیک‌محمدی،
سال 9، شماره 34 - ( 12-1404 )
چکیده

بقایای مادی حاوی تصاویر، یکی از مهم‌ترین ذخایر اطلاعاتِ تاریخی-فرهنگی، در باستان‌شناسی و تاریخ‌هنر محسوب ‌می‌شوند. از بقایای چنین ذخایری، آثاری هستند که تصویر یوز بر روی آن وجود دارند. خوانش تصاویر برجای‌مانده از یوز در آثار باستانی نیز، بی‌گمان می‌تواند درک عمیق‌تری از هم‌زیستی و رویارویی جوامع مختلف انسانی با این قبیل حیوانات درنده به‌بار آورد. یافته‌های باستانی‌شناسی و تحلیل‌های شمایل‌شناختی‌ای که تاکنون بر روی یوز صورت گرفته، نشان می‌دهد متغیرهای مهمی چون: پراکندگی جغرافیایی، تعدد و تفاوت زمانی و کثرت برهم‌کنش‌های فرهنگی، نقش به‌سزایی در تعیین رهیافت‌های پژوهشی و تبیین علل تحولات نقوش آن در طول دوران مختلف تاریخی داشته‌اند؛ به این‌ترتیب در گام نخست، پس از بررسی پیشینۀ مطالعات انجام‌گرفته بر روی یوز و هم‌چنین با بررسی سیر تحولات تصاویر یوز در میان افق‌های فرهنگی هم‌پایه در ایران که عمدتاً منشأ پیدایش نقوش یوز -از دوران پیشاتاریخی تا عصر اسلامی متأخر- را در دو ‌الگویِ تفسیریِ روایی-اسطوره‌ای و آئینی-ایدئولوژیک منحصر دانسته‌اند؛ پژوهش حاضر به‌دنبال آن است تا با بررسی نمونه‌های تصویری از یوز، ضمن تأکید بر نقش حیوانات درندۀ شکارگر در جوامع انسانی، به‌علاوه اهمیت الگوی تفسیری کارکردگرا-معیشتی را با استناد به متون تاریخی «شکارنامه‌ها» به‌عنوان یکی از علل اساسی بازنمایی تصاویر یوز در برابر دو الگوی پیش‌گفته برجسته نماید؛ از این‌رو، شواهد باستان‌شناسی به‌همراه مطالعات تطبیقی متون تاریخی، در دو بخش میدانی و کتابخانه‌ای و به روشی تحلیلی-تطبیقی، مورد بازخوانی قرار گرفتند تا درنتیجه نشان داده شود: تفاسیر کارکردگرایانۀ ناظر بر زنده‌گیری و اهلی‌سازی این حیوان شکارگر توسط یوزداران در جهان طبیعی، از اهمیتی برابر و به‌مراتب بیشتر نسبت به تفاسیر رایج اسطوره‌ای و ایدئولوژیکی که صرفاً متوجه اقتدار سیاسی و آئین مشروعیت‌بخشی در ساحت فرهنگی است، برخوردارند.


صفحه 1 از 1