علی نویدگبلو، سید مهدی حسینینیا، سال 1، شماره 2 - ( 12-1396 )
چکیده
موضوع پژوهش حاضر تحلیل و مقایسۀ نسبی پیشانیبند طلایی بهدستآمده از منطقۀ خلخال، موجود در موزۀ آذربایجان است که از طریق کاوشهای غیرمجاز بهدست آمده است. باتوجه به اینکه هیچگونه کار پژوهشی بر روی این شئ صورت نگرفته، لذا انجام چنین پژوهشی در این زمینه بهمنظور مشخص کردن کارکرد، شیوۀ ساخت، مقایسه، تاریخگذاری نسبی و تجزیه و تحلیل نقوش نمادین بهکاررفته بر روی این اثر هنری ضروری بهنظر میرسد. روششناسی این مقاله بهصورت مطالعۀ تطبیقی و بهصورت تحلیلی-توصیفی و شیوۀ گردآوری اطلاعات آن نیز به دو روش کتابخانهای و میدانی است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در کاربست نقوش این پیشانیبند، طرز تفکر و اعتقادات هنرمندان تأثیر بهسزایی داشته است. درواقع این نقوش بهصورت آیینی و مظهری از خدایان بودند که توسط هنرمندان بر روی سفالینهها و گاهی بر روی زیورآلات نقش شدهاند تا بدین وسیله خود را تحت حمایت خدایان قرار دهند. با توجه به مطالعات انجامشده در زمینۀ شیوۀ ساخت، شیوۀ تزئین و تجزیه و تحلیل حاصل از مقایسۀ نقوش با نمونههای تزئینی مشابه مانند سینهبند زرین و عاجهای زیویه، جام طلای لرستان، جام زرین مارلیک و پیشانیبند حسنلو، نتایج تاریخگذاری مبین آن است که پیشانیبند مورد مطالعه را میتوان در محدودۀ زمانی بین اواخر هزارۀ دوم و اوایل هزارۀ اول ق.م. تاریخگذاری کرد.
سعید ستارنژاد، بهروز عمرانی، حسین ناصریصومعه، سید مهدی حسینینیا، سال 4، شماره 11 - ( 3-1399 )
چکیده
یکی از انواع اصلی آثار صخرهای، فضاهای دستکند آئینی-مذهبی است. این فضاهای دستکند از دیرباز موردتوجه، تقدس و احترام گروههای اجتماعی متدین و پایبند به آموزههای دینی بوده است. از این منظر میتوان گفت منطقۀ مراغه یکی از کانونهای فوقالعاده مهم، غنی و دیرپای معماری آئینی-مذهبی در تاریخ و فرهنگ ایران بوده است. در عصری که فضاهای دستکند آئینی در بسیاری از مناطق، رونق آئینی و قوت قُدسی تأثیرگذار خود را از دست داده است، برخی از فضاهای دَستکند آئینی-مذهبی در مراغه همچنان حضور فعال و پررنگ دارد. بر همین اساس این پژوهش ضمن شناسایی، معرفی و تبیین ویژگیهای خاص فضاهای دستکندِ آئینی-مذهبی این منطقه، به عامل شکلگیری این فضاهای آئینی نیز پرداخته است؛ بنابراین در کنار روش میدانی جهت ثبت، ضبط و توضیح وضعیت کنونی، از مطالعات اسنادی برای شناخت عامل شکلگیری معماری آئینی-مذهبیِ شهرستان مراغه استفاده گردید. انجام این پژوهش درصدد پاسخگویی به این پرسش بنیادی است که، فضاهای دستکند آئینی-مذهبی در مراغه به چند گونه تقسیم میشوند؟ نتایج بررسیهای انجامشده، حاکی از شناسایی تعداد 8 اثر صخرهای آئینی-مذهبی در شهرستان مراغه است. معماریهای صخرهای فوق از منظر ریختشناسی در قالبهای سطحی و زیرسطحی قابل دستهبندی هستند. همچنین ازلحاظ گونهشناختی و تقسیمبندی ماهیت کاربری دارای استفادههای مختلفی است، ازجمله: الف) مسجد، ب) خانقاه، پ) کلیسا، ت) معبد بودایی، ث) نیایشگاه روباز، ج) گوردخمه، چ) قبور صخرهای. هماکنون بسیاری از این محوطهها دچار ویرانی شده، با وجود این برخی از فضاها، جایگاه قُدسی خود را حفظ نموده و با تغییراتی مورد استفادهاند.
شهرستان خوی بهعنوان یکی از حوزههای باستانشناسی ایران، از مهمترین کانونهای حضور جوامع انسانی بوده است که فرآیند شکلگیری جوامع باستانی از ادوار پیشازتاریخی تا دوران تاریخی و اسلامی در آن کاملاً مشهود و قابل کنکاش است. یکی از محوطههای شاخص این شهرستان، محوطۀ شمس تبریزی است که در شمالغربی شهر خوی درمیان محلۀ ربط و محلۀ امامزاده قرار دارد و در جبهۀ جنوبی آن، بنای یادبودی موسوم به «منارۀ شمس تبریزی» قرار گرفته است. این محوطه در سال 13۹۷ه.ش. با هدف بررسی لایهها و نهشتههای باستانشناختی و آگاهی از وجود دورههای فرهنگی با ایجاد سه گمانه در قسمتهای شمالی و شرقی مورد کاوش باستانشناختی قرار گرفت. این پژوهش نتیجۀ مطالعۀ دادههای سفالین محوطۀ مذکور است. بر ایناساس، پرسش اصلی این پژوهش بدینصورت مطرح میشود؛ با توجه به تنوع گونههای سفالی و تطبیق آنها با محوطههای دیگر، گاهنگاری محوطه دربر گیرندۀ چه دورههای فرهنگی است؟ یافتههای این پژوهش، سفالهای این محوطه را در دو گروه عمده سفالهای لعابدار (سفالهای تکرنگ، چندرنگ، نقاشی روی لعاب، نقاشی زیرلعاب، اسگرافیاتو) و بیلعاب (سفالهای قالبزده و معمولی) دستهبندی میکند که براساس گونهشناسی سفالینهها و تطبیق آنها با محوطههای دیگر باید گفت محوطۀ شمس تبریزی خوی استقرارگاهی متعلق به قرون میانی تا متأخر اسلامی است. اوج شکوفایی این محوطه مربوط به سدههای میانۀ اسلامی بوده است و همچنین باید خاطرنشان نمود که گونههای شاخص سفالی، همسانیهای نزدیکی را با دیگر مراکز در شمالغرب و غرب نشان میدهد که این موضوع، نشان از وجود شبکۀ ارتباطی و فرهنگی گسترده در منطقه بوده است و متون تاریخی و سفرنامهها این نتیجهگیری را تقویت میکند.