حمید افشار، هایده خمسه، محمد بهرامزاده، سال 4، شماره 14 - ( 12-1399 )
چکیده
باستانشناسیِ شهری، به اقلیتهای دینی و نقش آنها در بافت تاریخی و اجتماعی شهرها توجه خاص دارد. بررسی نحوۀ زندگی، معماری شاخص و چگونگی تعامل اقلیتهای مذهبی در بافت شهری از موارد مهم و موردتوجه این شاخۀ باستانشناسی است. خیابانهای «سیتیر» و «میرزاکوچکخان» تهران محدودۀ موردنظر در این تحقیق بهشمار میروند. وجود «کلیسای مریم مقدس» متعلق به مسیحیان ارمنی، «کلیسای پطرس» متعلقبه مسیحیان فرقۀ پروتستان، «کنیسۀ حیّم» متعلقبه یهودیان و آدریان (آتشکده) زرتشتیان که از اواخر دورۀ حکومت «ناصرالدینشاه» تا اواخر پهلوی اول در این محدوده ایجاد شدهاند، بافت شهری متمایزی را نسبت به دیگر نقاط شهر بهوجود آورده است. برهمیناساس پرسشهای پژوهش عبارتنداز: نحوۀ تأثیرگذاری و تأثیرپذیری بافت شهر تهران در دورۀ قاجاریه و پهلوی اول نسبت به بناهای مذهبی اقلیتهای دینی چگونه بوده است؟ آیا معماری مذهبی اقلیتهای دینی مختلف در این دوره به یک میزان در بافت شهری تهران تأثیرگذار بودهاند؟ روش پژوهش در این گفتار از نوع پژوهشهای بنیادی است. دادههای پژوهش به شیوۀ مطالعۀ میدانی و تحقیق کتابخانهای جمعآوری شده و با روش توصیفی-تحلیلی ارائه شده است. پژوهش حاضر از منظر باستانشناختی، معماری، میزان رؤیتپذیری و نحوۀ تعامل این آثار را در بافت تاریخی شهر تهران بررسی خواهد کرد تا جایگاه این اقلیتها در ساختارهای اجتماعی حاکمبر شهر آشکار شود. همچنین با مقایسۀ این آثار، سهم و میزان تأثیر و تأثر هر یک از ادیان را در بافت شهر تهران مشخص خواهد کرد. بررسی بهعملآمده حاکی از آن است که اقلیتهای مذکور با تغییر در نوع نگرش به معماری مذهبی نسبت به دوران پیش از مشروطه، بناهای متمایزی را درون بافت شهری بهوجود آوردهاند. در اینمیان ارامنه باتوجه به داشتن پیشینۀ غنی در معماری، بیشترین بهره را از شرایط اجتماعی-سیاسی بعد از مشروطه کسب کرده و تأثیر بسزایی در بافت شهری تهران ایجاد کردهاند.
محمد بهرامزاده، ابوطالب مقسم، مسلم رضایی، سال 10، شماره 35 - ( 3-1405 )
چکیده
سکههای حاکمان محلی پارس (فرترکهها) از مهمترین اسناد باستانشناختی برای بازسازی اوضاع سیاسی، مذهبی و فرهنگی ایالت پارس در دورۀ سلوکی بهشمار میآیند. این مسکوکات افزون بر ارزش اقتصادی، حاوی عناصر تصویری و نمادینی هستند که بازتابدهندۀ تداوم سنتهای هخامنشی و شکلگیری هویت سیاسی حاکمان محلی در این دورهاند. یکی از شاخصترین عناصر تصویری بر این سکهها، نقش بنایی است که در پشت برخی از آنها مشاهده میشود و از دیرباز توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. باوجود مطالعات انجامشده، ماهیت معماری و کارکرد این سازه همچنان از مسائل بحثبرانگیز در مطالعات سکهشناسی و باستانشناسی ایران بهشمار میرود. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تبیین هویت معماری و کارکرد بنای نقششده بر سکههای گروه نخست و دوم شاهان محلی پارس انجام شده است. در اینراستا تلاش شده است تا با معرفی این گروه از سکهها و تحلیل ویژگیهای تصویری آنها، ابهامات موجود دربارۀ ماهیت این سازه تا حد امکان روشن شود. پرسش اصلی پژوهش آن است که، سازۀ نقششده بر سکههای فرترکهها چه نوع بنایی را بازنمایی میکند و تا چه اندازه میتوان آن را با نمونههای شناختهشدۀ معماری آئینی ایران باستان مقایسه و تفسیر کرد؟ روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و مبتنیبر رویکرد تطبیقی است. دادههای مورداستفاده ازطریق مطالعات موزهای بر مجموعه سکههای موجود در موزۀ بانک سپه و موزۀ تماشاگه پول، همراه با بررسی منابع کتابخانهای و پژوهشهای پیشین گردآوری شده است؛ سپس این دادهها با نمونههای معماری شناختهشده از دورۀ هخامنشی و پساهخامنشی مورد مقایسه و تحلیل قرار گرفتهاند. نتایج پژوهش نشان میدهد که بنای تصویرشده بر سکههای فرترکهها دارای ماهیتی آئینی و مذهبی است و ازنظر برخی ویژگیهای ساختاری و نمادین با بنای کعبۀ زرتشت در نقشرستم قابل مقایسه است؛ همچنین بررسی سکهها نشان میدهد که در گذر زمان و درپی تغییرات فنی در شیوۀ ضرب، کیفیت هنری و دقت در نمایش جزئیات معماری این نقش کاهش یافته است. این یافتهها نشان میدهد که نقش این بنا نهتنها بازتابدهندۀ سنتهای معماری و مذهبی ایران باستان است، بلکه میتواند نشانهای از تداوم مشروعیت دینی و سیاسی حاکمان محلی پارس در دورۀ پساهخامنشی نیز تلقی شود.