logo

جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای ایزدی

آرزو ایزدی، شهریار ناسخیان، محمود محمدی،
سال 2، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده

یکی از رویکردهای اخیر در زمینۀ مرمت بافت‌های تاریخی، رویکرد «بازآفرینی پایدار شهری» است که نسبت به رویکردهای پیشین دید جامع‌تر به بافت تاریخی و حفاظت آن دارد. در این رویکرد به‌منظور مرمت بافت تاریخی از تمامی ابعاد توسعۀ پایدار شامل ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدیریتی و زیست‌محیطی استفاده ‌شده است. اسناد و بیانیه‌های مربوط به این رویکرد از دهه 1990 م. به‌بعد پا به عرصۀ مرمت و حفاظت گذاشته است که در هریک از این اسناد، کلیدواژگانی برای تحقق بازآفرینی مطرح شده است. همچنین پژوهش‌های بسیاری با این موضوع انجام شده که هرکدام اصول و معیارهایی برای تحقق بازآفرینی پیشنهاد کرده‌اند، ولی تاکنون پژوهشی که دیدی جامع به ابعاد و معیارهای بازآفرینی داشته باشد، ارائه نشده است. لیکن این پژوهش با هدف تبیین چارچوب مفهومی و ارائۀ ابعاد و معیارهای بازآفرینی پایدار بافت تاریخی سعی بر آن دارد که با روش تحقیق توصیفی و تحلیل محتوا و با بررسی اسناد و بیانیه‌های مربوط به بازآفرینی و پژوهش‌های انجام‌گرفته شده با این رویکرد، دیدی جامع از ابعاد و معیارهای آن داشته باشد. در پژوهش حاضر بازآفرینی بافت تاریخی در چهار بُعد اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و فرهنگی تعریف شده است و معیارهایی همچون ارزش ملک، سرمایه‌گذاری خصوصی، مشارکت شهروندان، منزلت اجتماعی، هویت اجتماعی، صنایع خلاق، محله‌های فرهنگی و رویدادهای فرهنگی ارائه شده است.

نسیم عسگری، شهریار ناسخیان، محمدسعید ایزدی،
سال 5، شماره 16 - ( 6-1400 )
چکیده

منظر شکل‌یافته از مکان‌های متبرکه شهرهای زیارتی، جزو اصلی در شناسایی شاخصه‌های کالبدی و معنایی آن‌ها به‌شمار می‌رود. این مناظر ضمن گسترشِ کلیتی یکپارچه در ابعاد زمانی و مکانی، آئین‌ها و مراسم مذهبی وابسته‌ به خود را در یک چهارچوب روایی متحد می‌سازند. بدیهی‌ است جانِ متصل به این مناظر، روح انسان است؛ پس هرآن‌چه منجر‌ به برهم‌زدگی و آشفتگی این ارتباط گردد، نه‌تنها اصالتِ این اماکن مقدس و یکپارچگی بافت‌های بلافصل آن‌را مخدوش می‌سازد؛ بلکه اثرات منفی غیرقابل‌انکاری بر امرِ زیارت برجای‌ خواهد گذاشت. از آنجاکه این فضاها همواره مرکزِ توجه مجاوران، زائران و حتی سیاحان بوده است، اسناد مکتوب و مصورِ آن‌ها می‌تواند در بازنمایی وجوه عینی و ذهنی مناظرِ فوق‌الذکر موردِ مداقه قرار گیرد. درهمین ارتباط پژوهشِ حاضر با طرح این پرسش که در طولِ اعصار پیشین، ساختارِ کالبدی و معنایی مناظرِ یادشده چه‌وجوهی را دربر می‌گرفته است؟ درصدد یافتنِ ابعادِ پیدا و پنهانِ این گستره با هدفِ بازنمایی ویژگی‌های اصلی منظرِ شهرهای زیارتیِ مذهبِ تشیّع و نقشِ بقاعِ متبرکۀ آن‌ها بوده است. از این ‌حیث با تکیه‌بر روش تفسیری-تاریخی و تحلیلِ مضمون، رویکردی استنتاجی را انتخاب نموده و به بررسی متون و تصاویر 29 سفرنامۀ نگارش‌شده در فاصلۀ زمانی قرن‌ ششم تا چهاردهم هجری‌قمری، پرداخته است. یافته‌ها حکایت‌ از آن دارد که اماکن مذکور به‌عنوانِ «نماد و شاخصۀ شهر زیارتی»، همواره «متمایز از محیط پیرامونِ» خود و در عینِ‌حال با «انسجامی یکپارچه» در بسترِ طبیعی شهر، منظری را به‌شکلِ مجموعه‌ای واحد انتظام می‌داده که تمامی روابط، رویدادها، آداب و آئین‌های بومیِ مرتبط‌ با خود را شامل می‌شده است. نتیجۀ حاصل گویای آن است که منظر مقدسِ این اماکن شبکه‌ای معنوی و زنجیره‌ای از ارزش‌ها و عناصر ملموس و ناملموس بوده، که توجه بیش‌ از پیش به حفاظت از حریمِ بصری آن‌ها و بازنگری در طرح‌ها و اقدامات جاری را ایجاب می‌نماید.


صفحه 1 از 1