از روشهای بررسی اولیه جهت برآورد پتانسیلهای معدنکاری و متالورژی باستان در یک ناحیه، مطالعه بر روی بقایای تفالههای برجامانده از فعالیتهای متالورژیکی باستانی است. بیش از 95% از معادن فلزی کشور براساس شواهد برجامانده از فعالیتهای معدنکاری پیشین، کشف و مورد مطالعه قرار گرفتهاند. اساس این مطالعات بر پایۀ شواهدِ باقیمانده از استخراج فلزات، ذوب و استحصال انجام میگیرد. تونلهای استخراجی جهت دستیابی به مادۀ معدنی و سربارههای ذوب، گواه بسیار دقیق این واقعیت است که علم معدنکاری از دیرباز با درایتِ خاصی انجام میپذیرفته است. کانیهای مسی و کربناتهای مس با رِخنمونهای رگهای، مالاکیتی و آزوریتی بر روی سطح زمین از ابتدا توجه انسان را بهخود جلب کرده و با شناسایی و استحصال این ماده، بشر وارد عصر مفرغ شده است. از آنجاییکه سربارههای ذوب، مواد طبیعی نبوده، بلکه نتیجه و ماحصل یک فرایند صنعتی در جهت بهآوری مواد خام در زمان خود بودهاند: مطالعه بر روی آنان از پیچیدگی خاصی برخوردار است. منطقۀ هَلیلرود نیز بهدلیل قرارگرفتن در یکی از مهمترین مناطق معدنی و کانیسازی از اهمیت ویژهای برخوردار است. مطالعۀ سربارههای ذوب تلفیقی است از تحلیل نتایج مطالعات پتروگرافی، متالوگرافی و روشهای آنالیز دستگاهی نظیر XRF, XRD, Pol-Microscopy. با مطالعه بر روی سربارههای منطقۀ هلیلرود در استان کرمان فلز مورد استخراج با خصوصیات خاص عناصر کمیاب موجود در ذخیره و با توجه به پترولوژی فازهای سیلیکاته، اکسیدی و سولفیدی مورد مطالعه قرار گرفت و همچنین فناوریهای بهکار رفته جهت استحصال مواد خام مورد بررسی قرار گرفتند.
حمید فدایی، سید محمدامین امامی، ایوب کریمیجشنی، سال 3، شماره 9 - ( 9-1398 )
چکیده
میراث صخرهای ایران در میان انواع هنر صخرهای جهان، جایگاه ویژهای دارد. نمونههایی از این آثار، نظیر بیستون در فهرست میراث جهانی به ثبت رسیدهاند و بسیاری از آنها همچون نقشرستم در منظر فرهنگی میراث جهانی قرار گرفتهاند. ارتباط این آثار با محیط در حال توسعه موجبات تهدید آنها در معرض فعالیت انسانی، بهخصوص در شکل آلودگی محیطی را افزایش داده است. خطرات و تهدید آلایندههای محیطی ایجاد شده در مناطق فوق ناشی از حضور صنایع آلایندۀ خرد و کلان و بهویژه مجموعههای پتروشیمی میتواند تهدید کنندۀ موضوع یکپارچگی چنین منظرهای فرهنگی قلمداد گردد. بههمین دلیل برنامهریزی جهت پایش دقیق محیطی این آثار ضروری است و در گام نخست، ضرورت دارد روشهای مختلف پایش آلایندههای هوایی در میراث صخرهای مورد ارزیابی قرار گیرد. در واقع شیوههای مختلفی از اندازهگیریهای محیطی برای ارزیابی شرایط حفاظت میراث صخرهای در ایران و جهان بهکار رفتهاند. در این میان، روشهای پایش را میتوان به دو گروه مستقیم و غیرمستقیم دستهبندی نمود. پرسش اصلی پژوهش در زمینۀ مزایا و معایب هر یک از این دو شیوه جهت انتخاب سامانۀ مناسب پایش میراث صخرهای است. در این مقاله، پس از گردآوری اطلاعات برآمده از مشاهدات عینی و مطالعات نظری، دادهها از طریق شیوۀ تجزیه و تحلیل کیفی حاصل آمده است. در این تحقیق با بررسی ویژگیهای پایش، شیوۀ پایش مستقیم جهت شناخت بستر محیطی میراث صخرهای و کنترل آن ضروری تشخیص داده شده است. در اینمیان تجارب جدید حفاظت در محوطههای تاریخی میتواند نگرانی در مورد محدودیت مربوط به ایجاد زیرساختهای انرژی را برطرف نموده و هزینۀ پایش ممتد میراث صخرهای را کاهش دهد؛ لذا نتایج حاصل، علاوهبر دارا بودن ارزشهای بنیادی و نظری، کاربردی نیز خواهند بود.
مهدی رازانی، شاهرخ شهرسبزی، مسعود باقرزاده کثیری، سید محمدامین امامی، سال 4، شماره 13 - ( 9-1399 )
چکیده
آثار پایهستونهای سنگی هخامنشیان بهواسطۀ وسعت قلمرو فرمانروایی، در مناطق مختلف ایران به ثبت رسیده است. بقایای این سبک معماری را در مجموعه آثار: پاسارگاد، تختجمشید، نقشرستم، لیدوما و تُمببت در فارس، آثار شوش در خوزستان، آثار سنگی هگمتانه در همدان، کاخ ریوی در استان خراسان شمالی و مجموعه کاخهای هخامنشی منطقۀ برازجان در استان بوشهر، میتوان ملاحظه کرد. معادن استخراج سنگهای این بناها عمدتاً محلی تشخیص داده شدهاند؛ با اینحال، در استان بوشهر از دو معدن باستانی «پوزهپلنگی راهدار» و «تنگگیر برازجان» میتوان نامبرد که از معدن پوزهپلنگی بیشترین استخراج و بهکارگیری سنگهای سفید کرمرنگ برای کاخهای منطقۀ برازجان به ثبت رسیده است. مهمترین پرسشهای پژوهش پیشِرو عبارتنداز اینکه، ساختارشناسی و ارتباط میان سنگهای سیاه-خاکستری بهکار رفته در معماری هخانشی کاخهای برازجان چیست؟ اما جهت ساختارشناسی سنگ خاکستری-سیاه کاخ هخامنشی چرخاب برازجان، نمونههای این نوع سنگ از کاخ چرخاب برداشت گردید که این نمونهها با نمونههای سنگ خاکستری-سیاه کاخهای بردکسیاه و سنگسیاه برازجان مورد مقایسه قرار گرفتند. با بررسیهای پتروگرافی مقاطع نازک بهدستآمده از کاخها و آنالیز شیمیاییXRD و XRF روند ساختارشناسی نمونه سنگهای خاکستری-سیاه کاخهای هخامنشی منطقۀ برازجان وارد مرحلۀ تازهای گردید. نتایج مطالعات پتروگرافی حاکی از آن است که نمونه سنگهای خاکستری-سیاه کاخ چرخاب با نمونۀ کاخ سنگسیاه و بردکسیاه با توجه به زمینۀ میکرواسپارایتی تا اسپارایتی و مقدار کم میکرایت، همچنین ساختار لایهلایهای، با یکدیگر مطابقت دارند. همچنین ارزیابی نمونههای آنالیزی XRD و XRF این سنگها حاکی از آن است که نمونههای کاخ چرخاب و سنگسیاه یکسان هستند. باتوجه به اینکه رد معدنکاری برای سنگهای خاکستری-سیاه در استان بوشهر تاکنون یافت نشده؛ بنابراین میتوان ادعا کرد که این سنگها از یک معدن غیرمحلی ناشناخته، استحصال و استخراج شدهاند.
یزد بهواسطۀ اینکه در دوران اسلامی کمتر دچار فراز و نشیبهای اجتماعی شده و بهواسطۀ جایگاه آموزش در قرون میانی اسلام، سنت مدرسهسازی که از دورۀ سلجوقی شروع شده بود، در یک بستر آرام به تداوم خود ادامه داد. به دور بودن از دغدغههای امنیتی و ایجاد آرامش نسبی در طی قرون میانی و مقبولیت زیاد ساخت مدرسه، زمینه را برای ظهور مدرسه در شهر یزد فراهم نموده است؛ بنابراین با توجه به اشارات متعدد متون تاریخی یزد به مدارس این دوران و عدم انجام پژوهشی دربارۀ معماری مدرسههای تاریخی یزد، در این پژوهش بهشرح ویژگیهای ساختمانی این مدارس پرداخته شده است. هدف این پژوهش پاسخگویی به این پرسش است که، مدارس مذکور در متون تاریخی دارای چه ویژگیهایی هستند و اجزاء فضاساز و آرایههای این مدارس چه بوده است؟ روش پژوهش این جستار برمبنای اسناد و مدارک تاریخی و همچنین مطالعات کتابخانهای است. روش این پژوهش تحلیلی-تاریخی و منبع اصلی آن، منابع تاریخی مانند کتاب تاریخ یزد و تاریخ جدید یزد و جامع مفیدی است. این پژوهش، مدارس تاریخی را از جنبههای معماری، تزئینات، عملکرد، پدیدآورندگان مورد کنکاش قرار داده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان میدهند که مدارس یزد دارای ویژگیهای محلی و بومی هستند که قبل از دورۀ ایلخانی در این ناحیه رواج داشته است و ریزش شیوههای معماری و تزئین محلی به داخل ساختمان مدرسه با توجه به منابع تاریخی، انکارناپذیر است. مدارس اشتراکات زیادی با معماری مساجد و خانه و خانقاه این دوران دارند. با توجه به اینکه معمولاً از مدارس بهعنوان مدفن استفاده میشود؛ بنابراین میتوان این بناها را در گروه مدارس تدفینی دستهبندی کرد و درنهایت طیفهای متنوعی از افراد بهعنوان بانی نقش اصلی در شکلگیری این مدارس تاریخی داشتهاند.
شیما پورمومنی، سید محمدامین امامی، کمالالدین نیکنامی، سال 7، شماره 23 - ( 3-1402 )
چکیده
سفال از فراوانترین یافتههای باستانشناسی است که از دوران نوسنگی به بعد در اکثر محوطهها باستانی یافت میشود. شناخت این محصول به درک بهتر جامعۀ تولیدکنندۀ آن و همچنین سطح فناوری و پیچیدگیهای اجتماعی مردمان آن زمان کمک میکند. محوطۀ هرمنگان، استقرارگاه نوسنگی در شمالشرق استان فارس است که با کاوش در آن، سفالهایی همزمان با دورۀ موشکی و سازهای حرارتدیده که احتمالاً مربوط به پخت سفالها بودهاست، بهدست آمد. مطالعات آزمایشگاهی برروی سفالهای این محوطه با هدف پاسخگویی به پرسشهایی همچون: نحوۀ تولید سفالهای دورۀ موشکی، شناخت و دستهبندی خاک رس بهکاررفته، مواد خام پرکنندۀ خاک رس، سطح پیشرفت و آگاهی سفالگر از تولید محصول نهایی و همچنین تعیین محل تولید، انجام شد. پس از دستهبندی سفالها براساس ویژگیهای ظاهری، تعداد ۳۶ قطعه برای انجام مطالعات پتروگرافی و ۱۸ قطعه از آنها برای آنالیز مرحلۀ XRD و آنالیز عنصری XRF انتخاب شدند. درنتیجۀ این آزمایشها مشخص شد که سفالگران این محوطه از سه نوع خاک رس برای ساخت سفالها استفاده میکردند. احتمالاً فقط از کاه بهعنوان آمیزه استفاده شده و دمای پخت سفالها اکثراً زیر 800 درجۀ سانتیگراد بودهاست. با توجه به فناوری ابتدایی کوره که جزو کورههای اولیۀ روباز محسوب میشود، دمای آن قابلکنترل نبوده و پخت تحت شرایط اکسیداسیون انجام میگرفتهاست؛ همچنین با توجه به مطالعات زمینشناسی و مقایسۀ سفالها با یکدیگر چنین بهنظر میرسد که سفالهای مزبور محلی باشند؛ از اینرو با اینکه برای ساخت سفالها از سه نوع خاک متفاوت استفادهشدهاست، محصول نهایی تولیدشده شبیه بههم است و تفاوت بارزی در ظاهر این سفالها دیده نمیشود.