هزارۀ سوم پیشازمیلاد زمانی است که روابط گستردۀ فرهنگی و اقتصادی و تجاری میان تمدن ایران و درۀ سند، بینالنهرین، خلیجفارس، دریای عمان و آسیایمرکزی برقرار بوده است. هدف مقالۀ حاضر، بررسی نشانهشناسی فرهنگی و ارتباطات میان محوطههای عصر مفرغ جنوبشرق ایران، با تأکید بر شهرسوخته، شهداد و تپهیحیی است. در این روند، نشانههای مهرها و اثرمهرهای محوطههای ذکرشده در جنوبشرق ایران شامل: شهداد و شهرسوخته براساس مطالعات تطبیقی با محوطههای اصلی در آسیایمرکزی شامل: بلخ، مرو، موندیگاک، آلتینتپه، گنورتپه، داشلیتپه، تغلق، و منطقۀ اوردوس مورد مطالعه و بررسی قرار خواهند گرفت؛ از اینرو، در چارچوب نشانههای موردمطالعه برروی مهرها و اثرمهرها، پیشنهادی مبنیبر وجود ارتباطات فرهنگی موجود میان این مناطق در دورۀ زمانی موردپژوهش (عصر مفرغ) ارائه میگردد.برهمین اساس، پرسشهای پژوهش چنین مطرح شده است؛ بین علائم سفالها و مهرها چه مشابهت هایی دیده میشود؟ تشابهات فرهنگی بین آثار مناطق جنوبشرقی ایران با نواحی آسیای مرکزی به چه میزان و چگونه بوده است؟ آیا مشابهتهای مشهود و مکشوف بههم مرتبط و هدف مشترکی را دنبال میکرده است؟ برهمکنشهای فرهنگی میتواند در نتیجۀ عواملی ایجاد شود که نیازمند بررسی شواهد مادی برجایمانده از جوامع آن دوره است. با توجه به فاصلههای موجود میان محوطههای باستانی هزارۀ سوم پیشازمیلاد میتوان این نشانهها را نتیجۀ یک تفکر خاص و هدایتشده دانست که در محوطههای نیمۀ شرقی فلات ایران ظاهر شدهاند؛ بهعبارت دیگر، فاصلههای جغرافیایی و جابهجایی اندیشهها از جایی بهجای دیگر با توجه بهوجود ارتباطات وسیع بازرگانی و تجاری میان این محوطهها قابلقبول است. این امر نشان میدهد که همبستگی آسیایمرکزی با مناطق شرقی و همچنین جنوبشرق ایران و بخشی از فرهنگ هندواروپایی در عصرمفرغ، میتوانسته نشأتگرفته از اعتقادات و باورها و اندیشههای مشترک و یکسان باشد.