«سنجهها» استانداردها، هنجارها، اصول و معیار خاص هستند که از درون هنر سنتی اسلامی آفریده شده و همانند هنر غربی به عاریت گرفته نشدهاند. دو جنبه و ساحت در قواعد و مفاهیم سنجهها بهطور یکپارچه وجود دارد. بخشی از این اصول، به آداب و مبادی حکمی و متون اسلامی، آراستگی ظاهری و باطنی، بهجاآوردن آداب معنوی، اخلاقی و فضیلتهای انسانی مرتبط است و بخشی دیگر، صوری که به جنبههای فرمال آثار و اصول ترکیببندی، مرتبط است؛ یعنی توجه به جنبههای آفاقی و انفسی بهطور توأمان. هرچند که جنبههای فرمال نیز باید جلوههای ملموس و محسوس عوالم بالا باشند که بهصورت رمزوار، اثر هنری نشانهای از آن عوالم باشد. این موارد بهطورکلی در هنر سنتی برای ارزیابی و تفسیر آثار استفاده میشوند و هنرمندان در تولید آثار خود، ملزم به رعایت آنها هستند هدف کلی، استخراج موارد بالا از دیدگاه کلنگر و یکپارچهنگر از بالا به پایین و قیاسی و از کل به جزء است و شناسایی تمامی بسترهایی که سنجهها از درون و بطن آنها قابل استخراج هستند. جنبههای فرمال و آفاقی: کمّی، صوری، ملموس است و جنبههای غیرفرمال و انفسی: حِکمی، کیفی، محتوایی، غیرملموس و فضیلتی است. فرم یا جنبۀ ظاهری، منطبق با محتوا و معنایی است که از درون فرمِ مرتبط با آن، مستفاد میشود؛ همچنین تعریف و توصیف چندساحتۀ هنرهای سنتی که منجر به تقسیمبندی شود. موارد مذکور در پاسخ به این پرسش است که، زمینهها و بسترهایی که سنجهها از درون آنها قابل استخراج هستند، چگونه شناسایی میشوند؟ اهمیت پژوهش، کمک به درک لزوم یا عدم لزوم تاریخ هنرنگاری در حوزۀ هنر سنتی و استخراج میراث ناملموس از درون فرهنگ شفاهی و تبدیل به نوشتار است. ابزار گردآوری دادهها با رویکرد کتابخانهای، مصاحبه با استادان صاحبنظر در تهران است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی است. یافتهها و نتایج پژوهش، دستیابی به بسترهایی با دو تقسیمبندی متفاوت در بطن جامعه و فرهنگ با زیرمجموعههای آنها است که با وابستگی به عوامل گوناگون، سنجهها و قواعد و اصول، با شناسایی آنها و از درون آنها در حد امکان استخراج میشوند و به یک تقسیمبندی نسبتاً جامعی درخصوص سنجهها میتوان رسید.