logo
سال 9، شماره 31 - ( 3-1404 )                   سال 9 شماره 31 صفحات 54-33 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Moshtagh Khorasani M. (2025). The Evolution of Curved Swords: A Comparative Study of China and Iran. Parseh J. Archaeol. Stud.. 9(31), 33-54. doi:10.61882/PJAS.1235
URL: http://journal.richt.ir/mbp/article-1-1235-fa.html
مشتاق‌خراسانی منوچهر.(1404). تکامل شمشیرهای منحنی: مطالعه سنجشی میان شمشیرهای چینی و ایرانی مطالعات باستان‌شناسی پارسه 9 (31) :54-33 10.61882/PJAS.1235

URL: http://journal.richt.ir/mbp/article-1-1235-fa.html


استاد مدرسۀ عالی مالی و مدیریت، فرانکفورت، آلمان. ، manouchehr@moshtaghkhorasani.com
چکیده:   (2043 مشاهده)
چکیده 
این پژوهش به بررسی صنعت تکامل شمشیرها با سنجش در چین و ایران می‌پردازد. این یادداشت با بررسی پیدایش و چگونگی تکامل انواع شمشیر در چین آغاز و بر چگونگی تغییرات آن‌ها به‌عنوان مقدمه تمرکز خواهد کرد؛ از این‌روی به نوع شمشیرهای چینی معروف دولبۀ «جیان» و انواع مختلف مشهور به «دائو» به‌دلیل طراحی خاص خود می‌پردازد. سپس موضوع بحث به برابر ایرانی آن با اصطلاح شناخته شده‌اش، یعنی «شمشیر» گسترش می‌یابد؛ این ادعا از آن‌جهت است تا اثبات شود که اصطلاح «شمشیر»، برخلاف تصور غلط رایج بسیاری از پژوهشگران و مجموعه‌داران غربی، تنها در مفهوم گونۀ «خمیده» (دارای تیغۀ منحنی) آن نیست. درست در برابر این دیدگاه، شمشیر در زبان فارسی برای اشاره به هر نوع شمشیر صرف‌نظر از شکل آن استفاده می‌شده است. درحقیقت، این پژوهش با تمرکز بر دوره‌های تاریخی به بحث پیدایی شمشیرهای منحنی‌شکل در چین و ایران می‌پردازد. 
کلیدواژگان: شمشیر، دائو، جیان، شمشیر، چین، ایران، شمشیر خم‌دار، ساسانیان، سلسله مینگ، آسیای مرکزی، سلسله یوان، پیدائو، ژیبِیدائو.

مقدمه 
این پژوهش به گونۀ ویژه برروی تغییرات انجام‌شده بر صنعت شمشیر در چین و ایران تمرکز دارد؛ دو تمدنی که به داشتن مهارت‌های رزمی و پیشرفت‌های فلزکاری شهره بودند. در چین باستان، شکل شمشیرهای اولیه، از نوع شمشیرهای تیغه صاف دولبۀ معروف به «جیان» (Jian) و شمشیرهای تیغۀ صاف تک‌لبه به‌نام «ژی بیدائو» (Zhibeidao) بودند؛ با این‌حال، گشایش‌های مغولان دگرگونی معناداری در صنعت شمشیرزنی چینی ایجاد کرد. سوارکاران آسیای میانه که در ارتش مغول خدمت می‌کردند بیشتر از شمشیرهای خمیدۀ تک‌لبه استفاده بهره بردند؛ آن گونه‌ای از شمشیر که خیلی زود از سوی چینی‌ها پذیرفته شد؛ این پذیرش به پیدایی نوعی شمشیر چینی به‌نام «پیدائو» (Peidao) انجامید. هم‌چون چین، در ایران باستان نیز شمشیر تیغه صاف دو لبه رایج بوده است؛ با وجود این، ایرانیان نیز با طرح شمشیرهای خمیده در هنگام نبرد با گروه‌های قومی آسیای میانه آشنا شدند؛ این گونه از راه سربازان کران خراسان، که مجهز بدین شمشیر بودند، به بخش‌های دیگر ایران راه یافت. با گذشت زمان، اندک‌اندک بر خمیدگی تیغۀ آن افزوده شد و در صنعت ساخت «شمشیر بسیار خمیده» در دورۀ صفوی به اوج خود رسید.

بحث و تحلیل
استفاده از شمشیرهای تیغه صاف دولبۀ چینی معروف به «دائو» به سده‌ها به پیش از روزگار دودمان شین (Qin) در 221م. برمی‌گردد. نمونه‌های نخستین آن به‌نام «ژی بیدائو» با دسته‌ای صاف، دارای تیغۀ بلند صافی و بدون خمیدگی بود که بیشتر از مفرغ ساخته می‌شد. این‌گونه شمشیر در دورۀ «یوآن» (Yuan) یعنی دورۀ مغولان (1368م.) به افول خود نزدیک شد. پس از این‌گونه، نوعی شمشیر به‌نام «یان مائودائو» (Yanmaodao) در چین به پیدایی آمد که تنها دارای اندک خمیدکی بود. دیگر شمشیر خمیدۀ تیغۀ معروف چینی به‌نام «لیو یی دائو» (Liuyedao) شناخته می‌شود؛ باوجود این، این‌گونه شمشیر، بومی چین نیست و توسط مغولان در زمان گشایش‌های خود به چین وارد کردند. افزون‌بر این، نمی‌توان نادیده گرفت که شمشیرهای (خمیده) مغولان نیز برگرفته از نمونه‌های آن در آسیای میانه بوده است. این رزم‌افزار نه تنها به رایج‌ترین نوع شمشیر در چین شهرت یافت که در ارتش دودمان «مینگ» (1368-1644م.) جایگزین «جیان و ژی‌بیدائو» شد؛ هم‌چنین محبوبیت استفاده از شمشیر «یانمائودائو» در میانۀ پادشاهی دودمان «چینگ» (1644 تا 1912م.) کاهش یافت. این شمشیر، یعنی لیو یی دائو به‌طور گسترده‌ای در چین و درمیان تمام لشکریان استفاده شد؛ بسیاری از آثار هنری از دودمان‌های «مینگ و شینگ» دربردارندۀ نگاره این نوع شمشیر هستند. با گذشت زمان، خمیدگی این شمشیر بیشتر و بیشتر شد. دیگر شمشیر تیغه خمیدۀ این دو دوره «پیان دائو» (Piandao) است که یادآور نوع ایرانی خود تصور می‌شود؛ با وجود این، پژوهشگران باور دارند که این نوع شمشیر از خاستگاه خاورمیانه یا جنوب آسیا به چین وارد شده است؛ هم‌چنین، با فروپاشی دودمان شینگ، نوع شمشیر خمیده تیغ معروف به «نیو وی دائو» (Niuweidao) تا به سدۀ 19م. روایی یافت.
در ایران باستان نیز از هخامنشیان تا به ساسانیان، شمشیر تیغه صاف دو لبه رایج بوده است؛ هرچند کلمۀ «شمشیر» به اندازۀ کافی و از دید بار معنایی به هر نوع شمشیر می‌تواند گفته شود، اما این اصطلاح ازسوی پژوهشگران اروپایی در مفهومی دیگر ارزیابی شده است. اروپاییان تصور دارند که واژۀ شمشیر فارسی تنها بر نوع خمیدۀ آن مفهوم دارد. به‌کارگیری واژۀ شمشیر با روایی در زبان پهلوی ساسانی به دورۀ پیش تازیان برمی‌گردد؛ هر چند نمی‌توان منکر برخی واژگان دیگر در نامیدن این رزم‌افزار در زبان پهلوی شد.
باوجود این، این مفهوم شمشیر در زبان فارسی در سنجش با واژگان جیان و دائو متفاوت ارزیابی می شود؛ جیان در چین به شمشیر تیغه صاف دو لبه گفته می‌شد و رزم‌افزار دائو به شمشیر تیغه صاف یا با اندکی منحنی و تک لبه به‌کار می‌رفت. برخلاف این دو، شمشیر واژه‌ای عام برای هر نوع از این‌دسته از رزم‌افزار بود.
«نیکول» (1998: 17) دربارۀ ابهام در زمان پیدایی شمشیرهای خمیده تیغه در خاور‌میانه بحث کرده است؛ او تصور کرده که این نوع شمشیر به آغاز سدۀ نهم میلادی در شرق ایران (خراسان) مورداستفاده قرار گرفته‌اند. «الصراف» (2002: 167-8) به تفسیر دو شمشیر معروف به «الخسروانی و السغدی» پرداخته که «ابن‌حسام» (خدمتگزار خلیفۀ متوکل) گزارش کرده است. این دو اصطلاح در مفهوم شمشیرهای تک لبه (تیغ) خمیده است. این گزارش می‌تواند گواهی‌کنندۀ دیدگاه نیکول باشد؛ هرچند ابن‌حسام به‌بیان جزئیات دقیق این شمشیرها نپرداخته است، اما الصراف تصور دارد که الخسروانی و سغدی یادآور شمشیرهای تیغه خمیده‌اند.
الصراف تصور دارد که بهره‌گیری از شمشیرهای خمیده به دورۀ عباسی برمی‌گردد که منابع قابل‌توجهی در دست است؛ او برای این‌کار به نامۀ «جائز»، «مناقب‌الترک»، نوشته شده به سدۀ نهم میلادی، اشاره دارد که در آن سواران خراسانی به شمشیرهای «کج (ناصاف)» خود می‌بالند؛ الصراف، این نوع شمشیر را همان شمشیر تیغه خمیده تفسیر کرده است؛ هرچند این شواهد را نمی‌توان قطعی نامید، اما می‌تواند بر موضوع به‌کارگیری شمشیر تیغه خمیده در خاورمیانه و به‌ویژه ایران جنوبی (سرزمین اصلی) گواهی نماید.
با وجود این، «زکی» (1965: 290) تصور کرده که ایرانیان به دورۀ پساساسانی بر استفاده از شمشیرهای تیغه صاف نیاکان ساسانی خود پافشاری داشته‌اند؛ زیرا آن را بخشی از هویت فرهنگی خود می‌دانستند. اعراب نیز تا مدت‌ها برهمین سنت نیاکانی خود بودند. او باور دارد که از سدۀ 7 تا 13م. شمشیرهای تیغه صاف دو لبه روایی داشته و تنها نوعی خمیدگی کم در آن‌ها پدیدار شده است. زکی بر عدم هر گونه شواهد در گزارش دانشمندانی چون: «الکندی»، «بیرونی» و «طرسوسی» تأکید کرده است. منابع کهن‌سال چون نوروزنامه منسوب به «خیام» یا کتاب آداب الحرب و الشجاع از «مبارکشاه فخر مدبر» مدارک ارزشمندی از نوعی شمشیر به‌نام «قراچوری» به‌دست می‌دهند؛ هرچند این نوع شمشیر از سوی سپاهیان ترک استفاده می‌شده است، اما مدت‌ها پیش از آمدن مغولان در ایران شناخته شده و رایج بوده است. این گزارش گواهی‌کنندۀ دیدگاه الصراف است که به استفاده از این نوع شمشیر ازسوی سواران خراسانی به سدۀ نهم میلادی اشاره دارد.
«آلن» و «گیلمور» (2000: 195) پیشنهاد دارند که مغولان و ترک‌ها هر دو در معرفی این نوع شمشیر به ایرانیان نقش داشته‌اند؛ یعنی همان شمشیر تیغه خمیده که از دورۀ ایلخانی تا به دورۀ صفوی در ایران رایج بود.
از نمونه‌های منحصربه‌فرد و اندک شمار شمشیر خمیده تیغه می‌توان به نمونۀ به‌دست‌آمده از نیشابور اشاره کرد که به سدۀ نهم میلادی تاریخ‌گذاری شده است. خمیدگی زیبای آن بسی قابل‌توجه است؛ هم‌چنین باید به نمونۀ دیگر از این نوع رزم‌افزار در موزۀ نظامی و دیگری در موزآ ملی ایران به دورۀ تیموری اشاره کرد.
باوجود این، موضوع ایجاد خمیدگی در هنر شمشیرسازی ایرانی یکی از بحث‌های مهم درمیان پژوهشگران بوده است؛ برخی باور دارند که این خمیدگی به ناگهانی به پیدایی نیامد و بلکه با گذشت زمان صورت گرفته است؛ هم‌چنین نمی توان نادیده گرفت که شمشیر ایرانی به روزگار «شاه عباس صفوی» (1587-1629م.) به اوج خمیدگی خود رسید؛ از این‌روی، اصطلاح شمشیر به گونۀ خاص برای این گونۀ شمشیر بسیار خمیده به‌کار رفت. «کوبیلینیسکی» (2000: 60) موافق این دیدگاه است؛ هم‌چنین، نسخۀ خطی ایران در زمان شاه صفی و شاه عباس دوم از «میرزا محمد یوسف قزوینی» داده‌هایی ارزشمند از روزگار صفوی به‌دست داده است. باوجود این، در سالنامه‌های فارسی به نام‌های متفاوت شمشیرها برخورد می‌کنیم که بر پایۀ شکل و ظاهر آن‌ها نام‌گذاری شده است: شمشیر کج، شمشیر یک‌رخه، دُو دم از شمار همین نام‌گذاری‌ها است.

نتیجه‌گیری
در تاریخ کشور چین با دو نوع شمشیر دائو، یعنی شمشیر تک‌تیغه (یک دَم) و جیان دو دَم روبه‌رو هستیم. دائو‌ها تا به دورۀ یوآن در چین روایی داشت تا جای خود را به شمشیر خمیده تیغه داد؛ این دوره به دورۀ مغولان معروف است. شمشیر خمیده تیغۀ چینی از شمشیر سوارکاران اوراسیایی ملهم بود که بعدها به‌نام پیدائو به‌کار رفت. در ایران نیز شاهد چنین تغییر بار معنایی واژگانی هستیم. هرچند واژۀ شمشیر در زبان ساسانی به هر نوع شمشیر به‌عنوان معنای عام کاربرد داشت، اما در دوران بعدی شمشیر در مفهوم نوع خمیده تیغۀ آن اختصاصی به‌کار رفت. برخلاف چین، که برای شمشیر نوع خمیده وام‌دار مغولان است، ایرانیان دست‌کم از سدۀ هشتم و نهم میلادی با آن آشنا بودند؛ باوجود این، ایرانیان این نوع شمشیر را از مردمان آسیای میانه برگرفتند؛ همان کران جغرافیایی که چینی‌ها مدیون آن بودند. این تفاوت زمانی در آشنایی با این نوع شمشیر از ایران به چین به نوع شرایط اجتماعی و تکامل متفاوت دو کشور در طول تاریخ برمی‌گردد.
متن کامل [PDF 1893 kb]   (857 دریافت)    
نوع مقاله: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصی باستان‌شناسی
دریافت: 1403/10/1 | پذیرش: 1403/11/28 | انتشار: 1404/3/10

فهرست منابع
1. - Allan, J. & Glimour, B., (2000). Persian steel: The Tanavoli Collection. Oxford University Press.
2. - Al-Sarrâf., (2002). “Close Combat Weapons in the Early Abbâsid Period: Maces, Axes and Swords”. In: D. Nicolle (ed.), Companion to Medieval Arms and Armour, Woodbridge, The Boydell Press: 149-178.
3. - Âsef, M. H., (2003). Rostam al-Tavârikh: Salâtin-e selseleh-ye safaviyeh, afshariyeh, zandiyeh va qâdjâriyeh (Rostam al-Tawârikh: Kings of Safavids, Afsharid, Zand and Qajar). annotated by A. Alizâdeh, Enteshârât-e Ferdos, Tehran.
4. - - Butz, H. (Ed.), (2003). Bilder für die “Halle des Purpurglanzes”: Chinesische Offi-ziersportrts und Schlachtenkupfer der Ära Qianlong (1736-1795). Museum für Ostasiatische Kunst, Berlin.
5. - Carpini, F. G. P., (1996). Historia mongalorum quos nos Tataros appellamus. Translated by: Erik Hildinger as The Story of the Mongols Whom We Call the Tartars, Branden Publishing, Boston.
6. - Dâstân Hossein Kord-e Shabestari (History of Hossein Kord Shabestari), (2003). annoted by: A. Shabgâhi Shabestari, Moaseseh-ye Enteshârât-e Farahâni, Tehran.
7. - Dekker, P., (2024). A Typology of Chinese Sabers. First published on 20 September 2016; Last updated on 18 July 2024: https: //www.mandarinmansion.com/article/typology-chinese-sabershttps: last consulted on 01.10.2024.
8. - Elgood, R., (2017). Rajput Arms & Armour: The Rathores & Their Armoury at Jodhpur Fort. 2 Volumes, Mehrangarh Museum Trust in Association with Niyogi Books, New Delhi.
9. - Farahvashi, B., (2002a). Farhang Zabân Pahlavi (Lexicon of the Pahlavi Language). Téhéran: Enteshârât Dâneshgâh Tehran.
10. - Farahvashi, B., (2002b). Farhang Farsi be Pahlavi (Lexicon of Persian to Pahlavi). Enteshârât Dâneshgâh Tehran, Tehran.
11. - Hagen, K., (1896). “Chinesische Prunkwaffen”. JAE, IX: 161-174, plates X- XII, 1896.
12. - Huangfu, A., (2007). Iron and Steel Swords of China. Tomorrow Publishing House.
13. - Jacob, A., (1985). Les Armes Blanches du Monde Islamique: Armes de Poing: Épées, Sabres, Poignards, Couteaux. Jacques Grancher, Paris.
14. - Khayyâm Neyshâbouri, O. I. (2003). Noruznâmeh (Livre de Norouz). commentaire de Ali Hosouri, Cheshmeh, Tehran.
15. - Kobylinski, L., (2000). “Persian and Indo-Persian Arms”. In: Antoni Romuald Chodynski (ed.), Persian and Indo-Persian Arms and Armor of 16th–19th century from Polish Collections, Mal-bork, Muzeum Zamkowe w Malborku: 57-74.
16. - Lebedynsky, I., (1992). Les Armes Orientales. Editions du Portail, La Tour du Pin.
17. - MacKenzie, D. N., (1971). A Concise Pahlavi Dictionary. Oxford University Press, London.
18. - Mobârak Shâh Fakhr-e Modabbar, M. M. S. (1967). Âdâb al-Harb va al-Shojâ-e (Customs of War and Bravery). annotated by: A. Soheili Khânsâri, Eqbâl, Tehran.
19. - Modarresi, Y., Samei, H. & Safavi Mobarhan, Z., (1991). Farhang-e Estelāhāt-e Doreye Qājār: Qušun va Nazmiye [The Lexicon of the Expressions of the Qājār Period: Army and Military]. Daftar-e Paǰuhešhāye Farhangi, Tehran.
20. - Moshtagh Khorasani, M., (2006). Arms and Armor from Iran: The Bronze Age to the End of the Qajar Period. Legat Verlag, Tübingen.
21. - Moshtagh Khorasani, M., (2010). Lexicon of Arms and Armor from Iran: A Study of Symbols and Terminology. Legat Verlag, Tübingen.
22. - Moshtagh Khorasani, M., (2022). Aid to Sight: A 17th-century Persian Treatise on Sword Clas-sification from India. Niloufar Books, Frankfurt am Main.
23. - Nicolle, D., (1988). Armies of the Caliphates 862-1098. Osprey Publishing Ltd., Oxford.
24. - North, A., (1994). “Swords of Islam”. In: Anne Cope (ed.), Swords and Hilt Weapons, London, Multimedia Books: 136-147.
25. - Qazvini Isfahâni, M. Y. V., (2003). Irân dar zamân-e Shâh Sâfi va Shâh Abbâs Dovvom 1028-1071 hegira khold-i barin hadith-e shishom va haftom az rozeh-ye hashtom (Iran during the Reign of Shâh Sâfi and Shâh Abbâs II from 1628 to 1661, Khold-I Barin (Parts 6, 7, section 8)]. annotated by: M. R. Nasiri, Society for the Appreciation of Cultural Works and Dignitaries, Teh-ran.
26. - Richardson, T., (1994). “China and Central Asia”. in: Michael D. Coe. at. (ed.), Swords and Hilt Weapons, Bristol, Multimedia Books: 172-185.
27. - Rossabi, M., (2002). “The Mongols and their Legacy”. In: Komaroff, Linda and Stefano Car-boni, The Legacy of Genghis Khan: Courtly Art and Culture in Western Asia, 1256-1353, New York, The Metropolitan Museum of Art, 2002: 13-36.
28. - Tom, P. (2001). “Some Notable Sabers of the Qing Dynasty at The Metropolitan Museum of Art”. Metropolitan Museum Journal, 36: 207-222. https: //doi.org/10.2307/1513063
29. - Tom, P., (2020). Of Geese and Willows. First published on 21 September 2016, last updated 2 January 2020. https: //www.mandarinmansion.com/article/geese-and-willows. Last consulted on 01.10.2024.
30. - Tom, P. & Rodell, S. M., (2005). “An Introduction to Chinese Single-Edged Hilt Weapons (Dao) and their Use in the Ming and Qing Dynasties, Kung fu Tai Chi”, February 2005: 76-78, 80, 84-85.
31. - Yücel, Y., (2001). Islamic Swords and Swordmakers. Istanbul, IRCICA.
32. - Zakey, A. R., (1953–1954). “Islamic Swords in the Middle Ages”. Bulletin de l’Institut d’Égypte, Le Caire, 36: 365-379.
33. - Zakey, A. R., (1961). “Introduction to the Study of Islamic Arms and Armour”. Gladius, Ma-drid, 1: 17-29. https: //doi.org/10.3989/gladius.1961.211
34. - Zakey, A. R., (1965). “On Islamic Swords”. Studies in Islamic Art and Architecture in Honour of K.A.C. Cresswell: 270-291

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.