logo
سال 9، شماره 31 - ( 3-1404 )                   سال 9 شماره 31 صفحات 260-233 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Garakani Dashteh S, Mortezaei M. (2025). Exploring the History of Aq-Qalih in Khorasan: Insights from the Ilkhanid’s Periodic Travels and the Urban Structures of the Yuan Era. Parseh J. Archaeol. Stud.. 9(31), 233-260. doi:10.61882/PJAS.1122
URL: http://journal.richt.ir/mbp/article-1-1122-fa.html
گرکانی‌دشته شاهین، مرتضایی محمد.(1404). بررسی پیشینۀ شهر آق‌قلعۀ خراسان، با نگاهی به روند سفرهای دوره‌ای ایلخانان و ساختارهای شهری دورۀ یوآن مطالعات باستان‌شناسی پارسه 9 (31) :260-233 10.61882/PJAS.1122

URL: http://journal.richt.ir/mbp/article-1-1122-fa.html


1- دانش‌آموختۀ دکتری باستان‌شناسی، دانشکدۀ ادبیات و اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران (نویسندۀ مسئول). ، shaahin.dashteh@gmail.com
2- دانشیار گروه باستان‌شناسی دوران اسلامی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، تهران، ایران
چکیده:   (1571 مشاهده)
 چکیده 
دژ تاریخی آق‌قلعه در دشت جوین واقع‌در شمال خراسان، سازه‌ای بسیار عظیم و کمتر شناخته شده است که برمبنای مطالعات محدودی که تاکنون انجام گرفته، می‌توان فرض کرد که در دورۀ ایلخانان مغول، احداث شده است؛ با این‌حال، برمبنای مستندات تاریخی مربوط به دورۀ ایلخانان، نمی‌توان تعلق این دژ به این دوره را تأیید کرد؛ زیرا این مستندات مطلقاً هیچ اطلاعاتی دربارۀ وجود چنین دژی در دشت جوین ارائه نکرده‌اند. بر همین‌مبنا، اتکای نگارندگان برای پذیرش فرضیۀ احداث آق‌قلعه در دورۀ ایلخانان، تنها مستندات باستان‌شناسی و همین‌طور کتیبۀ تاریخ‌دار مسجد آق‌قلعه است. این پژوهش برای اولین‌بار قصد دارد تا با اتکا به بررسی مسیر حرکت‌های دوره‌ای ایلخانان در شمال خراسان، برمبنای بررسی مستندات تاریخی و همین‌طور بهره‌گیری از تحلیل GIS، میزان اهمیت آق‌قلعه را در طول این مسیر به‌عنوان یک استقرارگاه میان‌راهی روشن سازد؛ همچنین، با مقایسۀ ساختار آق‌قلعه با شهرها و شهرک‌هایی که تقریباً در یک دوره در چین و ایران در سرزمین‌های تحت نفوذ مغولان، احداث شده‌اند، فرضیه تعلق این دژ به دورۀ ایلخانان را بررسی کند. نتایج این بررسی نشانگر آن است که آق‌قلعه درمیان یکی از مهم‌ترین مسیرهای حرکت‌های دوره‌ای ایلخانان در شمال خراسان قرار داشته و مراجعۀ سالانۀ ایلخانان و جانشینان آن‌ها به این ناحیه، احتمال ساخت استقرارگاهی میان‌راهی در این نقطه را افزایش می‌دهد. همچنین مقایسۀ ساختار آق‌قلعه با نمونه‌های مشابه در چین، همانند شانگدو، دایدو و یینگ‌چنگ‌لو و همچنین سلطانیه در ایران، گویای وجود شباهت‌های بسیار زیادی است که سبب تقویت فرضیۀ احداث آق‌قلعه در دورۀ ایلخانان می‌شود. 
کلیدواژگان: ایلخانان، دورۀ یوآن، سفرهای دوره‌ای، شهرسازی، GIS، خراسان، چین.

مقدمه 
در شمال سبزوار و در جنوب اسفراین درمیان دشت جوین، بقایای سازۀ عظیمی قرار دارد که امروزه با نام «آق‌قلعه» شناخته می‌شود. محوطۀ این قلعه از دو حصار چسبیده به‌هم تشکیل شده است؛ حصار بزرگ‌تر که در سمت شمال قرار دارد و ابعادی در حدود 600×700متر داشته و حصار کوچک‌تر که به ضلع جنوبی حصار بزرگ چسبیده، با ابعادی در حدود 168×173متر، به‌نظر ارگ یا کهن‌دژ قلعه می‌آید. تباین میان مستندات تاریخی و شواهد باستان‌شناسی یکی از بزرگ‌ترین ابهامات دربارۀ تاریخ ساخت آق‌قلعه را شکل داده است. براساس این مستندات متباین، به‌طور قطع نمی‌توان مطمئن بود که این سازۀ عظیم، تماماً در زمان ایلخانان برپا شده باشد؛ همچنین برمبنای این مستندات می‌توان این احتمال را مطرح نمود که ساختار کنونی، در اواخر دورۀ تسلط افشاریان بر خراسان، برروی بقایای کهن یک استقرارگاه متعلق به دورۀ ایلخانی به این شکل احداث شده است. این پژوهش قصد دارد تا با بررسی مجدد مستندات تاریخی دورۀ ایلخانی، احتمال حضور استقرارگاهی بزرگ در این ناحیه را در این‌زمان مورد سنجش قرار دهد؛ همچنین قصد دارد تا با انجام مقایسه میان ساختار دژ آق‌قلعه با سایر ساختارهایی که هم‌زمان با آن در سایر مناطق تحت‌تسلط مغولان احداث شده بود، احتمال ساخت آن در دورۀ ایلخانان را باردیگر مورد ارزیابی و بررسی قرار دهد. 

پیشینۀ پژوهش
گزارشی که «لباف‌خانیکی» (1367) از گمانه‌زنی در محوطۀ آق‌قلعه ارائه کرده را می‌توان اولین بررسی انجام شده دربارۀ سابقۀ این دژ عنوان کرد. نتایج این گمانه‌زنی حاکی از آن است که بخش‌های مسکونی تنها در قسمت جنوبی دژ قرار داشته و سکونت در این قسمت از دورۀ ایلخانی آغاز شده و پس از سقوط ایلخانان تا دورۀ صفوی متروک بوده است؛ پس از آن، «محمود بختیاری‌شهری» (1375) در گزارشی که با هدف ثبت محوطۀ آق‌قلعه ارائه کرده، چندین پلان از وضع موجود قلعه و همچنین مسجد آن ارائه کرده است. «هاتف نایمی» (2019) در رسالۀ دکترای خود، ضمن معرفی مختصر مجموعۀ آق‌قلعه، با تکیه‌بر گزارش‌های پیشین که به آن‌ها اشاره شد، ساختار آق‌قلعه را با ساختار ارگ سلطانیه که در زمان «اولجایتو» احداث شده، مقایسه کرده است. 

جایگاه آق‌قلعه در سفرهای دوره‌ای ‌ایلخانان در خراسان
برمبنای نتایج به‌دست آمده از تحلیل‌های GIS می‌توان احتمال داد که مسیر عبوری از شمال ایران به‌سمت شمال خراسان در زمان ایلخانان، به‌صورت عمده مبتنی‌بر دو جادۀ اصلی بوده است؛ جادۀ اول، مسیری بوده است که مناطق قشلاقی واقع‌در جنوب‌شرقی دریای کاسپین را ازطریق مسیری که از شمال کوهپایه‌های البرز می‌گذشته، ضمن عبور از سملقان و شیروان، به خبوشان و رادکان متصل می‌ساخته است. جادۀ دوم، مسیری بوده که از جنوب کوهپایه‌های البرز و ازمیان دشت جوین می‌گذشته است. این مسیر که عمدتاً از جادۀ جاجرم به کالپوش، جهت اتصال به مناطق جلگه‌ای دریای کاسپین استفاده می‌کرده، هم در مسیر ارتباطی با نیشابور قرار داشته و همین‌طور، به خبوشان و رادکان، به‌عنوان شهرهای مهم ناحیۀ شمال خراسان، دسترسی داشته است. برمبنای نتایج، می‌توان چنین فرض کرد که شاه‌راهی که از قسمت جنوبی کوه‌پایه‌های البرز عبور می‌کرده، از نزدیک منطقه‌ای می‌گذشته که بقایای امروزی آق‌قلعه در آن واقع‌شده است. این مسیر که یکی از دو جادۀ اصلی بوده که مناطق قشلاقی جنوب‌شرقی جلگۀ دریای کاسپین را به مناطق ییلاقی شمال خراسان مرتبط می‌ساخته، براساس گزارش‌ها، در نیمۀ دوم حکومت ایلخانان موردتوجه و استفاده قرار داشته است. 

بحث و تحلیل
طرح اولیۀ شهرها و اقامتگاه‌های اولیه‌ای که در جوامع استپی احداث شده‌اند عمدتاً مبتنی‌بر یک زمین مستطیل‌شکل بوده که چهار دیوار، آن‌را احاطه می‌کرده‌ است. دروازه‌های شهر به‌صورت معمول درمیان دیوارهای شهر قرار داشته و خیابان‌هایی که از این دروازه‌ها آغاز می‌شدند، شهر را به چهار بخش تقسیم می‌کردند. محوطۀ آق‌قلعه نیز تقریباً مطابق با این الگوی اولیۀ طراحی شده است. تنها تفاوت چشمگیر در مقایسه با دیگر نمونه‌های ذکر شده، انحراف 20درجه‌ای به‌سمت شرق است که محوطه را از راستای شمالی-جنوبی منحرف ساخته است. 
شهرهای چینی دورۀ یوان از نظام سلسله‌مراتبی در منطقه‌بندی شهری استفاده کرده‌اند؛ و شهرها عمدتاً به سه بخش شهر داخلی، شهر میانی و شهر بیرونی تقسیم می‌شده‌اند. با این‌که آق‌قلعه همانند دیگر شهرهای مورداشاره از سه پهنۀ مستقل از یک‌دیگر برخوردارد نبوده، اما تقسیم حصار بزرگ به دو بخش کاملاً مجزا، به‌گونه‌ای دیگر، این شهر را به سه پهنه تقسیم می‌کرده است؛ این سه پهنه، شامل این موارد بوده‌اند: محوطۀ محصور ارگ در جنوب حصار بزرگ، محوطۀ شهری و درنهایت نیز نیمۀ شمالی محوطۀ حصار بزرگ که فاقد هرگونه سازۀ معماری بوده و برای برپایی سازه‌های موقت به‌صورت دوره‌ای به‌کار می‌رفته است.
آق‌قلعه دارای سه دروازۀ ورودی اصلی در جهات شمالی، غربی و شرقی است که درست در میانۀ دیوارها قرار دارند. نکتۀ مهم دربارۀ این دروازه‌ها، ساختار آن است که آن‌ها را به‌صورت ویژه‌ای برجسته ساخته است. دروازه‌های آق‌قلعه به‌صورت ساختاری مرکب در داخل برجک‌های طراحی شده‌اند که در میانۀ دیوارها قرار داشته‌اند. در طراحی این برج‌دروازه‌ها، برجک‌ها ازنظر مساحت یک-سوم بزرگ‌تر از برجک‌های دیگر احداث شده و دروازه درست در رأس بیرونی آن‌ها قرار می‌گرفته است. این مشابهت را به‌صورت تأثیربرانگیزی می‌توان در طراحی دروازه‌های شانگدو، دایدو و همین‌طور یینگ‌چنگ‌لو نیز مشاهده کرد. دروازه‌های متعدد شانگدو نیز همانند برجک‌هایی که از دل دیوارهای این شهر عظیم بیرون زده‌، طراحی شده بوده‌اند. بر این‌مبنا، می‌توان احتمال داد که طراحی ورودی‌های آق‌قلعه به‌صورت برج‌دروازه‌های مدور، متأثر از الگویی چینی بوده که شاید در زمان ایلخانان به ایران وارد شده است. تبعیت از این الگو در ساخت برج‌دروازۀ ارگ سلطانیه می‌تواند مؤید این فرضیه باشد. 

نتیجه‌گیری
تحلیل‌هایی که در بخش اول این پژوهش با اتکاء بر گزارش‌های سفرهای دوره‌ای ایلخانان و جانشینان آنان در خراسان با کمک نرم‌افزار GIS arc انجام گرفت، گویای آن است که یکی از راه‌های مهمی که مناطق زمستان‌نشین جلگۀ دریای کاسپین را به مناطق تابستان‌نشین در شمال خراسان متصل می‌کرده، ازمیان دشت جوین می‌گذشته است. این مسیر به‌صورت ویژه در نیمۀ دوم حکومت ایلخانان، اهمیت بیشتری یافته است. تحلیل‌های GIS همچنین نشان‌داد که آق‌قلعه درست در میانۀ این مسیر مهم قرار داشته است. 
مقایسۀ ساختار آق‌قلعه با ساختار سایر شهرهایی که در زمان حکومت مغولان در ایران و چین احداث شده بودند، وجود الگوهای مهمی را برجسته می‌سازد که فرضیۀ احداث آق‌قلعه را در زمان حکومت ایلخانان مغول تقویت می‌کند. با این‌که در طراحی آق‌قلعه از ساختارهای کهن شهرهای ایرانی، یعنی جدا بودن شار اصلی از کهن‌دژ بهره گرفته شده است، اما مشابهت ساختار اصلی آن، یعنی استفاده از فرم چهارگوش، داشتن چهاردروازه در هر سمت، منطبق بودن تقریبی اضلاع با جهات جغرافیایی در طراحی حصار اصلی آق‌قلعه، ساختار آن را بیش‌ازپیش به شهرهایی که در جوامع استپی و تحت‌تأثیر الگوی شهرهای کهن چینی ساخته می‌شده، شبیه ساخته است؛ علاوه‌بر این موارد، تقسیم شهر به سه پهنۀ متفاوت ازنظر کاربری و همین‌طور بهره‌گیری از الگوی تقریباً نادر برج‌دروازه در طراحی دروازه‌های ورودی، کاملاً منطبق با الگوی شهرهای چینی است که ساخت آن‌ها در زمان خاندان یوآن رواج داشته است؛ به‌غیر از نوع استقرار ارگ نسبت به حصار که با الگوهای شهرهای جوامع استپی دارای مشابهت است، وجود محوطه‌ای وسیع و بایر جهت برپایی سازه‌های موقت، آق‌قلعه را بیش‌ازپیش به شهرهایی که توسط این جوامع احداث شده بودند شبیه ساخته است.  
متن کامل [PDF 1760 kb]   (411 دریافت)    
نوع مقاله: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصی باستان‌شناسی
دریافت: 1403/10/7 | پذیرش: 1403/12/23 | انتشار: 1404/3/10

فهرست منابع
1. - Abdollahzadeh Sani, M., (2014). “Speculations on the Aq-Qalih’s Mosque”. Research Department of the Cultural Heritage Management of Khorasan (Unpublished).
2. - Atwood, C. P., (2015). “Imperial Itinerance and Mobile Pastoralism: The State and Mobility in Medieval Inner Asia”. Inner Asia, 17 (2): 293-349. https: //dx.doi.org/10.1163/22105018-12340046
3. - Bakhtiyari-Shahri, M., (1996). Registration Report of the Ilkhanid City of Aq-Qalih in the List of National Heritage. Mashhad: Research Department of the Cultural Heritage Management of Khorasan.
4. - Banakati, D., (1969). Tarikh-i Banakati. J. Shoʿar (Ed.). Tehran: Anjuman-i Athar-i Milli.
5. - Bayar, D. & Voitov, V. E., (2010). “Excavation in the Islamic cemetery of Karakorum”. In: Mongolian German Karakorum Expedition, 1: 289-305. https: //doi.org/10.34780/133a-8dr5
6. - Becker, E., (2012). “Karakorum: Fragen zum Stadtplan”. Zentralasiatische Studien, 41: 43–88.
7. - Bemmann, J. & Reichert, S., (2021). “Karakorum, The First Capital of the Mongol World Empire: An Imperial City in A Non-Urban Society”. Asian Archaeology, 4(2): 121-143. http: //dx.doi.org/10.1007/s41826-020-00039-x
8. - Bemmann, J., Linzen, S., Reichert, S. & Munkhbayar, L., (2022). “Mapping Karakorum, the capital of the Mongol Empire”. Antiquity 96(385): 159-78. https: //doi.org/10.15184/aqy.2021.153
9. - Etimad al-Saltanih, M. H., (1988). Mirat al-Boldan. A. H; Navaei and Mohaddes M. H., (Eds). Tehran: Tehran University.
10. - Franken, C., Rohland, H., Block-Berlitz, M., Batbayar, T. & Erdenebat, U, (2020). “Remote Sensing of Large-Scale Areas at the Urban Sites of the Mongolian Orkhon Valley Using Low-Cost Drones. Preliminary Results and Some Thoughts on the Urban Layout of the Uyghur Capital Qara Balǧasun”. Remote Sensing, 5 (4): 260-275. https: //doi.org/10.34780/joga.v2020i0.1012
11. - Garakani Dashteh, S. & Mortezaei, M., (2022). Nomadic Khans, Sedentary Emperors (An Analyses of Urban Structures and Architectural Complex in the Three Period of Ilkhanid, Timurid and Turkaman). Tabriz: Projeh Tarjomeh Hasanlu.
12. - Habibi, M., (1999). From Shar to City (Az Shar ta Shahr). Tehran: University of Tehran Press.
13. - Hafiz-i Abru, S. A., (2018). Joqrafiyae-i Hafiz-i Abru Bakhsh-i Khorasan. S. A. Al-i Davood, Tehran: Sokhan & Moqufat-i Afshar
14. - Hatef Naiemi, A., (2019). “A dialogue between friends and foes: transcultural interactions in Ilkhanid capital cities (1256-1335 AD)”. (Doctoral dissertation).
15. - Heravi, S., (2006). Tarikhnam-i Herat. G. H. Tabatabaee majd (Ed.). Tehran: Asatir.
16. - Hüttel, H. G. & Erdenebat, U., (2010). Karabalgasun and Karakorum - Two late nomadic urban settlements in the Orkhon Valley. Archaeological excavation and Research of the German Archaeological Institute (DAI) and the Mongolian Academy of Sciences 2000-2009. Ulan Bator: Gedruckt mit Unterstützung der Deutschen Botschaft.
17. - Isfahanian, D. & Khazaeli, A., (2002). “Newly Established Cities in the Ilkhanid Period”. Name-i Anjoman, 6: 60-70.
18. - Isfahanian, D. & Khazaeli, A., (2003). “Urban Development in Iran during the Mongol Era”. Journal of Geography and Urban Planning, 12: 9-34.
19. - Juvayni, A. M., (2008). Tarikh-i Jahangushay. M. Qzavini (Ed.). Tehran: Negah.
20. - Kashani, A. M., (1969). Tarikh-i Oljeytu. M. Hambly (Ed.). Tehran: Bungah-i Tarjuma va Nashr-i Kitab.
21. - Kavian, M., Gholami, G. & Abdollahzadeh Sani, M., (2016). “Agh Qala: An Unknown Measure of the New Foundations of Ilkhanid Arts”. Fourth Congress on the History of Architecture and Urbanism in Iran, Mashhad, 107-118.
22. - Khafi, F., (2007). Mojmal fasihi.. M. Naji Nasrabadi (Ed.). Vol.3, Tehran: Asatir.
23. - Khwandamir, G., (2001). Tarikh-i Habib al-Siyar. M. Dabirsiaghi (Ed.). Tehran: Khayyam.
24. - Le Strange, G., (1905). The lands of the Eastern caliphate: Mesopotamia, Persia, and central Asia, from the Moslem conquest to the time of Timur. Vol. 4. CUP Archive.
25. - Liu, Q., (2023). A History of Un-fractured Chinese Civilization in Archaeological Interpretation. Singapore: Springer Nature. https: //doi.org/10.1007/978-981-19-3946-4
26. - Labbaf khaniki, R., (1988). “Exploratory Report in the Historical City of Aq-Qalih in Sabzevar”. Documentation Center of the Cultural Heritage Organization (Unpublished).
27. - Masuya, T., (2013). “Seasonal Capitals with Permanent Buildings in the Mongol Empire”. In: Turko-Mongol Rulers, Cities and City Life, D. Durand-Guédy, (ed.), Leiden: Brill: 223-256. https: //doi.org/10.1163/9789004257009_008
28. - Melville, C., (1990). “The Itineraries of Sultan Öljeitü 1304–16”. Iran, 28(1): 55-70. https: //doi.org/10.2307/4299835
29. - Mirkhwand, M., (2006). Rawdat al-safa fi sirat al-anbia va al-moluk va al-kholafa. J. Kianfar(Ed). Tehran: Asatir.
30. - Mustawfi, H., (2019). Nuzhat Al-Qulub. G. Le Strange (Ed.). Tehran: Asatir.
31. - Nakhjavani, M. H., (1976). Dastur Al-Katib fi Taʿyin Al-Maratib. A. Alizadih (Ed.). Moscow: The Oriental Institute of Azerbaijan.
32. - Pirnia, K. & Memarian, G. H., (2008). Iranian Architecture. Tehran: Sorush-i Danish.
33. - Pohl, E., (2007). “Interpretation without excavation: Topographic mapping on the territory of the first Mongolian capital Karakorum”. In: Current Archaeological Research in Mongolia: Papers from the First International Conference on “Archaeological Research in Mongolia” Ulaanbaatar, 505-533.
34. - Pohl, E., Mönkhbayar, L., Ahrens, B., Frank, K., Linzen, S., Osinska, A., Schüler, T. & Schneider, M., (2012). “Production sites in Karakorum and its environment: a new archaeological project in the Orkhon Valley, Mongolia”. The Silk Road, 10: 49-65.
35. - Rezvan Ghahfarokhi, H. & Karimian, H., (2017). Soltaniyeh Fall and Rise of a Capital. Tehran: Jahad-i Daneshagah-i Tehran.
36. - Ribino, H. L., (1924). Mazandaran and Astarabad. Cairo: Etemad.
37. - Rogers, J. D., Erdenebat, U. & Gallon. M., (2005). “Urban centres and the emergence of empires in Eastern Inner Asia”. Antiquity, 79 (306): 801-818. ‌https: //doi.org/10.1017/S0003598X00114942
38. - Rogers, J. D. E., Ulambayar, U. & Gallon, M., (2004). “A Survey of Urban Centers in Central Mongolia”. In: The Hovsgol Deer Stone 2003 Field Report, W. W. Fitzhugh, (ed.), Washington D.C: Arctic Studies Center: 70-9. https: //doi.org/10.5479/sil.759709.39088011260130
39. - Samarkandi, K. A., (2004). Matla-i sa’dayn wa majma-i Bahrayn. A. H. Nawai (Ed.). Vol.2, Tehran: Institute for humanities and cultural studies.
40. - Shiraishi, N., (2006). “Avraga Site: The’Great Ordū’of Genghis Khan”. In: Beyond the Legacy of Genghis Khan, L. Komaroff (Ed.), Leiden-Boston: Brill: : 81-93. https: //doi.org/10.1163/9789047418573_012
41. - Steinhardt, N. S., (1983). “The plan of Khubilai Khan’s imperial city”. Artibus Asiae, 44(2/3): 137-158. https: //doi.org/10.2307/3249595
42. - Steinhardt, N. S., (1988). “Imperial architecture along the Mongolian road to Dadu”. Ars Orientalis, 18, 59-93.
43. - Steinhardt, N. S., (1999). Chinese imperial city planning. Hawaii: University of Hawaii Press.
44. - Steinhardt, N. S., (2024). Yuan: Chinese Architecture in a Mongol Empire. New Jersey: University of Princeton Press. https: //doi.org/10.1515/9780691253350

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.