استادیار مردمشناسی، پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، تهران، ایران.
چکیده: (450 مشاهده)
مجسمههای فضای باز (روباز) یا مجسمههای شهری بهعنوان بخشی از میراث فرهنگی ، علاوه بر زیباسازی فضا، نقش مهم انتقال پیام به ناظران و هویتبخشی به معابر را ایفا مینمایند. تآبآوری این سازهها مورد تهدید عوامل جوی، انسانی و زیستمحیطیست و در گذر زمان دچار فرسایش میگردند. در یک نمونه موردی، فضولات پرندگان، مجسمه برنزی نادرشاه افشار در مشهد را دچار آسیب و خردگی های متعدد نمودند. متاسفانه بعد از مرمت مجسمه نادرشاه و صرف هزینههای زمانی، اقتصادی بسیار زیاد، تهدید پرندگان هنوز پابرجا مانده است. هدف از این پژوهش، بازشناسی تجارب دانش بومی در جهت دفع پرندگان، مقایسه الگوهای کهن و تکنیکهای مدرن دفع پرندگان، یافتن زمینههای همافزایی مطالعات مردمشناسی، دانش حفاظت آثار تاریخی و طراحی شهری است. سوال اصلی پژوهش در مورد میزان انعطافپذیری راهکارهای بومی برای حل معضل حفاظت مجسمههای شهری فلزی از آسیب پرندگان است. به این منظور پژوهشگر با روش توصیفی/ تحلیلی به استخراج الگوهای دانش بومی و بنیانهای عقلانیت زیستمحیطی دانشوران محلی در دفع پرندگان پرداخته و به مقایسه آن با شیوههای مدرن اقدام کرده است. این الگوها شامل : 1- الگوی محرومیت از لانهسازی، استقرار و غذا 2- الگوی صدا هراسی3- الگوی وحشت از حرکت اشیاء 4- الگوی خیرگی چشم پرندگان 5- الگوی رنگ هراسی (هراس پرندگان از رنگی خاص) 6- الگوی بو هراسی (هراس پرندگان از بویی خاص) هستند. نتایج نشاندهنده درجات بالای فهم اکولوژیک دانشوران محلی و انعطافپذیری گسترده دانشهای بومی در دفع پرندگان است. دانشوران بومی حوزه کشاورزی طی قرنها مبارزه با پرندگان به عقلانیت زیست محیطی و دانش تجربی رفتارشناسی دست یافتهاند. این روشهای بومی، دوستدار محیط زیست، اقتصادی، قابل دسترس، ماندگار و تجدیدپذیر در مقایسه با روشهای مدرن دفع پرندگان از مجسمههای فضای باز هستند. پژوهش حاضر به اهمیت همافزایی سه دانش طراحی شهری، حفاظت و دانش میراثی بومی تاکید دارد.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
باستانسنجی و اصالتسنجی اشیا موزهای و آثار تاریخی- فرهنگی. دریافت: 1404/1/24 | پذیرش: 1404/9/9 | انتشار: 1404/9/30