جستجو در:
گزارش های نسبتاً دقیقی در باره معماری دستکند از نقاطی خارج از لرستان به دست آمده اند، اما تاکنون کمتر گزارش مستقل و جامعی در باره این نوع معماری برای این منطقه ارائه شده است. در واقع به نظر می رسد سیمای کوهستانی لرستان آن را به ناحیه ای قابل توجه با پتانسیل عالی برای خلق چنین آثاری تبدیل کرده است. در این مقاله نتایج بررسی مجموعه دستکندهای غار ارازکه در سالهای 1388 و 1391در منطقه ای به نسبت دور انجام شده، ارائه می دهیم. این مجموعه در بخش پاپی از توابع شهرستان خرم آباد قرار دارد. این بخش از لرستان به میزان زیادی خارج از حوزه بررسی های باستان شناسانه و دور از دسترس منابع مکتوب تاریخی قرار گرفته است، به نحوی که تنها از طریق باستان شناسی و توصیف معمارانه می توان به روشن کردن زوایای تاریک گذشته آن امید داشت. در واقع مجموعه دستکند غار اراز دو بخش کلی شامل دستکند های بیرون و درون غار را تشکیل می دهند. بخش عمده گزارش حاضر بر روی فضاهای معماری درون غار متمرکز است. دشواری دسترسی به داخل غار با مجموعه ای از پلکان های پیچ در پیچ، راهروها و تونل ها و سایر سازه ها همچون آب انبار و غیره در مقایسه با دیگر موارد، توصیف مجموعه را پیچیده تر کرده است. از این رو ، ساخت و سازهای درون غاربا جزئیات بیشتری توصیف شده اند. ساخت فضاها با کاست مصالح(تراشیدن صخره) و در ترکیب با انباشت مصالح شکل گرفته است. علیرغم سختی کار، تلاش شده تا با ارائه اسناد معماری شامل سایت پلان،پلان طبقات و مقاطع به معرفی و تبیین ویژگی های این مجموعه دستکند پرداخته شود با این حال از ساکنان این غار به غیر از معماری دستکند، تنها بقایای اندکی از سفال های سطحی به دست آمد که درحال حاضر، برای شناخت دوره استفاده از غار بسیار مهم هستند.
جَوین در حدود پنجاه کیلومتری شمال غربی شهر سمنان قرار دارد. این منطقه، مجموعۀ زیستی قابل
توجهی را در خود جای داده است و نمونۀ بارزی از معماریِ بسیار کاربردی با حداقل هزینه را نمایان
می سازد، که نشان دهنده قدرت مهندسی پیشینیان ماست. در منطقۀ جوین معماری دست کند به
چند شکل گوناگون، رُخ نشان می دهد. در این منطقه با توجه به کوهستانی بودن منطقه، جهت شیب
بستر، و همچنین جنس خاک، نوعی از معماری دس تکند مُطبق شکل گرفته است. در مناطقی از
روستا، معماری دست کند و معماری ساخته شده با یکدیگر ادغام شده و معماری ترکیبی را به وجود
آورده اند. بخش مسکونی روستا در شیب ناحیۀ شمال و شمال شرقی درّه قرار دارد. برخی از این
خانه ها محصول ترکیب معماری دست کند و معماری خشتی است. اما قابل توجه ترین بخش معماری
است. این قلعه در شیب قسمت » کافرقلعه « یا » قلعۀ گبری « دس تکند روستا، قلعۀ جَوین معروف به
جنوب غربی دره و در پرتگاه صخره ای بلند، در دل کوه کنده شده است. فضاهای داخلی این اثر
معماری ک منظیر، در چند طبقه صورت بسته و به شکل پیچیده ای با یکدیگر ارتباط دارند؛ تا آنجا که
دسترسی به طبقۀ همکف به سادگی امکا ن پذیر نیست.
این پژوهش کوششی در جهت معرفی و مستندنگاری آثار دس تکند روستای جوین و پژوهشی
در موضوع تاریخ معماری این آثار است. در این راستا با جمع آوری اطلاعات به روش میدانی، تهیۀ
نقشه های معماری و مطالعات کتابخانه ای، با رویکرد تحقیق توصیفی تحلیلی، سعی بر شناخت و
معرفی ویژگی های کالبدی این آثارِ تاریخیِ غیر منقول شده است. بی شک می توان با مطالعات در
این زمینه، به ابعاد جدیدی ازدانش بومی در این روستا دست یافته و در جهت مدیریت پایدار این
ثرو تهای فرهنگی گام های مؤثری برداشت.
قلاع متعددی ب هجامانده از دورههای مختلف تاریخی در شهرستان درهشهر از توابع استان ایلام موجود است. یکی از این بناها قلعۀ پوراشرف است که در راستای نیل به اهداف نظامی و سیاسی حکام محلی بنا نهاده شده است. هدف اصلی پژوهش حاضر مطالعۀ باستان شناختی قلعۀ پوراشرف و تبیین نقش، جایگاه، و چرایی ساختآن در بستر سیاسی و نظامی شهرستان درهشهر در دورۀ قاجاریه است. سؤال پژوهش این است: کالبد اصلی بنای قلعۀ پوراشرف به لحاظ معماری چگونه است و تاریخ دقیق تأسیس و ضرورت ساخت آن در این دوره چیست؟ روش تحقیق توصیفی تحلیلی با رویکرد تاریخی و بر اساس مطالعات میدانی و کتابخانهای به سرانجام رسیده است. نتایج پژوهش نشان م یدهد که بنای پوراشرف بر اساس اجزای سازندۀ آن یعنی برج و باروهای چندطبقه و بلند، تیرک شها، اصطبل درونی قلعه، چاه آب، بازداشتگاه موقت، محل اسکان و استقرار نظامیان، بخش اداری قلعه، و محل ذخیرۀ مواد غذایی آن، بنایی نظامی است. ساخت قلعۀ پوراشرف در احوال سیاسی و نظامی منطقۀ دره شهر جنگ و ناامنیهامتعاقب آن( در دورۀ قاجاریه امری ضروری بوده است و بر اساس مطالعات معماری آن، کارکرد نظامی این قلعه بر کارکرد مسکونی آن غالب بوده است. تاریخ ساخت این بنا یا تاریخ تعمیر آن علی رغمنظرات متعدد دیگر پژوهشگران متعلق به سال 1335 ق است.
تعلیم و تربیت یکی از پایه های مهم فرهنگ و تمدن است که ریشه ای دیرینه در تاریخ جوامع بشری
دارد. جوهرۀ اصلی این موضوع در مقوله و آموزش متبلور می شود که سیر تحول و تکوین خود را
مطابق با شرایط و نیازهای جوامع انسانی در طول تاریخ سپری کرده است. ضرورت آموزش علوم دینی
به مثابه ابزاری مهم در جهت تبلیغ و گسترش عقاید مذهبی در جهان اسلام از قرون نخستین اسلامی
مطرح شد و به سرعت مورد توجه قرار گرفت. بر اساس اطلاعات موجود، مدارس مذهبی ابتدا در دل
» مدرسه « مساجد جامع جای داشتند ولی بعداً به علل متفاوتی مستقل شدند و فضایی خاص به نام
برای آنها تعریف شد. این نهاد آموزشی جدید عمدتاً در شهرها و بر اساس ویژگی های معماری بومی،
نیازهای اجتماعی و نیز قدرت و حمایت بانیان در مناطق مختلف پدیدار شد و رشد کرد. در کشور ما
نیز مدارس گوناگونی در دوره های متفاوت بنیان نهاده شدند که ارزش های معماری بسیاری از آنها
ناشناخته مانده یا کمتر شناخته شده است. بررسی و مطالعه این مدارس ضمن فراهم آوردن زمینۀ
آشنایی با تاریخ معماری مدرسه، می تواند به روشن شدن سیر تحول معماری ایران نیز منجر شود.
واقع در شهر کهن فردوس در استان خراسان » علیا « این مقاله، پژوهشی در بارۀ مدرسۀ تاریخی
جنوبی است. در این نوشته پس از مرور تاریخچه و سیر تحول شهر به بررسی و توصیف معماری بنای
مدرسه پرداخته شده است. سپس با توجه به شواهد موجود و نیز مقایسه تطبیقی، پیوند آن با سنت
طراحی مدارس دورۀ تیموری که در مدرسۀ غیاثیه خرگرد متجلی شده و نیز با مدرسه هم جوارش
که یادگاری از معماری دورۀ صفوی در این شهر است بررسی شده است. » حبیبیه « یعنی مدرسۀ
در انتها نیز بر اساس شواهد موجود در مورد تاریخ گذاری احداث این بنا که در مورد آن اختلاف نظر
وجود دارد، پیشنهادی ارائه شده است.
مسجد جامع دِزَک Dezak در مرکز روستایی تاریخی به همین نام در سه کیلومتری شهرستان
سراوان استان سیستان و بلوچستان واقع شده است. این مسجد یک طبقه است و با خشت و گل،
مصالح بومی منطقۀ ساخته شده و سیمایی ب ی پیرایه دارد. از آنجا که مطالعۀ دقیقی دربارۀ این مسجد
صورت نگرفته یا گمان ه ای با هدف تعیین قدمت آن زده نشده است، دربارۀ تاریخ ساخت آن نظرهای
گوناگونی اظهار شده است و آن را به قرون نخستین اسلامی تا سد ه های اخیر منسوب کرده اند. با
این حال با تحلیل ویژگ ی های نیارشی، آرای ه ها و مقایسۀ تطبیقی مساجد قرون اولیۀ اسلام در ایران
هم چون تاریخانۀ دامغان، م ی توان آن را از جملۀ یکی از قدی م ترین مساجد ایران به شمار آورد.
ریخت کلی طا ق ها که عمدتاً ماز ه ای هستند و نحوۀ اتصا ل شان به ستو ن ها با اندکی پی ش آمدگی،
وجود صحن مرکزی و قرار گرفتن روا ق ها و شبستا ن ها در اطراف آن، عری ض تر بودن شبستان جنوبی،
و سادگی و بی پیرایگی این مسجد ما را به ابراز این فرضیه متقاعد م ی کند. از دیگر ویژگی های این
مسجد این است که علاوه بر بخ ش های اصلی همچون صحن و شبستان و رواق، دارای فضاهای جانبی
دیگری مانند چله خانه و فضایی برای استراحت زائران نیز هست. این فضاها در بناهای دیگر این استان
نیز دیده م ی شود. از آنجا که اهالی روستا که عمدتاً اهل تسنن هستند فرایض دینی و نماز را در
مسجد به جا می آورند، مسجد جامع دزک در طی سا لهای گوناگون بارها در معرض تعمیر و بازسازی
قرار گرفته و دچار تغییراتی در برخی بخ ش ها شده است. احداث سرویس بهداشتی با مصالح سیمانی
در کنار رواق شرقی، نصب درهای آلومینیومی در شبستان جنوبی، جا به جا کردن محل ورودی اصلی
از ضلع شمالی به ضلع شرقی، سن گ فرش کردن صحن، و... از جملۀ تغییراتی است که در سا ل های
اخیر در این مسجد رخ داده است. اگرچه این الحاقات و تغییرات با ویژگ ی های اصلی مسجد ناهماهنگ
است ولی ت هرنگ و فرم کلی مسجد را از بین نبرده و تا به امروز سیمای اصیل مسجد حفظ شده است.
پژوهش حاضر ضمن معرفی مسجد جامع دزک، این فرضیه را پیش می نهد که این مسجد اثری
اصیل و کمیاب با ویژگ ی های معماری اولیۀ پس از اسلام ایران است. فرضیۀ این تحقیق، بهر ه گیری
مسجد جامع دزک از الگوهای مستتر در مساجد قرون اولیه اسلام و با ویژگی مساجد شبستانی است.
این پژوهش با استفاده از رو ش های توصیفی تحلیلی و جم ع آوری اطلاعات به شیوۀ کتابخان ه ای و
مطالعات میدانی به معرفی مسجد جامع دزک به عنوان اثری ک م نظیر در پهنۀ فرهنگی و تاریخی
سرزمی ن مان م ی پردازد. بیان موقعیت قرارگیری مسجد جامع دزک، تشریح و توضیحِ معماری آن و
توصیف دقیق نیارش و آرایه های این مسجد جا ن مایۀ این پژوهش را شکل م ی دهد. با پ ی گیری بنیا ن ها
و تغییر و تحولات صور ت گرفته در مسجد جامع دزک و هم چنین با نگاهی به مساجد قرون اولیۀ اسلام
در ایران همچون تاریخانۀ دامغان، نتیجۀ تحقیق البته با شک و تردید نشان از آن دارد که مسجد
جامع دزک با توجه به خصوصیات شبستانی اش متعلق به قرون اولیۀ اسلامی است.
خانه های تاریخی باارزش اصفهان غالباً در بازۀ زمانی دورۀ صفویه تا اواخر دورۀ رضاشاه )پهلوی اول( و بر
اساس الگوی حیاط مرکزی و ویژگی های معماری مناطق نیمه گرم و خشک ایران ساخته شده اند، اما به
لحاظ موقعیت دینی و فرهنگی ساکنان )مسلمان، ارمنی، یهودی، زرتشتی( یا موقعیت شغلی و اجتماعی
آنان )بازرگان و تاجر، روحانی، ملاک و زمین دار( تفاوت هایی در سازماندهی فضاها، نقش آب و تزیینات
آنان به چشم می خورد. مقایسه و بررسی عکس های هوایی اصفهان طی سال های مختلف، تغییر سریع چهرۀ
بافت تاریخی شهر اصفهان ) 4300 هکتار( را نشان می دهد که از این میان خانه های تاریخی به عنوان رکن
اصلی شاکلۀ محلات شهر، به دلیل ویژگی های خاص خود بیش از دیگر ابنیه در معرض تغییر و نابودی قرار
دارند. بررسی ها نشان داد که مطالعات صورت گرفته در مورد این خانه ها نسبت به خانه های تاریخیِ دیگر
شهرهای جهان، محدود بوده است و با توجه به تغییر چهرۀ سریع و سرعت بالای تخریب، تعلل در بررسی
آنها موجب از میان رفتن مدارک ب ینظیری در معماری ایرانی می شود. در این مقاله به تحلیل سازماندهی
فضا در خانۀ تاریخی باجغلی پرداخته شده است که از معدود بناهای ت کبادگیرۀ باقی مانده از عصر صفوی
است. هستۀ اولیه آن در دورۀ صفویه شکل گرفته و در زمان قاجار، توسعه یافته و الحاقاتی نیز در زمان
پهلوی به آن افزوده شده است. تحقیق حاضر به منظور پاسخ به پرسش هایی همچون چگونگی ویژگی های
سازماندهی فضاهای معماری، سازه، تزیینات، و بادگیر یگانۀ این خانه انجام گرفته است. روش تحقیق در
این مقاله توصیفی تحلیلی است و برای مستندسازی ویژگ یهای معماری، سازه و تزیینات بنا، از برداشت
ترسیمی، تصویری، نوشتاری، و شنیداری شفاهی بهره گرفته شده است. از انگیزه های مطالعۀ خانۀ
باجغلی می توان به ویژگ یهای منحصربه فرد این بنا همچون داشتن یک بادگیر، ساخت جبهۀ اصلی در
شمال زمین به شیوۀ رایج خانه های ارامنۀ جلفای اصفهان در دورۀ صفوی، و وضع نابسامان کنونی این خانه
اشاره کرد. همچنین شناخت معماری این خانۀ تاریخی، به منظور درک بخشی از هویت ناشناختۀ تاریخی
شهر اصفهان، امری ضروری است. از آنجا که بادگیر در معماری شهر اصفهان رایج نیست می توان بر اساس
این بنا، حضور ت کبادگیر در خانه های شهر اصفهان را مورد بحث قرار داد. بر همین اساس در جبهۀ جنوبی،
ویژگی های خانه های دورۀ صفویه همچون ایجاد تالار چلیپایی با غلام گردش، برپایی سقف طاق و چشمه،
ایجاد تزیینات حجمی و سطحی چون مقرنس، نقاشی و گچبری در فضای درون و معرق آجر در نمای رو
به حیاط و قوس های متداول دورۀ صفوی چون کلیل و تیزه دار مشاهده شده است. در جبهۀ شمالی نیز
ویژگی های معماری دورۀ دوم قاجار همچون داشتن تالار مستطیلی با سقف تخت و تزییناتی همچون آلت
و لقط، گچبری برجسته و نقاشی های الهام گرفته از نقاشی غرب و قوس های نیم دایره مشاهده شد. یافته های
تحقیق نشا ندهندۀ نحو فضا و ویژگی های سازه، تزیینات و فضای معماری خانۀ باجغلی در مقایسه با سایر
خانه های هم دورۀ آن در بافت تاریخی اصفهان بوده است.
معماری آیینی فرهنگی، حاصل تعامل دوسویۀ انسان و طبیعت در طول تاریخ بوده است. از این
رو مطالعۀ بناهای آیینی در بستر جغرافیایی، درک و شناخت معناداری از این آثار پیش روی ما قرار
می دهد. با بررسی نوع معماری آیینی سرزمی نها، بخشی از رفتارهای فرهنگی جوامع بیان می شود.
یارسان یکی از مسلک های آیینی است که توانسته بسیاری از رفتارهای اعتقادی و فرهنگی آیین های
کهن را در درون خود حفظ کند. پیروان این مسلک به صورت پراکنده در بسیاری از نواحی مختلف
ایران امروزی و خارج از مرزهای ایران زندگی م یکنند. اغلب محوطه های مقدس یارسان )در قالب
بناهای یادمانی و مقابر( در نواحی غربی ایران قرار دارند. این پژوهش سعی دارد به مطالعۀ چگونگی
از توابع استان لرستان و » بلوران « فرایند شکل گیری بناهای آیینی مسلک یارسان در محوطۀ
شهرستان دالاهو در استان کرمانشاه بپردازد. این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر روش تاریخی
است و داده های آن از مطالعات کتابخان های و میدانی حاصل شده است. نتایج مطالعات بیانگر این
مطلب است که عوامل زیست محیطی و اعتقادی این مسلک، بر فرایند شکل گیری این گونۀ معماری
اثرگذار بوده است.
معماری دورۀ قاجار را معماری خانه سازی و یا معماری خانه های مسکونی نامیده اند. در این دوره
به علت افزایش جمعیت شهرنشینان، ساخت و ساز معطوف به ایجاد سرپناه و خانه برای مردم تازه وارد
به شهر شد. در پی تحول سبک معماری در احداث خانه ها، کم کم اصلی ترین مفهوم فکری و کالبدی
معماری ایرانی یعنی درون گرایی، جای خود را در شکل گیری خانه ها به برون گرایی میدهد. تزیینات
معماری در این دوره وضع نازل تری را نسبت به دوره های گذشته، به خصوص دورۀ صفوی نشان
میدهد. شهر خرم آباد در دورۀ قاجار به محله های اطراف قلعۀ فلک الافلاک محدود بوده است. خانۀ
آخوند ابو از شاخص ترین خانه های شهر خرم آباد متعلق به اواسط دورۀ قاجار است. خانۀ سوزنگر نیز
متعلق به اواسط قاجار و از بناهای زیبای شهر تاریخی دزفول است. با توجه به اهمیت این موضوع تا
کنون دو تحقیق جامع در مورد تزیینات خانه های دزفول انجام پذیرفته است؛ کتاب دزفول شهر آجر
به قلم غلامرضا نعیما و همچنین رسالۀ نقوش سنتی و آجری دزفول نوشتۀ سیدنظام الدین امامی فر.
همچنین می توان گفت تاکنون تحقیق مشخص و هدفمندی دربارۀ تزیینات آجری خانه های شهر
خرم آباد صورت نگرفته است. در این مقاله از روش تحقیق توصیفی تحلیلی استفاده شده است و با
بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای در مورد معماری دورۀ قاجار و همچنین مطالعات میدانی به بررسی
تزیینات آجرکاری خانۀ آخوند ابوی خرم آباد در قیاس با خانۀ سوزنگر دزفول پرداخته شده است.
یافته های تحقیق نشان می دهد که خانۀ آخوند ابو دارای تزیینات آجری خفته راسته، دندانه موشی،
قطاربندی، و خوون چینی که همه ساده هستند است. اما در خانۀ سوزنگر تزیینات نفیس تر و
بسیار پرکارتر از خانۀ آخوند ابو است و شامل گل اندازی و انواع طرح های خوون چینی و همچنین
کتیبه های مزین به آجرکاری بی نظیر خوون چینی است و به خوبی هویت معماری دزفول را به نمایش
گذاشته است.