جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای مرمت

علیرضا شاه محمدپور سلمانی، حسام اصلانی، حمیدرضا بخشنده فرد،
دوره 37، شماره 73 - ( 6-1395 )
چکیده

آثار تاریخی بیشاپور که در اوایل دورۀ ساسانی شکل گرفته و گسترش یافته، همواره در معرض تهدید و

تخریب و فرسایش قرار داشته است. گروه های تحقیقاتی ای که اقدام به مطالعه و کاوش در این محوطۀ

باستانی کرده اند، در حیطۀ بینش و توان خود دست به اقدامات حفاظتی و مرمتی زده اند. اولین

دیدگاه در مورد نحوۀ محافظت از آثار، استخراج و انتقال قطعات یافته شده و اجزای تزیینات معماری

به موزه ها بود که توسط فرانسویان صورت پذیرفت. این نوع برخورد باعث بی هویت شدن برخی فضاها

مانند ایوان و تالار موزاییک شده است. با شروع فعالیت هیئت های ایرانی، اقدامات مسئولانه ای در

خصوص حفاظت از آثار در بیشاپور شروع شد، برخی از این عملیات ها با تخریب و تجدید بنا همراه

بوده و جنبۀ بازسازی به خود گرفته است. از سال 1359 با حضور مرمتگران ادارۀ کل حفاظت آثار ملی

در بیشاپور، اقدامات جدیدی شروع شد که خلاصه ای از نوع فعالیت و گزارش های آنها در این مقاله

آورده شده است. با مرور تاریخچۀ حفاظت و مرمت در این شهر تاریخی، استنباط می شود راهبردی

خاص در این زمینه وجود نداشته است. خروج قطعات و اجزای تزیینی هر چند که از تخریب آن

قطعه جلوگیری کرده، ولی کالبد و هویت محوطۀ تاریخی را خدشه دار کرده است که نمونۀ آن ایوان

و تالار موزاییک است که فاقد این تزیینات است. بازسازی های انجام گرفته نیز از فلسفه ای برخوردار

نیست؛ نمونۀ آن پایه های بتنی مجسمۀ شاپور است. اقداماتی که برای تثبیت وضعیت فعلی آثار به کار

گرفته شده نیز نه تنها اثر بسزایی نداشته، بلکه با منظر تاریخی مکان نیز همخوانی ندارد. در انتهای

این مقاله ضمن مطالعۀ دقیق روند حفاظت و مرمت در بیشاپور به این نتیجه می رسیم که با گردآوری

دقیق اطلاعات و مشخصات آثار، بازآفرینی بخش هایی از بنا به صورت کالبدی و بصری در دستیابی به

راهکارهای حفاظتی و مرمتی شهر مؤثر خواهد بود.


سیاوش درودیان،
دوره 37، شماره 74 - ( 9-1395 )
چکیده

مرمت های دوره­ای بناهای تاریخی، ب هخصوص در زما ن های گذشته که دانش علمی این کار وجود نداشته، موجب تغییرات کالبدی در این بناها می­ شده است. بررسی این تغییرات می­تواند راهگشای فهم و درک بهتر اثر و پایه­ای برای مرمت بهتر آن در دوره­های بعدی باشد. در این پژوهش به امامزادۀ «ینگی امام» از بناهای دورۀ صفوی در غرب کرج پرداخته شده است. این نوشته پس از معرفی اجمالی خود بنا به تاریخچۀ مختصر مرمت آن در زما ن های مختلف اشاره می­کند و سپس تغییرات ایجاد شده را بر اساس مدارک تاریخی و مقایسۀ کالبد امروزین و کالبد گذشته آن پی می گیرد. مطالعه بر اساس بررسی متن ها و عکس­های تاریخی این اثر و استفاده از گزارش­های سازمان میراث فرهنگی، صورت گرفته است.نتیجۀ پژوهش مشخص می­کند که در دوره­های قبل بیشترین تغییرات کالبدی در سردر صحن بنا که در دورۀ قاجار ساخته شده، کتیبۀ سردر بقعه، و کاش ی های گنبد اتفاق افتاده است. بیشتر تغییرات متأخر هم مجددا بر گنبد و فضاهای داخلی که سراسر آن آیینه کاری شده، دیده می­شود. بنابراین لازم است در مرمت­های بعدی به تغییرات و دست اندازی­های اخیر توجه شده و الحاقاتِ زائدِ اثر حذف شود.

نرگس افضلی، رسول وطن دوست،
دوره 38، شماره 76 - ( 3-1396 )
چکیده

آثار نقاشی موجود در مجموعه تاریخی  فرهنگی کاخ گلستان را می توان یکی از شاخص ترین مجموعه های نقاشی روی بوم در ایران دانست. از جملۀ این آثار ارزشمند، نقاشی های کمال الملک است. عدم توجه کافی به آثار کمال الملک در سال های گذشته، باعث بروز عوارضی در آنها در طول زمان شده است. با توجه به آگاهی های کسب شده از وضعیت این آثار و با بررسی وضعیت ساختاری، وضعیت محیطی، و شرایط نگهداری و رسیدگی به آ نها بر اساس ضرورت ها، می توان امکان موفقیت بیشتری را در حفظ و نگهداری هر چه بهتر آن ها، فراهم کرد. یکی از تخصص های مهم و بنیادی وابسته به رشتۀ حفاظت و مرمت، فن مستندنگاری است. در این پژوهش با توجه به اهمیت مستندنگاری در امر حفاظت و مرمت، مطالعه و بررسی دقیقی از وضعیت حفاظتی، مستندنگاری و آسیب نگاری ۳۴ تابلوی رنگ روغن روی بوم کمال الملک در کاخ گلستان صورت گرفته است. در این راستا شناسنامه های عمومی، حفاظتی  مرمتی و آسیب شناسی این آثار تهیه شد. جهت تکمیل مطالعات آسیب شناسیِ دقیق تر، آسیب شناسی دیجیتالی انجام شد. بر اساس اطلاعات به دست آمده از آسیب شناسی و تحلیل کمی و کیفی داده ها، آسیب های شیمیایی، جدی ترین تهدید پیش روی این آثار، هستند. با توجه به نتایج به دست آمده از تحلیل داده ها، می توان جهت برنامه ریزی مؤثر کوتاه مدت و دراز مدتِ حفاظت و نگهداری بهینۀ آثار تاریخی گامی مؤثر برداشت.

محسن عباسی هرفته،
دوره 38، شماره 76 - ( 3-1396 )
چکیده

در مناطق مرکزی ایران در میان انواع رطوبت آسیب رسان به بناهای سنتی، رطوبت بالارونده قابل توجه است. این رطوبت به اشکال مختلف در زمین وجود دارد و از طریق سطوح تحتانی اتصال بنا به زمین در آن نفوذ و به سمت بخش های فوقانی حرکت می کند. رطوبت بالارونده بیشترین آسیب را به پی­ها و بخش های تحتانی ستون ها و جرزها وارد کرده و موجبات تخریب تدریجی بنا را فراهم می کند. در شهرهای مرکزی ایران برای درمان عناصر آسیب دیده از رطوبت بالارونده از تکنیک خاصی استفاده می­شده است که مهارت و دانش ارزشمندی را در خود دارد و می تواند کماکان در ابنیۀ تاریخی ای که مشکل مشابهی دارند، به کار گرفته شود. در این مقاله با هدف معرفی و مستندسازی این فنِ مرمتی از طریق روش موردپژوهی با بررسی مرمت ستون آسیب دیده مسجد شیره پزهای اصفهان، به معرفی مرحله بندی شدۀ این فن که روی چوب کردن جرز یا ستون نامیده می شود، پرداخته شده است. اساس این فن بر حذف موقتِ بارهای وارده بر عنصر باربر از طریق عناصر کمکی است که در دو سوی عنصر آسیب دیده مستقر می­شود و پس از آزاد شدن عنصر باربر از بارهای وارده، مرمت آن صورت می گیرد.
مهدی رازانی، رامین محمدی سفیدخانی،
دوره 38، شماره 78 - ( 9-1396 )
چکیده

لازمۀ گذر از رودخانه  های فصلی و دائمی با انگیزه  های متنوع تجاری و سیاسی و نظامی در دوره  های مختلف، احداث پل بوده است. در این میان آذربایجان شرقی به سبب قرار داشتن بر مسیر جادۀ ابریشم و راه  های ارتباطی شرقی ــ غربی و شمالی ـ جنوبی همواره نقش مهمی در روابط تجاری و مسیرهای تجاری داشته است و در دوره  های تاریخی توجه زیادی به ساخت پل  ها و مسیرهای عبور و مرور در آن شده است. پل دختر میانه از جملۀ مهم ترین این پل  هاست که بر اساس قرائت  های کتیبۀ تخریب شدۀ پل، تاریخ ساخت آن را به سال ۸۸۸ق در دورۀ تیموری نسبت می  دهند، ولی تاریخ احداث بنای اولیۀ پل با توجه به شواهد تاریخی، احتمالاً به زمانی قبل از آن بازمی گردد. از لحاظ معماری، پل دختر میانه شامل سه چشمه (دهانه) بزرگ با قوس جناقی، همراه با سه آب گذر کوچک بر روی آب  بُر های مستحکم سنگی است. سازۀ آجری پل را با ملات ساروج روی طاق  های ترکیبی که آمیزه  ای از شیوۀ طاق  زنی رومی و ضربی هستند؛ بنا کرده  اند. به جز آسیبِ ناشی از فرسایش بر اثر گذشت زمان، مُخرب  ترین آسیب سازه  ای در  ۲۱آذر ۵۲۳۱ش بر اثر انفجار دهانۀ میانی پل توسط فرقه دموکرات آذربایجان به پل وارد شده است. بنای پل در طول سالیان بارها مرمت و بازسازی شده است. بر اساس کتیبۀ پل نخستین بار در قرن دهم هجری (دورۀ صفوی) و آخرین بار به صورت ناموفق در سال ۲۸۳۱ش توسط سازمان میراث فرهنگی مرمت شده است. پژوهش حاضر بر اساس مطالعۀ اسنادی به بررسی تاریخی و تطبیقی پل دختر میانه و مرمت  های آن پرداخته است و لزوم مرمت و بازسازی کامل پل را به منظور جلوگیری از تخریب بیش  تر آن و احیای مجموعۀ قلعۀ دختر و پل را به عنوان یکی از قطب  های گردشگری شهرستان میانه پیشنهاد می  کند.
 


صفحه 1 از 1